* ماجرای شکایت شما از دادستان سابق تهران چه سرانجامی پیدا کرد؟ چرا از سعید مرتضوی شکایت کردید؟ برای انجام شکایت با کسی مشورت کردید؟
** بعد از اینکه من به دستور مستقیم آقای سعید مرتضوی دادستان وقت تهران، درتابستان 1387 بمدت 22 روز در سلول انفرادی به سر بردم و بعد از 22 روز آزاد شدم، بعداز با آقای دکتر آوایی، رییسکل دادگستری استان تهران ملاقات کردم. البته ملاقاتهایی هم با تعدادی از نمایندگان مجلس در موضوع پرونده پالیزدار داشتم اما در جلسه با آقای آوایی، اقدامات خلاف قانونی که آقای سعید مرتضوی برای لوث کردن تخلفات و جرایم خودش در این پرونده انجام داده بود را به استحضار ایشان رساندم.
آقای آوایی فرمودند که شما شکایتی علیه مرتضوی به عنوان من تنظیم کن. چراکه ایشان هم رئیس کل دادگستری استان تهران و هم رئیس کمیسیون حفظ حقوق شهروندی است. به من گفت شما به عنوان رئیس کمیسیون حفظ حقوق شهروندی شکایتی بنویس و از آقای مرتضوی و قضاتی که در این پرونده به شما ظلم کرده و برخلاف مقررات عمل کردند، شکایت کن که من چند روز بعد شکایت را مطرح کردم. این ایام همزمان با آزادی پالیزدار شد.
در جلسهای که ما با آقای آوایی داشتیم، آقای پالیزدار هم بود. آقای آوایی زیر نامه من به دفترشان دستور دادند که موضوع شکایت آقای عطار عینا به دادسرای عالی انتظامی قضات منعکس شود و دفترشان هم همکاری کرده و پرونده در سریعترین زمان ممکن به دادسرای انتظامی قضات ارجاع شد.
* مهمترین مباحثی که باعث شکایت شما از آقای سعید مرتضوی شد چه مسایلی بود؟
** عطار: شکایت از آقای سعید مرتضوی و حسن صادقیان بازپرس شعبه 2 دادسرای کارکنان دولت و رضا جعفری، سرپرست وقت دادسرای کارکنان دولت به دلیل بازداشت غیرقانونی و بدون سابقه احضار قبلی است. این آقایان بدون مستند قانونی، حکم جلب صادر کردند و مرا به مدت 22 روز در بازداشتگاه حفاظت اطلاعات قوه قضاییه به صورت غیرقانونی نگهداری کردند.البته افراددیگری هم دراین پرونده مرتکب جرائم و تخلفات عدیده شده اندکه علیه آنها نیز شکایت کرده ام ولی درحال حاضردادسرای انتظامی قضات صرفادرباره این سه قاضی تصمیم گیری نمود.
* به چه اتهامی شما را بازداشت کردند؟
** عطار: اتهام اولیه من مشخص نبود. حدودا دو سه روز بدون اینکه تفهیم اتهام شوم در بازداشت بودم، به رغم اینکه قانونگذار به قاضی تکلیف کرده که متهم حداکثر باید ظرف مدت 24 ساعت تفهیم اتهام شود و موضوع اتهام به متهم تفهیم شود و قرار تامینی متناسب صادر گردد، اما من تا دو روز در زندان بلاتکلیف بودم و بعد از آن اتهامی که آقای صادقیان بازپرس به من تفهیم کرد؛ مشارکت با آقای پالیزدار در انتشار اسناد طبقهبندی شده دولتی بود که این اتهام برای من خیلی مضحک بود و قاعدتا از ایشان خواستم که بهعنوان یک قاضی، ادله انتساب این بزه را به من بیان کند و من ببینم با چه دلیل و مدرکی شریک جرم آقای پالیزدار در انتشار و افشای اسناد طبقهبندی شده هستم که ایشان دلیل و مدرکی نداشتند و تنها خواستهشان این بود که مکررا از من جای DVDها را میپرسید و میگفت بگو جای DVDها کجاست.
من که اصلا از ماهیت DVDها خبر نداشتم در مقام رفع ابهام پرسیدم که جناب بازپرس DVD چیست. ایشان اهانتهای خیلی شدیدی به من کردند. آقای بازپرس بعد از این جواب من گفت که آنقدر تو و دوستانت را در زندان انفرادی نگه میداریم تا جای DVDها را بگویید.
بعدها که از زندان آزاد شدم تازه از آقای پالیزدارشنیدم که اوو تعدادی ازنمایندگان مجلس از جمله خانم فاطمه آجرلو و آقای حسن کامران اسناد، مدارک و پروندههای سازمان بازرسی کل کشور را اسکن میکردند و تمام این اسکنها را در DVD ذخیره کردهاند و در اختیار افراد موردوثوق نظام قرار دادند.
* شما خبر دارید که این افراد محرم نظام چه کسانی بودند؟ این DVDها به همه نمایندگان داده شد یا فقط به خانم آجرلو و کامران؟
** عطار: نه. بعد از جلسه دادگاه که پالیزدار را دیدم پرسیدم که ماجرای DVD چیست؟ پالیزدار گفت ما چند نسخه از این DVDها را تکثیر کردیم. یک نسخه را به کامران دادیم. یک نسخه از این DVDها را به رئیسجمهور، یک نسخه به دادستان کل کشور، یک نسخه به وزیر اطلاعات و یک نسخه را هم به رئیس مجلس وقت یعنی آقای دکتر حداد عادل دادیم.
به عبارتی اینها همه افرادی بودند که مورد وثوق و اطمینان و اعتماد نظام بودند و آقای پالیزدار هیچ زمانی DVDهای اسناد و پروندههای سازمان بازرسی را به سازمانهای اطلاعاتی- امنیتی و جاسوسی بیگانه و دشمنان نظام نداد و در اختیار آنان نگذاشت تامشمول جرم انتشاروافشای اسنادشود.
* پس اتهام همه شما همین DVDها بود؟
** عطار: جالب این بود که من و دیگر متهمین که 9 نفر بودیم، اتهام اولیهمان مشارکت با آقای پالیزدار در انتشار و تکثیر اسناد طبقهبندی شده بود. اتهامی که من بعد از آزادی تازه فهمیدم چه داستانی دارد.
بعداآقای صادقیان چندمرحله تلفنی مرااحضارکردو اتهامات دیگری نیز به من تفهیم کردازجمله مشارکت باپالیزداردرسرقت اسنادمحرمانه دولتی. سرآخر هم یک اتهام بسیارعجیب و غریب به همه متهمان ازجمله بنده تفهیم شد: مشارکت باپالیزداردرتشکیل باند ضدامنیتی!!!
* حالا معاونت در انتشار و تکثیر اسناد محرمانه واقعا یک جرم و اتهام حقیقی است یا اینکه از لحاظ حقوقی، جرمانگاری و اتهامانگاری صورت گرفته است؟
** عطار: دادسرای وقت تهران در این اتهامی که به آقای عباس پالیزدار و بقیه متهمین زد و منجر به صدورکیفرخواست ورای ازدادگاه بدوی شد، دچار دوگانگی شده بود. هیچ وقت مرجع قضاییای که وظیفه رسیدگی به پرونده ما را داشت، مشخص نکرد که این اسناد و اطلاعاتی که پالیزدار افشا کرده یا به عبارتی لو داده است، ناشی از سخنرانی ایشان در دانشگاه بوعلی همدان بوده است یا در رابطه با اسنادی که تبدیل به DVD کرد و در اختیار مسوولان ذیربط پرونده و افراد مورد وثوق نظام قرار داده است(بنابه نقل قول ازآقای پالیزدار). این موضوع را هیچ قاضیای برای ما تبیین و تفهیم نکرد و مشخص نشد که اتهام پالیزدار به خاطر آن سخنرانی بود یا این DVDها؟
* چرا این کار را نکردند؟ چه عمدی در مشخص نکردن اتهام شما بود؟
** عطار: هدف آقای مرتضوی و تیم همکار ایشان این بود که بتوانند گزارش مستند کمیته تحقیق و تفحص مجلس ازقوه قضاییه را بویژه دررابطه با عملکرد خود آقای سعید مرتضوی و گروه ایشان تحتالشعاع قرار دهند که البته آقای مرتضوی و دوستانشان با این اقدام، تاحدودقابل توجهی به خواستهشان رسیدند.
با استدلالی که من همیشه مطرح کردم و در لوایح دفاعیه ام نیز گفته ام، این بود که آقای پالیزدار و کمیته تحقیق و تفحص دیماه سال 86 کارشان در مجلس پایان پذیرفت. با هماهنگی خانم آجرلو نماینده کرج و وآقای احمدینژاد ( به نقل از قول پالیزدار) از دیماه 86 تا خرداد 87 آقای عباس پالیزدار به مدت 6 ماه و با هماهنگی این بزرگان در دانشگاهها و مراکز مختلف فرهنگی و علمی سخنرانی کرده است.
* یعنی همه این سخنرانیها هماهنگ شده بود؟
** عطار: بله.شما اکنون اگربخواهیدبرای یک کارساده اداری (نه خطابه و سخنرانی)به دانشگاه بوعلی همدان یاسایر مراکز علمی و دانشگاهی برویدآیا همان نگهبان درب ورودی مانع شما نخواهدشد؟آقای پالیزدارباهماهنگی وزارت علوم و استقبال چشمگیر مسوولین دانشگاه و درحضور ریاست و مسوولین و اعضای هیات علمی و دانشجویان درمحل سخنرانی های دانشگاه به ایرادسخنرانی پرداخته و درپایان مراسم ازسوی دانشگاه لوح تقدیردریافت کرده است. اکنون اگر بیاییم و مدعی مجرمانه بودن عمل وی بشویم بی انصافی است.
* در هنگامی که آقای پالیزدار در این مراکز سخنرانی میکرد آیا شما و سایر همکاران وی، حضور داشتید؟
** خیر من که ازماهها قبل رابطه کاریم راباوی قطع کرده بودم ولی ازبقیه بی خبرم. برفرض هم که کسی یاکسانی دراین سفرها با او همسفر بوده اندآنگونه که فیلم سخنرانی آقای پالیزدارمشخص است ، او به تنهایی سخنرانی می کرده ولی همه ما بااو بعنوان شریک جرم متهم شدیم. اگر کسی برای سخنرانی های او بایدتحت تعقیب قراربگیرددراصل بایدرییس دانشگاهی که اجازه اینگونه سخنرانی هارابه اوداده بایدبعنوان معاونت باپالیزدارمحاکمه شودنه من و امثال من که هیچ ارتباطی باایشان نداشتیم.
* پس شما پالیزدار را در این مباحث همراهی نکردید؟
** عطار: من همان سه ماه اول که کمیته در سازمان بازرسی مستقر شد، با این گروه همراهی کردم اما بعد از مدتی احساس کردم که من بهعنوان یک مشاور حقوقی و وکیل، نقشم، مشاوره دادن در مسایل حقوقی است اما کمیته زیاد توجه خاصی به این مشاورهها و نکتههای حقوقی من نداشت و دنبال برنامههای دیگری بودند که بعدا متوجه شدم که این موضوعاتی که دنبالش هستند، مانند اسکن کردن و جمعآوری اسناد و اطلاعاتی برای نمایندههای مجلس است. یعنی جمعآوری اطلاعات بیش از رسیدگی حقوقی به این پروندههای مسکوت و بایگانی شده در سازمان بازرسی کل کشور اهمیت داشت.
* هیچ صحبتی با آقای پالیزدار نکردید که این حرفها و افشاگریها کار اشتباهی است؟
** عطار: وقتی من همکاریام را با کمیته و آقای پالیزدار قطع کردم آنقدر نسبت به عملکرد پالیزدار معترض بودم که حتی تلفن ایشان را از موبایلم پاک کردم. بعدها که در رسانهها متن سخنرانی ایشان را که حدودا یک ماه بعدش دیدم، تلفن پالیزدار را از سررسید سال گذشتهام که یادداشت کرده بودم، برداشتم و تلفن کردم که آقای پالیزدار کار شما درست نبوده که مطالبی را که نفیاً و اثباتا در مراجع قضایی اثبات نشده در سخنرانیهایت بیایی و مطرح بکنی.
به واقع این را از آقای پالیزدار خواسته بودند که قبل از انتخابات بیاید و این مسایل را مطرح بکند تا در انتخابات از چنین مباحثی استفاده شود؟ چنین گمانهای به ذهنتان رسید؟ اینکه میگویید اعضای کمیته به مشاورههای حقوقی من اهمیتی نمیدادند، نشان میدهد که خواسته اصلی مسئله دیگری بوده است. اگر کمیته به دنبال حل مشکل میبود حتما باید راهکارهای حقوقی را بیشتر از اسکن پروندهها و DVD اسناد در نظر میگرفت.
آقایان از من همان مشاوره حقوقی را میخواستند. اما بعد از اینکه من نظرات حقوقی را نسبت به پروندههایی که از مسیرش منحرف شده بود دادم توجهی نمیشد. من در گزارشهایم نوشتم که درباره این پرونده باید چنین کاری را انجام داد و غیره اما مشاهده میکردم که خانم آجرلو توجهی به راهکارهای حقوقی و مشاورهها ندارد. چراکه مسئول مستقیم کمیته تحقیق و تفحص از پروندههای سازمان بازرسی کل کشور خانم آجرلو بود و ما باید گزارشها و نظرهای مشورتی حقوقیمان را مستقیما به ایشان ارائه میدادیم و من هرچه به ایشان میگفتم، ایشان توجهی نداشتند.
* چرا بیتوجه بودند؟
** عطار: خانم آجرلو استقبال میکرد و میگفت حرفهای شما خوب است اما واقعا اگر حرفهای من درست بود چرا ایشان هیچ پارافی را پای گزارشهای ما نمینوشت یا حتی ایشان میتوانست که این مباحث را در مجلس مطرح کند.
* یعنی راهکارهای حقوقی شما برای باز کردن گرههای کور این پروندههای مسکوت مانده در سازمان بازرسی را تنها لفظا تایید میکرد اما اقدام عملی صورت نمیگرفت در همین خصوص پروندهای هست که به خاطر داشته باشید که بیتوجهی به مشاوره حقوقی شما وجود داشته باشد؟ به این جهت که در گزارشی که روز آخر مجلس هفتم درباره تحقیق و تفحص از قوه قضاییه خوانده شد گویا به هیچعنوان این نظریات حقوقی لحاظ نشده بود.
** عطار: نخیر به هیچ عنوان مورد استفاده قرار نگرفت. برای مثال نمونهای که مطالعه کردم. پروندهای درباره یک مفسده اقتصادی بود. شخصی یک سوءاستفاده مالی کرده و پرونده در سازمان بازرسی کل کشور مطرح شده بود. این سازمان خیلی دقیق و موشکافانه این پرونده را بررسی و ادله انتساب بزه به آن متهم را جمعآوری کرده بودند. به دادسرای ویژه مفاسد اقتصادی گزارش دادند که چنین مفسدهای صورت گرفته است.
اما قاضی، پرونده را بدون اقدام، داخل کشوی میزش نگه داشته بود که بوی تبانی قاضی با متهم میآمد. بعد از سه سال وکیل مدافع متهم، لایحه خیلی سادهای نوشته بود که آقای قاضی با توجه به اینکه سه سال از آخرین اقدام مرجع قضایی گذشته و هیچ اقدامی صورت نگرفته، پرونده مشمول مرور زمان میشود. قاضی هم پایین این لایحه نوشته بود که استدلال وکیل متهم وارد است و پرونده به جهت شمولیت مرور زمان وقرار موقوفی تعقیب ،مختومه شد.
* شما چه تعداد از این پروندهها را بررسی کردید؟
** عطار: من سه چهارتایی پرونده با این سبک را مطالعه کردم. گزارش انتقادی که درباره این پرونده برای خانم آجرلو نوشتم این بود که اول این قاضی باید شناسایی و با او برخورد قضایی شود که چرا از موقعیت خود سوءاستفاده کرده و پرونده را از مسیر اصلیاش خارج کرده است و دوم اینکه پیشنهاد کردم که مواد قانونی مربوط به شمولیت مرورزمان نسبت به اموال دولتی و عمومی مستثنی شود. به عبارتی اموال دولتی و عمومی شامل مرور زمان نشود.
اگر مدیر دولتی از اموال دولتی سوءاستفاده کرد و هر چهقدر هم از زمان بررسی این پروندهها گذشت، دیگر آن متهم و وکیل مدافع متهم، نتواند لایحه بنویسد که به این دلیل که پرونده مشمول گذشت زمان شده، پرونده باید مختومه شود. از خانم آجرلو خواستم که این را به صورت یک لایحه، طرح و پیشنهاد به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارائه کند و این را تصویب کنند که دستگاه قضایی بتواند پس از آن با سوءاستفادهکنندگان از اموال دولتی و عمومی بدون هیچ نگرانی برخورد قانونی کند که متاسفانه به هیچ کدام از این مباحث توجهی نشد.
* پس از بازداشت و آزادی سعی کردید با خانم آجرلو ارتباط برقرار کنید؟ چرا ایشان و دیگر نمایندگان پشت شما را خالی کردند.
** عطار: بعد از اینکه من از زندان آزاد شدم با ایشان تماس گرفتم و ایشان هم از تماس من فوقالعاده استقبال کردند. چند جلسهای در دفتر ایشان در ساختمان مجلس ملاقات داشتیم. از ایشان هم خواستم که اقدام عملی مناسبی درباره کلیت این ماجرا داشته باشد. چراکه خانم آجرلو هم یکی از متهمین این پرونده بود.
* اتهام خانم آجرلو هم نگهداری اسناد محرمانه بود؟
** عطار: اتهام خانم آجرلو مشارکت نبود. اتهام همه ما مشارکت بود. اما آقای حسن کامران، دهقان و خانم آجرلو معاونت در انتشار و تکثیر اسناد طبقهبندی دولتی بود. اتهام ما مشارکت با پالیزدار بود اما اتهام این نمایندگان، معاونت با ما بود تمام ادله حکایت از آن داشت که آقای مرتضوی هدفش از تشکیل این پرونده و تعقیب کیفری همه ما از جمله خانم آجرلو، لوث کردن گزارش مجلس علیه اقدامات خلاف دادستان وقت تهران بود. خانم آجرلو هم این مسئله را پذیرفت و بارها در مجلس و میان نمایندگان این بحث را مطرح کرد اما ما توقعمان از خانم آجرلو و دیگر نمایندگان مجلس این بود که این مسئله را بهتر و بیشتر پیگیری کنند.
متاسفانه خانم آجرلو از آقای پالیزدار گلهمند بود که ایشان نباید این سخنرانیها را میکرد در حالی که پالیزدار عکس حرفهای خانم آجرلو را میزند و میگوید که در تمام این سخنرانیها، خانم آجرلو در جریان بوده است و حتی پالیزدار میگوید برخی از این سخنرانیها را من در ستاد انتخاباتی ایشان در کرج داشتهام. اگر خانم آجرلو مخالفتی با این مباحث داشت، نباید اصلا من را در ستاد انتخاباتیاش راه میداد. این حرفهای آقای پالیزدار است و تمام DVDها هم با خواست و هماهنگی خانم آجرلو اسکن و تکثیر شده است.
* دستگاه اسکن را مگر خود خانم آجرلو برای شما در کمیته فراهم نکردند؟
** عطار: من همان چند ماه کوتاهی که با آقای پالیزدار در کمیته همکاری کردم، گفتم آقایپالیزدار ما اینجا امکانات لازم را برای کار نداریم. خط تلفن، اینترنت، فاکس، دستگاه کپی و اسکن، گاوصندوق برای نگهداری اسناد و پروندهها لازم داشتیم که آقای پالیزدار گفت شما این اقلام را لیست کن که من هم این کار را کردم و لیست را به ایشان دادیم، پالیزدار هم نامه را به آقای نیازی رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور داد و سازمان بازرسی هم این وسایل را در اختیار ما گذاشت. اما گویا بعد از قطع همکاری من، دستگاه اسکن در اختیار اعضای کمیته قرار گرفت.
* شما در گفتوگویی که با روزنامه شرق داشتید به این مسئله اشاره کردید که آقای پالیزدار پروندهها را صندوق عقب ماشین میگذاشته و از سازمان بازرسی پروندهها را خارج میکرده است. آیا مسئولین سازمان از این موضوع مطلع بودند؟
** عطار: آقای نیازی بعد از دو سه ماه که این پروندهها را در اختیار کمیته قرار داده بود و کمیته اقدام صریح و به موقعی به پروندهها نکرده بود باعث شد تا سازمان بازرسی جلوی کار را بگیرد.
قرار آقای نیازی با خانم آجرلو این بود که این پروندهها را برای مدت زمان کوتاهی در اختیار ما بگذارند و ما هم اینها را خلاصهبرداری کرده و گزارش تهیه کنیم و پرونده را به بایگانی سازمان بازرسی عودت دهیم. اما خانم آجرلو و آقای پالیزدار گفتند که این مدارک صرفا برای گزارشنویسی نیست و اینطوری فایدهای ندارد.
ما باید یک نسخه از کپی پروندهها را داشته باشیم که اگر بخواهیم تخلفات قضات را در مجلس گزارش بکنیم باید مستندات را هم ارائه کنیم و برای داشتن مستندات هم باید کپی پروندهها را در اختیار داشته باشیم و همراه خودمان به مجلس ببریم. این مسئلهای که شما مطرح میکنید را آقای نیازی در جریان نبود و اطلاعی نداشت.
کپیبرداری از این مدارک هم زمان زیادی میگرفت چرا که حجم پروندهها زیاد بود. اما اسکن و فشرده کردن پروندهها خیلی بهصرفهتر بود. بر همین اساس خانم آجرلو، آقای کامران و دیگر نمایندگان متاسفانه علیرغم اینکه پالیزدار تمام کارهایش را با اینها هماهنگ میکرد بعد از اینکه دستگیر شد و گفت من مجری خواسته نمایندگان بودم، بلافاصله گفتند که ما اصلا پالیزدار را نمیشناسیم.
** ترکهمدانی: ممکن است که خانم آجرلو و آقای کامران معترض شوند.
** عطار: من که نمیتوانم دروغ بگویم.بعنوان نمونه خانم آجولودر یکی ازسخنانش پس ازدستگیری پالیزدار، گفت که من اورابعنوان دبیرکمیته قبول ندارم.
* حکم انتصاب را که خود خانم آجرلو برای پالیزدار صادر کرده بود.
** بله. همانطور که در مصاحبه با روزنامه شرق گفتم خانم آجرلو برای آقای پالیزدار حکم زد. متن حکم را خود من در سربرگ مجلس تایپ کردم و به خانم آجرلو دادم و ایشان امضا کرد و شماره شد. اگرچه بعدها خانم آجرلو در مصاحبهاش گفت که آقای پالیزدار هیچوقت دبیر کمیته نبوده است و اصلا این سمت را زیر سئوال برد اما فتوکپی این حکم در پرونده موجود است و متاسفانه این انکار از سوی خانم آجرلو ادامه دارد.
* شنیدم که قرار بوده کمیته تحقیق و تفحص مستقر در سازمان بازرسی پس از خروج پروندهها از سازمان بازرسی و قطع همکاری آقای نیازی با این کمیته در جایی دیگر ادامه کار دهد این موضوع صحت دارد؟
** عطار: بله. روزی خانم آجرلو خطاب به پالیزدار، من و آقای خجسته و ترابی گفت که ما داریم با دوستان و آقای کامران هماهنگی میکنیم که داخل شهر یک ساختمانی را اجاره کنیم که کمیته را آنجا مستقر کنیم تا رفتوآمد شما هم راحت باشد. من فکر میکردم که این ساختمان تهیه شده است چراکه میدیدم آقای پالیزدار، بعدازظهرها این اسناد را صندوق عقب ماشینش میگذارد و از سازمان بازرسی بیرون میبرد.
پرسیدم این مدارک را کجا میبری که ایشان گفت، میبریم جایی که هماهنگی شده که اینها اسکن شود و در اختیار کمیته قرار بگیرد که بعد از مدتی هم آقای نیازی ما را از آن ساختمانی که در سازمان بازرسی در اختیارمان گذاشته بود، جواب کرد.
** ترکهمدانی: البته دستگیری شما باعث شد تا آقای نیازی هم از سازمان بازرسی منتقل شوند و به نوعی پستشان را به خاطر اینکه این پروندهها را در اختیار شما گذاشتند از دست دادند به نوعی ایشان هم توبیخ شد.
** عطار: البته ما هیچ وقت توبیخ ایشان را ندیدیم. در جلسه محاکمهای که در دادگاه کیفری استان برگزار شد، آقای قطبی نماینده دادستان گفت که ما علیه آقای نیازی در دادسرای ویژه روحانیت اعلام جرم کردیم، اما ما هیچوقت ندیدیم که آقای نیازی در دادسرای ویژه روحانیت یا هر مرجع قضایی دیگری، احضار و بازجویی شود.
* آیا همین انتقال ایشان از سازمان به جای دیگر در قوه قضاییه،خودش به نوعی توبیخ نبود؟
** عطار: نه. وقتی که نماینده دادستان حرفی را میزند، این سند رسمی است حتی از سند رسمی هم بالاتر است. گویش یک قاضی آن هم در حضور قاضی دیگر، متهمان و وکلایشان بسیار مهم است.
اینکه نماینده دادستان میگوید علیه آقای نیازی هم به دادسرای ویژه روحانیت کیفرخواست دادهایم این باید مستند به سند و مدرکی باشد اما مثل اینکه اگر هم بوده هیچ استقبالی از آن نشده و بهطور کلی این کیفرخواست پیگیری نشده است.
* دو تا بحث را بیشتر میخواهم باز بکنید. یکی همان پروندههایی است که شما وظیفه داشتید درباره آن مشاوره حقوقی بدهید و یکی هم گزارش کمیته تحقیق و تفحص که قرار بود در مجلس قرائت شود و یکی هم برخورد آقای مرتضوی دادستان وقت تهران با شما و این که این آقایان تا چه میزانی توانستند گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضاییه را به حاشیه ببرند؟
** من بهتر میدانم که پرسش آخرتان را در ابتدا جواب بدهم آقای مرتضوی به ظاهر و در بحث بوروکراسی اداری و قضایی به خواستههایی که در ذهنش بود، رسید. به این شرح که داستان از اینجا شروع شد که آقای مرتضوی در پرونده فروش سئوالات کنکور دانشگاه آزاداسلامی درسال 82 متهم شد. نخست یک پروندهای در دادسرای وقت تهران در سال 84 مطرح شد مبنی بر اینکه چند تن از مسئولان رده بالای دانشگاه آزاد اسلامی با چند کلاس کنکور ارتباط دارند و سئوالات کنکور این دانشگاه را به آن موسسات آموزشی فروختهاند و برخی از داوطلبان از طریق خرید سئوالات کنکور در آزمون پذیرفته شدند.
این پرونده در دادسرای تهران مطرح شد و قاضی پرونده بسیار صحیح و درست، پرونده را بررسی کرد و متهمان که مسئولان موسسات کنکور و برخی از مسئولان دانشگاه بودند را بازجویی کرد و از آنها اقرار گرفت. از شهود و مطلعین اطلاعات لازم گرفت. پرونده برای اینکه به دادگاه ارسال شود کامل بود و تا آن جرایم ارتکابی احراز شود و مقصران و مجرمان مجازات شوند.
در این میان همزمان بارسیدگی دادسرای تهران به این پرونده، با حکمی که آقای جاسبی به آقای مرتضوی داد، دادستان وقت تهران دانشجوی دکترای رشته حقوق دانشگاه آزاد شدو با یک حکم دیگری سعید مرتضوی عضو هیئت علمی این دانشگاه گردید. مشروح این عرایض بنده در سایت آقای علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس همراه بامستندات آن موجود است.همزمان باتهران دردادسراهای برخی ازشهرهانیزپرونده هایی شبیه این پرونده مفتوح گردید.
با این دو حکمی که آقای جاسبی برای آقای سعید مرتضوی زدند،آقای مرتضوی نخست به همه دادسراهایی که درشهرهای دیگر دراین رابطه پرونده تشکیل داده بودندنامه نوشت که چون محل اختفای متهمین درتهران است پس دادسرای تهران صالح به رسیدگی است و آن دادسراهانیز پرونده های متشکله خودراباقرارعدم صلاحیت به دادسرای تهران فرستادندوهمه پرونده های مربوط به خریدوفروش سوالات کنکوردانشگاه آزادتجمیع گردید.درمرحله بعدی بادستورمرتضوی پرونده از قاضی رسیدگی کننده گرفته شد وقرارشدبه قاضی دیگر ارجاع شودولی در بین راه پرونده گم شد.
* یعنی پرونده را از بین بردند؟
** عطار: بله، یعنی تمام اقرارها، اطلاعات، جمعآوری مدارک ،اسنادو اظهارات ، همه وهمه یکجاگم شد.
* برای قاضی پرونده که اتفاقی نیفتاد؟
** عطار: آنطور که من شنیدم آقای مرتضوی پروندهای را هم در دادسرای انتظامی قضات برای آن قاضی درست کرد اما آنچه که مشخص است این موضوع است که آقای مرتضوی آن قاضی را هم از آن پرونده جدا کرد.
* اتهام متهمان پرونده با گم شدن پرونده چه شد؟
** موضوع اتهام متهمان هم به این دلیل که پرونده وجود نداشت، دیگر رسیدگی نشد. آقای زاکانی و تعدادی از نمایندگان مجلس از جمله خانم آجرلو که عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم بودند متوجه این سوءاستفاده در دادسرای تهران شدند و طرحی با عنوان تحقیق و تفحص از وزارت علوم و موسسات آموزش عالی تصویب شدومجلس به اینها تکلیف کرد که این تحقیق و تفحص را انجام دهند.
متولی اصل این کار، آقای زاکانی شد. جلسهای در مجلس برگزار شد و نمایندگان ،آقای مرتضوی را دعوت کردند و مدارک تخلف را به ایشان تفهیم کردند. آقای مرتضوی اظهار ندامت کرد و تعهد داد که پرونده دیگری را تشکیل بدهد و با متهمان و مقصران در اسرع وقت برخورد قانونی خواهد کرد.
* یعنی آقای مرتضوی قصد داشت برای خودش هم پرونده تهیه کند؟ مگر میشود آقای مرتضوی با خودش برخورد کند؟
** نمیدانم اما آقای مرتضوی این قول را به نمایندگان داده بود.
* شما با آقای زاکانی صحبت کردید؟
** بله، من پس ازآزادی چند جلسه با آقای زاکانی گفتگو کردم. بعد از اینکه من از آقای مرتضوی و همکارانش در دادسرای انتظامی قضات شکایت کردم و به آقای زاکانی هم اطلاع دادم. ایشان همه مستندات پرونده فروش سئوالات کنکور را یک پرونده کرد و از آقای مرتضوی شکایت کرد. چند روز بعد از اینکه من شکایتم را در دادسرای انتظامی قضات پیگیری میکردم دیدم یک شکایت دیگری را آقای زاکانی شخصا از آقای سعید مرتضوی کرده است که هنوزم هم هست.
* قولی که آقای مرتضوی به نمایندهها داده بود چه شد؟
** ایشان یک پرونده دیگری را تشکیل داد. اما متهمان اصلی هرگز تحت تعقیب قرار نگرفتند و یک سری افراد کارمند که اصلا هیچ جرمی نکرده بودند، تحت تعقیب قرار گرفتند.
* یعنی آقای مرتضوی یک باند داشت؟
** دقیقا میتوانم بگویم که باند آقای مرتضوی و این باند خیلی تخلفات گستردهای داشت.
آقای مرتضوی یک کیفر خواست خیلی شتابزدهای را علیه آن افراد (به قول خودش متهمین پرونده فروش سوالات کنکور)مطرح کرد و پرونده به دادگاه رفت.
نکته جالب این است که قاضی دادگاه رسیدگیکننده به این پرونده آقای سیامک مدیر خراسانی بود که الان رئیس شعبه 76 کیفری استان ویژه رسیدگی به مطبوعات است. ایشان هم احکامی را صادر کرد و پرونده منتفی شد. اما متهمان اصلی هیچ زمان تحت پیگرد قانونی و مجازات قرار نگرفتند.
* آقای مدیرخراسانی چه نقشی در این رابطه داشتند که نام ایشان را بردید؟
** برای من و سایرین بسیار عجیب و سوالبرانگیز بود که چرا پرونده متهمین باند عباس پالیزدار از بین این همه قاضی دادگستری، چرا باید به آقای سیامک مدیرخراسانی (قاضی دادگاه پرونده فروش سوالات کنکور)ارجاع شود؟
برمیگردم به موضوع اصلی بحث،آقای زاکانی و نمایندگان همکارانشان سال بعد وقتی اجرای تحقیق و تفحص از قوه قضاییه تصویب شد همان مستندات و مدارک را به این کمیسیون آوردندو یکی از گزارشهای بسیار جالب مجلس که در صحن علنی هم قرائت شد اعلام جرم از آقای مرتضوی و همکاران ایشان مربوط به پرونده فروش سئوالات کنکور بود. در پایان این گزارش، مجلس به قوه قضاییه تکلیف کرد که خارج از نوبت به تخلفات واتهامات قضاتی که اسامی آنان در این گزارش آمده است، رسیدگی شده و مورد پیگیری و مجازات قرار گیرند.
* اما آقای مرتضوی از قبل پیشبینی این روزها را کرده بود.
** عطار: خیر.به نظرمن ایشان باشنیدن گزارش مستندومستدل مجلس ازوی و برخی ازقضات، شوکه شدودراین مرحله وقتی دیدموضوع جدی و خطرناک است به تکاپوافتادتا سخنرانی های افشاگرانه پالیزدارراجرم انگاری امنیتی کند.
* آقای عطار خواهش میکنم در این باره بیشتر توضیح دهید.
** عطار: همانگونه که قبلانیز عرض کردم، دردی ماه 86 کمیته تحقیق وتفحص مجلس کارش راپایان دادو باهماهنگی انجام شده ازدی ماه 86 تاخرداد87 جمعابمدت شش ماه، آقای عباس پالیزداردرمراکز علمی و فرهنگی متعددی به ایرادسخنرانی دررابطه با عملکردبرخی ازشخصیتهاومسوولین پرداخت به عبارت ساده تر 6 ماه قبل از قرائت گزارش مجلس، پالیزدار هم این مباحث را کرده بود و هیچ مرجع انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی متعرض او نشده بود.
حتی آن افرادی که آقای پالیزدار در سخنرانیهایش از آنها نام برده بود، هیچ کدام درطول این شش ماه شکایتی نکردند. آقای مرتضوی آمد برای اینکه این گزارش اعلام جرم علیه خودش را لوث و بیخاصیت بکند و تحتالشعاع قرار بدهد، پالیزدار و افرادی که با او همکاری میکردند از جمله سه نماینده مجلس را به عنوان معاونت، مشارکت و مباشرت در افشا و انتشار اسناد طبقهبندی شده تحت تعقیب قرار داد و موضوع را بزرگتر کرد و گفت اینها یک باند ضدامنیتی تشکیل داده اند.
** ترکهمدانی: اصلا اتهام اصلی، اقدام علیه امنیت ملی از طریق انتشار اسناد محرمانه و سری بود.اما بعدادرمرحله دادگاه همه متهمان ازاتهام امنیتی تبرئه شدندحتی شخص پالیزدار.
* آیا این عنوانی بود که برای ساخت این پرونده در نظر گرفته بودند؟
** عطار: دقیقا. بر همین اساس بود که پس ازدستگیری پالیزداروسایرین ،آقای مرتضوی سریعا ودرچندمرحله با رسانهها مصاحبه کردوبرخلاف قانون ،رسانه هاراازمحتویات پرونده تحقیقاتی آگاه کرد.
* یعنی یک فرار رو به جلو.
** عطار: بله . آقای زاکانی وبرخی ازنمایندگان متوجه این ترفند آقای مرتضوی شدندآقای زاکانی راسامصاحبه کرد با روزنامه ایران و تمام مطالب اتهامی آقای مرتضوی درباره فروش سئوالات کنکور دانشگاه آزاد را در این مصاحبه منعکس کرد. چند روز بعد آقای مرتضوی بسیار بیادبانه به آقای زاکانی در همان روزنامه ایران پاسخ داد.
آقای زاکانی شرعا و قانونا و اخلاقا حق داشت که پاسخ مرتضوی را بدهد، اما آقای مرتضوی در سربرگ دادسرای تهران یک حکم قضایی تهدیدآمیز برای مدیرمسئول روزنامه ایران نوشت و ایشان را منع کرد که اگر پاسخ آقای زاکانی را چاپ کنی من با شما برخورد قضایی خواهم کرد که آقای زاکانی وقتی قصد داشت تا جواب آقای مرتضوی را به روزنامه ایران بدهد، مدیرمسئول روزنامه ایران نامه آقای مرتضوی را به آقای زاکانی نشان داد و گفت من نمیتوانم پاسخ شما را منتشر کنم و موضوع بسته شد.
آقای مرتضوی توانست در تمام سالهای دادستانی خود هر کاری که خواسته انجام دهد اگرچه ما همچنان پیگیر شکایتمان هستیم و تعلیق آقای مرتضوی از دادستانی تهران و قضاوت به دلیل شکایت ما از وی بوده است.
* پس تعلیق سعید مرتضوی به خاطر پرونده جنایت کهریزک نیست؟
** عطار: خیر. تعلیق ایشان بنابه شکایات متعددافرادازاوبوده است ازجمله پرونده جنایت کهریزک،اما یکی از این تعلیقهابه دلیل همان شکایتی است که من با مشورت آقای آوایی برای بازداشت غیرقانونی 22 روزه و جرم انگاری ایشان به دادسرای انتظامی قضات کردم. آقای مرتضوی بهتر از هرکس میداند که به زودی محاکمه میشود.
* الان پرونده شکایت شما از آقای مرتضوی در چه مرحلهای است؟
** من و سایر افرادی که توسط نامبرده تحت تعقیب و ستم واقع شدیم، شکایتمان دارای دو جنبه انتظامی و کیفری بود و نخست از حیث رسیدگی به جنبه انتظامی ،پرونده دردادسرای عالی انتظامی منجربه صدور تعلیق سعیدمرتضوی و حسن صادقیان(بازپرس منصوب مرتضوی)ورضاجعفری سرپرست وقت دادسرای کارکنان دولت گردیدودرحال حاضرباسلب مصونیت قضایی آنان، پرونده بابت رسیدگی به جنبه کیفری اتهام آنان به دادسرای ویژه کارکنان دولت ارسال شده است و منتظر دعوت قاضی رسیدگی کننده جهت محاکمه این سه نفرهستیم.
* آیا از افراد دیگری هم به جز مرتضوی و دو نفری که نام بردید شکایت کردهاید؟
** بله افراد دیگری نیز دراین پرونده همراه بامرتضوی، تخلفات و جرائمی رامرتکب شده اندکه به جهت قرارداشتن پرونده آنان درمرحله تحقیقات ، ازفاش کردن اسامی شان معذورم.
* در پایان یک پرسش هم از آقای مصطفی ترکهمدانی بکنم، آقای ترکهمدانی شما در پرونده عباس پالیزدار و سایر متهمان وکالت چه افرادی را داشتید؟
** ترکهمدانی: من به همراه آقای حسین گودرزی پس ازدستگیری آقای عطار ازسوی ایشان بعنوان وکیل مدافع دردادسرااعلام وکالت کردیم و پیگیریهای لازم رابرای اعتراض به قراربازداشت وی و آزادکردنش انجام دادیم. اما درمرحله دادگاه تجدیدنظرو پیگیری ماده 18 و مراحل بعدی ، بنده وکیل آقای پالیزدار، جوادترابی و سعیدآجیلی می باشم.ازبین همه متهمین این پرونده همگی ازکلیه اتهامات وارده تبرئه شدندبجزاین سه نفر.
* مگر اتهام این افراد با سایر متهمین متفاوت بود که آنها تبرئه و اینها محکوم شدند؟
** ترکهمدانی: این سوال تاکنون چندبارازسوی خبرنگاران دیگرازما پرسیده شده است. البته سوال بسیارجالبی است. زیرااتهام همه متهمین مشارکت یامعاونت باپالیزداردرانتشاروافشای اسنادمحرمانه بوده ولی برخی ازمتهمین تبرئه شدندوبرخی محکوم.
** عطار: این موضوع یکی از ابهامات سوال برانگیزاین پرونده است. آقای عباس خجسته و جوادترابی بایکدیگرهمکاری تنگاتگ درکمیته داشتندوهردوی ایشان بعنوان مشارکت باپالیزدارتحت تعقیب و زندان انفرادی قرارگرفتندولی باکمال شگفتی آقای خجسته تبرئه شدولی جوادترابی محکوم و درحال حاضردرحال گذراندن دوره محکومیت درزندان بسر میبرد.