تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۲۰۴۴

پس از جنگ جهانی اول امپراطوری عثمانی به چندین کشور تقسیم شد و هر کدام از این مناطق تحت استیلای استعمار انگلیس و یا فرانسه قرار گرفت. سپس کشورها و دولتهای جدیدی مانند: ترکیه، عراق، سوریه، اردن، لبنان، فلسطین و غیره در خاورمیانه پدیدار گشت و غرب بمنظور تثبیت سیاست تجزیه در خاورمیانه (کشورهای اسلامی) روح ملی‌گرایی را در کالبد دولتهای منطقه دمید. از این رو جریان ناسوینالیزم متناسب با ویژگیهای فرهنگی محیط، تبلوری چون پان ‌ترکیزم، پان عربیسم و پس از آن پان کردیزم را از خود نمودار ساخت، و این موضوع باعث شد تا مسئله ملی‌گرائی جداره‌های فرهنگی خاصی در بین مسلمانان بوجود آورد و اتحاد سرزمینهای اسلامی را غیرقابل تصور سازد با وجود اینکه غرب آتش بحران قومیت را هم در خاورمیانه برافروخت و بدین سیاست، زدایش فرهنگ اسلامی را در منطقه تشدید کرد. در این اثنا کردها نیز با نسخ مبانی وحدت اسلامی، مجریان و یا قربانیان سیاستهای غرب در خاورمیانه بودند. پایان جنگ جهانی دوم تولد دو قطب قدرت را در پی داشت که در میدان جنگ سرد آمریکا و شوروی را در برابر یکدیگر قرار داد. آمریکا در این عرصه، جبهه ناتو را متشکل از کشورهای اروپای غربی و آمریکایی ایجاد کرد. لیکن ترکیه به لحاظ موقعیتهای ویژه در محدودۀ جغرافیایی خاورمیانه حساسترین جبهه استراتژیک ناتو علیه شوروی را به خود اختصاص داد. دولت ترکیه بخاطر شرایط مهمی که برای آمریکا داشت، توانست با کمکهای واشنگتن امنیت ملی ـ اقتصادی خویش را تحکیم بخشد و همواره مورد عنایت کشورهای غربی عضو ناتو قرار گیرد. بنابراین شوروی برای آسیب‌پذیر کردن اولین خط مقدم جبهه ناتو، جمعیتهای کرد شرق و جنوب شرقی ترکیه را تحت عنوان حمایت از نهضتهای رهایی‌بخش سامان بخشید. البته محرومیتهای فرهنگی و فقر اقتصادی موجب گردید تا گروههای کرد به منظور ایجاد عدالت اجتماعی هر چه بیشتر به سوی مکتب مارکسیسم تمایل پیدا کنند و آرمان خود را در اجرای یک نظام سوسیالیزم کردی جستجو نمایند و تمام نارسایی‌ها را ناشی از ترکها بدانند. به همین دلیل اغلب گروه‌های معارض کرد در ترکیه چپگرا بودند. و با حمایت‌های شوروی سابق توانستند نهضت جدایی‌طلب کرد را در شرق و جنوب شرقی ترکیه سازمان‌دهی کنند. که در نتیجه، خیزشهای اکراد ترکیه همیشه در طول جنگ سرد همچون اهرم فشاری بنفع مسکو به کار می‌رفت. بهار سال 64 در طی درگیری بین ارتش ترکیه و یک گروه چپ‌گرا در حومه استان فارس (همجوار غربی کشور ارمنستان) مخالفین به مدت هشت ساعت پرچم شوروی را در آن ناحیه به اهتزاز درآوردند. پس از فروپاشی نظام شوروی، ترکیه جایگاه ویژه‌ خود را در جبهه‌گیری جدید ناتو بعد از پایان جنگ سرد از دست داد. مضافاً اینکه ناوگانهای جنگی غول‌پیکر و بومی شدن آمریکا در خلیج‌فارس از اهمیت نظامی ترکیه کاست. نیویورک تایمز با اشراه به کاهش اهمیت ژئوپلتیکی ترکیه برای غرب در پایان دوره جنگ سرد می‌نویسد: ترکیه روزی سرپل «ناتو» در رویارویی با تهدیدهای شوروی سابق محسوب می‌شد. ولی امروزه به عنوان یک دولت غیرمذهبی در خاورمیانه که در برابر حکومت اصولگرایان اسلامی در ایران ایستاده است. تلقی می‌شود.
در این بین کردهای مخالف با از دست دادن بزرگترین مدافع و حامی خویش (شوروی سابق) ناگزیر به کانونهای ملت کرد روی آورده‌اند و اینک بیشترین اتکای خود را در توده‌های مردم مسلمان کرد دنبال می‌کنند بنابراین می‌کوشند بیشتر از گذشته حمایتهای مردمی را به طرف خویش جذب نمایند.
سقوط مارکسیسم و رشد فزاینده اسلام‌گرائی در ترکیه خصوصاً در مناطق کردنشین موجب شده تا گروههای چپ، خیزشهای اصیل اسلامی را بعنوان قدرت ایدئولوژیک برتر بپذیرند. و انعطاف قابل توجهی در برابر گروههای اسلامی نشان دهند. از جمله مقتدرترین گروه چپ‌گرائی که توانسته تهدیدی علیه امنیت ترکیه باشد همانا حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) بوده و هست که سیاست خارجی دولت آنکارا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. و این امر در دیپلماسی آن دولت بخصوص با کشورهای همجوار کاملا واضح است.
پیشینۀ پ.ک.ک
نخستین پایه‌های «پ.ک.ک» در سال 1972 در کانونهای دانشجویان چپ‌گرای آنکارا شکل گرفت: «حقی کارا»، «عبدالله اوجالان»، «کثیره اوجالان» ـ همسر عبدالله اوجالان ـ، و «علی حیدرکاتیان»، «جمیل بارگی» و «کمال پیرو» از جمله افرادی بودند که طی جلسه‌ای در «توزلو چاپر» آنکارا هستۀ اولیه حزب را بوجود آوردند. پس از چند سال (1977) «حقی کارار» رهبر این مجموعه در قاصی انتپ به قتل رسید و «عبدالله اوجالان» معروف به «آپو» هدایت تشکیلات را به عهده گرفت و یک سال بعد «آپو» حزب را در عرصه جنگ مسلحانه با رژیم ترکیه وارد کرد و در دسامبر 1978 «پ.ک.ک» موجودیت یافت. اما رادیو بی‌بی‌سی مورخه 16/4/72 بخش فارسی ساعت 7 می‌گوید: «پ.ک.ک» جنگ چریکی خود را در سال 1984 با هدف تأسیس دولت مستقل کرد آغاز کرد و سابقه این جنبش به حرکتهای سیاسی دهه 1970 باز می‌گردد که در آن زمان سازمانهای افراطی چپگرا در ترکیه اعلام موجودیت نمودند. همچنین واشنگتن دیپورت، ژوئن 1992 می‌نویسد: حزب کارگران کردستان در سال 1984 تشکیل شد و خواستار استقلال از ترکیه بود که اکنون به راه‌حل فدراتیو قناعت کرده است.
عبدالله اوجالان
اوجالان در سال 1948 در روستای «عمرلو»، شهر «حالفتی» از توابع استان «اورفا» بدنیا آمد. او در یک خانواده فقیر و کشاورز بزرگ شد، بعد از دوران تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه آنکارا گردید و در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداخت. درست در سال آخر فارغ‌التحصیلی، دانشگاه را به قصد مبارزه سیاسی علیه دولت ترکیه (1974) ترک نمود و به کردستان گریخت. وی ابتدا مسلمان حنفی و از مسلک نورجی‌ها پیروی داشت که تدریجاً مجذوب اندیشه مارکس گردید و بر مشی لنین واستالین تعصب شایانی می‌ورزید چنانکه در گفته‌های اخیرش؛ گورباچف را خائن به خلقهای مظلوم جهان تلقی می‌کند.
ایدئولوژی «پ.ک.ک»
طبیعت انقلابی و آرمانی «پ.ک.ک» دارای دو خاصیت ملی و سوسیالیزم می‌باشد که در تفکر لنین، ملی‌گرائی و قوم‌گرائی رد شده ولی «اوجالان» معتقد است، نخست برای وصول به انقلاب بایستی از خاصیت ملی بهره جست چرا که تنها چاشنی انقلاب کردستان برافرختن آتش کردگرائی و مظلومیت کرد است. بنابراین اثبات تاریخ و تمدن کرد در گام اول مبارزه از سوی سران «پ.ک.ک» ضروری دانسته شد. لذا حزب در برنامه سیاسیش، پیشینۀ تاریخ و تمدن کرد را به قوم آریائی ماد (هزار سال قبل از میلاد) نسبت می‌دهد و چنین بیان می‌دارد: که مادها بعد از پیروزی بر فارسها و سپس آشوریها (قرن هفتم پیش از میلاد) بزرگترین امپراطوری در محدودۀ کردستان کنونی را بنیان نهادند و از طرفی براساس جبر تاریخی مارکس تمدن کرد را مطابق با تحولات تاریخی منطقه به چهار دوره تقسیم کرده است.
1ـ برده‌برداری؛ دوران حاکمیت مادها، فارسها، یونانیها، مقدونیها، ارمنیها، رومیها و بیزانس تا سقوط دولت ساسانی توسط هجوم اعراب مسلمان.
2ـ فئودالیزم؛ آغاز دوران حاکمیت مسلمانان بویژه از زمان سلجوقیان آغاز و تا انقراض حکومت عثمانی ادامه یافت.
3ـ سرمایه‌داری؛ ظهور نظام جمهوری ترکیه بعد از جنگ اول جهانی که بر خرابه‌های امپراطوری عثمانی بنا گردید که در حال حاضر کردستان ترکیه در این مرحله بسر می‌برد.
4ـ سوسیالیزم؛ حاکمیت نظام کارگری پرولتاریا که بایستی بر مبنای یک انقلاب توفنده، حکومت خلق کرد را بدست گیرد تا جامعه بی‌طبقه را ایجاد کند و این امر از ضروریات تاریخ است.