تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۳۵۳۹
آیت‌الله مهدوی‌کنی:

خبرآنلاین: دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در واکنش به مخالفت جبهه پایداری با عضویت نمایندگان لاریجانی و قالیباف در 8+7 گفت: حذف اینها از انقلاب، صحیح نیست. من حذف را نمی‌پسندم و دلم می‌خواهد آنها باشند. آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی رییس مجلس خبرگان در گفت‌وگویی با مجله «پاسدار اسلام»، با اشاره به اینکه یکی از اعضای جبهه پایداری، به وی گفته است «ما شما را خیلی قبول داریم»، اظهار داشت: من هم به او گفتم «شما می‌خواهید مرا مثل بودا کنید»! بودا یک مجسمه است و بودایی‌ها می‌روند و پایش را می‌بوسند و از این کارها، ولی حرفش را گوش نمی‌کنند. شما هم می‌گویید آیت‌الله مهدوی‌کنی را قبول داریم، آدم خوبی است، ولی به حرفش گوش نمی‌دهیم. آیت‌الله مهدوی بودایی به درد نمی‌خورد. اگر قبول دارید که مهدوی آیت‌الله است و آدم خوبی هم هست، حرفش را بپذیرید. من هم حرف تحمیلی و زوری که نمی‌زنم. حرفی است که همه جا می‌پسندند. می‌گویم آقا بیایید همه با هم باشیم، همدیگر را حذف نکنیم. من مطمئنم مقام معظم رهبری هم این را می‌پسندند که همه با هم باشیم. خیلی از سختگیری‌ها را باید کنار بگذاریم.
وی با بیان اینکه بنده به دوستان جبهه پایداری که خدا حفظ‌شان کند، می‌گویم شما می‌گویید گفتمان ما غیر از گفتمان دیگران است، ما عدالت‌خواهیم، ساده‌زیستی را می‌خواهیم، دشمن‌ستیزی را می‌خواهیم، ولایت را می‌خواهیم، گفت: به آقای حسینیان گفتم: «مگر ما ظلم را می‌خواهیم که شما عدالت را می‌خواهید؟ مگر ما تجمل را می‌خواهیم؟ مگر ما می‌خواهیم با آمریکا بسازیم؟ یا مگر ما رهبری را قبول نداریم؟ چرا به شکل اختصاصی می‌گویید این گفتمان ماست؟» گفتند: «ما جنبه‌های مثبت خودمان را می‌گوییم.» گفتم: «جنبه مثبت شما معنا دارد. اگر چیزی اختصاصی نیست، بگویید این گفتمان اصولگراهاست و ما هم داریم. جلسات داشته باشید، ولی جلساتی که مفهومش جدایی و افتراق است، نداشته باشید»، ولی آقایان کم‌لطفی کردند. الان هم هر وقت از من می‌پرسند، می‌گویم آقایان خوب هستند. در حرم امام ‌رضا«ع» یکی از من پرسید: «آقای مهدوی! این پایداری‌ها چطورند؟» گفتم: «خیلی خوبند.» گفت: «پس چرا حرف‌هایشان را قبول نمی‌کنید؟» گفتم: «مگر چه می‌گویند؟» گفت: «می‌گویند گفتمان ما عدالت است.» گفتم: «مگر ما می‌گوییم ظلم است؟ ما هم که همین را می‌گوییم.» به آقای حسینیان گفتم: «شما یک‌جوری صحبت کرده‌اید که بنده شده‌ام طرفدار ظلم! مثل آقایان مجمع روحانیون که آمدند گفتند ما مخالف آمریکا هستیم و ما را آمریکایی کردند.»
آیت‌الله مهدوی‌کنی افزود: من نمی‌گویم آنهایی را که مخالف انقلابند، بیاوریم، ولی کسانی را که این اصول مشترک را دارند، باید جمع کنیم. جناب آیت‌الله مصباح گفته بودند: «وحدت نمی‌شود.» ایشان وحدت را برده بود به وحدت فلسفی. گفتم: «ما که وحدت فلسفی نمی‌خواهیم. نه فلسفی می‌خواهیم، نه شیمیایی. ما یک وحدت اجتماعی‌ـ ‌سیاسی می‌خواهیم که در آن مشترکات را می‌گیرند و همکاری می‌کنند.» وی در عین حال ادامه داد: در این انقلاب کسانی که امام، رهبری و قانون اساسی را قبول دارند، در بعضی از جنبه‌ها ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشند. بیاییم با هم باشیم، چون در این صورت است که هیچ نگرانی‌ای وجود ندارد و انقلابیون، در انتخابات، اکثریت را به دست خواهند آورد، ولی این جدایی‌ای که الان درست کرده‌اند، خطرناک است. ممکن است نیت‌شان هم خیر باشد، من نمی‌دانم، ولی کار خوبی نمی‌کنند. وی در ادامه با بیان اینکه من از اول هم گفته‌ و دو بار هم با آنها ملاقات کرده‌ام که این کار را نکنید، به ضرر کشور است، تصریح کرد: این همان چیزی است که دشمن می‌خواهد و بین ما را هم دایما شکرآب خواهد کرد. وقتی دوگانگی پیش آمد، از آن حرف‌هایی در می‌آید. بسیاری از حرف‌هایی که در این سایت‌هاست، ممکن است دروغ باشد، ولی می‌گویند. ما اگر با هم باشیم و بگوییم هیچ اختلافی نداریم، می‌توانیم به اینها بگوییم حرف بیخود نزنید و هیچ دعوایی هم نمی‌شود. گفتند ما حزب‌اللهی‌‌ها را نمی‌توانیم بیاوریم، چون آقای باهنر هست و آقای لاریجانی و آقای قالیباف و اینها نباید باشند.
بنده گفتم حذف اینها از انقلاب، صحیح نیست. من حذف را نمی‌پسندم و دلم می‌خواهد آنها باشند. آیت‌الله مهدوی‌کنی در ادامه با بیان اینکه من می‌گویم اگر رهبر را قبول دارید، ایشان می‌گویند هر کس آمد و گفت من این اصول و قانون اساسی و انقلاب و اسلام و رهبری را قبول دارم، حتی اگر اختلاف سلیقه با من هم دارد، نباید از انقلاب طرد شوند، افزود: پرسیدیم اصلاح‌طلب‌ها چطور؟ گفتند اگر آمدند و اقرار به اشتباه کردند، مساله‌ای نیست، ولی نه اینکه بگویند ما می‌خواهیم بیاییم در انتخابات و از نان پخته شده استفاده کنیم. بیایند و بگویند ما در برهه‌ای اشتباه کردیم و حالا هم فهمیده‌ایم و دیگر نمی‌خواهیم آن اشتباهات را تکرار کنیم. همچنین به گزارش فارس، آیت‌الله مهدوی‌کنی در پاسخ به این سوال که رهبری در محدوده قانون اساسی است یا نایب امام زمان، گفت: آقای آقازاده قبل از انتخابات 88 پیش من آمد و گفت: «شما با آقای میرحسین موسوی مخالفت نکن و سکوت کن» من دو تا ایراد گرفتم و گفتم: «من آقای میرحسین را از نظر اقتصادی یک آدم سوسیالیست می‌دانم. ایشان نه فقط در دوران جنگ که اصولا سبک تفکرش این بود. روی بدی و خوبی این عقیده بحث ندارم، ولی به هر حال ایشان عقیده‌اش این بود. مساله بعدی هم اینکه ایشان به آقای خامنه‌ای اعتقاد ولایی ندارد. ولایت آقای خامنه‌ای مثل ولایت بوش و مائوتسه‌تونگ نیست.
مردم آنجا هم آنها را رهبر می‌دانند، ولی ما آقای خامنه‌ای را به معنای عام و آنچه که در دنیا مرسوم است، رهبر نمی‌دانیم، بلکه می‌گوییم ایشان نایب امام زمان«عج» است و نوعی تقدس برای این جایگاه قایلیم.» به گفته وی، این تقدس، در نظام ما کارساز است و ما بر اساس این اعتقاد دنبال کسی می‌رویم. مردم هم با همین اعتقاد در زمان امام بچه‌هایشان را به جبهه‌ها می‌فرستادند و شهید می‌دادند. آقای میرحسین به این اعتقاد ندارد. ممکن است بگوید رهبری را در قانون اساسی قبول دارد، ولی این برای ما کافی نیست. آقای آقازاده گفت: «در زمان امام ایشان را قبول نداشت، چون امام رهبر بود، ولی الان که ایشان رهبر شده‌اند، قبول‌شان دارد.» گفتم: «خیر، این نوع رهبری را که ما می‌گوییم، ایشان قبول ندارد.» گفت: «دارد.» گفتم: «ندارد و خواهی دید.» انتخابات که تمام شد و آن اوضاع که پیش آمد، به ایشان گفتم: «دیدی آقا را قبول ندارد. رهبری ما یک نوع تقدس دارد. ایشان اگر مقام ولایت و مقام رهبری را قبول داشت، نتیجه انتخابات را می‌پذیرفت و می‌رفت تا در دوره‌های بعد شرکت کند، ولی این کار را نکرد.»
دبیر جامعه روحانیت مبارز در ادامه افزود: می‌خواهم بگویم رهبری و ولایت در نظام ما تقدسی دارد که افرادی که می‌خواهند به میدان بیایند، باید آن را قبول داشته باشند و ما با این تقدس، این رهبری را پذیرفته‌ایم. اگر کسانی این را بپذیرند، می‌توانیم بگوییم نظام را قبول دارند و اگر نپذیرند، نمی‌شود. من معتقدم این تقدس را باید حفظ کرد و صرف اینکه ایشان حاکم هستند و رییس و رهبر، کافی نیست. آنچه که در نظام ولایی و اسلامی ما می‌تواند کارساز باشد، این اعتقاد است که ولایت‌فقیه، نیابت از جانب ولی‌عصر«عج» است آیت‌الله مهدوی‌کنی در ادامه به بیان مصادیقی از تقوا و ساده‌زیستی و آنچه که شاخص‌های نیابت امام زمان«عج» است پرداخت و گفت: بعضی چیزها را نمی‌شود گفت. بعضی‌ها خیال می‌کنند اینکه امام ساده‌زیست بوده‌اند، این است که مثلا ایشان آب که می‌خوردند، بقیه‌اش را دور نمی‌ریختند. خیلی‌ها این تقید را دارند. من به اینها نمی‌گویم ساده‌زیستی. فردی در جایگاهی هست که همه امکانات در اختیار اوست و می‌تواند از این امکانات استفاده کند، لو لا التقوی. خودش و خانواده‌اش و بچه‌هایش یک کارهایی بکنند.
من نمی‌گویم آقا باید مثل مرحوم آشیخ محمدحسین زاهد توی یک اتاق زندگی کند. اینکه کار رهبری نیست. وی افزود: بنده زهد رهبری را به این نمی‌بینم که برود و در یک اتاق کوچک زندگی کند، چون خود امیرالمومنین هم در دارالعماره کار می‌کرد که مقر حکومتی بزرگی بود. گاهی هم در مسجد کوفه حکم می‌کرد، ولی همیشه که این‌طور نبود. همیشه که نمی‌شود مملکت را از روی سکو اداره کرد. اینها نتیجه درست درک نکردن تاریخ است. دارالعماره در زمان امیرالمومنین بوده و مقر حکومت هم در آنجا بوده. بودنِ علی در دارالعماره که مخالف با زهد نیست، باید دید در مسایل شخصی چه می‌کرده؟ آیا از امکانات عمومی استفاده شخصی می‌کرده یا نه؟ گذشتش در این جایگاهی که می‌تواند اعمال قدرت کند، چقدر بوده؟ اگر انسان به کسانی که مخالفت می‌کنند و حتی فحش می‌دهند، برود و سلام کند، بزرگواری است و من اینها را در آقا می‌بینم. ایشان نه دنبال مال است، نه به دنبال اعمال قدرت به معنای غلط آن، نه خانواده‌شان را می‌خواهند وارد این مسایل و از این جایگاه سوءاستفاده کنند. آیت‌الله مهدوی‌کنی با بیان اینکه بنده به این چیزها می‌گویم زهد و این چیزی است که برای همه معلوم است و حتی دشمن هم می‌داند و به آن معترف است، اظهار داشت: و زهد این نیست که آقا در خانه نان و ماست یا نان و پنیر بخورند. ایشان باید غذای خوب بخورد. چرا نخورد؟ اگر غذای سالمی بخورد که تناقضی با زهد ندارد. امیرالمومنین می‌فرماید کسی نمی‌تواند مثل من زندگی کند. نان جو و این چیزها مال حضرت علی«ع» بوده. یک رهبر باید این چهار ویژگی را داشته باشد که ایشان دارند. این معنای رهبری است. خیلی‌ها اول کار، به معنای غلط ساده‌زیستی، زندگیشان خیلی ساده است، ولی بعد که دست‌شان می‌رسد، نمی‌توانند خود یا فرزندان و خانواده‌شان را نگه دارند. قدرت اداره خانواده امر بسیار مهمی است.