تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۲۹۷

محمد ایمانی
مهندسی رفتار اصولگرایانه از کجا آغاز می شود و ملاط این مهندسی کدام است؟ از کجا ممکن است در این چینش، خلل و اعوجاج افتد؟ و چگونه می توان بنیان و هندسه این بنا را مستحکم تر ساخت و سیاست را عقلانی تر و آینده نگرتر کرد؟ اینها پرسش هایی است که همواره در افق حرکت اصولگرایان - به مثابه حاملان انقلاب و دلسوزان آن- قرار داشته اما امروز در سرفصل مهمی از تاریخ جهان که روزگار در حال تغییر و نو شدن است، اهمیتی مضاعف پیدا کرده است. جهان در آخرین سال از دهه 80 شمسی و اولین سال از دهه دوم میلادی (1390-2011) آتشفشانی شد و زمین و زمانه استکبارزده از مرکز خاورمیانه و اعماق اروپا و آمریکا به جنبش درآمد تا حال و احوال غمبار خود را نو کند.
«فرصت» ها و «مسئولیت» های مهم و بی سابقه ای از دل این جنبش ها برای انقلاب اسلامی ایران پدیدار شد و از آن سو فرعون ها که تردید ندارند این اتفاق دامنه دار، متاثر از ایستادگی و الهام بخشی ایران است، نوک پیکان دشمنی و عناد خود را متمرکز تر از گذشته متوجه انقلاب اسلامی کرده اند. بدین ترتیب، خرد به هماهنگی فزون تر حاملان انقلاب و کاستن از حاشیه ها و هزینه ها و فرسایش ها در جهت تمرکز بیشتر روی فرصت ها، مسئولیت ها و تهدیدها حکم می کند. پرسش این است که «همت» ها و «اراده»ها را چگونه باید تراشید تا متوازن شوند و با چه ملاطی باید آنها را به هم پیوند داد تا خروجی این مهندسی، ثبات و امنیت و پیشرفت کشور و مواجهه قدرتمندانه با مستکبران باشد؟
عبدالله ابن عباس صحابی خردمند و ژرف اندیش پیامبر اعظم(ص) می گوید امیر مومنان علی علیه السلام نامه ای به من نوشت که از هیچ سخنی بعد از کلام رسول خدا به اندازه آن کلام سود نبردم. نامه 66 نهج البلاغه که با اندکی تفاوت ذیل نامه 22 همین کتاب شریف آمده، چهار پنج سطر بیشتر نیست اما می تواند به افق نگاه هر دیندار و سیاستمدار اصولگرایی عمق بدهد. امیر مومنان در این مکتوب شریف می فرماید «اما بعد! آدمی از رسیدن به چیزی که از او فوت نمی شد خوشحال می شود و از فوت چیزی که نصیب او نمی گردید، اندوهناک می شود. فلا یکن افضل ما نل ت من دنیاک بلوغ لذّه او ش فاء غیظ و لکن اطفاء باطل او احیاء حق. پس نباید برترین برنامه و مقصد تو از دنیا، رسیدن به لذتی یا خالی کردن خشم و غضبی باشد بلکه همت تو باید مصروف فرو نشاندن باطل یا زنده کردن حق شود.
و باید که شادی تو برای چیزی باشد که پیش فرستاده ای و اندوهت برای آن چیزی باشد که بر جای می گذاری و همت تو باید برای پس از مرگ باشد.» چینش تعاملات براساس «لذت یا خشم» (سیاست معطوف به هیجان) همان چینش معوجی است که حاشیه ها را به متن تحمیل می کند و فرصت ها را به خاکستر می نشاند. خشت اول، همت ها و اراده هاست که می تواند معطوف به عقلانیت و دوراندیشی و ایثار شود یا هر یک از این سنگ بناها به سوی هیجان رئوس هر یک از اضلاع سیاسی منحرف گردد. موضوعیت یافتن «تکاثر قدرت و ثروت» و راه اندازی باند و حلقه و حزب بر این مبنا و سپس گشودن عقده ها و تسویه حساب با رفقا و رقبا به همین دلیل، انحراف از اصول و اسراف در قبال نعمت ها و فرصت هاست، حال آن که به تعبیر مولای متقیان آثار بهره مندی از نعمت باید در رفتار مومنان و صالحان دیده شود.
امیر مومنان در این باره نیز ملاک و میزان مشخصی را در میان نهاده، آنجا که خطاب به «حارث همدانی» می نویسد «بپرهیز از هر عملی که صاحب خود را خشنود سازد اما برای عامه مسلمین ناخوش و زشت آید. و بپرهیز از هر عملی که در پنهان انجام شود و در آشکار، باعث شرمندگی شود. و بپرهیز از هر عملی که وقتی از آن بپرسند، صاحب عمل انکار کند یا عذر بخواهد... و به صلاح آور هر نعمتی را که خداوند به تو ارزانی داشته و آن را تباه مکن. و باید اثر نعمتی که خداوند به تو داده، در عمل تو دیده شود و بدان که برترین مومنان، برترین آنها در بذل جان و مال و خاندان خویش است» (نامه 96 نهج البلاغه). تصور کنید که اگر هر یک از صاحبان منصب و نفوذ یا سلسله جنبانان حلقه های سیاسی و بهره مندان از قدرت رسانه ای همین تقوا را در دو حوزه شخصی و جمعی بسط دهند، چه قدر از شاخ و برگ و خار و خس حاشیه ها هرس می شود و مسیر فرصت های خدمت و پیشرفت چه قدر هموار می گردد. فرض کنید رئیس جمهور و دولتمردان و مدیران و رئیس مجلس و نمایندگان و شهرداران و استانداران و مدیران رسانه ای ما هر کدام مراقب این معنا باشند که میان خلوت و جلوت آنها، پرده ای نازک است و دیر یا زود برداشته می شود و بنابراین نباید چنان کرد که فرصت و نعمتی تباه شود و خدای نکرده شرمندگی و خسران آن بماند. آیا در این صورت بسیاری از معضلات برطرف نمی شود؟!
مهندسی و معماری اصولگرایی، فاقد نقشه نیست که هر کس بخواهد به دلخواه، آن را بسازد و شکل دهد. ساخته ها و معماری ها را لحظه به لحظه باید با آن نقشه اصلی منطبق کرد و هر جا اعوجاج و سستی و کم گذاشتن در مصالح وجود دارد، همان موضع را باید جبران کرد و از نو چید. همچنان که آجر به آجر این بنا را نمی توان بدون شاقول چید و بالا رفت، به همان نحو نمی توان بدون ملاطی که اسباب چسبندگی اجزاست، معماری کرد. اینجا هم مناط و ملاک های مشخصی وجود دارد که به هر میزان مدنظر باشد، مقاومت بنای اصولگرایی را در برابر ارتعاش ها و تندبادها و اخلال ها و رخنه ها بیشتر می کند. این ملاک ها اگرچه آرمان و ایده آل محسوب می شوند اما مصالح اصلی هستند و من باب مثال نمی توان گفت که چون یافتن سیمان سخت است از خیر آن می گذریم و سراغ گچ و شن و ماسه می رویم! کلام امیر حکمت و کلام - علی بن ابیطالب علیه اسلام- را در این باره مرور کنیم و ببینیم نوع تعامل سیاستمداران خوب ما، چه قدر به این استاندارد نزدیک است. اگر نیست باید جبران کرد و به مسیر برگشت.
امام در خطبه 412- در برخی نسخه ها خطبه 502- نکته ظریفی می فرماید که شاید گمشده و مغفول خیلی از ماهاست. «بدانید خداوند سبحان همانا کسانی را به عنوان اهل خیر و ستون هایی برای حق و نگاهبانانی برای طاعت قرار داده است. و برای شما در هر طاعتی، یاریگری از جانب خداوند سبحان است که آن یاریگر بر زبان ها می گوید و دل ها را استوار می سازد. در آن (مدد الهی) کفایتی است برای کسی که کفایت خواهد و درمانی است برای هر کس که شفا طلبد. و بدانید که بندگان خدا، علم او را پاس می دارند و آنچه را باید مصون بدارند، حفظ می کنند و چشمه های او را می شکافند و با ولایت و دوستی به هم می پیوندند و با محبت یکدیگر را ملاقات می کنند و از جام سیراب کننده حکمت، همدیگر را می نوشانند و از چشمه محبت و معرفت یکدیگر، سیراب بازمی گردند. شک و بدگمانی در آنها ندارد و بدگویی و غیبت به سوی آنان نمی شتابد. آفرینش و اخلاق آنها بر این مبنا منعقد شده است، پس بر همین مبنا به یکدیگر محبت می ورزند و طبق آن به یکدیگر می پیوندند- فعلیه یتحابّون و به یتواصلون- بنابراین نسبت آنها با سایر مردم مانند دانه های برگزیده بذر است که خوب آن را برای کشت برمی گزینند و غیر آن را دور می اندازند؛ آزمایش الهی آنها را متمایز و پاک ساخته است».
اخلاق، جوهر سیاست اسلامی است هر چند که زینت و زیور آن هم هست. اخلاق، قوام سیاست دینی و ریشه و برگ و بار و برکت آن است. اگر متدینین پیش از انقلاب اسلامی، مکارم اخلاق را در حوزه رفتار شخصی جست وجو می کردند، امروز در کنار خودسازی ضرورت دارد که این مکارم و فضایل در حوزه رفتار و تعاملات سیاسی جمعی بسط پیدا کند. ما امروز از موضع اصولگرایی- بر دوش کشیدن مسئولیت سنگین انقلاب اسلامی- به جرعه جرعه نوشیدن دعای مکارم الاخلاق امام زین العابدین(ع) محتاج تریم. «خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست و کفایت کن مرا نسبت به هر آنچه اهتمام به آن، مرا مشغول خود می سازد. و مرا به کاری بگمار که فردا از من درباره آن پاسخ می خواهی... مرا عزت ببخش اما به کبر مبتلا مکن. و به عبادت خود وادار اما به خاطر عجب، فاسد و تباهش نکن. و خیر را به دست من بر مردم جاری ساز و به خاطر منت نهادن، همان را نابود مکن.
و اخلاق متعالی را به من ببخش اما از تفاخر مصون بدار... و مرا استوار بدار تا با هر کس که درباره من بدخواهی می کند، خیرخواهانه با او روبرو شوم و جزای آن را که از من کناره می گیرد با خوبی بدهم... کسی را که از من جدا می شود، با پیوستن کفایتش کنم و با کسی که بدگویی و غیبت مرا می کند، به واسطه یاد نیکو از او مخالفت کنم... خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در گسترش عدالت و کظم غیظ و فرو نشاندن آتش التهاب ها و پیوند دادن اهل جدایی و تفرقه، و کم شمردن خیر در رفتار و گفتار خود حتی اگر زیاد باشد و زیاد شمردن بدی رفتار و گفتار خود حتی اگر کم باشد، به زیور صالحان بیارای و زینت پرهیزکاران را بر من بپوشان. و این همه را به کمال برسان به واسطه دوام اطاعت و همراهی جماعت مومنان و راندن اهل بدعت و همه آنها که از اندیشه های من در آوردی (اختراعی) پیروی می کنند... و مرا به واسطه پیوستن با هر کس که از تو جدا شده و مفارقت از هر کس که به سوی تو گرد آمده، امتحان نکن...».
سران گروه ها و طیف های اصولگرا اگر قرار است خدمتگزاران و صف شکنان و معبرگشایانی در تراز اصولگرایی باشند، ضرورتا باید به فرهنگ بسیجی برگردند. «بسیجی یعنی علی علیه السلام که همه چیز خود را وقف اسلام کرده بود». اگر اقتضای وضعیت جهان اسلام در روزگار معاصر و فرصت ها و تهدیدهای موجود، بسیجی شدن است، باید این چند سطر حکمت جاری بر زبان ولی امر مسلمین - ایده الله تعالی- را سرمشق و سرلوحه اتاق های تصمیم سازی قرار داد: «بسیج، سیاسی است اما سیاست زده نیست، سیاسی کار نیست، جناحی نیست. بسیج، مجاهد است اما بی انضباط و افراطی نیست. بسیج، عمیقا متدین و متعبد است اما متحجر نیست، خرافی نیست. بسیج، با بصیرت است اما از خودراضی نیست. بسیج، اهل جذب است - گفتیم جذب حداکثری- اما اهل تسامح در اصول نیست، غیور است، پاسدار خطوط فاصل است. بسیج، طرفدار علم است اما علم زده نیست. بسیج، متخلق به اخلاق اسلامی است اما ریاکار نیست. بسیج، در کار آباد کردن دنیاست اما خود اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ».
تنظیم فهرست نامزدهای انتخاباتی با همه اهمیت و ضرورت، نباید خوبان اضلاع جبهه اصولگرایی را از مهندسی اصلی این جبهه و چینش دقیق جاذبه ها و دافعه ها و نیز ترسیم افق های مهم عملیاتی در 3 مقیاس ملی، منطقه ای و جهانی غافل کند.