صالح اسکندری
"نظام جمهوری اسلامی هرگز شناسنامه تکمذهبی برای خود فراهم نکرده است... امروز جوانان سنی فلسطین مانند جوانان شیعه مخلص لبنان، چشم به نظام جمهوری اسلامی دوختهاند... ما ارزشهای اخلاقی و نظامهای سیاسی و اجتماعی و قواعد کلی دین را از کتاب و سنت میگیریم و به آن متعبدیم. ما به تعبد به کتاب و سنت افتخار میکنیم و معتقدیم فهم درست کتاب و سنت، برای یک نگاه باز و روشن و برای یک جامعهاسلامی میتواند صدها راه برای مسائل گوناگون باز کند. بعضی خیال میکنند تعبد به کتاب و سنت، محدود کننده انسان در تجربههای گوناگون و پیدرپی و نوبهنو در زندگی جهانی است. این ناشی از درست نشناختن کتاب و سنت و نگاه عامیانه به کتب و سنت است. نگاه مجتهدانه به کتاب و سنت میتواند راههای گوناگونی را باز کند برای اینکه انسان بتواند جامعه، خود و نظامهای گوناگون را اداره کند و راههای بازی را در مقابل خود بیابد."(1)
از امام صادق (ع) نقل است که فرمودند: "خدای تبارک و تعالی بیان هر چیز را در قرآن فرو فرستاده، تا آنجا که به خدا سوگند چیزی از احتیاجات بندگان را فروگذار نکرده و بنده نتواند بگوید کاش این در قرآن آمده بود، چه همان را خدا در قرآن بیان فرموده است."(2) در اصول کافی نیز فصلی است با عنوان "تمام احتیاجات مردم در کتاب و سنت بیان شده است."(3)
این تبیین از شریعت درست همان تلقی فقه سنتی و اجتهاد جواهری است که حضرت امامخمینی(ره) تخلف از آن را جایز نمیدانستند و انحراف حوزهها از مسیر فقه سنتی را مساوی با از بین رفتن فقه قلمداد مینمودند.
در پارادایم فقه سنتی اسلام به معنای "اسلام فرا مذهب و هویت فرا مذهبی"(4) است و این امکان را به فرق مختلف مسلمانان میدهد که زیر پرچم "لاالهالاالله" و "محمدرسولالله" مجتمع و متحد شوند. برخلاف تصور موجود فقه سنتی تلقی ایستای اخباری گونه از اسلام نیست بلکه در یک منظر سیستمی کاملا دینامیک و پویا است. اساسا رابطه میان فقه پویا و فقه سنتی عموم و خصوص من وجه است یعنی هر چند فقه پویا وظیفه پاسخگویی به مسائل مستحدثه و نوبهنو شونده را دارد اما فقه سنتی در یک نگاه سیستمی "تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است".
از آنجا که در اندیشه امامخمینی(ره) فقه سنتی و فقه پویا به هیچ وجه در تقابل با یکدیگر نیستند، فقه سنتی شیعه که مبتنی و متکی بر اسلوب اجتهادی مشایخ معظم و پیشین است قادر است در بستر اجتهاد و از منظر سیستمی، متناسب با شرایط زمانی و مکانی قابلیتهای فرامذهبی داشته باشد. در واقع تاکید حضرت امام(ره) بر پویایی فقه، مبین وصف ذاتی اجتهاد در فقه سنتی است که این امکان را به مهندسان سیستم اجتماعی میدهد تا راههای بازی را در مقابل اجتماع خود بیابند و به تعبیر مقام معظم رهبری "جامعه، خود و نظامهای گوناگون را اداره کنند." به بیانی سادهتر فقه سنتی شیعه این امکان را برای جمهوری اسلامی فراهم کرده که شناسنامه تکمذهبی نداشته باشد. شعار "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" در حقیقت مرهون قابلیتها و ظرفیتهای سیستمی فقه سنتی است. دلباختگی جوانان و نسلهای جدید در میان ملتهای مسلمان از فرق مختلف نسبت به امامخمینی(ره) و شیفتگی و ابراز علاقه آنها به نظام جمهوری اسلامی برگرفته از این هویت فرامذهبی تئوری و استراتژی اداره جامعه شیعی است.
حضرت امام(ره) حتی در تبیین تز مترقی ولایتفقیه پا را از محدوده فقه سنتی فراتر نگذاشتند. ایشان خود میگویند: "هر کس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد چون به ولایتفقیه برسد و آن را به تصور درآورد، بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت"(5) ایشان با استناد به آیاتی از قرآن مجید، سنت و رویه رسولاکرم(ص)، اخبار و احادیث ائمهاطهار و ... تز ولایتفقیه را اثبات میکنند و امروز به جرات میتوان ادعا کرد که در بین جوانان اهل سنت از ملل مختلف مسلمان، محبوبیت و مشروعیت سیاسی ولیفقیه که یک مرجع تقلید شیعی است چه در زمان امامخمینی(ره) و چه در دوره مقاممعظمرهبری به مراتب از حاکمان فعلی کشورهایشان بیشتر است. به هر حال باید دوباره بر این نکته تاکید کرد که فقه سنتی شیعه تئوری کامل و واقعی برای اداره جامعه است که به تعبیر مقاممعظمرهبری میتواند "در یک جامعه اسلامی صدها راه برای مسائل گوناگون باز کند" و تنها راه پیش روی امت اسلامی در شرایط کنونی انسجام اسلامی است.