تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۲۳۲۷۸۳
علی مرادزاده / دانشجوی دکترای علوم سیاسی مقدمه: فرقه وهابیت توسط وزارت مستعمرات انگلستان و محوریت محمد‌بن عبدالوهاب با هدف انحراف و ایجاد تفرقه در جهان اسلام و اندیشه اسلامی ایجاد گردید. وهابیون افراطی که امروز همواره خود را جنبش سلفی رادیکال می‌دانند،‌‌ با شتاب زایدالوصفی در ممالک اسلامی گسترش یافت. گروه القاعده از میان عناصر رادیکال و ماجراجوی این فرقه برآمده و با حمایت آمریکا،‌‌ انگلیس،‌‌ عربستان و پاکستان ابتدا برای مقابله با شوروی سابق تأسیس و سپس برای حاکم ساختن قرائتی خاص و محدود ساختن تشیع و فراهم ساختن زمینه‌ها و بهانه‌های حضور آمریکایی‌ها در منطقه استمرار یافت. در این نوشتار تلاش می‌کنیم به معرفی این سازمان و اقدامات آن بپردازیم،‌‌ مراحل و عوامل شکل‌گیری،‌‌ خاستگاه فکری و پراکندگی جغرافیایی آن را مورد بحث قرار دهیم.

واژگان کلیدی: القاعده،‌‌ وهابیت،‌‌ رادیکالیسم،‌‌ جنبش،‌‌ تروریسم،‌‌ خاورمیانه،‌‌ افغانستان.
بحث اول - سیمای کلی القاعده:
تشکیلات القاعده از گروه‌هایی است که با شعارها و عملکرد رادیکالی در دهه اخیر موجب شکاف در جهان اسلام گردید،‌‌ با رخدادهای افراطی و رویکرد خشونت‌آمیز موجب شد تا جنگ بین اسلام و کفر را به بدبینی‌ و نزاع مسلمان با مسلمان تبدیل شود،‌‌ یعنی همان نقشی را که صهیونیست‌ها درصدد بودند تا در میان مسلمانان فلسطین و لبنان ایفا کنند،‌‌ در منطقه خاورمیانه و شبه‌‌‌قاره هند تحقق بخشیدند.‌‌
شواهد تاریخی نشان می‌‌دهد که شکل‌گیری و گسترش القاعده عمدتاً متأثر از پدیده‌های برون‌زا بوده و ریشه در منافع و تحریکات غرب و تهاجم‌های بلوک شرق دارد. این سازمان نه تنها براساس مصالح مسلمانان و اقتضائات جهان اسلام حرکت نکرده بلکه مصیبت‌ها و ناامنی‌های فراوانی را در جهان اسلام پدید آورد و همواره آلت‌‌‌دست دیگران بوده‌اند.
هرچند که شرایط و عوامل درونی وهابیون افراطی منطقه نیز همسو با پروژه فرقه‌سازی سرویس‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس و پاکستان در تأسیس و تجهیز آن سهیم هستند. امروزه تندروی‌های القاعده سبب گردیده است که خبرگزاری‌های غربی و رسانه‌های استعماری مفاهیمی چون اسلام‌گرایی،‌‌ جهادگرایی،‌‌ اسلام سیاسی را مترادف با تروریسم،‌‌ واپس‌گرایی و خشونت‌طلبی بکار ببرند و موج اسلام‌‌هراسی را در منطقه و جهان القا نمایند.‌‌
به هر حال گروه القاعده از میان وهابیون افراطی برخاسته‌اند که حتی حاضر به همگرایی با بیگانگان و استعمارگران به ویژه سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس می‌شوند،‌‌ لکن با مسلمانانی که در توحید و نبوت و کتاب آسمانی اشتراک عقیده دارند اتحاد پیدا نمی‌کنند.
آنان به امپراطوری‌های اموی و عباسی می‌اندیشند،‌‌ القاعده از یکسو رویکرد تکفیری در فقه را برگزیده و از سوی دیگر به جریان خردگریز خوارج تکیه دارند. به تبع وهابیان ساختن مقبره،‌‌ نوشتن روی قبر،‌‌ چراغ روشن کردن،‌‌ زیارت،‌‌ تزئین زیارتگاه‌ها،‌‌ شفاعت،‌‌ دعا،‌‌ استغاثه،‌‌ توسل،‌‌ قسم دادن،‌‌ سوگند خوردن،‌‌ مولا خطاب کردن،‌‌ نذر و قربانی کردن برای غیر خدا را مخالف توحید و مصداق شرک‌ می‌دانند.1
ابومصعب الزرقاوی شیعیان را به صراحت کافر می‌شمارند.
سازمان و ایدئولوژی القاعده هنوز مبهم است و به طور دقیق تبیین،‌‌ تحلیل و توصیف نشده است. تحلیل‌گران با توجه به گزارش‌های رسانه‌ای،‌‌ حملات صورت گرفته و ادعاهای آمریکا و غرب اظهارنظر می‌کنند. در حالی که با توجه به شرایط سیاسی گذشته و حال،‌‌ القاعده تغییر تاکتیک داده است.‌
القاعده را نباید به عنوان یک پدیده یا گروه نگریست،‌‌ بلکه باید آن را به عنوان یک پارادایم فکری و حتی مکتب جهادی مورد مطالعه قرار داد و با بهره‌گیری از دیدگاه‌های مختلف جامعه‌شناختی و سیاسی و نیز به لحاظ نظریه‌های ساختاری،‌‌ کارکردی،‌‌ پدیده‌شناسی،‌‌ پوزیتویستی،‌‌ تضاد و تکاملی،‌‌ به تجزیه و تحلیل آن پرداخت.
در مجموع می‌توان گفت جنبش القاعده جنبشی است که از چهار مؤلفه ایدئولوژیک،‌‌ سلفی‌گری،‌‌ رادیکالیسم،‌‌ غرب‌ستیزی و شیعه‌ستیزی تشکیل شده است. این جنبش در سراسر کشورهای اسلامی،‌‌ کوششی جمعی برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک خود،‌‌ به منظور دگرگون ساختن سه حوزه کشورهای تابعه،‌‌ جوامع اسلامی و جامعه جهانی است. از این‌‌‌رو القاعده وسعتی به بزرگی جهان سلفی رادیکال دارد.
بحث دوم - خاستگاه فکری القاعده:
القاعده گروهی از وهابیون تندرو هستند که براساس شواهد تاریخی منشاء شکل‌گیری آنها به جماعت تبلیغی بازمی‌گردد. جماعت تبلیغی در سال 1926 در ناحیه موات در هندوستان توسط عده‌‌ای معدود مبلغ اسلامی به وجود آمد. پایه‌گذار آن ملامحمد الیاس با ایجاد جماعت تبلیغی قصد داشت موازنه‌ای در مقابل مبلغان غیرنظامی هند به وجود آورد. اینان به تبلیغات سینه به سینه اسلام پرداخته و مردم را به انجام اعمال نیک فرامی‌خواندند.
سپس شبکه خود را از شبه‌‌قاره هند شامل پاکستان و افغانستان تا آفریقای شمالی توسعه دادند. جماعت تبلیغی به سازمان سیا و ای‌اس‌ای پاکستان کمک کرد تا مسلمانان اهل آفریقای شمالی را به عنوان سرباز راهی جنگ افغانستان کنند. بعدها از دل اینها ملامحمد عمر و بن‌لادن بیرون آمدند.
القاعده همواره درصدد احیای امپراطوری مشابه امپراطوری‌های عثمانی،‌‌ عباسی و اموی هستند. در شکل‌گیری جنبش‌هایی مانند القاعده و طالبان عوامل گوناگون سیاسی،‌‌ اجتماعی،‌‌ فرهنگی و... دخیل‌اند. اما عامل اصلی پیدایش این جنبش‌ها به بحران‌های طولانی قرون اخیر ارتباط دارد مانند زوال امپراطوری عثمانی،‌‌ تحقیر و تهدید هویت اعراب،‌‌ تلاش برای استفاده از اسلام در جهت مشروعیت عرب،‌‌ نابرابر‌ی‌های اجتماعی،‌‌ تجزیه جهان عرب و شکل‌‌گیری دولت صهیونیستی و حذف فلسطین از فهرست کشورهای جهان و نیز تضاد فرهنگی میان اسلام و غرب.
در جماعت تبلیغی هر نوع تعارف،‌‌ تشریفات و ریا حرام است. در سال دوم حکومت طالبان،‌‌ بر روی پلاکاردی برای تعیین مرز،‌‌ با خط زیبا و درستی نوشته شده بود "محل استقرار امارات اسلامی افغانستان". از داخل گروه جماعت تبلیغی گروهی بیرون آمدند که با همین افکار بسته،‌‌ یعنی تلویزیون حرام است،‌‌ کار کردن زن حرام است،‌‌ با مردها صحبت کردن حرام است،‌‌ با صدای بلند صحبت کردن و خندیدن حرام است،‌‌ لاک زدن انگشت حرام است و... این احکام را در حکومت طالبان اجرا کردند.2
آن چه مسلم است این که القاعده از سلفی‌های وهابی تشکیل شده‌ است و جنبشی رادیکالی و افراطی از میان محافظ‌ه‌کاران وهابی به شمار می‌روند. القاعده در عبور از محافظه‌کاری سلفی به رادیکالیسم به شدت متأثر از چند عامل اساسی بود:
1-‌‌‌‌ بحران‌‌های ناشی از نفوذ فرهنگ غرب و گرایش برای بازگشت به خویش در جهان اسلام.
2-‌‌‌‌ مقایسه اوضاع کنونی جهان اسلام با گذشته فتوحات و تاریخ تمدن اسلام.
3-‌‌‌‌ شکست الگوها و ایدئولوژی‌های غربی در جهان اسلام مانند لیبرالیسم،‌‌ سوسیالیسم،‌‌ کمونیسم و...
4-‌‌‌‌ تبدیل شدن فلسطین به کانون همیشگی بحران توسط کشورهای غربی. هرچند بن‌لادن و برخی رهبران القاعده اولویتی برای دفاع از فلسطین قائل نبودند اما با استفاده از روش‌های جذاب به بهانه قضیه فلسطین افکار عمومی مسلمانان را به خود جلب کردند.
5-‌‌‌‌ شکست‌های نظامی‌ و سازش‌های سیاسی رژیم‌های عربی و در واقع شکست ناسیونالیسم عربی.
6-‌‌‌‌ غربی‌سازی شتابزده و افراط در عرفی‌سازی سازشکارانه در جوامع اسلامی و عربی.
7-‌‌‌‌ سلطه و استعمار دیرینه توسط کشورهای غربی.
8-‌‌‌‌ متون مقدس دینی و پیشینه تاریخ اسلام که پیوند عمیق دین و سیاست را بازگو می‌کنند.3
عبدالله عزام از مؤسسان اصلی سازمان القاعده و تفکر رادیکالی برخی از علل جهاد را این‌‌‌گونه بیان می‌کند:
1-‌‌‌‌ جلوگیری از تسلط کافران بر مسلمانان.
2-‌‌‌‌ ترس از آتش جهنم.
3-‌‌‌‌ عمل به فریضه جهاد و پاسخ به دعوت خدا.
4-‌‌‌‌ ادامه دادن راه سلف صالح.
5-‌‌‌‌ استقرار جامعه اسلامی.
6-‌‌‌‌ حفاظت از مستضعفین زمین.
7-‌‌‌‌ شهادت و کسب مقام والا در بهشت.
8-‌‌‌‌ جلوگیری از بی‌حرمت شدن امت و سپر بلای آن شدن.
9-‌‌‌‌ حفاظت از عزت امت و نقش بر آب شدن توطئه دشمنان.
10-‌‌‌‌ حفاظت از سرزمین اسلامی و جلوگیری از فاسد شدن آن.
11-‌‌‌‌ ایجاد امنیت برای مکان‌های مقدس.
12-‌‌‌‌ سعادت امت و افزایش ثروت آنها.
13-‌‌‌‌ بهترین شکل عبادت.
ایمن ظواهری معتقد است که جوانان مسلمان نباید منتظر اجازه گرفتن از کسی باشند،‌‌ زیرا جهاد با آمریکایی‌ها،‌‌ یهودیان و متحدانشان،‌‌ یعنی منافقان مرتد،‌‌ واجب عینی است،‌‌ هر مسلمانی که به پیروزی اسلام علاقه‌مند است نمی‌تواند هیچ ندایی را برای توقف جهاد بپذیرد و نمی‌توان امت را از آن منصرف کرد.
در ایدئولوژی القاعده تنها وجود یکی از شرایط زیر موجب کشتار نظامیان و غیرنظامیان مسلمان و غیرمسلمان می‌شود:
1-‌‌‌‌ مقابله به مثل
2-‌‌‌‌ ناتوانی در تمییز‌گذاری میان شهروندان و نظامیان.
3-‌‌‌‌ مشارکت و همراهی شهروندان در عمل،‌‌ حرف یا ذهن با دشمنان.
4-‌‌‌‌ ضرورت جنگ.
5-‌‌‌‌ کاربرد تسلیحاتی که نمی‌توانند تمییزی میان انسان‌ها بگذارند.
6-‌‌‌‌ پیمانی‌شکنی.
7-‌‌‌‌ سپر‌ انسانی.
براساس همین نگرش،‌‌ بن‌لادن درباره سلاح هسته‌ای معتقد است: «این حق مسلمانان است که مالک این‌‌‌گونه سلاح‌ها باشند.»4
هدف نهایی القاعده دستیابی به حکومتی فقهی است که ریشه در سلفی‌گری وهابیت رادیکال دارد و بر تمام جهان حکم می‌راند. القاعده در میان نظام‌های موجود به تأسی از امپرا‌طوری‌های اموی و عباسی همچنان نظام مونارشی (سلطنتی) را بهترین نظام حکومتی می‌داند و با دمکراسی مخالفت می‌ورزند.
مهم‌ترین دیدگاه‌های ایدئولوژی حکومتی القاعده عبارتند از:
1-‌‌‌‌ هیچ مرجعی جز فقهای سلفی و وهابی حق افشا و استخراج قوانین برای اداره جامعه را ندارد و به طریق اولی قانونگذاری براساس عقل خود انبیاء هم مشروعیت ندارد.
2-‌‌‌‌ آزادی عقیده از آن‌‌‌جا که می‌تواند به ارتداد و الحاد بینجامد باطل است.
3-‌‌‌‌ مشروعیت حاکمان از جانب عالم بالاست و رهبران جوامع باید خاستگاه دینی و برآمده از شرع داشته باشند.
4-‌‌‌‌ آزادی بیان چون به ناسزاگویی به خدا و قوانین الهی می‌انجامد مورد تأیید نیست.
5-‌‌‌‌ دین از سیاست و حکومت جدا نیست.
6-‌‌‌‌ تشکیلات و احزاب سیاسی چون به گسترش فعالیت عناصر غیردینی یاری می‌‌رسانند مورد تأیید اسلام نیستند.5
بحث سوم - مراحل شکل‌گیری و تجدید حیات القاعده:
مطالب پیش‌‌گفته بخشی از زمینه‌ها و عواملی بودند که باید موجب شکل‌گیری یک سازمان گسترده می‌شدند،‌‌ حمله شوروی سابق به افغانستان جرقه شروع این تشکیل گردید،‌‌ سازمان القاعده توسط رهبران آن از جمله اسامه بن‌لادن و... از یکسو و اهتمام و سرمایه‌گذاری دولت‌های عربستان،‌‌ پاکستان،‌‌ آمریکا و انگلیس از سوی دیگر شکل گرفت. این سازمان در اواخر دهه 1970 با عنوان دفتر "مکتب الخدمه" و با هدف آموزش،‌‌ پشتیبانی و تجهیز مجاهدین عرب برای جنگ با شوروی سابق آغاز بکار نمود.
مجاهدین عرب از کشورهای مختلف عربی همچون مصر،‌‌ عربستان و... جمع‌آوری و به منطقه انتقال داده شدند. این نیروها به تدریج توسط مؤسسه محمد‌ بن‌‌‌لادن (پدر اسامه) سازمان جهانی امدادرسانی اسلامی که مقر آن در عربستان است،‌‌ دفاتر اتحادیه جهان اسلام که مقر اصلی آن در شهر مکه می‌‌باشد منتقل شدند،‌‌ تبلیغات گسترده جنبش اخوان‌المسلمین در تمامی کشورهای عربی مبنی بر اهمیت و ضرورت جهاد اسلامی با شوروی سابق و در کنار این عوامل مؤثر واقع می‌شد و از سوی دیگر علاقه‌مندی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای عربی برای جمع‌آوری جوانان افراطی و تندرو‌ و خشونت‌طلب در مکانی خارج از کشورهای خود و رهایی از ماجراجویی آنها و عواملی از این قبیل موجب تشکیل القاعده گردید.
پس از شکست و عقب‌‌نشینی ارتش سرخ شوروی سابق و پایان یافتن جنگ،‌‌ موضوع تشکیلات القاعده محل بحث واقع شد. در این هنگام عبدالله عزام رهبر اصلی القاعده ترور شد و سران القاعده به این فکر افتادند که آمریکا،‌‌ عربستان و پاکستان و مصر که از شر شوروی راحت شده‌اند،‌‌ وجود نیروهای افراطی و رادیکال القاعده را نیز تحمل نمی‌کنند و یکی پس از دیگری درصدد ترور رهبران القاعده هستند تا به واسطه اسنادی که از همکاری دو‌جانبه این کشورها با القاعده در دست سران القاعده قرار دارد،‌‌ بعدها از ناحیه تشکیلات خطری متوجه کشورهای یاد شده نگردد.
از سوی دیگر با پایان یافتن جنگ با شوروی،‌‌ بسیاری از مجاهدین عرب از جمله اردنی‌ها و سعودی‌ها که از ناحیه سرویس‌های امنیتی کشور خود مشکلی نداشتند به کشور خود بازگشتند،‌‌ اما اتباع مصر،‌‌ الجزایر،‌‌ سوریه،‌‌ لیبی و سایر کشورها از ترس بازداشت توسط نیروهای امنیتی کشورهایشان باید در افغانستان می‌‌ماندند و برخی نیز به کشورهایی که دولت مرکزی قوی نداشتند مانند سومالی و سودان رفتند و برخی نیز بعدها به کشورهای تازه استقلال‌‌‌ یافته شوروی سابق رفتند،‌‌ عده‌ای از آنها نیز در سایر نقاط جهان پراکنده شدند.
سران القاعده که از این به بعد به رهبری اسامه بن‌‌لادن فعالیت‌هایشان را ادامه می‌داد به فکر قاعده‌مند کردن جهاد اسلامی افتادند. از این‌‌‌رو اسامه بن‌لادن به همراه نیروهای شاخص این سازمان به دعوت حسن ترابی در سال 1989 به سودان رفتند و با حمایت آنها تشکیلات خود را بازسازی کردند. نام القاعده از عنوان پادگان نظامی این گروه "قاعدة‌الجهاد" یعنی پایگاه نبرد مقدس گرفته شده است و بسیاری از اعضاء،‌‌ ابتدا آن را "جبهه بین‌المللی جهاد علیه یهودیان و صلیبان" می‌‌نامیدند.
تحول فکری بن‌لادن از زمان آشنایی وی با ایمن الظواهری (که بعدها معاون بن‌لادن شد) در سال 1986 تشدید گردید و بر اثر این آشنایی از یک سلفی صرف به سلفی رادیکال و دارای اندیشه جهادی تبدیل شد. از سوی دیگر ارتباط القاعده و شخص بن‌لادن با عربستان استمرار یافت و کمک زیادی به منافع عربستان در گسترش رادیکالیسم سلفی کردند.6
القاعده همواره با مفاهیمی چون "سازمان" و "جنبش" یاد می‌شود. در این زمینه می‌توان گفت سازمان القاعده واقعیتی است که حدود سه دهه از تشکیل آن می‌گذرد و تا به حال نیز به فعالیت‌های خود ادامه داده است. این سازمان که ماهیتی چندملیتی دارد و اعضای آن عموماً به کشورهای مختلف عربی تعلق دارد،‌‌ می‌کوشد در کشورهای مختلف پیروان و هوادارانی به دست آورد.7
اما القاعده‌ دارای تشکیلات بسیار گسترده،‌‌ ساماندهی شده،‌‌ شبکه‌وار و از پیش طراحی شده در تمام نقاط جهان نیست و نمی‌تواند سازمان گسترده و پیچیده‌ای را در آن مراکز دایر کنند. در واقع،‌‌ این،‌‌ جنبش القاعده یا جنبش سلفی رادیکال است که توانسته حیات اجتماعی خود را در مناطق مختلف جهان ادامه دهد و زمینه‌ای برای نفوذ و استفاده سازمان القاعده از فرصت‌ها و مناسباتی شود که پیش می‌آید.
جنگ خلیج‌فارس و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه 1990 فرصت سرنوشت‌ساز دیگری برای تجدید حیات سازمان القاعده به شمار می‌رود،‌‌ در این زمان که نظام دوقطبی فروپاشیده و نظام بین‌المللی هنوز نتوانسته بود مانند گذشته ساختارهای خود را باز یابد و بر اوضاع مسلط گردد،‌‌ القاعده از این وضعیت مبهم برای رسیدن به اهداف خود بهره جست و به اقداماتی دست زد. القاعده در این مقطع به انجام عملیات‌های زیر متهم شده است:
1-‌‌‌‌ بمب‌گذاری در هتل عدن در 20 دسامبر 1992.
2-‌‌‌‌ تولید سلاح کشتار جمعی در سودان در سال 1993.
3-‌‌‌‌ بمب‌گذاری در مراکز تجارت جهانی در 26 فوریه 1993.
4-‌‌‌‌ بمب‌گذاری در سومالی در اکتبر 1993 و کشته شدن 18 سرباز آمریکایی‌.
5-‌‌‌‌ تأمین مالی سه اردوگاه آموزشی تروریستی در شمال سودان در سال 1995.
6-‌‌‌‌ آموزش چریک‌های خارجی در شمال یمن در سال 1996.
7-‌‌‌‌ ترور نافرجام حسنی مبارک در آدیس ‌آبابا در سال 1995.
8-‌‌‌‌ انتشار نامه سرگشاده به ملک فهد مبنی بر استمرار جهاد و مبارزه تا خروج کامل نیروهای آمریکایی از عربستان.
9-‌‌‌‌ کشتن 19 سرباز آمریکایی در بمب‌گذاری ظهران عربستان در سال 1996. 8
مرحله دیگر فعالیت‌های القاعده به تأسیس گروه طالبان در سال 1994 در افغانستان بازمی‌گردد که القاعده به افغانستان بازگشت و توانست با حمایت مالی و نظامی طالبان موقعیت خویش را تحکیم بخشد. این شرایط تا سال 2001 یعنی تا زمان حملات 11 سپتامبر و سپس لشکرکشی آمریکا به افغانستان ادامه یافت.
بحث چهارم - مراحل استمرار و فعالیت القاعده در افغانستان
1-‌‌‌‌ دوره اشغال افغانستان توسط شوروی سابق: در این دوره آمریکا چنین وانمود کرد که با مسلمانان در یک جبهه مشترک قرار دارد. تسلیحات و کمک‌های نظامی آمریکا،‌‌ پشتیبانی مالی عربستان و امارات و هدایت و سازماندهی پاکستان موجب پیدایش گروه‌های جهادی با نام‌های مختلف از جمله "عرب‌ افغان‌‌ها" و "القاعده‌" شد و با خروج شوروی از افغانستان،‌‌ نیروهای جهادی نیز به کشورهای خود بازگشتند،‌‌ اما برخی دیگر در مناطق مرزی افغانستان با پاکستان باقی ماندند.
2-‌‌‌‌ دوره دوم حضور و فعالیت القاعده در افغانستان به سال 1996 و زمان ظهور طالبان برمی‌گردد. در این دوره،‌‌ القاعده به عنوان میهمان در افغانستان حضور یافت و طالبان را به لحاظ مالی و فکری هدایت کرد. اختلاف آمریکا و طالبان بر سر تسلیم بن‌لادن و حادثه 11 سپتامبر موجب شد تا آمریکا به افغانستان حمله کند و محل و پایگاه القاعده و طالبان را از بین ببرد.
3- دوره سوم فعالیت القاعده در افغانستان از سال 2001 با حمله آمریکا به افغانستان آغاز شد. در این دوره گروه القاعده از مخفی‌گاه‌ها بیرون آمدند،‌‌ دوباره سازماندهی شدند و سال به سال بر عملیات‌ها و بمب‌گذاری‌های انتحاری خود افزودند. به طوری که طی سال‌های 2006 و 2007 اعلام کردند بین 600 تا 1200 انتحارگر آماده به خدمت در افغانستان تربیت کرده‌اند.
آن چه مسلم است این که حمله آمریکا به عراق موجب قدرت‌یابی مجدد القاعده و سپس طالبان در افغانستان شده است،‌‌ اما استفاده از تبلیغات و رسانه‌های جمعی،‌‌ مدارس دینی پاکستان و گروه‌ طالبان و حمایت و پشتیبانی گروهک‌های اسلامی به ویژه پاکستان و کشورهای عربی از سازمان القاعده در گسترش مجدد فعالیت القاعده در افغانستان بسیار مؤثر بوده است.
هم‌اکنون القاعده در مرزهای جنوبی افغانستان و مناطق شمالی پاکستان فعال است و در سازماندهی،‌‌ آموزش و تجهیز‌ طالبان در جهت استراتژی خود مبنی بر ضربه زدن به آمریکا،‌‌ خروج نیروهای اشغالگر از افغانستان و تشکیل دولتی با افکار خود نقش بسزایی دارد.9
بحث پنجم - اهداف کشورهای تشکیل‌دهنده القاعده:
مهم‌ترین هدف آمریکا از تشکیل القاعده،‌‌ انتقام گرفتن از شوروی سابق به خاطر شکست خود در جنگ ویتنام بود،‌‌ چون شوروی به مردم ویتنام کمک کرده بود تا در مقابل آمریکا مقاومت کنند. هدف دیگر آمریکایی‌ها دور کردن کانون بحران خاورمیانه از منطقه فلسطین و معرفی افغانستان به عنوان کانون جدید توجهات جهانی و منطقه‌ای بود. تا جایی که "عبدالله عزام" استاد بن‌لادن و رهبر اصلی القاعده تصریح می‌کرد که افغانستان بر فلسطین اولویت دارد و هدف سوم آنها فراهم ساختن بهانه حضور در منطقه و داشتن پایگاه و عواملی وابسته به خود در منطقه بود.
یکی از اهداف پاکستان تأمین منافع اقتصادی خود بود که از یک‌‌‌سو اختلاف مرزی دیرینه خود با افغانستان به ویژه بر سر منطقه مورد منازعه پشتونستان را به پایان برساند و از سوی دیگر از این طریق به آسیای میانه راه پیدا کند. پاکستان درصدد رقابت با هند از طریق افغانستان بود،‌‌ منافع اقتصادی و ترانزیت کالا و انرژی،‌‌ مقابله با نفوذ ایران در این کشور و نیز همسویی و جلب اعتماد آمریکایی‌ها و خوش‌خدمتی به غرب بود. پاکستان بعدها با تشکیل طالبان نیز تلاش کرد تا مسئله پشتونستان را به نفع خود فیصله دهد.
عربستان نیز که نقش کلیدی در تشکیل القاعده داشت با تعصب وصف‌ناپذیری درصدد بود تا با نفوذ سیاسی دینی ایران در افغانستان مقابله کند،‌‌ برای این منظور عربستان ترویج وهابیت در جوامع اسلامی به ویژه کشورهای تازه استقلال‌یافته و فاقد حکومت مرکزی از یکسو و تأمین نیازهای مالی و نیروی انسانی و تجهیز القاعده به سلاح‌های غربی برای انسجام یافتن القاعده و ایجاد ناامنی برای جمهوری اسلامی ایران برآمدند.
بحث ششم - عوامل قدرت‌یابی پی‌‌در‌‌‌پی القاعده:
عوامل مختلفی در سه دهه اخیر موجب قدرت‌یابی،‌‌ گسترش سازمانی و تجدید حیات فعالیت‌های القاعده گردیدند که مهم‌ترین آنها را این‌گونه می‌توان برشمرد:
1-‌‌‌‌ ایدئولوژیک بودن مبارزه: القاعده از مبانی و مفاهیم ایدئولوژیک چون جهاد اسلامی علیه ایدئولوژی‌های معارض همچون مارکسیسم استفاده کرد.
2- دارا بودن سرمایه‌های بی‌پایان: سرمایه‌های بی‌کران سران القاعده و حامیان آشکار و پنهان آن موجب جذب نیرو،‌‌ تأمین تجهیزات و تحرک سازمانی گردیده است.
3-‌‌‌‌ جذابیت حرکت‌های مسلحانه برای جوانان افراطی: جوانان سلفی رادیکال به محض آشنایی با قیام‌ها و حرکت‌های نظامی و انقلابی جذب سازمان القاعده شدند.
4-‌‌‌‌ حمله آمریکا به عراق: اشغال عراق توسط آمریکا به القاعده امکان داد تا دوباره خود را تجهیز و سازماندهی نماید. حتی القاعده با این فرصت توانست طالبان را نیز در افغانستان تجهیز و بازسازی نماید و با کمک‌های مالی و تسلیحاتی خود و آموزش‌های چریکی و نظامی گروه طالبان بیش از شصت هزار از آنان را برای رویارویی با نیروهای اشغالگر آماده سازد.
بن‌لادن در ششمین سالگرد 11 سپتامبر در جدیدترین نوار ویدئویی خود و پیشنهاد برای پایان یافتن جنگ عراق مطرح کرد:
1-‌‌‌‌ ادامه نبرد و کشتار آمریکایی‌ها.
2- گرویدن همه به اسلام و طرد نظام دمکراتیک آمریکا،‌‌ پیام بن‌لادن از دیدگاه برخی تحلیل‌گران نشان‌دهنده قدرت‌یابی مجدد القاعده بود.
5-‌‌‌‌ استفاده از رسانه‌ها و ابزارهای تبلیغاتی: القاعده برای نمایش آشکار قدرت خود بسیاری از عملیا‌ت‌ها و آموزش‌های خود را ضبط و از طریق پایگاه‌های اینترنتی جهادی در تمام دنیا منتشر می‌سازد. از این‌‌‌رو رسانه‌ها نقش مهمی در استراتژی و قدرت‌یابی القاعده دارند. به ویژه با از بین رفتن پایگاه القاعده در افغانستان،‌‌ رسانه‌ها به اولین میدان برای یک جنگ سیاسی تمام‌‌‌عیار تبدیل شده‌اند.
6-‌‌‌‌ روش‌های نسنجیده آمریکایی‌ها در مبارزه با تروریسم و برخورد دوگانه با القاعده.
7-‌‌‌‌ حمایت و پشتیبانی گروه‌های اسلامی به ویژه پاکستان و کشورهای عربی از القاعده.
8-‌‌‌‌ مدارس دینی پاکستان و گروه طالبان.
9-‌‌‌‌ حمایت سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان،‌‌ آمریکا و به خصوص انگلیس از القاعده.
10-‌‌‌‌ اهداف استراتژیک آمریکا: آمریکا اسلام را تهدیدی جدی برای خود محسوب می‌کند و با ایجاد گروهی مانند القاعده می‌خواهد همواره در جهان اسلام برای کنترل و استعمار منطقه حضور داشته باشد.
11-‌‌‌‌ اهداف مذهبی دولت عربستان برای مقابله با تشیع.
بحث هفتم - حوزه جغرافیایی شبکه القاعده
در اغلب تحلیل‌های سیاسی،‌‌ القاعده به عنوان یک شبکه تروریستی جهانی معرفی شده که هسته مرکزی و اصلی آن که تشکیلات بن‌لادن می‌باشد به سازماندهی زیرمجموعه‌ها و شاخصه‌های مختلف در سراسر جهان دست زده است. در ابتدا این شاخصه‌ها با هسته مرکزی ارتباط مداوم داشتند لکن پس از حادثه 11 سپتامبر این حوزه‌های مستقل خود را از تبعیت از حوزه مرکزی بی‌نیاز می‌پندارند و به طور مستقل عمل می‌کنند.
1- حوزه هند و پاکستان: این حوزه شامل پاکستان،‌‌ هند و افغانستان می‌شود و فرماندهی آن را امین‌الحق مشهور به مجاهد مخلص برعهده دارد. وی بر فعالیت چهار شبکه جهادی محلی به نام‌های سپاه محمد،‌‌ سپاه طالبان،‌‌ جنبش مبارزین کشمیری،‌‌ جماعت اسلامی کشمیر نظارت دارد.
2-‌‌‌‌ حوزه آسیای مرکزی: این حوزه شامل ازبکستان،‌‌ چچن،‌‌ گرجستان،‌‌ جنوب چین و سین کیانگ به فرماندهی طاهر یولدا شیف می‌‌شود و بر چهار شبکه محلی نظارت دارد.
3-‌‌‌‌ حوزه جنوب شرقی آسیا: این حوزه شامل اندونزی،‌‌ مالزی و فیلیپین می‌شود و رهبری آن را هم‌‌‌‌‌اکنون سرهنگ سومیرو مشهور به ذوالقرنین برعهده دارد،‌‌ او نیز بر پنج گروه محلی نظارت دارد که عبارتند از: جماعت اسلامی اندونزی،‌‌ سربازان جهاد اندونزی،‌‌ جماعت اسلامی مالزی،‌‌ جنبش ابوسیاف فیلیپین،‌‌ جبهه اسلامی آزادیبخش مورو.
4-‌‌‌‌ حوزه خاورمیانه و خلیج‌فارس: این حوزه شامل سه منطقه بزرگ می‌شود؛
الف) منطقه اول شامل کشورهای عربستان،‌‌ یمن،‌‌ کویت،‌‌ عراق،‌‌ اردن،‌‌ ترکیه و لبنان می‌شود و بر‌ چهار شبکه محلی دیگر نیز نظارت دارد که عبارتند از: انصار القاعده در جزیرةالعرب،‌‌ سازمان سلفیون کویت،‌‌ ارتش عدن - ابین،‌‌ انصار‌ القاعده در یمن.
ب) منطقه دوم صرفاً بر عراق متمرکز شده و دارای سه سازمان جهادی هم‌پیمان با القاعده است مانند: جماعت توحید و جهاد در رافدین به رهبری زرقاوی و سپس ابومهاجر مصری،‌‌ جنبش انصار‌الاسلام،‌‌ ارتش انصار‌السنه در عراق.
ج) منطقه سوم شامل اردن،‌‌ لبنان و ترکیه می‌شود و از سه گروه تشکیل شده‌‌ است: جنبش سلفیه اردن،‌‌ عصبه الانصار لبنان،‌‌ جبهه اسلامی سوران شرق بزرگ در ترکیه.
5-‌‌‌‌ حوزه غرب عربی و مدیترانه: این حوزه شامل شمال آفریقا و یازده دولت اروپایی می‌‌شود از جمله آلمان،‌‌ فرانسه،‌‌ بریتانیا،‌‌ هلند،‌‌ بلژیک،‌‌‌ ایتالیا،‌‌ اسپانیا،‌‌ الجزایر،‌‌ تونس،‌‌ مصر،‌‌ اردن،‌‌ مراکش و لیبی.10
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:
جنبش القاعده با گرایش سلفی رادیکال که در ابتدا با حمایت مالی و سیاسی و تسلیحاتی آمریکا،‌‌ عربستان و پاکستان شکل گرفت اعضاء خود را از سراسر کشورهای اسلامی جمع‌آوری و با پشتوانه ایدئولوژیک و رویکرد جهادی و انقلابی علیه اشغال نظامی افغانستان توسط شوروی سابق به صحنه آورد. این جنبش پس از پایان اشغال افغانستان و به ویژه به دنبال فروپاشی شوروی و آغاز جنگ خلیج‌فارس و لشکرکشی ناتو به خاورمیانه که به اشغال عراق و افغانستان انجامید به مقابله با اشغالگران غربی روی آورد.
القاعده همواره بهانه حضور آمریکایی‌ها در منطقه را فراهم می‌سازد،‌‌ با سازمان‌های جاسوسی غرب و پاکستان نیز ارتباط دارد،‌‌ اختلافات مذهبی و قومی را دامن می‌زند و با ترور و افراطی‌گری چهره‌ای خشن از اسلام به نمایش می‌گذارد و تبلیغ و بحران‌آفرینی علیه تشیع را با شدت تمام استمرار می‌بخشد.