تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۱۶۵
از تحول در علوم انسانی تا صیانت از بیداری اسلامی

مجتبی حدادی
یکی از آرمان های اصلی انقلاب که از همان بدایت امر مورد توجه امام خمینی (ره) نیز قرار داشت مسئله جهانی سازی انقلاب اسلامی بود. انقلاب اسلامی ایران مبتنی بر یک اندیشه قومی و یا ملی نبوده و نیست بلکه به دلیل آنکه برآمده از یک فلسفه الهی است در خود این ظرفیت را دارد که در میان هر قوم و یا ملت مسلمان دیگری ظهور و بروز پیدا کند.
در ابتدای پیروزی انقلاب حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: ما به تمام جهان تجربه هایمان را صادر می کنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچکترین چشمداشتی به مبارزان راه حق انتقال می دهیم و مسلما محصول صدور این تجربه ها جز شکوفه های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت های دربند نیست.»(1)
از همین رو ایران اسلامی از ابتدا داعیه دار آماده سازی جهانی برای ظهور آخرین منجی بوده است. گفتمان «انقلاب اسلامی» پس از طرح در عرصه جهانی، به وضوح «امپراتوری جهانی سازی»(امپریالیسم جهانی) را به تمام معنای آن به چالش کشید و به سرعت به «دیگری» جهان غرب (به معنای فکری و فرهنگی آن و نه صرفا غرب جغرافیایی) تبدیل شد.در واقع انقلاب اسلامی و گفتمان آن پیام آور «نوع دیگری از زیستن» است و در انگاره های فلسفی و فکری خود نیز هیچ قرابتی با الگوی Globalization ندارد و روزنه تازه ای است برای آماده سازی جهانی.
اما با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران امواج بیداری اسلامی در منطقه ظهور و بروز پیدا کرده است و تومار منافع استکبار را در خاورمیانه در هم پیچیده است. اما در این اثنا توجه به یک موضوع در دهه چهارم از انقلاب اسلامی بسیار حائز اهمیت است و آن توانایی تولید فکر و اندیشه انقلابی از سوی ایران برای استفاده سایر انقلابیون منطقه است.به عبارت دیگر امروز و پس از آنکه موج اول از صدور انقلاب تحقق یافته است صاحب نظران و اندیشه وران حوزه علوم انسانی می بایست به تولید فکر و اندیشه در تمام شئون مبتنی بر فلسفه انقلاب اسلامی بپردازند.
به هر حال در دنیای امروز به دلیل سقوط سوسیالیسم و قدرت گسترده رسانه های غربی ایده لیبرال دموکراسی که مبتنی بر اومانیسم و فلسفه های مادی است در میان جوامع رسوخ و بروز کرده است و این در حالی است که این تجربه فلسفی تبعات بسیار سنگینی برای جهان داشته است. از تحمیل جنگ های مکرر تا فقر و گرسنگی، تضاد طبقاتی، رواج فساد و فحشا و... از جمله نتایج نظام سرمایه داری است که این روزها اعتراض گسترده مردم در سرتاسر جهان را نیز در پی داشته است.
اما امروز و در مقطعی که بسیاری از صاحب نظران غربی از به پایان رسیدن مدت انقضای تمدن غربی صحبت می کنند نباید اجازه داد تا سیاستمداران غربی برای دستیابی به منافع خویش در خاورمیانه بار دیگر همین سرمایه داری را به خورد مردم منطقه دهند.
به طور کلی صاحب نظران انقلاب اسلامی باید به تشریح دقیق نظریه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بپردازند و تصویری صریح و شفاف از تئوری انقلاب اسلامی را در همه شئون ترسیم کنند.شاید در بدایت امر موضوع توسعه نظام مردمسالاری دینی و نظریه پردازی در این حوزه در اولویت باشد.امروز غرب به شدت در صدد ریل‌گذاری پیش روی قطار تحولات منطقه است و اگر جمهوری اسلامی به عنوان اصلی ترین کانون بیداری در وظایف خود قصور کند بدون شک ضربات سختی به جریان بیداری اسلامی زده خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بارها در بیانات خویش به این نکته اشاره کرده‌اند که در صورت عدم هوشیاری مردم و نخبگان منطقه احتمال مصادره قیام‌ها نیز وجود دارد. به هرحال اگرچه موج بیداری اسلامی پدید آمده است اما این موج بدون راهبری صحیح نمی تواند به نتیجه مطلوب و کامل برسد. ایران اسلامی می تواند
هم اکنون به نحوی راه را در پیش روی ملت های منطقه روشن سازد. امروز غربی ها به شدت در تلاش هستند تا نظام های آینده در منطقه را بر اساس سکولاریسم شکل دهند. اما ایران اسلامی با دیپلماسی رسمی و عمومی می تواند تجربیات خویش را در پیش روی نخبگان منطقه قرار دهد.
ما نباید تماشاگر جریان بیداری اسلامی باشیم بلکه باید با تعامل با افکار عمومی منطقه و نخبگان گزینه مردمسالاری دینی را نیز در پیش روی ملت های منطقه قرار دهیم تا آنها فکر نکنند که هیچ چاره‌ای جز تسلیم در برابر غرب ندارند. امروز ایران اسلامی الگوی موفقی در بسیاری از زمینه هاست و ما نباید در انتقال این تجارب به برادران مسلمانمان کوتاهی کنیم. امروز چشم ملت های منطقه به ایران اسلامی است و اگر قرار باشد در کشورما نسبت به اتفاقات خاورمیانه بی توجهی شود مطمئنا موجب دلسردی خواهد شد.
به عبارت دیگر امروز ایران اسلامی به عنوان کانون بیداری اسلامی موظف است تا اندیشه های جدیدی را در پیش روی جهان قرار دهد و این امر نیز جز از طریق ایجاد تحول در علوم انسانی فعلی در کشور محقق نخواهد شد. تحولی که مقام معظم رهبری بارها در فرمایشاتشان بر ضرورت آن تاکید ورزیده و از جامعه حوزوی و دانشگاهی کشور خواسته اند تا این امر را صورت دهند.
معظم له همواره رویکردهای شکاکیت‌زا و غیر‌‌دینی موجود در علوم انسانی را که متاثر از واردات فرهنگی و عقیدتی از غرب است از جمله آسیب های جدی پیش روی نظام دانسته و با تاکیدات ویژه رفع تهدید موجود و تبدیل آن به یک فرصت استثنایی را به دوش نخبگان و دانشگاهیان نهاده‌اند. در واقع افق کلی که در پیش روی نظام اسلامی در چندین دهه آینده متصور و مترسم است به دلیل گستردگی و ویژگی های خاص و منحصر به فرد بودن در سطح جهانی نیاز به عزمی جدی و پشتوانه علمی و فرهنگی قوی و مستحکمی دارد.
اشاعه عدالت، صلح، آزادی، رفاه، پیشرفت و تکامل بشر آن هم در سطح جهانی که از اولویت‌های اساسی و جزء لاینفکی از کارویژه های نظام مقدس اسلامی است نیازمند به برنامه‌ریزی‌های دقیق و علمی و کارآمد دارد که این برنامه‌ریزی‌ها بی شک بدون شناخت ابتدایی از مبانی و اندیشه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اسلام محقق نخواهد شد.
اما وضعیت فعلی علوم انسانی چه در سطح حوزه‌های علمیه و چه در سطح دانشگاه هم اکنون پاسخگوی نیازهای گسترده یک جامعه اسلامی نیست و هنوز حتی بسترهای علمی و فلسفی برای حل معضلات داخلی کشور نیز برطرف نشده است. امروز دانشگاه و حوزه های ما با پشتوانه عظیم و گسترده علمی که از دوران شکوفایی تمدن اسلامی در سده‌های پیش دارند از وضعیت مطلوب و دلخواهی برخوردار نیستند.
از این روست که باید گفت در مقطع فعلی تمام اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی کشور باید به تدوین و ترسیم نظریه های انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف بپردازند و مانع از آن شوند که موج بیداری اسلامی توسط غرب مصادره به مطلوب شود و منطقه باردیگر به عقب بازگردد.امروز تکلیف و مسئولیت جمهوری اسلامی نسبت به انقلاب های منطقه ای ضرورت تحول در علوم انسانی را به شدت افزایش داده است و ما باید درصدد ایجاد یک الگوی نمونه از ایران اسلامی در تمام حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... باشیم.