تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۴۲۷
مبانی تفکر خودی و غیرخودی
سیدصمد موسوی اشاره: در مسیر انقلاب اسلامی، همواره شاهد گروه‌بندی‌ها و جناح‌بندی‌های متفاوتی بوده‌ایم؛ به گونه‌ای که در بسیاری از مواقع، دشمن با هزینه‌های فراوان سعی در تشدید این اختلافات می‌کرد تا با استفاده از صف‌بندی‌های موجود، بتواند بین نیروهای اصیل انقلابی اختلاف ایجاد کرده و برای رسیدن به اهدافشوم خود، مسیر را هموار کند. رهبر حکیم و فرزانه انقلاب که همانند امام قدس‌سره و همچون سال‌های گذشته، اهتمم جدی‌ای برای حفظ مرزهای اعتقادی ـ سیاسی‌ میان نیروهای خودی با غیرخودی داشته و بر رعایت این مرزبندی تاکید کرده‌اند، ایده‌ای را مطرح فرمودند که مطرح شدن آن، بازتاب‌ها و واکنش‌های فراوان به دنبال داشت و موج فرهنگی‌ای آفرید و خط بطلانی بر تمام تلاش‌های دشمنان کشید. خودی در تعریف مقام معظم رهبری آن است که دلش برای اسلام می‌تپد؛ دلش برای انقلاب می‌تپد؛ به امام ارادت دارد؛ برای مردم به صورت حقیقی ـ نه ادعایی ـ احترام قائل است.1

خودی و غیرخودی
«خودی» در لغت، معادل «آشنا» و «غیرخودی» نیز معادل «غریبه»، «بیگانه» و «ناآشنا» است. در اصطلاح نیز برای تعریف افراد و گروه‌ها به «خودی» و «غیرخودی»، ملاکی غیر از «آشنا» و «ناآشنا» بودن دخیل است. همین موضوع از سویی، موجب گردیده تا بسیاری از «آشنایان» به دلیل دارا نبودن آن ممیزه‌ها، شایستگی اتصاف به «خودی» را از دست بدهند و در صف «غیرخودی‌ها» قرار گیرند. از سوی دیگر، سبب گشته است تا بسیاری از «ناآشنایان» به لحاظ برخورداری از آن شاخص‌ها، از زمره «غیرخودی‌ها» خارج و در شمار «خودی‌ها» درآیند.2
برای این کلمه تعاریف مختلفی ارائه شده است:
1. برخی همه انسان‌ها را خودی می‌دانند.
2.برخی هر کسی ایرانی باشد را خودی می‌شمرند.
3. برخی هر کس که قانون اساسی را بپذیرد، خودی می‌دانند.
4. برخی گفته‌اند هر مسلمانی خودی است.
5. بعضی‌ها هر کسی که شیعه است را دایره خودی‌ها می‌آورند.
اما مناسب‌ترین تعریف این است که خودی کسی است که به اسلام اصیل، ولایت فقیه، اندیشه‌های امام خمینی قدس‌سره، رهبری نظام و تبری و مبارزه با دشمنانن اسلام و انقلاب، التزام قلبی و عملی داشته باشد. بنابراین تعریف، کسی که هر یک از شرایط یاد شده را نداشته باشد، غیرخودی است.
مقام معظم رهبری غیرخودی‌ها را این‌گونه تعریف می‌کنند: «غیرخودی‌ کسی است که دستورش را از بیگانه می‌گیرد؛ دلش برای بیگانه می‌تپد؛ دلش برای برگشتن آمریکا می‌تپد؛ غیرخودی آن کسی است که از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطه دوستانه با آمریکا بود. به امام اهانت می‌کرد؛ اما برای آمریکا اظهار علاقه می‌نمود. کسی به امام اهانت می‌کرد، ناراحت نمی‌شد؛ اما اگر کسی به دشمنان بیرون از مرز یا همدستان آن‌ها اهانت می‌‌کرد، ناراحت نمی‌شد؛ اینها غریبه‌اند. اسمشان چیست، هر چه باشد.»3 نباید محدوده خودی را آن قدر گسترده و وسیع بگیریم که دشمنان در دایره خودی‌ها قرار گیرند و نباید دایره آن را آن قدر تنگ کنیم که خودی‌های ضعیف را از آن خارج کنیم.4
برخورداری اشخاص و گروه‌ها از ایمانی درست و اتخاذ شیوه‌‌‌ای مناسب با آرمان‌های وحیانی که همراه با ولایت‌مداری باشد، سبب «خودی» بودن آنان و به وجود آمدن مرزی بین آنان با کسانی خواهد شد که در زمره «غیرخودی‌ها» قرار دارند. در این باره، خدای متعال به صورت استفهام انکاری می‌فرماید: «آیا کسانی را که گرویده و کارهای شایسته کرده‌اند، چون مفسدان در زمین می‌گردانیم یا پرهیزگاران را چون پلیدان قرار می‌دهیم؟»5 بر این اساس، آنچه سبب می‌شود تا انسان‌ها به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم گردند، مسائلی از قبیل نژاد، ملیت و آب و خاک نمی‌باشد، بلکه دین‌مداری همراه با ولایت‌پذیری در شکل صحیح آن، ملاک خودی و فقدان این ملاک نشانه غیرخودی است.6
ریشه خودی و غیرخودی در اسلام
زمانی که رهبر انقلاب این دسته‌بندی را مطرح فرمودند، برخی بهانه‌جویی کرده و ادعا می‌کردند که این مسئله دینی نیست و صرفاً تقسیم‌بندی سیاسی است، اما با مراجعه به منابع اصیل اسلامی خلاف ادعاهای اینان را خواهیم دریافت؛ چرا که بحث خودی و غیرخودی، ریشه در عقل و شرع دارد و بر قرآن، روایات، عقل، سیره عقلا و فطرت متکی است.
خودی و غیرخودی در قرآن
در قرآن کریم، آیات فراوانی وارد شده که پیامبران و طرفداران آن‌ها را از مخالفان جدا کرده و مرز مشخص میان آنان قرار داده است. قرآن کریم می‌فرماید: «یا أیُّهَا الذَّینَ آمَنُوا لاتَتَخِذُوا بطانَه مِنْ دُونِکُمْ لا یَألُونَکُمْ خَبالاً؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از غیر خود، کسی را به دوستی نگیرید که آن‌ها از هرگونه شر و فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند.»7 همچنین می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله وَ الَّذینَ مَعَهُ
أَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ؛ محمد صلی‌الله علیه و آله فرستاده خدا است و کسانی که با او می‌باشند، بر کافران سخت دل و با یکدیگر مهربانند.»8
از این آیات می‌توان از استفاده کرد که اعتقاد به خودی و غیرخودی از ضروریات مسلم همه ادیان است.
خودی و غیرخودی در روایات
در سنت رسول خدا صلی‌الله‌ علیه و آله و ائمه معصومین علیه‌السلام این تقسیم‌بندی وجود دارد. پیامبر صلی‌الله‌ علیه و آله و یارانش، خودی و سران مشرکان و کفار و پیروان آن‌ها غیرخودی محسوب می‌شدند. در دوران اهل بیت علیه‌السلام نیز مرز بین خودی و غیرخودی به جدی‌ترین شکل وجود داشت. زندان‌ها، تبعیدها، آوارگی‌ها، اسارت‌ها و شهادت‌ها گویای مرز خودی و غیرخودی بود. در کربلا خط اصیل خودی و غیرخودی مشخص شد و مظهر تمام عیار مرز خودی و غیرخودی شیعیان با مسلمانان دیگر بود.
در زمان ائمه علیه‌السلام شیعیان از خودی و غیرخودی با کلمه «نحن» و «هؤلاء» نام می‌بردند. در زیارت جامعه کبیره نیز مضامین فراوانی از قبیل «فمعکم معکم لا مع غیرکم؛» وجود دارد که تقسیم خودی و غیرخودی از آن‌ها استفاده می‌شود.
اما سجاد علیه‌السلام فرمود: «من رغب عنا لیس منا و من لم یکن معنا فلیس من الاسلام فی شی‌ء؛ کسی که از ما روی گردان باشد، از ما نیست و کسی که با ما نباشد، بهره‌ای از اسلام ندارد».9
تاکید عقل بر مرزبندی
عقل همواره به جدایی سره از ناسره، دوست از دشمن، حق از باطل و صالح از ناصالح حکم می‌کند. از دیدگاه عقل، دفع ضرر محتمل واجب است و مخلوط شدن دوست و دشمن، می‌تواند خطرناک باشد و موجودیت دوستان را به شدت تهدید کند. از این رو، عقل حکم می‌کند که دوستان خود را از دشمنان و وابستگان آن‌ها جدا کنیم تا بتوانیم منافع و مصالح خود را حفظ کرده، خویشتن را از ضربه‌های دشمن در امان داریم.10
مبانی جبهه خودی
اگر بخواهیم با توجه به تعریف مطرح شده مقام معظم رهبری مبانی جبهه خودی را بر شماریم، باید گفت این تفکر بر شش اصل بنا شده است و هر کس این اصول را قبول داشته و از آن‌ها تبعیت کند، جزء این جبهه خواهد بود؛ حال در هر جایگاه و مسئولیتی که باشد. با این اوصاف اصول تفکر خودی‌ها عبارتند از:
1. اعتقاد به اسلام 2. پایبندی به نظام مقدس، انقلاب و نظام اسلامی 3. وفاداری به اندیشه‌های امام قدس‌سره 4. اعتقاد و التزام به ولایت فقیه 5. همسویی با فرامین ولی امر مسلمین 6. حب و بغض الهی با دوستان و دشمنان.
بخش قابل توجهی از کشور ما را این گروه تشکیل می‌دهند که در صورت لزوم می‌توانند اوضاع نامطلوب را عوض کنند. البته در دیدگاه مقام معظم رهبری عموم مردم و آحاد ملت همه خودی‌اند، اما جریانات سیاسی، می‌توانند به دو جبهه تقسیم شوند و به این ترتیب هم جریان خودی داریم و هم جریان غیرخودی.11 و کسانی که مخالف این اصول هستند، جزء جبهه غیرخودی هستند و می‌توان گفت اصول و مبانی غیرخودی‌ها عبارتند از: 1. بی‌اعتنایی به اسلام 2. ضدیت با اندیشه‌های امام خمینی قدس‌سره 3. ولایت‌گریزی 4. مخالفت با انقلاب و نظام اصیل اسلامی 5. پیروی از فرهنگ غرب 6. حب و بغض غیرالهی.