سیدحسین موسوی رئیس مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
تحولات چند هفته اخیر مصر و بازگشت جوانان به میدان تحریر قاهره نشان میدهد که انقلاب مردم مسلمان مصر پویایی خود را از دست نداده و انقلابیون همچنان از قدرت بالایی برای بسیج مردم در جهت پاسداری از خواستهای اصلی انقلاب برخوردارند. جوانان انقلابی روز جمعه 27 آبان مجدداً به میدان تحریر آمدند تا به شورایعالی نظامی پیام دهند که محبوبیت نهاد نظامی مصر مشروط بوده و ارتش این کشور باید به خواستهای ملت احترام بگذارد. رویدادهای چند روز اخیر مصر یکبار دیگر صدرنشین گزارشهای خبری رسانههای گروهی جهان شد. ارزیابی کارشناسان سیاسی از تحولات مصر این است که شعلههای انقلاب مصر همچنان زبانه میکشد و نهاد نظامی این کشور با چالشهای جدیدی مواجه شده است.
پرسش اصلی این نوشته این است که اختلافات موجود میان نهاد نظامی مصر و جریانها و احزاب ملی و انقلابی این کشور حول چه محورهایی شکل گرفته و سمت و سوی تحولات به کجا ختم میشود.
از ابتدای شعلهور شدن شرارههای انقلاب مردم مسلمان مصر و جانبداری ارتش این کشور از خواستهای ملت و سپس اعلام جانشینی شورایعالی نظامی برای مدیریت کشور در دوره انتقالی، این پرسش در میان ناظران سیاسی منطقه و جهان شکل گرفت که نهاد نظامی مصر از کدام الگو برای انتقال کشور به سیستم دموکراسی و حاکمیت مردم پیروی خواهد کرد؟ پارهای از کارشناسان بر این باور بودند که ارتش مصر به لحاظ رفتارهای حکیمانه در پروسه کوتاه مدت انقلاب مردم از الگوی ارتش پرتغال در دهه هفتاد میلادی قرن پیشین پیروی کرده و نهاد نظامی مصر ضامن اصلی انتقال آرام کشور به سوی مردم سالاری خواهد بود، اما رفتار نهاد نظامی مصر طی 6 ماه گذشته نشان داد که دولت برآمده از انقلاب مردم یعنی دولت عصام شرف از قدرت لازم برای اجرای وظایف و تکالیف یک دولت انتقالی برخوردار نبوده و این دولت صرفاً منویات نهاد نظامی مصر را اجرا میکند. مطابق نظرسنجی های صورت گرفته در مصر محبوبیت ارتش این کشور بویژه در شش ماه اخیر با کاهش جدی مواجه شده است. یکی از جوانان انقلابی میدان تحریر قاهره طی گفتوگویی با شبکه تلویزیونی الجزیره در توضیح وضعیت کنونی مصر گفت: عمر سلیمان رئیس سرویس امنیتی مصر در دوره حسنی مبارک فرماندهی جریان ضدانقلابی این کشور را به عهده دارد. در واقع جوانان انقلابی مصر به این باور رسیدند که پیام انقلاب ملت هنوز به نهاد نظامی این کشور نرسیده است.
اختلافات عمده احزاب سیاسی و جریانهای اسلامگرای مصر با شورایعالی نظامی این کشور حول چند نکته محوری دور میزند. نخست نهاد نظامی مصر هیچ جدول زمانبندی شده برای انتقال قدرت به نهادهای برآمده از انتخابات اعلام نکرده است. دوم، سند چشمانداز قانون اساسی مصر که از سوی نهاد نظامی حاکم منتشر شده نه تنها آرمانهای ملت انقلاب کرده مصر را به حاشیه برده بلکه به گفته بسیاری از نیروهای مخالف بویژه اخوانالمسلمین، سند چشمانداز قانون اساسی، زمینه را برای بازتولید الگوهای رژیم مبارک فراهم میکند. سوم، شورایعالی نظامی مصر در آستانه برگزاری انتخابات عمومی این کشور، به صورت ناگهانی ممنوعیت فعالیت انتخاباتی حزب دموکراتیک ملی سابق را ملغی کرد. این در حالی است که دادگاه عالی مصر بلافاصله پس از پیروزی انقلاب این کشور فعالیت حزب حاکم پیشین را ممنوع کرد.
ناظران سیاسی معتقدند که شورایعالی نظامی مصر نگران تکرار تجربه تونس در دستیابی اسلامگراها به قدرت است، از این رو به حزب دموکراتیک ملی دوره حسنی مبارک که از تشکیلات گسترده و شبکه مالی بسیار قوی برخوردار است، اجازه ورود به صحنه انتخابات داده شده تا در دوره انتقالی، موازنهای میان اسلامگراها و نیروهای لیبرال طرفدار غرب برقرار شود. نکته چهارم، انقلابیون مصر معتقدند که شورایعالی نظامی این کشور، پرونده بسیاری از مخالفان را به دادگاههای فوقالعاده نظامی احاله کرده و میکند و این در حالی است که پرونده زمامداران رژیم سابق و به طور مشخص حسنی مبارک و فرزندان او به دادگاههای عمومی غیرنظامی ارجاع شده است. اختلافات یاد شده در فوق تنها بخشی از مناقشات حاد میان احزاب ملی و اسلامگرا در مصر با شورایعالی نظامی حاکم بر این کشور به شمار میرود. بازگشت صدها هزار تن از مردم مصر به میدان تحریر قاهره و دیگر شهرهای این کشور و رویدادهای چند روز اخیر نشان میدهد که اختلافات شکل گرفته میان شورایعالی نظامی مصر و جریانها و احزاب این کشور به مرز خطرناکی رسیده و بیم آن میرود که نهاد نظامی مصر اعتبار، آبرو و مشروعیت خود را از دست بدهد.
این درست است که کشور تونس در روشن کردن شراره انقلابهای خاورمیانه از کشور بزرگ مصر پیشی گرفت، اما جایگاه تاریخی ملت مصر و نقش مهم این کشور در تاریخ مبارزات ملتهای منطقه علیه رژیم صهیونیستی، قدرت تأثیرگذاری این کشور را در محیط منطقهای افزایش داده است. مفهوم ضمنی این پیشینه تاریخی مصر این است که دامنه تحولات اجتماعی و سیاسی این کشور به سرعت به کل خاورمیانه و شمال افریقا سرایت خواهد کرد. از سوی دیگر دولت مصر از نیمه دوم دهه هفتاد میلادی قرن پیشین بدین سو به اردوگاه غرب پناه برد و با رژیم صهیونیستی صلحی برقرار کرد که از دیدگاه بسیاری از کارشناسان تکروانه، ذلتبار و غیرعادلانه به شمار میرفت. ایالات متحده امریکا با سقوط رژیم مبارک متحد استراتژیک خود را در خاورمیانه از دست داد و اسرائیل خود را با وضعیت کاملاً استثنایی و غیرقابل پیشبینی مواجه دید. شاید به همین دلیل بود که پروسه جابجایی قدرت در این کشور با سقوط زودرس حسنی مبارک شکل مدیریت شدهای پیدا کرد.
اینک دو باور و دو رویکرد و حتی میتوان گفت دو الگو در کشور انقلابکرده مصر رو در روی یکدیگر قرار گرفته است. الگوی نخست به ضرورت بازگشت مصر به جایگاه و وزن منطقهای خود همراه با گسستن زنجیرههای اسارت حاصل از همپیمانی با اردوگاه غرب و رژیم صهیونیستی اشاره دارد و الگوی دوم به حفظ تمامی پیمانهای منطقهای و بینالمللی مصر در شکل و شمایل نوین و مدیریت تحولات اجتماعی همراه با اجرای حداقلی از خواستهای انقلاب به گونهای غیرمغایر با رویکردهای استراتژیک مصر طی سه دهه اخیر تمایل دارد. الگوی نخست را انقلابیون مصر، احزاب اسلامگرا و ملی این کشور دنبال میکنند و الگوی دوم را شورایعالی نظامی مصر رهبری میکند. تحولات چند روز اخیر مصر نشان میدهد که الگوی نخست از پویایی، قدرت و محبوبیت بیشتری برخوردار است. ملتهای مسلمان منطقه نیز با امید فراوان به تحولات مصر چشم دوختهاند. در واقع روند اوضاع مصر صرفنظر از نتایج و فرجام آن نشان میدهد که این کشور یکبار دیگر به کانونی برای تحولات خاورمیانه و شمال افریقا تبدیل شده است.
چنانکه میدانیم اولین انتخابات عمومی در کشورهای انقلاب کرده خاورمیانه و شمال افریقا، ماه گذشته در کشور تونس برگزار شد و جریانهای اسلامگرا به رهبری حزبالنهضه به پیروزی کمنظیری در این کشور دست یافتند. پاکیزگی و شفافیت و آزادی در انتخابات عمومی تونس مورد تأیید و ستایش بسیاری از نهادهای ناظر بینالمللی قرار گرفت. ناظران معتقدند که کشور بزرگ مصر که در آستانه برگزاری انتخابات عمومی قرار دارد شاهد پیروزی جریانهای اسلامگرا خواهد بود. این وضعیت میتواند به سرعت همه کشورهای عربی را دربرگیرد. بیتردید روندهایی از این دست کل منافع ایالات متحده امریکا در خاورمیانه و شمال افریقا را با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد. از این رو این نگرانی وجود دارد که رویدادهای اخیر مصر به گونهای پیش برود که امکان انتقال این کشور به وضعیت مطلوب نیروهای اسلامگرا، دشوار شود. مسئولیت جریانهای اسلامی و ملی مصر در چگونگی انتقال به وضعیت مطلوب همراه با شناخت سناریوهای چیده شده برای مدیریت انقلابهای اجتماعی خاورمیانه و قرار دادن آن در مسیر دلخواه غرب، بسیار سنگین است.