تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۳۲۸۳۰

قاسم بابایی
زمانی که تیموتی مک‌ویث عامل انفجار اوکلاهماسیتی که مقر اصلی اف. بی. آی را مورد حمله قرار داد و در نتیجه صدها تن کشته و هزاران تن زخمی شدند در سال 1995 دستگیر گردید، مسؤولان سیاسی و نظریه‌پردازان و تحلیلگران ایالات متحده فراموش کردند که چرا به جای توسل به معلولها و متهم کردن کشورهای متخاصم آمریکا، به علت پدیده‌ای به نام مک‌ویث و مک‌ویثها که در جای جای خاک آمریکا برای انتقال از شرایط موجود، آماده هرگونه عملیات نظامی و انتحاری علیه مسؤولین خود هستند، نپرداختند.
تیموتی مک‌ویث در آخرین لحظات قبل از اعدام خود در دو ماه گذشته اظهار داشت که من انتقام خون کشته شدگان فرقه داوودیه را گرفتم، افرادی توسط نیروهای تا دندان مسلح اف. بی. آی و نیروهای دلتا از زمین و آسمان مورد حمله قرار گرفتند و زنان و کودکان و سایر افراد حاضر در منطقه ایواکو قتل‌عام شدند.
مک‌ویث در ادامه گفت: کاخ سفید باید بهای سنگین استبداد حاکم بر جامعه آمریکا و تبعیضات و فساد همه‌جانبه را بپردازد، که خود مسؤول بوجود آمدن چنین وضعیتی است. آیا آنها فکر می‌کردند که امروز من به خونخواهی قتل‌عام فرقه داوودیه اقدام به یک چنین عملیاتی گسترده بکنم و قطعاً پس از مرگم دیگران به خونخواهی من برخواهند خواست.
آمریکا، به نام مبارزه با کمونیسم به ویتنام لشگرکشی کرد و پس از آن که در مقابل خواست و اراده ملت مبارز و استقلال‌طلب ویتنام به شکستی سنگین و جبران‌ناپذیر تن دهد، هزینۀ آن را ملت آمریکا پرداختند، و دولتمردان آمریکا بدون هیچ‌گونه توجیهی منطقی از ورود و خروج خود از ویتنام، افکار عمومی را ملعبه سیاست‌بازیهای خود قرار دادند.
ملت آمریکا سالهاست که هزینه سنگین حمایت مستقیم کاخ سفید را از رژیم غاصب صهیونیستی می‌پردازد، بدون آن که دلیلی منطقی برای این حمایت و پرداخت مالیاتهای سرسام‌آور به نام دفاع از تل‌آویو به آنها ارائه شود.
افکار عمومی آمریکا، در آخرین انتخابات ریاست جمهوری که در واقع انتخاب بین بد و بدتر بود، پس از حضور در پای صندوقهای آرا، از تقلبی وخیم در انتخابات باخبر شدند که دموکراسی به اصطلاح نهادینه شده آنها و مشارکت سیاسی‌شان دستاویز دعواهای سیاسی، جناحی و باندی عده‌ای شده است که ظاهراً باید حافظ قانون اساسی و امانتدار دستاوردهای جنگهای استقلال و اعلامیه دموکراسی جامعه آنان باشند که پیوریتن‌ها بنیانگذاران آن جامعه و آبراهام لینکلن مدافع چنین دستاوردهایی بودند.
تا قبل از اعلام نتایج قطعی انتخابات، دموکراسی مضحک آمریکا برای مدت چند ماه مورد طعن و لعن و تمسخر تمام رسانه‌های جهان و شخصیتهای سیاسی کشورها قرار گرفته بود.
رئیس‌جمهور و وزیر خارجه هند، اعلام داشتند که آمریکا از امروز به جای دخالت در امور داخلی کشورها به بهانه دفاع از دموکراسی، بهتر است قبل از هر چیز از دموکراسی جامعه خودش حفاظت کند.
بازتاب وسیع و گسترده اجلاس دوربان در رسانه‌های جهان علیه سیاستهای تبعیض‌ نژادی رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا از این رژیم و تحریم و تهدید اجلاس از سوی ایالات متحده، بار دیگر صحنه‌ای جدید را در مقابل افکار عمومی جامعه آمریکا قرار داد و سؤالات بسیاری را در اذهان عمومی این کشور بر جا گذاشت که بار دیگر همچون گذشته بی‌پاسخ ماندند. شکست اجلاس سازمان تجارت جهانی در سیاتل آمریکا که با خشم و عصیان مردم آمریکا مواجه گردید نشان از جدایی مردم با رهبران خود دارد.
نیئوت گینگریج، رئیس سابق کنگره آمریکا و از معروفترین اعضای لابیهای صهیونیست در سال 1993 اظهار داشت: ما چگونه می‌توانیم ادعای رهبری جهان را داشته باشیم در حالی که دختران 12 ساله ما به دلیل داشتن روابط نامشروع به سقط جنین متوسل می‌شوند و نوجوانان 10 تا 12 ساله آمریکایی در مدارس با سلاح گرم به اقدامات تروریستی متوسل می‌شوند و همکلاسیها و معلمان خود را به قتل می‌رسانند. جوانان ما به چیزی کمتر از ماری جوانا ال . اس . دی و انواع مخرب مواد مخدر رضایت نمی‌دهند.
او در ادامه می‌گوید: وقتی به کودکانمان از طفولیت آموزش می‌دهیم که اگر والدینت تو را تنبیه کردند، به اولین پلیس مراجعه کن و علیه پدر و مادرت شکایت کن، نتیجه‌اش این می‌شود که تمرد و سرپیچی از والدین و عدم کنترل والدین بر فرزندانشان، انفجارهای افسار گسیخته جوانان و نوجوانان و بحرانهایی را بوجود می‌آورند که داعیه رهبری ما را در جهان زیر سؤال می‌برد.
ده‌ها گروه شبه‌نظامی مسلح آمریکایی در اقصی نقاط ایالات متحده مجهز و مسلح به آخرین سلاحها می‌باشند که اقدامات تخریبی را در مواقع مختلف به انجام رسانده‌اند.
از جمله گروه شبه‌نظامی میشیگان، گروه شبه‌نظامی موسوم به فرزندان گشتاپو، پیروان فرقه داوودیه، آزادیخواهان تگزاس می‌باشند، که در چند سال گذشته اقدام به سرقت موشک و سایر تجهیزات از برخی انبارهای پنتاگون و نیز انفجارهایی را بر سر تردد قطارهای مسافربری و پلهای هوایی نموده‌اند.
البته گزینه‌های دیگری نیز افکار عمومی را درخصوص انفجارهای آمریکا به خود مشغول کرده است، به طوری که بدون دخالت مستقیم و یا غیرمستقیم آن مؤلفه‌ها و گزینه‌ها، امکان وقوع چنین حوادثی آن هم در درون خاک آمریکا غیرممکن و بعضاً ناممکن به نظر می‌رسد.
اعتراف برخی از فرماندهان نظامی آمریکا نسبت به این موضوع که تنها 27 تن از خلبانان آموزش دیده فارغ‌التحصیل از دانشکدۀ جنگ آمریکا قادر به هدایت هواپیماهای ربوده شده می‌باشند و این نیز دلیلی است بر دخالت عوامل نظامی داخلی آمریکا در این ماجرا.
در این راستا یکی از هواپیماهایی که در عملیات شرکت داشت متعلق به پلیس هوایی آمریکا می‌باشد.
جلوگیری مقامات رسمی آمریکا از انتشار جزئیات انفجارهای مربوط به پنتاگون که ساختمانی 5 ضلعی و تحت حفاظت‌های شدید امنیتی می‌باشد و 800 کشته بر جای گذاشته است، نیز مؤید همراهی مقامات ناراضی آمریکا با تروریستها می‌باشد.
علاوه بر آن نباید از کنار یک عامل مهم دیگر به سادگی عبور کرد، این یک عامل عبارت است از:
دخالت مستقیم رژیم صهیونیستی با وجود نفوذ لابیهای قدرتمند صهیونیسم حاکم بر تمام جریانات و روند تصمیم‌گیریهای حساس آمریکا، این سؤال را پیش روی افکار و اذهان عمومی قرار داده است که صهیونیستها برای یکسره کردن کار فلسطین و نیز وادار کردن کاخ سفید به عکس‌العملی قاطع شبیه جنگ خلیج‌فارس و نیز همراه نمودن اروپا با آمریکا بدنبال یک دشمن مشترک هستند.