تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۲۴۱

در گذشته ، جنگ ها به کار فتح و تصرف فضاهای تازه و یا حل وفصل اختلافات ارضی می آمد. امروز هدف، ویرانی کشورهای سرکش و یا استحکام بخشیدن به نظام آن دسته از کشورهایی است که پایه حکومت شان بر اثر اعتراض های داخلی سست و لرزان گردیده است. دراین صورت، آنچه تحت پوشش «مداخله» انجام می پذیرد،بهانه خود را «محافظت از غیر نظامیان» و «دموکراسی» عنوان می کند، درحالی که هدف دراصل محروم ساختن مردم از حاکمیت آنهاست.
شرکتی «چند ملیتی» وجود دارد که می توان گفت به رغم بحران مالی واقتصادی تا حداکثر می کوشد و این تلاش را نیز به «تخریب وبازسازی» اختصاص می دهد. اما، نه تخریب و بازسازی ساختمان ها، بلکه کشورها! این «چند ملیتی» در «واشنگتن» پایگاه دارد و مدیریت اجرای آن «کاخ سفید» نشین است، درحالی که ستادهای مشترک اصلی آن در «پاریس» و «لندن» واقعند و در دستان رؤسایی متملق و طماع قراردارند که کمیته های اجرایی را تشکیل می دهند. مع هذا، «چند ملیتی» مذکور درتمامی قاره ها شعبه دارد.
محکومان به ویرانی نیز کشورهایی هستند که در سرزمین های غنی نفت خیز جای گرفته و یا در موقعیت استراتژیک مهم قرار دارند، اما به طور کامل (و یا بخشی از آنها) از کنترل «چند ملیتی» خارج اند. باید گفت که، درفهرست کشورهای محکوم به ویرانی کشورهایی در اولویت قرار دارند که فاقد نیروی نظامی قادر به اقدامات تلافی جویانه ویرانگران اند، و بنابراین خطری برای آنها محسوب نمی شوند. عملیات ویرانی نیز با قراردادن «سنگریزه ها» درشکاف های داخلی نظام ها آغاز می گردد، که درهر کشوری وجود دارند.
به عنوان مثال، در فدراسیون یوگسلاوی سابق درسال های دهه 1990، «چند ملیتی» مذکور به برانگیختن گرایش های مختلف اقدام و بدین منظور، حمایت از بخش های نژادی و سیاسی که با دولت بلگراد مخالفت می ورزیدند، و تسلیح آنها را آغاز کرد. بسیاری اوقات، این عملیات از طریق حمایت از گروه های جدید، غالباً متشکل از سیاستمدارانی که به طمع پول و مقام به مخالفان پیوسته اند، انجام می پذیرد.
سپس «چندملیتی» درصدد کسب «مجوز» برمی آید.پس، سراغ دفتر مربوطه یعنی شورای امنیت سازمان ملل را می گیرد و انگیزه خود را نیز لزوم مداخله به منظور سرنگونی «دیکتاتور» عنوان می کند. حال، تنها یک «مهر» کافی است. مهری که بر روی آن نوشته شده است: «کلیه اقدامات لازم را مجاز می شماریم!» و چنانچه این «مهر» به هر دلیل به دست نیاید (مانند مورد یوگسلاوی)، عملیات کماکان ادامه می یابد. بدین سان، تیم ویرانگران - که از پیش مهیای عملیات است- با یک تهاجم هوایی- دریایی گسترده و عملیات زمینی متعدد در داخل کشور مدنظر- که پیشتر نیز درمحاصره ای اقتصادی قرار گرفته است- وارد عمل می گردد.
دراین حال، بخش تبلیغات «چند ملیتی» از قافله عقب نمانده، تبلیغات رسانه ای گسترده ای به راه می اندازد و جنگ را تنها راه دفاع از غیرنظامیان بی گناه که زیر تهدید نسل کشی دیکتاتور خونخوار قرار دارند، جلوه گر می سازد. پس از ویرانی، نوبت به بازسازی کشوری تازه (عراق و افغانستان) و یا مجموعه ای از «اقمار» کوچک (یوگسلاوی سابق) می رسد که از رؤسای فدرال فرمان می برند.
دیگر وجه مهم «چند ملیتی» از بازسازی کشورهای «لرزان» شکل می پذیرد. کشورهایی چون مصر، تونس، یمن و بحرین که پایه های شان بر اثر جنبش مردمی سست گردیده و یا رژیم های ضامن منافع قدرت های غربی را در تنگنا قرار داده اند. این بازسازی مطابق با احکام مدیریت اجرایی سازمان می یابد، که عبارتنداز: تضمین انتقالی منظم و صلح آمیز از طریق استحکام بخشیدن به ستونی که پیشتر تکیه گاه قدرت بود- یعنی ساختار نیروهای مسلح- و مزین ساختن آن به رنگ های «رنگین کمان دموکراسی».
بدین سان، کشورهایی که از زلزله اجتماعی تأثیر پذیرفته اند، بازسازی و به بنیان نفوذ چندملیتی در شمال آفریقا و خاورمیانه مبدل می گردند.