تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۴۶۳
مروری بر مواضع چهار ساله سقای بی‌ریا، مشاور احمدی‌نژاد در امور روحانیت
رضا حقیقت‌نژاد مقدمه: روز سه‌شنبه خبری منتشر شد مبنی بر کناره‌گیری حجت‌الاسلام «سقای بی‌ریا» مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت. در این شماره به بررسی کارنامه پیشینه فکری و مواضع او می‌پردازیم.

در میان چهره‌های فرنگ ‌رفته‌ای که در چهار سال گذشته در کسوت مشاور،‌ معاون و وزیر محمود احمدی‌نژاد را یاری کرده‌اند،‌ حجج‌الاسلام محمد‌ناصر سقای بی‌ریا و مرتضی آقا‌تهرانی،‌ وجهه‌‌ای متمایز دارند. بی‌ریا مشاور احمد‌ی‌نژاد در امور روحانیت است و آقاتهرانی،‌ استاد اخلاق کابینه. هر دو شاگرد آیت‌الله مصباح یزدی بوده و پیش از آمدن به دولت نهم،‌ در آمریکا به سر می‌‌بردند. سقای بی‌‌ریا،‌ امام جماعت مسجدی در تگزاس بود و آقاتهرانی همین مسئولیت را در مسجد امام علی(ع) منطقه بروکینز نیویورک بر عهده داشت.
ماموریت مشتاقانه
رابطه خوب دولت نهم با مصباح‌یزدی و کلید خوردن پروژه دولت اسلامی،‌ نه این دو که بسیاری از شاگردان آیت‌الله را به کابینه و دفتر رئیس‌جمهور کشاند تا به تعبیر سقای بی‌ریا،‌ دولتی حوزوی تشکیل شود. در این مسیر،‌ مهمترین وظیفه بی‌‌ریا و آقاتهرانی شاید این بود که کانال‌های ارتباطی میان دولت و مرجعیت،‌ حوزه و طلاب را گسترده‌تر از همیشه کنند تا بستر ظهور چنین دولتی و مشروعیت مذهبی‌اش ضمانتی استوار یابد. آیا ماموریت این دو به خصوص سقای بی‌‌ریا موفق بود؟
زندگی در مهاجرت

نطفه مهاجرت سقای بی‌ریا به دیار فرنگ همانند مرتضی آقاتهرانی،‌ علی مصباح‌یزدی (فرزند آیت‌الله مصباح یزدی) و بسیاری دیگر از شاگردان آیت‌الله،‌‌ از زمانی که شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) را به رسمیت شناخت بسته شد. به روال معمول نخستین پایگاه شاگردان آیت‌الله دانشگاه مک‌گیل کانادا بود و پس از آن سایر مراکز علمی و گاه دینی بلاد فرنگ پذیرای آنها شدند.‌
‌‌در مقدمه‌ای که محمد‌ناصر سقای بی‌ریا در سال 97 برای پایان‌نامه کارشناسی ارشدش تنظیم کرده است،‌ تقدیر و تشکر از چند نام بیشتر به چشم می‌‌آید؛ آیت‌الله مصباح‌یزدی که مشوق پایان‌نامه بی‌ریا و در درک اسلامی‌اش موثر بوده،‌‌ مرتضی آقا‌تهرانی همراه سقای بی‌ریا که پس از کانادا راهی دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی نیویورک شد و مدیریت مرکز بزرگ اسلامی این شهر را بر عهده گرفت و سرانجام علی مصباح‌یزدی،‌ فرزند آیت‌الله مصباح‌یزدی که از همان سال‌ها در بلاد فرنگ رحل اقامت فکنده بود و دیرتر از همگان به ایران بازگشت. در این میان سقای بی‌ریا به تگزاس رفت. او در آنجا،‌ دکترای علوم تربیتی اخذ کرد و یک دهه مدیر مرکز بزرگ اسلامی تگزاس در شهر هیوستون بود.
علمای مهاجر
اگرچه در تاریخ حضور شیعیان در ایران کم نبوده‌‌اند مبلغان و روحانیونی که برحسب اتفاق یا وظیفه راهی خارج از مرز شده‌اند و در میان علمای هند یا سنی مذهب به دفاع از مبانی فکری خویش می‌پرداختند ولی بدون شک،‌ تاسیس جمعیت اسلامی هامبورگ توسط مرحوم حجت‌السلام محمد محققی لاهیجانی،‌ فرستاده آیت‌الله العظمی بروجردی که 54 سال پیش صورت گرفت،‌ نخستین تلاش هدفمندی است که شیوه حضور مبلغان شیعی را سامانی تازه داد.‌‌
‌‌‌‌‌دومین تلاش آیت‌الله با فرستادن فرزندش،‌ دکتر مهدی حائری‌یزدی به آمریکا به ثمر نشست و مامور انجام سومین تلاش در کشور ایتالیا هم امام موسی ‌صدر بود که این یکی نافرجام ماند و او بعدها راهی لبنان شد. در این میان،‌ مرکزی که آیت‌الله در هامبورگ تاسیس کرد،‌ دیرپاتر و موثرتر بود و در سال‌های پس از انقلاب نیز پذیرای چهره‌های انقلابی و روشنفکر مشهوری چون شهید بهشتی،‌‌ مجتهد شبستری و سیدمحمد خاتمی بود. این مرکز اکنون نیز تحت فعالیت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی فعال است.
نقش‌‌های متنوع
سقای بی‌ریا نیز چون بسیاری دیگر از مردان مورد وثوق احمدی‌نژاد،‌ نقش‌های متنوعی در دولت نهم بر عهده داشت. او علاوه بر اینکه مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت بود،‌ مشاورت دولت در طرح تحول اقتصادی را نیز بر عهده داشت،‌ برای بهره‌گیری از اعمال نظر روحانیت در برنامه پنجم توسعه می‌‌کوشید،‌ حتی گاه همراه هیات دولت می‌شد و در محمود‌آباد،‌ نور،‌ سواد‌کوه،‌ آران و بیدگل،‌ سخنرانی می‌کرد و دیدار مردمی داشت.
‌‌‌در همین حال از فعالیت‌های رسانه‌ای و پژوهشی غافل نبود و علاوه بر حضور در هیات‌‌رئیسه نشست‌هایی چون اخلاق پزشکی و فقه،‌ مدیر مسئولی فصلنامه علمی - تخصصی روانشناسی و دین و عضویت در تحریریه ماهنامه معرفت را باید به کارنامه او افزود. بی‌ریا در همین دوران در کسوت معاون فرهنگی دانشگاه‌های پیام‌ نور کشور نیز حضوری نه چندان پررنگ داشت و در دوره چهارم انتخابات مجلس خبرگان،‌ هوس کرد که عضو این مجلس باشد.‌‌
‌‌‌‌این تلاش اما با رد صلاحیت او توسط شورای نگهبان ناتمام ماند تا او که حتی ستادهای انتخاباتی‌اش در شهرستان‌ها را تشکیل داده بود،‌ نتواند با استادش در مجلس خبرگان رهبری همراه باشد. در همان دوران،‌ چند تن دیگر از شاگردان مصباح‌یزدی مانند فرزند‌شان علی و همچنین مرتضی آقاتهرانی نیز رد صلاحیت شدند و گستره نفوذ شاگردان مصباح‌یزدی به مجلس خبرگان نرسید.
چالش‌های بی‌شمار
نقطه آغاز چالش‌های عمیق روحانیت و به خصوص مراجع و دولت نهم را شاید بتوان نامه 4 اردیبهشت 85 محمود احمدی‌نژاد به علی‌‌آبادی،‌ رئیس وقت سازمان تربیت‌ بدنی دانست. اعتراض شدید علما به دستور حضور زنان در ورزشگاه‌ها چنان بالا گرفت که در نهایت دستور احمدی‌نژاد لغو شد. در آن ماجرا مصباح‌یزدی نیز از طریق سقای بی‌ریا و آقا‌تهرانی،‌ نادرستی سیاست احمدی‌نژاد را به رئیس دولت نهم یاد‌آور شد.
‌‌‌این تنش در حالی اوج گرفته بود که 155 روز پیش،‌ سقای بی‌ریا دفتری را با عنوان مشاورت رئیس‌جمهور در امور روحانیت و با اهدافی چون تقویت روابط دولت با روحانیت معظم،‌ انتقال نظرات و پیشنهادها و اجرای برنامه‌های آموزشی و پژوهشی با استفاده از ظرفیت‌های علمی حوزه‌ها در تامین نیازهای فکری و بنیادین دولت در جهت اسلامی شدن فعالیت‌ها بنیان گذاشته بود.‌
‌‌‌‌توضیح سقای بی‌ریا درباره ماجرای دستور مجاز بودن ورود زنان به ورزشگاه‌ها اما شنیدنی بود: «یک عده از صحنه‌هایی که دختران با لباس پسران وارد ورزشگاه‌ها می‌شوند،‌ فیلمبرداری کرده بودند و قصد داشتند،‌‌ بین دو نیمه بازی‌های جام جهانی از تلویزیون‌های کشورهای خارجی علیه ایران پخش کنند و از سوی دیگر،‌ شنیده شده بود که آمریکا به بهانه نبودن آزادی،‌ می‌خواسته حملاتی علیه کشورمان انجام دهد که برای رفع این فتنه،‌ دستور ورود زنان به ورزشگاه‌ها صادر شد.»
چالش‌های رابطه پاسنور - قم اما بدین‌جا ختم نمی‌شد. حمل قرآن به شیوه‌ای خاص در همایشی که مشایی در تهران برای تشویق گردشگران ترتیب داده بود و یکی از مراجع آن را شرم‌آور خواند،‌ ماجرای توهیم به پیامبر(ص) در سوالات آموزش‌ و پرورش که علمای قم علاوه بر گلایه،‌ حتی سقای بی‌ریا را برای توضیح به حضور نپذیرفتند،‌ داستان معروف دیدار احمدی‌نژاد با جوادی آملی و ماجرای هاله نور که پس‌لرزه‌های آن تا انتخابات ریاست جمهوری هم رسید،‌ نامه رئیس‌جمهور پاپ،‌ آن هم در روزهایی که علمای قم سخت از اظهارات پاپ درباره پیامبر اسلام گلایه‌مند بودند و نامه تبریک رئیس‌ دولت نهم به اوباما در آغازین روزهای حضور اوباما در کاخ سفید به امری غیرمنتظره در سه دهه گذشته بود،‌ سخنان مشایی درباره حجاب و اعلام دوستی با مردم اسرائیل توسط مشایی که با واکنش و هشدار رهبری نیز مواجه شد از جمله موارد دیگری بودند که کنش و واکنش‌های بسیاری را میان حامیان دولت و حوزویان و مراجع رقم زد و رفت‌وآمدهای بی‌ثمر سقای بی‌ریا نیز نتوانست مرهمی برای آن باشد.
بدین فهرست باید سخنرانی احمدی‌نژاد در جمع طلاب مشهد را نیز بیفزاییم. آن هنگام که رئیس دولت در تکمیل اظهارات مکررش درباره امام زمان(عج)،‌ مدعی شد که قضیه دانشگاه کلمبیا مگر چیزی جز مدیریت امام زمان(عج) بود و گفت که ما داریم می‌‌بینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور کشور نمایان است. چه بسا که در حاشیه‌ این درگیری‌های ناتمام به ناگاه یادداشتی از محمد نوری‌زاد منتشر می‌شد و در حمایت از دولت،‌ روحانیت به جرم دخالت در امور کشور‌‌داری به باد انتقاد گرفته می‌شدند و بدین‌ترتیب آتش برافروخته،‌ شعله‌ورتر شد.
ناگفته نماند که در بسیاری از این ماجراها،‌ خبری از تجمع طلاب حوزه که در دوران خاتمی به کرات شکل می‌گرفت و خودجوش خوانده می‌شد،‌ نبود و عموما این مراجع و بزرگان حوزه بودند که جور سکوت حوزه را بر دوش می‌‌کشیدند؛ نکته‌ای که حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهاشم حسینی بوشهری،‌ مدیر سابق حوزه علمیه قم نیز در گفت‌وگو با هفته‌نامه شهروند بدان اشاره کرد: «شما از کفن پوشیدن طلبه‌ها در آن روزها (دولت خاتمی) سخن می‌گویید،‌ در مقابل،‌ آن روز ابراز گلایه‌های مراجع کمتر بود. آن کسانی که وارد صحنه می‌شدند،‌ طلبه‌های جوان و اساتید میانی حوزه بودند.‌‌‌
‌‌‌‌ولی در این دوره در بحث‌هایی همچون ورود زنان به ورزشگاه و امثال آن می‌بینید که مراجع به میدان می‌آیند... امروز مراجع منتقد هستند...» همچنانکه آیت‌الله مهدوی‌کنی،‌ روحانی بلندپایه اصولگرا نیز در اظهارنظری کم‌سابقه اظهار داشت: «در ملاقات خود با آقای احمدی‌نژاد به ایشان گفتم که ما را ابزار فرض نکنید. ما پیش‌ و پس از انقلاب مبارز بودیم و با فساد و آنچه مخالف مصالح دین و کشور است،‌ مبارزه می‌کنیم.»
در مقابل این همه رویداد،‌ واکنش مشاور احمدی‌نژاد در امور روحانیت یک جمله تکراری بود: «رابطه دولت،‌ مراجع و حوزه خوب است.» سقای بی‌ریا گاه عدم پذیرش دیدار احمدی‌نژاد توسط بعضی مراجع را نادرست می‌دانست و بار دیگر دلیل عدم دیدار احمدی‌نژاد با علما،‌ حتی در سفر به قم را کمبود وقت می‌دانست.‌
‌‌‌‌او حتی گاه تاکید می‌کرد که در سفر رئیس‌جمهور به قم،‌ از طرف دفتر مراجع برای دیدار با احمدی‌نژاد درخواست وقت شد ولی رئیس‌جمهور گفت: «اگر کسی پرسید بگویید فعلا فرصت نداشت.» بی‌ریا از سوی دیگر،‌ استقبال پرشور طلاب در سفرهای استانی را نشانه توجه طلاب به احمدی‌نژاد می‌‌دانست و خبر داد که در سفرهای استانی،‌ چنان استقبال روحانیون از احمدی‌نژاد شدید و وسیع است که محافظان رئیس‌جمهور به دشواری اوضاع را کنترل می‌کنند.
در برابر سیل انتقاداتی که درباره بهره‌گیری دولت از مفاهیم مرتبط با مهدویت نیز طرح می‌شد،‌ بی‌ریا به دفعات خاطرنشان ساخت که دیدگاه‌های رئیس‌جمهور درباره مهدویت و حضرت ولی‌عصر(عج) مبتنی بر الفبای شیعه است و سخنان رئیس‌جمهور با اسقبال فضلا مواجه شده است.
در عالم سیاست نیز بی‌ریا،‌ هشدار هاشمی‌‌رفسنجانی درباره حذف روحانیت را غیرواقعی ارزیابی کرد و با تاکید بر اینکه دولت نهم بیشترین توجهات را به روحانیت داشته،‌ وصله حذف روحانیت را وصله‌‌ای ناچسب خواند. بی‌ریا درباره هاشمی،‌ یک بار دیگر هم اظهارنظر کرد و در باب نامه هاشمی‌رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب گفت: «برخی از افراد که منافع خود را در خطر می‌بینند در این شرایط موضع‌گیری می‌کنند. وقتی رگبار گرفته و لانه مورچه را آب می‌گیرد،‌ مورچه‌ها فکر می‌کنند که عالم را سیل فرا گرفته است.»
او همچنین حمایت چهره‌هایی چون آیت‌الله محمد‌یزدی را نشان‌دهنده ارتباط نزدیک مراجع با دولت می‌دانست و از قول مراجع گفت: «بزرگان می‌فرمایند توقع ما از این دولت بیشتر است. ما از دولت قبلی مایوس بودیم،‌ تذکر نمی‌دادیم اما دولت نهم را مکتبی می‌بینیم و می‌بینیم به آرمان‌ها و ارزش‌ها پایبند است،‌ تذکر می‌دهیم اصلاح بشود.»
احمدی‌نژاد از نگاه بی‌ریا
درکی اجمالی از نگرش بی‌‌ریا از احمدی‌نژاد شاید پنجره‌ای باشد برای درک دفاع سرسختانه او از رئیس‌ دولت نهم و دهم. بی‌ریا که شکل‌گیری دولت نهم را با انگشت اشاره مقام ولایت می‌دانست،‌ در جایی از رئیس‌ دولت نقل کرد که در سفر ازبکستان،‌ مردم یک ساعت پیش از حضور احمدی‌نژاد جمع شده بودند و تکبیر می‌گفتند،‌ در سفر شانگهای،‌ خانم‌های هندو آمدند و با دست مالیدن بر شیشه اتومبیل رئیس‌جمهور می‌خواستند خودشان را تبرک کنند.‌
‌‌‌‌‌‌‌بی‌ریا در دفاع سرسختانه‌اش از احمدی‌نژاد تا بدانجا پیش رفت که اظهار داشت: «کوردلانی که نمی‌توانند بشنوند که فرزند اسلام در سازمان ملل دعای فرج می‌خواند،‌‌ کور باشند.» یا اینکه در جایی دیگر دولت نهم را مسبب مهیا شدن زمینه موضع‌گیری نخست‌وزیر ترکیه در برابر رژیم صهیونیستی دانست.
مشاور احمدی‌نژاد که در جریان انتخابات معتقد بود احمدی‌نژاد در تبلیغات انتخاباتی حتی یک پوستر هم برای خود تدارک ندید،‌ پیشنهاد داد: «باید یک نفر کاندیدا غیر از احمدی‌نژاد در کنار وی معرفی شود اما پیش از رای‌گیری به نفع احمدی‌نژاد کنار برود تا مردم این فرد را بشناسند و در دوره بعد که احمدی‌نژاد طبق قانون نمی‌تواند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند،‌ به وی رای بدهند.‌
‌‌‌همانند سیدحسن نصرالله که در کنار شهید عباس موسوی - دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان - بود. ما باید چنین عملی را انجام دهیم تا همه دشمنان را مایوس کنیم و پس از 8 سال از ریاست جمهوری احمدی‌نژاد نیز باید یک احمدی‌نژاد دیگر کار او را ادامه دهد.»
او در دفاع از دستاوردهای دولت نیز داستان‌های شنیدنی زیادی گفت: «وزیر محترم دفاع گفتند یک خانواده‌ای را من می‌شناسم که نزدیک بود کارشان به طلاق بکشد. وقتی ماهواره امید پرتاب شد دو روز بعد اختلافاتشان حل شد. گفتند چطور؟ گفت مشکلشان این بود که پسرشان می‌خواست برود خارج درس بخواند،‌ پدر مخالف بود و مادر می‌گفت باید برود.
‌‌‌‌این منشا اختلاف بود. وقتی که ماهواره امید پرتاب شد،‌ پسرشان گفت من همینجا سربازی می‌روم و همینجا درس می‌خوانم. دیگر محیط برای درس خواندن آماده است. پرتاب ماهواره امید مشکل قرن‌ها را حل کرد. یک یا علی(ع) و الله‌اکبر می‌خواهد. اسرائیل دیگر می‌رود. اسرائیل دیگر نخواهد ماند.»
داستان دیگر بی‌‌ریا به دوست دیرینه احمدی‌نژاد یعنی هوگو چاوز بازمی‌گشت: «آقای محرابیان را ایشان [احمدی‌نژاد] مامور کردند بروند ونزوئلا. ایشان نقل می‌کند ما آمدیم تماس گرفتیم ونزوئلا،‌ دیدیم هیچ‌کس نیست،‌ هیچ اداره‌ای تلفن را برنمی‌دارد. شب ژانویه بود و همه رفته بودند. آمدم به آقای احمدی‌نژاد گفتم هیچ‌کس نیست. من پیام به کی ببرم بدهم. هیچ‌کس پاسخگو نیست.‌
‌‌‌آقای احمدی‌نژاد به آقای محرابیان گفت پرواز می‌کنی می‌روی کاراکاس،‌ آنجا می‌پرسی می‌بینی چاوز کدام شهر است. هر شهری هست تو برو آنجا. [محرابیان]‌ گفت ما همینطور در ابهام پرواز کردیم،‌ رفتیم کاراکاس. ساعت 5/11 شب به وقت کاراکاس رسیدیم آنجا. از طرف سفارتخانه یک ساعت بعد به ما خبر دادند آقای چاوز در کاخ ریاست جمهوری منتظر شماست. پنج تا از وزرایش را هم احضار کرده بود. سراسیمه آمد در جلسه. گفت چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟‌
‌‌‌گفتم به غزه حمله شده،‌ نمی‌دانید؟ گفت حمله شده باشد،‌ غزه به ما چه ربطی دارد. یک ساعت و نیم با او صحبت کردم. آخر به او گفتم اگر به ونزوئلا حمله بشود،‌ شما انتظار دارید جمهوری اسلامی بیاید حمایت کند؟ گفت بله. گفتم خوب نسبت ما و غزه هم همین است. [چاوز] گفت: ها! وقتی فهمید،‌ اولین قدمی که برداشت،‌ ما هم به او پیشنهاد نکردیم،‌ [چاوز] گفت،‌ یک اخراج سفیر اسرائیل از ونزوئلا.‌
‌‌‌‌[محرابیان] گفت بندهای دوم،‌ سوم و چهارم را که نوشت،‌ گفتیم می‌خواهد جنگ راه بیندازد،‌ بگذار ما برویم. [محرابیان] گفت فردا 8 صبح ما در فرودگاه بودیم،‌ دیدیم خبری نشد. اخبار چیزی نگفت. یک مرتبه دیدیم خبر را قطع کرد،‌‌ خبر فوری،‌ خبر فوری،‌ خود چاوز آمد پشت تلویزیون گفت که محرابیان اینجا بوده و ما دیشب با هم جلسه داشتیم و این هم نتیجه جلسه ما،‌ یک،‌ دو،‌ سه،‌ چهار،‌ پنج،‌ شش.»
داستان سوم هم درباره نخست‌وزیر ترکیه بود: «من خبر دارم،‌ آقای اردوغان ارادت خاصی به امام حسین(ع) دارد. در آنکارا هر سال در آنجا در مراسم عاشورا چند سال است پیام می‌دهد و می‌گوید امام حسین(ع) باید الگوی ما باشد. یک وقت خدمت آقای احمدی‌نژاد بودیم،‌ یکی از دوستان صحبت این را کرد که آقای اردوغان خیلی کار مهمی کرد. آقای احمدی‌نژاد گفت روزهای اولی که ما با او تماس می‌گرفتیم پشت تلفن می‌ترسید،‌ می‌گفت آقای احمدی‌نژاد این مسائل را نمی‌شود پشت تلفن مطرح کرد.
‌‌‌اردوغانی که پشت تلفن می‌لرزید،‌ آقای احمدی‌نژاد می‌گوید باید به غزه کمک کنیم می‌گوید بابا! پشت تلفن نمی‌شود. این،‌ در داووس آن حرکت را انجام می‌دهد. چه شد؟ چطور جرات پیدا کردند؟ شما پایتان را از ایران بیرون بگذارید،‌ کسانی که از ایران بیرون رفتند می‌گویند،‌ خارج از مرزها مردم دیگر نزدیک است ایشان [احمدی‌نژاد] را بپرستند. ایشان از داخل بیشتر مشهورند. مورالس وقتی می‌خواست تحلیفش را انجام بدهد گفت ما باید خداپرست بشویم. [احمدی‌نژاد] گفت من قبلش با او صحبت کردم.»‌
‌‌‌‌‌توصیف بی‌ریا از احمدی‌نژاد البته تمامی ندارد: «گاهی شاهد بوده‌ایم آقای رئیس‌جمهور آن‌‌قدر فعالیت می‌کند و بی‌خوابی می‌کشد که از پا می‌افتد و با استراحت مختصری مجددا شروع به فعالیت می‌کند... گاهی به وزرا می‌گوید هر وقت خسته شدید صد بار ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله» را بگویید،‌ دوباره توان بگیرید... در سفر به آن سوی اقیانوس‌ها با ساعت‌ها پرواز حالت گیجی خاصی به انسان دست‌ می‌دهد و انسان نیاز به استراحت پیدا می‌کند ولی آقای رئیس‌‌جمهور از همان بدو ورود به نیویورک فعالیت‌هایش را آغاز می‌‌کند و تا زمان برگشت ادامه می‌دهد که این توان مایه تعجب است.»
دیدگاه‌های اقتصادی
دیدگاه‌های بدیع حجت‌الاسلام بی‌‌ریا اما مختص به حوزه سیاست خارجی نبود. در حوزه اقتصاد نیز مشاور روحانی احمدی‌نژاد نگاهی متفاوت داشت: «علت مشکلات اقتصادی دول غربی،‌ خودخواهی و گرایش به نفع خویش و نداشتن ایمان است... با توجه به فروپاشی اقتصاد غرب به نظر می‌رسد تحریم بانکی به نفع ما تمام شد و این از تاییدات غیبی الهی بود...
‌‌‌از ابتدای شروع زمزمه تحریم امکان بلوکه شدن دارایی‌های ما در خارج از کشور بود که با تیزبینی و درایتی که ریاست جمهور داشت دستور داد به سرعت دارایی‌های کشور از بانک‌های خارج بیرون آورده شود و تبدیل به طلا شده و در داخل کشور در بانک مرکزی نگهداری شود و به واسطه این تدبیر پشتوانه مالی کشور در این برهه از زمان قوی است و هیچ نگرانی از مسائل اقتصادی که در خارج از کشور اتفاق می‌افتد،‌ نداریم. شما در کدام دولت سراغ دارید که معاون اول در اقتصاد اسلامی و غربی استاد بوده و در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی بسیار تاثیرگذار است که کشور خیلی مرهون علم و دانش ایشان است.»
دولت حوزوی یا حوزه دولتی؟
در صدر تلاش‌های بی‌ریا در چهار سال گذشته اما همکاری عمیق و گسترده دولت و حوزه بود. او که خود را مدافع دولت حوزوی می‌دانست،‌ برای بهره‌گیری هر چه بیشتر از نظرات حوزه،‌ به فکر تنظیم منشوری افتاد به نام منشور تعامل حوزه و دولت که به گفته بی‌ریا،‌ حدود 100 جلسه برای تنظیمش وقت گذاشته شد ولی بعدها،‌ حجت‌الاسلام حسینی بوشهری از توقف اجرایی شدن این منشور خبر داد و گفت: «با توجه نگرانی برخی از آقایان مراجع درباره این منشور،‌‌ عملا مسکوت ماند و تمام شد و قرار شد اگر مراجع در آینده موافق شدند،‌ بار دیگر طرح شود.»‌
‌‌‌‌سوی دیگر تلاش‌های بی‌ریا در پیوند بین حوزه و دولت،‌ در قالب سرازیر کردن کمک‌های مالی دولت به حوزه دنبال می‌شد. این روند را ابتدا احمدی‌نژاد بنیان گذاشت: «برخی از اندیشه‌های انحرافی،‌ آگاهانه و از روی برنامه‌ریزی مطرح شد که دولت نباید به مراکز دینی کمک کند،‌ چرا که این مراکز دولتی می‌شوند،‌ ولی به نظر من این حرف غلطی است. مگر می‌شود دولت اسلامی خود را از حوزه دین بیرون بکشد؟»
در پی این اظهار‌نظر بود که طرح‌هایی چون تامین مسکن طلاب،‌ افزایش بودجه حوزه تا 16 برابر،‌ تقویت فعالیت‌های مرکز خدمات حوزه و دادن بودجه اختصاصی برای این مرکز،‌ ساخت پانصد خانه عالم،‌ توسعه و تقویت صندوق قرض‌الحسنه طلاب و روحانیون،‌‌ راه‌اندازی پایگاه اینترنتی تعامل،‌ اجرای سفرهای شخصیت‌های حوزوی برای بازدید از دستاوردهای دولت و راه‌اندازی سی مدرسه علمیه نمونه درسی مرکز استان،‌ مطرح شدند. طرح‌هایی که بسیاری ناتمام ماندند و برخی هم واکنش منفی بزرگان حوزه را به دنبال داشتند و همواره هشدارهایی در نفی دولتی شدن حوزه در گوش دولت و حامیان حوزوی‌اش طنین‌انداز شد.
راهی که جدا شد
تنش‌های وسیع دولت و مراجع و تلاش‌های ناکام مشاور روحانی‌اش در حوزه،‌ سرانجام به جدایی راه بسیاری از بزرگان حوزه از دولت منجر شد. اوج جلوه‌گری این جدایی را شاید بتوان در اعتراض صریح آیت‌الله استادی به برپایی تجمعی خودجوش از سوی روحانیون حامی دولت نهم در قم دانست. چه آنکه پیش از آن،‌ استادی به همراه ده‌ها تن از روحانیون دیگر با امضای نامه‌ای سرگشاده از رفتار احمدی‌نژاد در مناظره‌های تلویزیونی انتقاد کرده بودند.
واکنش بی‌ریا در برابر استادی باز هم در موضع دفاع از حامیان احمدی‌نژاد بود و به صراحت از اظهارات استادی و آنچه ایجاد محدویت‌ برای طلاب می‌خواند،‌ انتقاد کرد و گفت: «مگر حوزه علمیه دستگاه پلیسی است که اگر طلاب بخواهند کاری کنند،‌ حتما باید اجازه بگیرند.» بی‌ریا جایی دیگر در باب انتقادات حوزه از احمدی‌نژاد نیز گفت: «نباید منتقدان حوزوی انتظار اجرای کامل نظرات خود را داشته باشند و بایستی با سعه صدر اجرای آن را به مجموعه دولت بسپارند.»
همچنانکه در ماجرای مشایی نیز با دفاع از احمدی‌نژاد ابراز داشت: «رئیس‌جمهور به آقای مشایی اعتماد دارند و به عنوان یک مسئول حق دارند که ایشان را ابقا یا عزل کنند و باید به مسئولی که مقام دوم کشور است این اختیار را بدهیم که در مورد مدیران خود تصمیم‌گیری کند. اما این موضوع جزو مسائل حاشیه‌ای است.»
چنین نشانه‌هایی که کم‌شمار نیستند نشان از آن دارد که اگر روزگاری به تعبیر بی‌ریا،‌ تذکرات مراجع به دولت،‌ مانند یک سیستم هشدار‌دهنده در یک هواپیما،‌ سلامت کل سیستم را گواهی می‌دادند،‌ اینک اوج گرفتن این هشدار به مثابه آژیر قرمزی برای بقای دولت دهم شده است،‌ دولتی که قرار بود حوزوی باشد و اینک بخشی از حوزه را در ردیف منتقدان خویش می‌بیند.
مشتی نمونه خروار
در واقع سلسله تلاش‌های آیت‌الله مصباح‌یزدی در راه‌اندازی تشکیلات آموزشی و تربیت شاگردانی چون سقای بی‌ریا،‌ هدف غایی تامین نیروی انسانی دولت اسلامی را دنبال می‌کرد،‌ هدفی که در جوهره تلاش‌های آیت‌الله مهدوی‌کنی،‌ دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران نیز دنبال می‌شد و با تزریق نیروهای بسیاری از دانشگاه امام صادق(ع) به لایه میانی مدیران دولتی،‌ این اهداف توفیق کمی و کیفی نسبی نیز داشت.
مهدوی‌کنی در کنار ایفای این نقش اما همواره عاملی بوده برای وحدت حوزه و دولت و حتی در این روزها که زمزمه‌های اختلاف بالا گرفته است،‌ نام اوست که به عنوان میانجی مطرح شده و همگان از او می‌‌خواهند که میانداری کند تا اوضاع آرام شود. برخلاف چنین نقشی،‌ اما باید فرجام تلاش‌های بی‌ریا در پیوند حوزه و دولت را مشتی نمونه خروار دانست.