تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۲۹۵۱

سعدالله زارعی
از همان آغاز که بحث سرایت تحولات منطقه عربی به سوریه مطرح شد، کسانی که با این تحولات، منطق، مبناء، عناصر و اهداف آن آشنا بودند، تحقق این موضوع در سوریه را غیرممکن دانسته و از طرح موضوع درباره سوریه تعجب می کردند. بعدها که هم پیمانی منطقه ای و غربی برای دگرگونی سیاسی در سوریه علنی گردید، تردیدی باقی نماند که جنس تحولات در منطقه عربی با جنس تحولات در سوریه کاملا متفاوت و دارای منطق، مبنا، عناصر و اهداف جداگانه است.
جالب این است که حدود 5ماه قبل از آغاز تحولات منطقه عربی سندی متعلق به سفارت آمریکا در آنکارا در یک سایت معروف اروپایی منتشر شد که در آن دو مقام وزارت خارجه ترکیه- فریدون سیزلی اوغلو معاون وزیر و مراد اوزچلیک مامور ویژه در امور عراق- در فوریه 2007 یعنی بهمن ماه 1385- به همراه سفیر آمریکا و طی جلساتی در سفارتخانه آمریکا در آنکارا به منظور ضربه زدن به ایران و از میان برداشتن نفوذ منطقه ای آن «طرح تغییر در سوریه» را تهیه کرده اند. براساس این سند- که با کد ANKARA169 09 ثبت شده- معاون وزیر امورخارجه ترکیه متعهد شده است که همه توان ترکیه را برای ضربه زدن به سوریه وارد میدان کند. در این سند- که پس از انتشار، توسط دولت های آمریکا و ترکیه تکذیب نشده- آمده است: «دولت ترکیه تلاش خواهد کرد تا ابزارهای نفوذ را از دستان ایران بگیرد. اعتقاد بر این است که بهترین راه برای این کار جدا کردن سوریه از ایران است چرا که بدون حمایت سوری ها، تلاش ایران برای تغییر در کشورهای وابسته به غرب اثربخشی بسیار کمتری خواهد داشت.»
براساس این سند مقامات آمریکا و ترکیه نسبت به نفوذ ایران روی دولت عراق و شخص نخست وزیر- نوری مالکی که 8ماه پیش از این جلسه روی کار آمده است- به طور جدی ابراز نگرانی کرده اند. در این سند ترکیه «تعهد کامل» داده است که به رابطه قوی با رژیم صهیونیستی، وادار کردن حماس به سازش با حکومت خودگردان و شخص محمود عباس و کمک به فرآیند سازش عربی با رژیم تل اویو کمک کند. علاوه بر این در روز 4نوامبر جاری- مقارن با جمعه 13 آبان گذشته- روزنامه انگلیسی گاردین اقدام به درج مطلبی با عنوان «سوریه و ایران و بازی بزرگ» کرد. این مطلب مربوط به یک کارشناس کاملا خبره و مرتبط با MI6 است که در جریان جنگ 33روزه در لبنان مستقر بود و دقیق ترین گزارشات را از روند اوضاع برای مقامات غربی و محافل مهم رسانه ای غرب- به خصوص گاردین- ارسال می کرد. او «ستیرکروک» (settir crock) است. او در گزارش خود به نکات مهمی که مستند هم هستند- و برخی از اسناد آن در همین گزارش کروک هم آمده است- بیان می کند. گاردین به نقل از او می نویسد تصمیم به تغییر در سوریه در یک فرایند مشترک بین غرب و رژیم سعودی پس از شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه اتخاذ شد و هدف از آن هم ضربه زدن به ایران بود.
او در ابتدای مقاله خود نوشت: «تغییر نظام در سوریه به عنوان یک هدف استراتژیک اتخاذ شد و غرب و سعودی برای تحقق آن هماهنگ شدند.» او به جلسه ای که میان پادشاه سعودی و «جون هانا» فرستاده ویژه دیک چنی- معاون اول بوش و ضدایرانی ترین چهره آمریکایی- اشاره کرده و از قول ملک عبداله می نویسد: «تغییر در سوریه تاثیر مفید بسیار جدی برای عربستان دارد». پادشاه فرتوت عربستان اضافه کرده است: «هیچ چیز به اندازه تغییر در سوریه به ایران ضربه نمی زند. کروک اضافه می کند طرح تغییر سوریه مدت ها متوقف شده بود- یعنی پیش نمی رفت- تا اینکه مورد انقلاب لیبی پیش آمد و مقامات اروپایی، آمریکایی و عربی مخالف نفوذ و اقتدار ایران را به این نتیجه رساند که این «بازی بزرگ» می تواند از ظرفیت تحولات منطقه عربی کمک بگیرد و به پیروزی برسد. وی هم همانند سندی که به آن اشاره شد با قاطعیت می نویسد: «طرح ساقط کردن بشاراسد پیش از انقلابات عربی آماده شده بود و به زمان شکست اسرائیل در جنگ سال 2006 بر می گردد که آمریکا بر آن تأکید ورزیده بود.
کروک در مقاله خود با اشاره به راه اندازی دولت انتقالی سوریه و تلاش برای شکل دادن به گروه های مسلح ذیل عنوان «ارتش مردمی سوریه» می نویسد: مقامات ارشد فرانسه، آمریکا و ترکیه- سه عضو مؤثر ناتو- پس از مدتی آشکارا به میدان آمده و با تشکیل مجلس انتقالی و ارتش مردمی عزم خود را برای تغییرات در سوریه جزم کرده اند. آنان معتقدند وقت آن فرا رسیده است تا ایران را از یک «شریک استراتژیک» محروم کنند.»
اما درخصوص مسایل سوریه نکات دیگری هم وجود دارد که به اختصار به آن می پردازیم:
1- دو سوریه وجود دارد، یک سوریه در فضای حقیقی و یک سوریه در فضای مجازی. غرب و رژیم های وابسته منطقه ای آن- بویژه رژیم جنایت کار سعودی- یک سوریه مجازی و غیرواقعی ساخته اند و از طریق به نمایش درآوردن آن اولاً تلاش می کنند تا سوریه واقعی را متزلزل کنند و احیاناً مخالفان نظام سیاسی سوریه را به میدان بیاورند و از سوی دیگر اقدامات بین المللی و منطقه ای را برای تحقق هدف- مشترک رژیم صهیونیستی، غرب و کشورهای وابسته ای نظیر عربستان و قطر- بسیج نمایند و در نهایت در یک فضای بین المللی سوریه را محلی برای تاخت و تاز خود قرار دهند.
2- محور سه گانه یاد شده- با همکاری نزدیک و فشرده اسرائیل- هم زمان اقداماتی را علیه سوریه به اجرا گذاشتند ولی هدف نهایی همه آن ها انتقال پرونده سوریه به محیط بین الملل است. بعنوان مثال اتحادیه عرب اعلام کرد که طرحی برای سوریه دارد و از طریق آن می خواهد به خشونت ها در سوریه پایان دهد. جزئیات این طرح کاملاً بیان نشد اما با این وجود سوریه رسماً اعلام کرد که طرح را می پذیرد. اتحادیه عرب با محوریت سعودی ها گمان می کردند که سوریه در برابر طرح اتحادیه عرب می ایستد و آنان می توانند اعلام کنند که خود قادر به حل و فصل مسایل میان دولت سوریه و مخالفان نیستند و لذا موضوع باید در سطح بین المللی و با استفاده از ظرفیت های حقوقی، سیاسی و امنیتی غرب حل شود اما سوریه که دست عربستان را خوانده بود اعلام کرد که طرح اتحادیه عرب را می پذیرد اما شروطی هم دارد.
مثلاً در طرح اتحادیه عرب از سوریه خواسته بود که با ورود 500 ناظر به سوریه برای بررسی وضعیت این کشور موافقت کند سوریه گفت موافقم به شرط آنکه این ها اولاً غیرنظامی و ثانیاً عرب باشند که این خواسته ای کاملاً منطقی بود چراکه بررسی مسایل بین دولت و مخالفان آن به نیروی نظامی نیاز ندارد و اعزام ناظر غیرعرب از اتحادیه عرب هم بی معناست. اتحادیه عرب این شروط را نشانه عدم همراهی سوریه معرفی کرد و درعین حال نشان داد که در جهت بین المللی کردن مسایل سوریه تلاش می کند. همه قرائن نشان می داد که اولاً این گروه بزرگ فقط شامل ناظران مسلمان نمی شد و ثانیاً بیشترین ناظران به ترکیه و مالزی (دو کشور غیرعرب) تعلق داشت درحالیکه ترکیه در ماه های گذشته نقش بسیار مخربی را علیه همسایه خود به اجرا گذاشته بود. همزمان با این بحث ها و موافقت دولت بشار برای پایان دادن به درگیری پلیس با مخالفان- به شرط مسلحانه نبودن اقدامات مخالفان- یک درگیری مسلحانه در شهر «حمص» پیش آمد و در آن تعدادی کشته شدند، اتحادیه عرب این ماجرا را نشانه عدم پایبندی دمشق به تعهد خود و در نقطه مقابل طرح اتحادیه معرفی کرد.
درحالیکه از یک سو همه می دانند که عناصر نظامی یا شبه نظامی مخالف نظام سوریه در اختیار غرب و رژیم های ترکیه، عربستان و قطر می باشند و معنا ندارد بدون نظر آنان در حمص بصورت مسلحانه وارد خیابان شوند و از جمله بیش از 20نفر از شیعیان را سر ببرند. طبعاً هیچ دولتی نمی تواند با چنین پدیده ای صرفاً برخورد سیاسی کرده و از نیروهای پلیس و امنیتی خود برای پایان دادن به توطئه استفاده نکند. جالب تر این است که بلافاصله پس از موافقت دولت سوریه با طرح اتحادیه عرب که لازمه آن کنار گذاشتن سلاح از سوی مخالفان نظام سوریه بود، باراک اوباما با صراحت اعلام کرد: مخالفان سلاح های خود را تحویل ندهند چرا که در این صورت توسط پلیس مورد حمله قرار می گیرند! موضع اوباما و درگیری عناصر وابسته به این مثلث در حمص نشان داد که اتحادیه عرب و دو ضلع دیگر یک طرح بیشتر ندارند و آن بین المللی کردن مسایل سوریه است.
3- برخلاف آنچه تبلیغ می شود، سوریه به هیچ وجه مشابه لیبی نیست و امکان تکرار نسخه لیبی در سوریه وجود ندارد. رژیم معمر قذافی بطور واقعی با مردم درگیر بود و مخالفان به شکل جمعیت های میلیونی حضوری 8 ماهه در میادین و خیابان ها داشتند، مخالفان در لیبی در داخل سرزمین لیبی و لوای رهبری معین بودند، تسلط رژیم قذافی به طرابلس و چند شهر محدود شده بود، معمر قذافی در داخل لیبی محبوبیت نداشت، قذافی مدافع دیکتاتورهایی نظیر حسنی مبارک و بن علی بود، لیبی مورد حمایت جبهه مقاومت نبود و حزب الله را در کنار خود نداشت، قدرت تدبیر و سیاست ورزی رژیم قذافی بسیار ضعیف بود و... اما همه این ها درباره سوریه حکایت دیگری دارد، رهبری مخالفان در خارج از مرز است، از جمعیت انبوه خبری نیست و آنچه در شبکه هایی نظیر الجزیره به نمایش درمی آید، بصورت کلیشه ای هر روزه حداقل 200، 300 نفر را نشان می دهد که در گوشه ای از یک شهر راهپیمایی می کنند، هیچ نقطه ای از سوریه در دست مخالفان نیست، رژیم سوریه دهها سال است که در صف مقابله با دیکتاتورها قرار دارد، سوریه در میانه جبهه مقتدر مقاومت قرار دارد، قطعنامه علیه سوریه در شورای امنیت رای نمی آورد، ترکیه علیرغم خصومت ورزی علیه سوریه نه می تواند آسمان به ناتو بدهد و نه خود به سوریه حمله کند، علوی ها و کردها که نیمی از خاک و جمعیت ترکیه را در اختیار دارند با تغییر رژیم در سوریه، به نفع آنکارا مخالفند و ورود ترکیه به جنگ ابتدا به سقوط دولت در آنکارا منجر می شود و... تظاهرات میلیونی این روزها در شهرهای مختلف سوریه به نفع بشار هم نشان داد که بر تعداد هواداران میدانی و فعال نظام سوریه افزوده شده است. سوریه در عین حال هم تجربه چنین شرایطی و هم تجربه شکستن اتحاد علیه خود را دارد به همین دلیل علیرغم هجمه زیاد خارجی به سوریه در درون سوریه خبری از بی ثباتی نیست.
در بعد درون حکومتی هم فاصله لیبی با سوریه طی 8 ماه اخیر کاملاً متفاوت است. سیستم سیاسی لیبی در همان آغاز راه با شکاف مواجه شد. در درجه اول سفارتخانه ها سقوط کردند و یکی- دو روز بعد ارتش دو شقه شد و فرماندهان ارشد در حد وزیر دفاع به مخالفان پیوستند و اکثر اعضای کابینه نیز استعفا داده به مخالفان پیوستند در سوریه طی 8 ماه یک وزیر یا یک فرمانده جدا نشده. علیرغم تبلیغات گسترده مبنی بر جدا شدن 30 هزار نفر از اعضای ارتش، تعداد این نیروها- براساس آنچه در سایت ها آمده- طی 8 ماه به200 نفر نرسیده که در هر کشوری در عادی ترین شرایط هم ماهیانه بیش از 50 نفر از خدمت در ارتش فرار می کنند آنهم در ارتشی 500-600 هزار نفره فرار 25 نفر در یک ماه کاملاً عادی است و این هم به معنای پیوستن به مخالفان نیست، جالب این است که توطئه گسترده کشورهای توطئه گر بالاترین نظامی جدا شده از ارتش سوریه یک سرهنگ دوم است.