تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۳۴۰۴۳
مقدمه: روز گذشته بخش اول گفت‌وگو با دکتر مصطفی معین به چاپ رسید. امروز نیز بخش دوم و پایانی گفت‌وگوی انجام شده در خصوص مواردی چون نقش بینش در چگونگی دانش، شاخص‌های توسعه علمی، موانع و عوامل توسعه در ایران و... را در ذیل می‌خوانید:

* نقش بینش را در این میان چه می‌دانید؟
** این به نظر من خیلی مهم است چون داشتن بینش به چگونگی کاربرد دانش هم کمک می‌کند بر این‌گونه بینش دینی یا نوع نگاهی که ما به دین داریم در همه مسائل مرتبط با توسعه تعیین‌کننده است. پس از بینش که نوع نگاه است رفتار یعنی چگونگی تربیت فردی و اجتماعی ما که امری فرهنگی است مهم است و پس از آن ساختار اجرایی اهمیت دارد. در این مجموعه فرهنگ و رفتار اجتماعی شکل می‌گیرد. با توجه به اینکه در عصر ارتباطات هستیم و پیشرفت‌های علمی و فنی خیلی سریع از طریق فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، همگانی می‌شود به همین دلیل وقتی در جامعه‌ای توسعه علمی صورت گرفته باشد راه رسیدن به توسعه همه‌جانبه و پایدار نیز هموار می‌شود.
* آیا شاخص‌هایی هم دارد؟
** بله؛ از مهمترین شاخص‌های توسعه علمی شاخص‌های اندازه‌گیری تولید علم در هر کشور است که از جمله مقالات علمی پذیرفته شده و انتشار یافته در مجلات علمی معتبر در سطح جهانی است. هر چند کمیت مقالات مهم است اما کیفیت آن مهمتر است. ما به لحاظ کمی رشد خوبی در جهان داشته‌ایم و پس از ترکیه رتبه دوم را در منطقه و در جهان نیز رتبه 22 را داریم که جایگاه نسبتا خوبی است اما از نظر کیفیت یعنی رجوع به مقالات رتبه ما بالاتر از 50 است، یعنی ضعیف نفوذ مقالات و میزان استناد به آنها پایین است. پس باید به این مساله هم توجه داشته باشیم. اما مهمتر از ارجاع به مقالات این است که این همه مقاله علمی چه تاثیری بر زندگی مردم جامعه و توسعه کشور ما گذاشته است؟
در واقع اگر وزارت علوم و دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی کار خود را به درستی انجام داده باشند و حجم انبوهی از مقالات علمی هم تولید شود. مساله بعدی این است که این تولید علمی چه تاثیری بر واردات ما داشته و چه اندازه آن را کاسته است؟ این مقالات چقدر کیفیت تولیدات صنعتی ما را افزایش داده‌اند؟ چقدر ایجاد اشتغال کرده‌اند کیفیت زندگی مردم را چقدر ارتقا داده‌اند و نیازهای زندگی مردم را برآورده کرده‌اند؟ چقدر در بهبود شاخص‌های سلامت و پیشگیری در جامعه تاثیر داشته‌اند؟ در واقع این شاخص‌ها نشان می‌دهد که هر چند آموزش عالی و دانشگاه در زمینه تولید مقالات علمی موفق بوده است اما عواملی هم در فقدان اثربخشی اجتماعی و اقتصادی آن وجود دارد که مانع شده و آن مانع سوء مدیریت کلان است.
شاخص دیگر توسعه علمی این است که چه میزان از تولید ناخالص ملی صرف تحقیق و پژوهش می‌شود. این یک شاخص بین‌المللی است اگر کشوری زیر نیم درصد از تولید ناخالص خود را صرف تحقیقات کند جزو کشورهای عقب مانده به شمار می‌آید. اگر بین نیم تا یک درصد باشد آن کشور را در حال توسعه می‌دانند و اگر بیش از یک درصد باشد آن کشور به مرزهای توسعه داخل شده است. اسرائیل بیشترین هزینه پژوهشی را در جهان دارد و بیش از 4 درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف تحقیقات می‌کند.
پس از آن ژاپن، کشورهای اسکاندیناوی، آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی قرار دارند. اما ایران از اولین برنامه توسعه بعد از انقلاب، مدام رسیدن به شاخص‌هایی چون 2 درصد و 3 درصد را به عنوان هدف تعیین کرده که در عمل نتوانسته است به آن دست پیدا کند. بودجه هزینه‌های تحقیقاتی کشور ابتدا حدود 3 درصد از تولید ناخالص بود که اکنون حداکثر به حدود 5 تا 6 درصد رسیده است باید دید چند درصد از این بودجه در بین دستگاه‌های اجرایی توزیع می‌شود و چند درصد به دانشگاه‌ها تخصیص می‌یابد. عمده آن در دستگاه‌های اجرایی است که در آنها تحقیقی صورت نمی‌گیرد. عنوان ردیف بودجه آنها تحقیق است؛ اما بیشتر برای پاداش و اضافه‌کار و رفع کسری بودجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
شاخص دیگری که برای توسعه علمی مطرح می‌شود تعداد دانشجو به نسبت جمعیت است. در این شاخص ما بعد از گسترش کمی دانشگاه‌ها وضعیت مطلوب‌تری نسبت به دیگر شاخص‌ها داریم. اکنون به ازای هر 100 هزار جمعیت حدود 3500 دانشجو داریم. البته در کشورهای پیشرفته این میزان بیشتر است و به عنوان نمونه در کانادا حدود 6000 دانشجو به ازای هر 100 هزار جمعیت است. در ابتدای انقلاب این شاخص حدود 400 بود که اکنون به 3500 رسیده است. به لحاظ کیفی هم در دانشگاه‌های دولتی وضع بدی نداریم برای نمونه نسبت استاد به دانشجو، یک به 18 است. هر چند در دانشگاه آزاد این نسبت به حدود یک به 100 می‌رسد اما در آنجا روند رو به رشد است. اینها اهم شاخص‌های توسعه علمی است.
* به نظر می‌رسد یکی از موانع توسعه، موانع تاریخی باشد. نظر شما چیست؟
** به طور کلی برای توسعه، اعم از توسعه علمی یا اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی ـ فرهنگی، هم دولت‌ها و هم جامعه مدنی نقش دارند. در تعاریفی که از توسعه می‌کنند می‌گویند نوع ساختار حکومت‌ها با توسعه ارتباط مستقیم دارد یعنی هرچه نظام‌ها از مبانی دموکراسی فاصله بگیرند روند توسعه همه جانبه در آنها کندتر می‌شود و هر چه به دموکراسی نزدیکتر شوند راه توسعه متوازن هموارتر می‌شود. در واقع در یک نظام دموکراتیک افزایش اعتماد میان مردم و با همبستگی و تعاون مردم با هم و با حکومت، باعث ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی می‌شود که این افزایش سرمایه از ضرورت‌های توسعه است. با بهبود اعتماد بین مردم و حاکمیت و افراد جامعه با یکدیگر سطح آگاهی و توانمندی شهروندان بیشتر و راه توسعه هموارتر می‌شود.
در دولت اصلاحات، پژوهشی با عنوان پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در وزارت ارشاد انجام شد که نتایج آن خیلی مهم است. یکی از خروجی‌های آن این بود که مشخص شد بیش از 80 درصد مردم نسبت به هم بی‌اعتمادند. در واقع بی‌اعتمادی و سوءظن در بیشتر سطوح جامعه وجود دارد. ما با نگاه فرهنگی و اعتقادی می‌گوییم هر چه سطح دانش و آگاهی فرد بیشتر باشد نسبت به جامعه‌اش هم مسئولیت بیشتری برعهده دارد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند که خداوند از عالمان تعهد گرفته است که نسبت به جامعه خود، گرسنگی محرومان، پرخوری مرفهان و استثمار قدرت‌مداران بی‌تفاوت نباشند. اینها و مواردی از این دست نشان می‌دهد که ما به لحاظ سرمایه اجتماعی در حد مطلوب و مدنظر قرار نداریم و این خود از جمله موانع مهم توسعه است.
انتظار عمومی آن است که نخبگان هم در تشکیل و اصلاح ساختار حکومت نقش ایفا کنند هم عدالت‌طلب باشند و هم در جامعه نقش مسئولانه داشته باشند. در جامعه مدنی هم باید حاکمیت و نخبگان با توده مردم تعامل و ارتباط متقابل داشته باشند تا مشکلات جامعه شناخته و راه‌حل پیدا شود. ما حدود 8 میلیون دانش‌آموخته و دانشگاهی داریم. اگر فقط 10 درصد اینها احساس مسئولیت، توانمندی و قدرت داشته باشند و به سمت عرصه عمومی و تشکیل سازمان‌های غیر دولتی بروند بسیاری از مشکلات جامعه دست‌کم به درستی شناخته می‌شود. این کار هزینه چندانی هم ندارد. بنا نیست که نهادهای غیر دولتی کار سیاسی کنند بنابراین اساسا نباید با برخورد سیاسی هم روبه‌رو شوند.
می‌توان در چارچوب قانون اساسی حقوق مردم را پی گرفت و مردم را نسبت به حقوق‌شان آگاه کرد. این مسئولیت نخبگان ماست. تخصص پزشکی من آلرژی و آسم است یک تحقیق نشان می‌دهد که 4/35 درصد از کودکان تهرانی مورد مطالعه علائم آسم از خود نشان می‌دهند. در یک کلان‌شهر 10 میلیون نفری این یک فاجعه انسانی است. چند درصد از آنها کارشان به اورژانس، بیمارستان، مرگ و میر کشیده می‌شود؟ اعلام می‌شود در طول سال گذشته 22 روز بیشتر هوای پاک نداشته‌ایم، مساله چیست و مسئول این وضعیت کیست؟ آیا نباید مدیریت‌های اجرایی و شهری در قبال آن پاسخگو باشند؟
جای حقوق شهروندی مردم کجاست؟ آیا متخصصان و دانشگاهیان ما نباید مردم را نسبت به این‌گونه مسائل و حقوق شهروندی خود آگاه کنند؟ آیا هوای پاک از حقوق انسانی تمام شهروندان نیست؟ در مسائل دیگر هم وضع از این بهتر نیست. در واقع شاید ما در سطح در سطح توده و حتی در سطح نخبگان دچار نوعی توسعه‌نیافتگی هستیم. در حالی که دین می‌تواند پشتوانه قوی برای اصلاح اخلاقیات و فرهنگ عمومی، توسعه و حتی جهش علمی در این زمان باشد.
وقتی از نظر دین، آموزش، پژوهش و ترویج علم یک فریضه عمومی است، اینگونه آموزه‌ها و باورها اگر درست فهمیده شوند و درست به کار گرفته شوند، کمک زیادی به امر توسعه می‌کنند در کنار برخی موانع تاریخی تهاجم دائمی بیگانگان و بی‌ثباتی، موقعیت جغرافیایی و سیاسی، احساس ناامنی تاریخی هم باعث شده‌اند تا توسعه در ایران، مسیری سخت و پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته باشد. توسعه نیاز به زمینه‌های مساعد، اندیشه‌ها و برنامه‌های راهگشا و نهادهای کارآمد و پایدار دارد تا امنیت، آزادی، ثبات و اعتماد را که لازمه آن است به وجود بیاورد. البته در صدر همه اینها بینش و روش علمی و داشتن فهم و تجربه و اراده تاریخی لازم است.