* به نظر جنابعالی اکنون که چندین ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری گذشته، اگر بخواهیم وقایع پس از انتخابات را آسیبشناسی کنیم به چه نکاتی برمیخوریم؟
** وقایع پس از انتخابات از یکسو معلول برخی رفتارها و تفکراتی است که در اثنای انتخابات و فضای سیاسی چند سال اخیر رواج و گسترش یافته و از سویی دیگر خود بزرگترین عامل رشد و افزایش آن فضاست. در نگاهی آسیبشناسانه متوجه میشویم که مهمترین عامل وقایع مربوط به انتخابات ریاست جمهوری که البته همانگونه که ذکر شد معلول نوعی تفکر دامنهدار است، دور شدن از مسیر عقلانیت و اعتدال و گرفتار آمدن در دام افراط و تندروی بوده است.
هنگامی که بنده از افراط و تندروی سخن به میان میآورم به یک فرد یا جریان سیاسی خاص اشاره نمیکنم، بلکه کانون اصلی توجه بنده در این مساله، غلبه نوعی تفکر یا نوعی نگرش سیاسی و فکری افراطی و غیرعقلانی و غیرمنطقی است. این نگرش افراطی ممکن است در هر فرد و جریان سیاسی متعلق به هر کدام از جناحهای سیاسی کشور وجود داشته باشد.
هنگامی که افراطیگری در یک جامعه رسوخ یابد، خودبهخود جامعه از مسیر حق و حقیقت دور شده و گرفتار آسیبها و بلایایی میشود که وقایع سال اخیر را میتوان یکی از نشانههای آن دانست. بسیاری از دلسوزان نظام از مدتها قبل و حتی پیش از وقایع اخیر نسبت به شیوع چنین تفکری در جامعه هشدار داده بودند و شاید اگر به این هشدارها توجه میشد شاهد وقایع اخیر نیز نمیبودیم.
اگر میبینیم امروز برخی از نخبگان جامعه و عرصه سیاسی ما گرفتار چنین وضعیتی شدهاند و به تبع خود جامعه را گرفتار چنین بحرانهایی کردهاند، بیش و پیش از همه باید آن را در شیوع خطمشیای دنبال نمود که سعی در نهادینهسازی افراطیگری، خردگریزی و اعتدالستیزی در جامعه دارد، خطمشی و رویهای که وقایع اخیر تنها یکی از پیامدهای آن و بازتابهای عینی آن بود و چنانچه به این پیامدها به چشم یک هشدار نگریسته نشود و به علل و ریشهیابی این وقایع که همان رسوخ افراطیگری در جامعه سیاسی ماست پرداخته نشود، شاید به نتایج و پیامدهای ناگوارتر دیگری نیز در آینده منجر شود.
* وقایع بعد از انتخابات چه آموزههایی در حوزه عمل سیاسی برای سیاستورزان ایرانی دارد؟
** حوادث و رویدادهای تاریخی همواره حاوی درسهای آموزندهای برای ملتها در مسیر رشد و اعتلای آنهاست. یک ملت در مسیر زندگی خود با اتفاقاتی مواجه میشود که اگر با دیده عبرتبین به آنها نگاه کند میتواند نردبان ترقی آن ملت باشد. از دیدگاه بنده وقایع بعد از انتخابات با همه تلخیهای آن یک موهبت بزرگ در جهت رشد و اعتلای بینش و کردار سیاسی همه مردم به خصوص نخبگان و فعالان عرصه سیاسی محسوب میشود.
در مواجهه با این حوادث، سیاستورزان ایرانی در آزمونی دشوار قرار گرفتند تا جوهره سیاسی آنها با یک محک جدی سنجیده شود. در تلاطم این رویدادها ملت ما متوجه شد که گرفتار آمدن نخبگان یک جامعه در دام تندروی و افراطیگری مساله کوچک و بیاهمیتی نیست، نخبگان یا به تعبیر مقام معظم رهبری، خواص جامعه، نقش مرجعیت، هدایتگری و اداره جامعه را برعهده دارند و هنگامی که آنها گرفتار چنین تفکری شوند، آنگاه پیامدهای آن کل جامعه را تحتتاثیر هولناک خود قرار خواهد داد و دیگر نمیتوان حد و مرزی برای تندروی در جامعه ترسیم نمود.
ما در ماههای اخیر شاهد بودیم که چگونه رهبر معظم انقلاب تمام توجه اصلی و تاکیدات خود را معطوف به نخبگان و خواص جامعه کرده بودند و سعی داشتند تا این خواص را از قرار گرفتن در مسیر بیبازگشت دور شدن از اهداف و آرمانهای انقلاب بازدارند. تاکید ایشان بر «بصیرت» را باید نقطه کانونی ارشادات رهبری در این خصوص دانست. بصیرت در واقع همان حکمت و دانش عملی است که در سایه اعتدال و آرمانگرایی حاصل میشود و در نقطه مقابل جهالت و آرمانستیزی قرار میگیرد که محصول افراط و تندروی است.
بصیرت امری متعلق به این زمان و مکان نیست بلکه یک نیاز اساسی برای نخبگان یک جامعه در همه زمانهاست. در واقع این میزان بصیرت نخبگان یک جامعه است که مسیر هدایت یا زوال یک جامعه را ترسیم میکند. با نگاه به تاریخ میبینیم که نخبگان بیبصیرت در هر دورانی مهمترین عامل رکود و انحطاط جامعه در آن دوران بودهاند. لازمه نیل به بصیرت نیز پرهیز از افراط و تندروی است.
در یک کلام میتوان مهمترین درس این وقایع را برای کنشگران عرصه سیاسی درک مفهوم بصیرت از سوی ایشان و نیز پی بردن به این نکته دانست که تنها مسیر صحیح سیاستورزی در نظام مردمسالاری دینی حرکت در مسیری است که رهبری نظام، ملت را بدان سو هدایت میکند و تنها تبعیت از اوامر ایشان میتواند جامعه را از ابهامها و کجرویها نجات بخشد.
* در فضای چند ماه گذشته کشور سیاست به کناری نهاده شد و افراطیگری جای آن را گرفت. فکر میکنید چگونه میتوان از این رادیکالیسم رها شد و به سیاستورزی رسید.
** بنده میخواهم به این تقابلی که شما میان سیاست و افراطیگری ایجاد کردید نکتهای را اضافه کنم. شاید به اعتقاد برخی افراطیگری نیز جزوی از سیاست باشند و وقایع بعد از انتخابات را نیز میتوان معلول چنین نگرشی به عرصه سیاسی دانست. اما مطمئنا افراطیگری در نقطه مقابل آن نوع کنش سیاسی قرار میگیرد که در چارچوب مردمسالاری دینی و سیاستورزی اصیل اسلامی تعریف شده است.
سیاستورزی در مفهوم دینی آن با صداقت، شجاعت و بصیرت همراه است همانگونه که ما چنین شیوه سیاستورزی را در الگوهای کامل آن نظیر پیامبر گرامی اسلام و نیز ائمهاطهار و در دوران معاصر در الگوی مدیریتی و حکومتی امام راحلمان و نیز مقام معظم رهبری شاهد بودهایم. غلبه افراطیگری در عرصه سیاسی به معنای دور شدن از این الگوی اصیل سیاستورزی است. اگر امروز از افراطیگری به عنوان مهمترین آفت و چالش نظام و جامعه نام ببریم بیراه نگفتهایم.
اگر در تمامی حوادث و اتفاقات ناگوار سالهای پس از انقلاب بنگریم، ریشه همه آنها را در افراطیگری و دور شدن از مسیر اعتدال و تدبیر میبینیم. حتی میتوان به جرات مدعی بود که اگر امروز از چالشی به نام بحران مدیریت و کارآمدی سخن به میان میآید مهمترین علت و ریشه آن را باید در وجود تفکرات مبتنی بر افراطیگری دانست.
افراطیگری در نقطه مقابل کارآمدی و مهمترین مانع بر سر راه تحقق اهداف انقلاب و نظام است. تنها راه مقابله با این پدیده نیز بازگشت به سیاستورزی اصیل اسلامی است. یعنی بازگشت به اعتدال صداقت، اخلاقگرایی و پرهیز از هر عاملی که بر افراطگرایی دامن میزند.
در دین ما اعتدال با مفاهیمی همانند عدالت هممعنا و مترادف است. به عبارت دیگر آنجا که اعتدال نباشد، عدالتی هم در کار نخواهد بود و افراط و تندروی مساوی ظلم و بیعدالتی است. اعتدالگرایی به عنوان یک اصل دینی و یک الزام معرفتی و یک ضرورت سیاسی و اجتماعی مهمترین نیاز امروز ماست. تنها با رویکرد اعتدالی است که کارآمدی نظام اسلامی در پرتو خردگرایی، ارزشگرایی و آرمانگرایی امکان تحقق مییابد.
* شما به عنوان چهرهای معتدل در فضای سیاسی کشور چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید تا آرامش فعلی از آرامش به عنوان تکنیک به آرامش به عنوان استراتژی تبدیل شود؟ در این میان چه موانعی وجود دارد؟
** برای خروج از فضای ملتهب سیاسی دو راهکار کوتاهمدت و بلندمدت مورد نیاز است. راهکار کوتاهمدت همانگونه که گفتم میتواند نفی هرگونه کنش سیاسی نظری و عملی افراطی و تندروانه باشد. در واقع برای رسیدن به شرایط معقولی که بتوان برای راهکارهای بلندمدت برنامهریزی کرد نیازمند ایجاد وضعیتی اعتدالی و عقلانی و به دور از هرگونه هیجان کاذب سیاسی و اجتماعی هستیم.
امروز هر گفتار و عملی که بر حجم کدورتها بیفزاید و آتش اختلافات را شعلهورتر سازد بدون تردید برخلاف مصالح نظام و انقلاب و به مثابه خیانت به انقلاب است. از اینرو در شرایط کنونی هر اقدامی که صورت میگیرد باید در راستای افزایش وحدت و همدلی ملی باشد.
به جز این راهکار کوتاهمدت، ما نیازمند یک راهکار بلندمدت نیز هستیم تا نه تنها در آینده شاهد وقوع چنین وقایع تلخی نباشیم بلکه از وقایع رخ داده همانند یک تجربه گرانبها و یک سکوی پرش برای نیل به آرمانهای انقلاب استفاده کنیم.
باید در یک آسیبشناسی دقیق ببینیم یکی از مهمترین عوامل اتفاقات امسال چه بود. اگر به انتخابات گذشته بازگردیم میبینیم که گرفتار آمدن در دام شعارگراییهای کلی و بیاعتنایی به شعور عمومی یکی از مهمترین دلایل ایجاد یک هیجان کاذب در این انتخابات بود.
اینکه میگویم میتوانیم از تجربه انتخابات به عنوان یک سکوی پرش برای تحقق اهداف انقلاب استفاده کنیم ناظر بر همین مساله است. باید به دنبال عبور از شعارگرایی و رسیدن به مرحله شعورگرایی باشیم. شعارگرایی با هیجان کاذب و افراط و تندروی همراه خواهد بود، در حالی که گذار از آن به سمت مخاطب قرار دادن درک و آگاهی عمومی خودبهخود مسیر را برای ایجاد اعتدال و عقلانیت در جامعه هموار میسازد.
به نظر بنده مهمترین کار ما در برنامه بلندمدت تبیین دقیق و عملیاتی مردمسالاری دینی به عنوان چارچوب و محتوای نظام جمهوری اسلامی است. ولایت فقیه، قانون اساسی و آرمانهای نظام و انقلاب باید سه رکن اصلی ما در این تبیین باشند. امروز مهمترین نیاز ما در ابعاد کلان، اجماع همگانی نخبگان بر سر منافع بلندمدت ملی است. باید به دنبال آن باشیم تا برای نیل به اهداف کلان نظام به یک راهبرد مشخص و عملیاتی برسیم.
برای نیل به این مقصود نیز نیازمند گذار از شعار به عمل هستیم. این گذار سه مرحله را دربرخواهد گرفت. در وهله نخست، فراتر رفتن از شعار بدین معناست که آرمانها و اهداف کلی نظام به درستی تبیین و مشخص شوند. در وهله دوم باید به دنبال آن دسته از راهبردهای اجرایی باشیم که میتوانند در جهت محقق شدن این آرمانها و اهداف به یاری ما بیایند و مرحله آخر نیز مرحله اجرا و عملیاتی کردن این راهبردهاست. متاسفانه به رغم گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، ما همچنان فاقد تعریف دقیق و مشخصی از آرمانهای انقلاب اسلامی هستیم.
آرمانها و اهداف ما همچنان به صورت کلی و عملیاتی نشده باقی ماندهاند. ما همچنان فاقد درک روشنی از عدالت، آزادی و پیشرفت و توسعه هستیم و همین مساله باعث میشود تا مسئولان اجرایی ما نیز دچار کلیگویی شده و فاقد راهکارهای اصولی برای تحقق این آرمانها باشند. ما باید درخصوص آزادی و عدالت و پیشرفت به یک اجماع عمومی و عقلانی دست پیدا کنیم تا جناحها و دولتهای گوناگون نتوانند آن را به دلخواه خود تعریف کرده یا مورد تغییر و تحریف قرار دهند.
امروز به رغم آنکه در دهه پیشرفت و عدالت قرار داریم اما همچنان فاقد یک اجماع عمومی و مبتنی بر خرد جمعی درخصوص توسعه بومی هستیم. تا وقتی چنین تعریف و تبیینی وجود نداشته باشد قادر به سنجش مسیر حرکت خود نخواهیم بود.
اینکه بنده بارها از چالش کارآمدی و مدیریتی که در برخی موارد به یک بحران تبدیل شده است، صحبت کردهام ناظر به این مساله است که هنوز نتوانستهایم تکلیف خود را با شعارها مشخص کنیم و به تبع آن مسئولان و مدیران ما به جای آنکه در پی تحقق شعارها و آرمانهای انقلاب باشند، دائما به دنبال تکرار آنها و هیجانی کردن فضای پیرامون آنها بودهاند.
* تحلیل شما از فضای سیاسی کشور طی آیندهای نزدیگ چگونه است؟
** با توجه به حضور پرشور مردم در راهپیمایی 22 بهمن و نیز روند حرکت امور به سوی نوعی اعتدال و عقلانیت محوری از سوی تمامی فعالان و جناحهای سیاسی میتوان امیدوار بود که فضای سیاسی کشور در سال پیش رو به سوی نوعی ثبات توام با پویایی و نشاط حرکت کند. فضای سیاسی آینده کشور بیش از هر چیز منوط به این است که کنشگران این عرصه تا چه میزان میتوانند خود را در مسیر تحقق خواستهای ملت و رهبری در کنار گذاشتن اختلافات و قرار گرفتن در مسیر سازندگی کشور قرار دهند.
بدون تردید برای حرکت در مسیر تحقق فرامین رهبری درخصوص نیل به پیشرفت و عدالت در وهله اول نیازمند فضایی باثبات و نیز خردمحوری در تمامی امور هستیم. نظام جمهوری اسلامی امروز نیازمند حرکت توام با اقتدار و تدبیر در عرصههای گوناگون است و همین مساله باید همه نیروهای سیاسی را به سمت اتحاد و همدلی حول منافع ملی سوق دهد.
* بارها از اصولگرایی اصلاحطلبانه سخن گفتهاید و شاید بتوان این مفهوم را به عنوان گفتمان شما تصور کرد. در فضای فعلی اصولگرایی اصلاحطلبانه چگونه خود را در فضای سیاسی کشور تعریف میکند؟
** اصولگرایی اصلاحطلبانه به عنوان یک گفتمان ریشه در فرمایشات رهبری داشت که در کشاکش تقابلهای جناحی و برای دوری از هر نوع افراط و تفریط، راه صحیح را اصولگرایی اصلاحطلبانه نامیده بودند. در فضای کنونی نیز به نظر میرسد اصولگرایی اصلاحطلبانه با ارکان و مولفههایی نظیر ارزشگرایی، عقلانیت و اعتدال و نیز با تاکید بر ولایتمداری، قانونگرایی و کارآمدی میتواند مهمترین نقش را در تثبیت و اعتلای فضای سیاسی جامعه و نظام ایفا نماید.
بنده بر این باورم که باید به تعریفی جامع و کامل از سیاستورزی در چارچوب نظام مردمسالاری دینی دست پیدا کنیم تا بار دیگر شاهد تنشها و چالشهایی نظیر اتفاقات سال 88 نباشیم و بنابر این اعتقاد، بنده اصولگرایی اصلاحطلبانه را با آن ارکانی که ذکر کردم چارچوب اصیل و مناسبی برای تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی میدانم. بنده بر این باورم که اتفاقات سال 88 بیش از گذشته نیاز ما را به وجود چنین خطمشی معتدلی در عرصه سیاسی به اثبات رساند.
* با توجه به تدریس ژئوپولتیک از جانب جنابعالی در دانشگاه، تحلیل شما از فضای سیاسی خاورمیانه و نقش ایران در معادلات منطقهای و جهانی چگونه است؟
** در یک تحلیل کلی میتوانم بگویم که ایران و جایگاه و نقش آن هیچگاه از معادلات منطقهای و جهانی قابل حذف و چشمپوشی نیست. قدرتهای جهانی چه بخواهند و چه نخواهند ایران بالاترین نقش و جایگاه را در سطح منطقه به خود اختصاص داده است. این جایگاه تنها مختص وضعیت کنونی نیست، جایگاهی به قدمت تاریخ تمدن بشری است و از اینرو تا ملت بزرگی به نام ایران وجود دارد این جایگاه قابل حذف و تضعیف نیست.
در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی شاهد بودهایم که قدرتهای فرامنطقهای سعی داشتهاند تا با ایجاد اختلاف و نیز بدیلسازیهای مصنوعی از نقش و جایگاه ایران در منطقه بکاهند اما هیچگاه موفق به این کار نشدهاند. اما این مساله نباید ما را از آفاتی که باعث تهدید این جایگاه شده و قدرت تاثیرگذاری ما را تحتالشعاع قرار میدهد غافل کند. بدون تردید ارتباط مستقیمی میان اقتدار و ثبات داخلی و میزان تاثیرگذاری و اقتدار خارجی و بینالمللی یک کشور وجود دارد.
هر چقدر ما در داخل از اتحاد و همدلی بیشتری حول منافع ملی برخوردار باشیم، بر عمق و شعاع تاثیرگذاری ما در مسائل بینالمللی افزوده خواهد شد. باید متوجه باشیم که تنها با حفظ قدرت و نفوذ منطقهای و بینالمللی است که میتوانیم منافع ملی را در بالاترین سطح آن تامین کنیم.
امروز با وجود یک دولت شیعی در عراق و نیز یک دولت اسلامگرا در ترکیه و نیز بهبود وضعیت ثبات در افغانستان و پاکستان و نیز نقش و جایگاه بالایی که حزبالله در عرصه سیاسی لبنان دارد ما از موقعیت خوبی در منطقه برخورداریم و همین مساله نیز باعث شده است تا تلاشهای دشمنان و قدرتهای فرامنطقهای برای ایجاد اختلاف میان ایران و همسایگان آن افزایش یابد.
برای ناکام گذاشتن این تلاشها که همانگونه که ذکر شد نسبت مستقیمی با منافع ملی بلندمدت ما دارد باید تنها یک صدا که همانا صدای مقاومت در برابر زورگوییها و زیادهخواهی قدرتمداران و نشانه اتحاد و همبستگی ملت و اهالی سیاست در ایران است به گوش جهانیان برسد.
* از نظر شما مهمترین اقدامات در حوزه شهری در سال 1388 چه بوده و مهمترین اهداف سال 89 برای شهرداری تهران چه مواردی است؟
** در سال 88 با آنکه شاهد نوعی رکود کلی در سطح جهانی و کشوری بودیم با این حال شهرداری تهران با پیشبینیهایی که صورت داده بود، موفق شد هم بالاترین میزان از درآمدهای خود را تحقق بخشد و هم برنامههای خود را به طور مطلوب به سرانجام برساند.
به رغم بسیاری از مسائل و مشکلات حاشیهای، شهرداری تهران موفق شد در سال 88 به یکی از مهمترین وعدههای خود به مردم تهران عمل کرده و تونل توحید، بزرگترین پروژه مدیریت شهری کشور را با موفقیت به سرانجام برساند. شهرداری تهران در حالی موفق به انجام این مهم شد که در سطح ملی به خاطر شرایط خاص اقتصادی و سیاسی شاهد نوعی رکود در فعالیتهای عمرانی و اقتصادی بودیم.
شهرداری تهران همچنین در کنار مسائل عمرانی موفق شد به تمامی برنامهها و تعهدات خود در زمینه حمل و نقل شهری و مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز جامه عمل بپوشاند. در همین سال ما شاهد افزایش چشمگیر خطوط مترو و افتتاح چندین ایستگاه جدید در خطوط مختلف بودیم.
همچنین شهروندان تهرانی شاهد افتتاح مسیر جدید خطوط سریع اتوبوسرانی در خیابان ولیعصر(عج) بودند. ما همچنین شاهد افتتاح بوستانها و فضاهای تفریحی متنوع شهری در این سال بودیم که امکانات فراوانی را برای بهرهگیری بهتر شهروندان از اوقات فراغتشان در اختیار آنها قرار میدهد.
شهروندان تهرانی همچنین شاهد زحمات شبانهروزی و بینظیر مدیران و کارگران شهرداری طی وقایع پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری بودند که به رغم وجود فضای خاص و ملتهب سیاسی و اجتماعی توانستند شهر و امکانات آن را به خوبی حفظ کنند.
در سال 88 ما همچنین گامهای بلندی برای تبدیل تهران به یک شهر الکترونیک برداشتیم به گونهای که در آیندهای نزدیک تهران جزو 10 شهر برتر جهان در این زمینه خواهد بود. تهران در سال 88 کاملا مطابق با برنامه بلندمدت ما برای توسعه و آبادانی این شهر، رشد و گسترش یافت، برنامههایی که برای سال 89 و سالهای بعد نیز با تمام توان اجر خواهد شد.
میتوانیم به شهروندان تهرانی اطمینان دهیم که سال 89 شاهد خدمات بیشمار دیگری از سوی شهرداری تهران خواهند بود و در پایان سال آینده، شهر تهران گام بلند دیگری در جهت تبدیل شدن به شهری فراتر از استانداردهای جهانی برخواهد داشت و به آرمان شهر اسلامی که شهری پیشرفته توام با معنویت، عدالت و امنیت است، نزدیکتر خواهد شد. یکی از مهمترین اهداف و برنامههای ما در سال 89 برداشتن گام مهمی در جهت ایجاد شهر الکترونیک است.
ایجاد مؤلفههای شهر الکترونیک امروز یکی از نیازهای اساسی شهر بزرگی همچون تهران است. ایجاد چنین بستری علاوه بر صرفهجویی و کاهش مصرف در ابعاد وسیع آن، به کاهش مسائل و مشکلات ترافیکی، محیط زیستی و نیز افزایش مولفههای حقوق و کرامت شهروندی نیز منجر خواهد شد.
ما در سال آینده همچنین روند شفافسازی امور در شهرداری را با قوت ادامه خواهیم داد و توسعه حمل و نقل شهری با اولویت مترو از مهمترین برنامههای ما خواهد بود. همچنین در سال آینده شهروندان تهرانی شاهد یک جهش بزرگ در زمینه توسعه فرهنگی و اجتماعی شهر خواهند بود. در سال آینده شاهد افتتاح بسیاری از پروژههایی خواهیم بود که در سالهای گذشته روند احداث آنها آغاز شده است.
همچنین طرحهای فراوان دیگری برای توسعه تهران در نظر داریم که در سال 89 آغاز خواهند شد. مطمئنا پایان سال 89 چهره تهران متفاوتتر از امسال خواهد بود و تبدیل به شهر مناسبتری برای زندگی شهروندان شریف تهرانی خواهد شد. البته برای رسیدن به آرزو و هدف همچون گذشته نیازمند مشارکت و همیاری همه شهروندان عزیز هستیم و استفاده از نظریات و خرد جمعی ایشان را بر خود فرض میدانیم.
* آیا از تعامل دولت با شهرداری در زمینههای مختلف خدمات عمومی رضایت دارید؟ در صورت عدم رضایت چه راهکارهایی برای رفع این مشکلات پیشنهاد میکنید؟
** تعامل میان دولت با مدیریت شهرداری تهران طی این سالها آنگونه که مردم انتظار داشتهاند مطلوب نبوده، اما به رغم این مساله بنده طی این سالهایی که در خدمت مردم عزیز تهران بودهام سعی کردهام تا از مطرح کردن این مسائل در حوزه عمومی اجتناب کنم. تهران به عنوان یک کلانشهر و پایتخت کشور دارای جایگاه و ویژگیهای منحصر به فردی است. این جایگاه نیازمند نگاه ملی دولت و دستگاه اجرایی به این شهر است.
ما هرچند توانستهایم تاکنون با تکیه بر امکانات شهرداری و کمکهای مردم روند مشخصی را برای توسعه شهر تهران و اداره کارآمد آن طی کنیم اما مطمئنا اگر سایر نهادها و دستگاههای اجرایی نیز به وظایف و مسئولیتهای قانونی خود در قبال شهروندان تهرانی عمل میکردند، شهروندان تهرانی امروز با مشکلات کمتری روبهرو بودند. تا وقتی که دستگاه اجرایی به جای نگاه قانونی با نگاه سیاسی به تنظیم روابط خود با شهرداری میپردازد نمیتوان نسبت به بهبود این رابطه امیدوار بود.
برای بهبود این تعامل در وهله اول نیازمند تغییر نگاه مسئولان اجرایی نسبت به شهرداری تهران هستیم. انتظار ما از دستگاههای دولتی تامین حداقل خواستهای قانونی شهرداری و شهروندان تهرانی است. در یک کلام، نگاه ملی و غیرسیاسی به شهر و مدیریت شهری تهران مهمترین خواسته شهروندان تهرانی از دولت است.