تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۵۱۱
رویارویی ترکیه در سوریه الگوهای همکاری و درگیری منطقه‌‌‌‌ای را تغییر خواهد داد

شعیب بهمن
جغرافیای خاورمیانه به سبب جنگ در افغانستان و عراق و همچنین به دلیل تلاش‌های سیاسی به منظور تغییر شکل اجتماعی‌‌‌،‌‌‌‌ سیاسی و اقتصادی در منطقه‌‌‌،‌‌‌‌ یکی از موضوعات مورد توجه در ملاحظات و معادلات بین‌المللی است. دعوت برای اصلاحات و نوسازی در منطقه‌‌‌،‌‌‌‌ به بالاترین سطح خود رسیده و دولت‌های غربی سعی می‌کنند جوامع شرقی را برای به وجود آوردن حکومت خوب‌‌‌،‌‌‌‌ دموکراسی و حقوق بشر تحت فشار بگذارند.
در این بین ترکیه سوریه و ایران‌‌‌،‌‌‌‌ بازیگران متنفذی در عرصه‌های سیاسی‌‌‌،‌‌‌‌ اجتماعی و اقتصادی خاورمیانه محسوب می‌شوند. روابط و همکاری میان این دولت‌ها زمانی قوت یافت که سوریه و ایران توسط دولت بوش متهم به مخالفت با صلح و دموکراسی در نظام بین‌المللی شدند. در حال حاضر روابط جاری بین این دولت‌ها و چگونگی تعامل این دولت‌ها با جامعه بین‌المللی نشان‌دهنده این است که آنها اجزای مهمی در موازنه قدرت منطقه‌ای هستند.
بشار‌ اسد رئیس‌جمهور سوریه طی سال‌های گذشته سعی کرده رویه مصلحت‌اندیشانه‌تری را به ویژه بعد از رخداد 11 سپتامبر در روابط با غرب در پیش گیرد. اگر‌چه رویه او خط‌مشی سودمندی است که به روابط سوریه با جامعه جهانی کمک کرده است‌‌‌،‌‌‌‌ اما وی نتوانسته کشورش را از سوء‌ظن‌های مربوطه خلاص کند. بر‌اساس اظهارات گذشته و متوالی ایالات متحده‌‌‌،‌‌‌‌ دولت سوریه همچنان به حمایت از تروریسم بین‌المللی و پشتیبانی از گروه‌های نظامی فعال علیه اسرائیل نظیر حماس و حزب‌الله متهم است.
در این بین هر از گاهی اتهامات تازه‌ای مبنی بر نفوذ شبکه‌های تروریستی در سوریه و حمایت بعثی‌های سوری از کادرهای قدیمی حزب بعث در عراق نیز به وجود می‌آید. بر این اساس آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند که سوری‌ها دست به تشکیل گروه مقاومت در عراق زده‌اند. اگرچه مدارک کافی برای اثبات بسیاری از این اتهامات وجود ندارد‌‌‌،‌‌‌‌ اما دولت آمریکا ‌از همین اتهامات برای وارد کردن حداکثر فشار به سوریه استفاده می‌کند.
از سوی دیگر‌‌‌،‌‌‌‌ ترکیه دارای مرزهای طولانی با ایران و سوریه است. اگر‌چه ترک‌ها به وضع متفاوت خود نسبت به کشورهای منطقه و روابط مطلوب خود با غرب تظاهر می‌کنند‌‌‌،‌‌‌‌ اما سیاست‌های آنها نیز تحت شرایط منطقه قرار دارد. ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا‌‌‌،‌‌‌‌ روندی اصلاحی را در عرصه‌های حقوقی سیاسی و اقتصادی خود پیش گرفته و با تغییر چارچوب‌های سیاست داخلی و خارجی‌اش و با پیگیری یک دیپلماسی فعال‌‌‌،‌‌‌‌ تنش‌زدایی با همسایگان را سر‌لوحه برنامه‌های خود قرار داده است.
در مارس 2003‌‌‌،‌‌‌‌ اتخاذ تصمیمی که استفاده نیروهای آمریکایی از قلمرو ترکیه برای جنگ با عراق را ممنوع اعلام کرد‌‌‌،‌‌‌‌ نقطه چرخش تاریخی برای ترکیه بود. پارلمان ترکیه در تصمیم‌گیری نهایی‌‌‌،‌‌‌‌ به این دلیل که جامعه جهانی جنگ را نامشروع دانسته‌‌‌،‌‌‌‌ ایالات متحده را از باز کردن یک جبهه شمالی علیه عراق باز داشت.
تصمیم ترکیه‌‌‌،‌‌‌‌ روند تهاجم به عراق را طولانی کرد و ایالات متحده مجبور شد به دنبال حقانیت محکم‌تری بگردد و توجه بیشتری به مسأله فلسطین به عنوان دلیل اصلی بی‌ثباتی منطقه بکند. اگر‌چه پس از آن روابط ترکیه و آمریکا ‌همچنان در سطح عالی حفظ شد‌‌‌،‌‌‌‌ اما در عوض‌‌‌،‌‌‌‌ روابط ترکیه با رژیم صهیونیستی وارد مراحل جدیدی از تنش شد.
دو کشور ترکیه و سوریه برای مدتی طولانی به دلیل کنیه تاریخی‌‌‌،‌‌‌‌ رواج ایدئولوژی خصمانه و تلاش سیاستگذاران در بیرونی جلوه دادن دلیل برخی مسائل داخلی‌‌‌،‌‌‌‌ روابطی بسته و محدود داشتند‌‌‌،‌‌‌‌ اما بعد از خروج سوریه از هدایت جدایی‌طلبان حزب کارگران کردستان در سال 1997‌‌‌،‌‌‌‌ روابط دو کشور رو به بهبودی گذاشت. در دسامبر سال 2004‌‌‌،‌‌‌‌ رجب طیب اردوغان نخست‌وزیر ترکیه به بازدید دو روزه از سوریه پرداخت که چشم‌انداز خوشبینانه‌ای را در روابط دوجانبه آینده به وجود آورد.
در طول بازدید هیأت نمایندگی ترکیه از دمشق‌‌‌،‌‌‌‌ هر دو طرف‌‌‌،‌‌‌‌ موافقتنامه تجارت آزاد را با ایده توسعه آن در سطح منطقه امضا کردند. سیاستمداران هر دو کشور درباره آینده عراق‌‌‌،‌‌‌‌ نگرانی خود را ابراز کردند و برای ایجاد ثبات در منطقه‌‌‌،‌‌‌‌ تلاش برای تشکیل اجلاس کشورهای همسایه عراق را آغاز کردند. از آن زمان به بعد‌‌‌،‌‌‌‌ روابط سوریه و ترکیه نه تنها شاهد تنش خاصی نبوده‌‌‌،‌‌‌‌ بلکه تا حد زیادی رو به پیشرفت و توسعه نیز گام برداشت.
با این حال جهت‌گیری‌های اخیر دولت ترکیه درباره مسائل داخلی سوریه‌‌‌،‌‌‌‌ این سؤال را ایجاد می‌کند که هدف واقعی ترکیه از مخالفت با بشار اسد چیست؟ در واقع چه امری باعث شده که ترکیه اعلام کند آماده انجام هر سناریویی علیه سوریه است؟ به نظر می‌رسد در تحلیل مقام‌های ترکیه از اوضاع جاری سوریه‌‌‌،‌‌‌‌ چند عامل نقش اساسی ایفا می‌کنند:
1. ترک‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که حکومت سوریه هیچ شانسی برای ماندن ندارد و به زودی توسط مخالفان خود سرنگون خواهد شد. این تحلیل باعث شده که ترکیه به گسترش ارتباط با مخالفان بشار اسد بپردازد و در واقع چشم به آینده سوریه بدوزد.
2. ترک‌ها از وجود ناآرامی در مرزهای خود به شدت نگران هستند به خصوص که در بخش مهمی از مرزهای ترکیه و سوریه‌‌‌،‌‌‌‌ کردها ساکن هستند. بنابراین با توجه به مشکلات امنیتی که همواره کردها برای آنکارا به وجود آورده‌اند‌‌‌،‌‌‌‌ به نظر می‌رسد مقامات دولتی ترکیه‌‌‌،‌‌‌‌ تغییر رژیم سوریه را کم‌خطرتر از هرگونه شورش کردها تلقی می‌کنند به خصوص که تداوم ناامنی‌ در مرز ترکیه و سوریه می‌تواند به انتقال سلاح و شدت‌گیری مخالفان کرد دولت ترکیه نیز منجر شود.
3. خط‌مشی جدید سیاست خارجی ترکیه که با روی کار آمدن داوود اوغلو به عنوان وزیر خارجه آغاز شد‌‌‌،‌‌‌‌ با اولویت قرار دادن مشروعیت دموکراتیک در روابط بین‌الملل‌‌‌،‌‌‌‌ در تلاش است تا جایگاه ترکیه را به نقش یک کشور صلح‌طلب و تنش‌زدا ارتقا دهد. در این راستا ترکیه نشان داده که تمایل دارد به ایفای نقشی میانجیگرانه در مورد مسائل منطقه‌ای بپردازد.
مجموع عوامل فوق باعث شده که ترکیه اعلام کند به رغم آنکه نمی‌خواهد در سوریه مداخله نظامی کند‌‌‌،‌‌‌‌ با این حال خود را آماده انجام هر سناریویی در مقابل این کشور کرده است. بر این اساس به نظر می‌رسد علاوه بر تشدید فشارها و همراهی با غرب در وضع تحریم‌های جدید‌‌‌،‌‌‌‌ احتمالا ترکیه آب رودخانه‌های دجله و فرات را روی سوریه خواهد بست.
البته چنین مسئله‌ای ممکن است بر عراق هم تأثیر جدی داشته باشد؛ چرا که این دو کشور‌‌‌،‌‌‌‌‌ دیرهنگامی است که بر سر استفاده از آب این رودخانه‌ها با ترکیه مشکل دارند. افزون بر این‌‌‌،‌‌‌‌ عراق از جمله کشورهایی است که در تحریم اخیر اتحادیه عرب علیه سوریه رأی ممتنع داده و گفته است که به دلیل داشتن مرزهای طولانی با این کشور‌‌‌،‌‌‌‌ نمی‌تواند تجارت خود با این کشور را محدود کند.
بر این اساس به نظر می‌رسد نتیجه تنش میان ترکیه‌‌‌،‌‌‌‌ اعراب و غرب با سوریه‌‌‌،‌‌‌‌ سرنوشت منطقه خاورمیانه را در آینده نزدیک مشخص خواهد کرد. از این منظر جهت‌گیری‌های ترکیه‌‌‌،‌‌‌‌ می‌تواند تا حد زیادی بر آینده همکاری‌های منطقه‌ای تاثیر‌گذار باشد زیرا هم‌اینک ترکیه با موقعیتی برای انتخاب میان خواسته‌های منطقه‌ای خود و طرح‌های منطقه‌ای آمریکا مواجه شده است.
این مسائل‌‌‌،‌‌‌‌ تأثیر بسزا‌یی در سیاست داخلی و خارجی کشورهای فوق خواهد داشت و موجب شکل‌گیری تغییراتی در الگوهای همکاری و درگیری‌های منطقه‌ای خواهد شد.