امام علی(ع) در توصیهای به فرزند خود میفرماید: «آنچنان در زندگی اقوام گذشته سیر کردم که گویی با آنها زیستهام.» این کلام، اهمیت ثبت دقیق و صادقانه وقایع تاریخی را نشان میدهد. زیرا درسآموزی از احوال پیشینیان تنها در صورتی امکانپذیر است که حوادث تاریخی با امانت و دقت نقل شده باشد. کلام امام علی(ع) درس دیگری نیز برای ما دارد که همانا لزوم توجه به تجربه گذشتگان برای زندگی بهتر و موفقتر است.
این توصیه، همان چیزی است که کشورهای پیشرفته جهان به تجربه آموخته و آن را به دقت مورد توجه و عمل قرار میدهند. اما به نظر میرسد در کشور ما ـ که مردم و کارگزاران حکومتی، پیروی از امام علی(ع) را بزرگترین افتخار خود برمیشمارند ـ توصیه «درسآموزی از تاریخ» کمتر مورد توجه قرار میگیرد. البته این امر، اختصاص به دوره فعلی ندارد و در اکثر ادوار تاریخی کشورمان، همین وضعیت بر تاریخنگاری ایران حاکم بوده است به طوری که آنچه هم اکنون به عنوان تاریخ مکتوب در اختیار ما میباشد تحت تأثیر دو گروه، با تحریف مواجه شده است، نخست کسانی که به جای «تاریخنگاری» به «تحلیلپردازی» نشستهاند و برداشتهای ناقص خود را همراه با آنچه که از دیدگاه آنان عین حقیقت تلقی شده است، در قالب وقایعنگاری از حوادث تاریخی، به یادگار گذاردهاند. گروه دوم نیز دروغپردازانی بودهاند که تحت تأثیر صاحبان قدرت و ثروت، حقایق را به صورت وارونه ثبت کردهاند. بر اثر همکاری نانوشته این دو گروه، امروز حتی در مورد برخی حوادثی که از زمان وقوع آنها بیش از چند دهه نگذشته است، اطلاع دقیق و قابل اتکایی در اختیار تحلیلگران، سیاستمداران و صاحبنظران وجود ندارد و لذا درسآموزی از تاریخ گذشته، تا حدود زیادی منتفی است. آنچه نگرانی نسبت به این موضوع را افزایش میدهد، تکرار همین وضعیت نسبت به حوادث سالهای اخیر است که مهمترین نمود آن در تحلیلهای چند روز گذشته نسبت به حادثه عظیم دوم خرداد 76، متجلی شده است.
ده سال پیش در چنین روزهایی بیست میلیون ایرانی حماسهای آفریدند که از جهات گوناگون بینظیر تلقی شده و میشود. اما متأسفانه نه در زمان وقوع، به ابعاد این حماسه توجه کافی شد و نه اکنون با دقت در زوایای آن، برای درسآموزی نسل فعلی و آینده از آن و تصحیح و تنظیم رفتار سیاستمداران تأملی میشود. نگاه همراه با شیفتگی بخشی از جناح پیروز دوم خرداد و مقاومت همراه با کینهتوزی طیفی از جناح رقیب باعث شد که در زمان حاکمیت جناح دوم خرداد، بسیاری از فرصتهای طلایی از دست برود.
البته عظمت خلقکنندگان حماسه دوم خرداد یعنی اکثریت قابل توجه ملت ایران، در حدی بود که مقاومتها و کارشکنیهای برخی از «رقبای ناآگاه یا کینهتوز» و فرصتسوزی عدهای از «میراثخواران دوم خرداد» نیز نتوانست تاثیر آن حماسه در عرصههای داخلی و خارجی را به صورت کامل خنثی کند و اگر منصفانه قضاوت کنیم، بخشی از دستاوردهای ارزشمند آن هم اکنون مورد بهرهبرداری جناحهای مختلف کشور است.
امروز که جناح دوم خرداد در عرصه قدرت حضور ندارد، به نظر میرسد فرصت مناسبی برای هر دو جناح به وجود آمده است که به تحلیل دقیق این حادثه بپردازند. آنها میتوانند ریشههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که باعث گرایش مردم به یک کاندیدا ـ غیر از کاندیدای مورد عنایت برخی قدرتمندان جامعه ـ شد را شناسایی و سپس عوامل ناکامی جناح پیروز را نیز بررسی و آن را به عنوان چراغی فراروی سیاستمدارن و فعالان عرصه سیاست، اخلاق، اقتصاد و فرهنگ قرار دهند. اما ظاهراً چنین عزمی در کشور وجود ندارد. گروهی به عادت رایج ایرانیان، همچنان مشغول افتخار کردن به حماسهای هستند که مردم آن را آفریدهاند؛ بدون آنکه بگویند از این فرصت طلایی برای اجابت خواستههای همان مردم چه کردهاند! گروهی دیگر نیز که از نخستین روزهای پس از دوم خرداد، کینهورزی خود را آشکار کردند و هر چه توانستند برای عدم موفقیت آن حماسه مردمی انجام دادند، اکنون با نادیده گرفتن کارشکنیهای فراوان در برابر منتخب دوم خرداد و ایدههای او، به تحقیر دوم خرداد میپردازند که شاید بزرگترین تحقیر در این زمینه، تلاش برای ترجیح انتخابات سوم تیرماه 84 بر انتخابات دوم خرداد 76 باشد. نگارنده بنا ندارد منتخبان این دو انتخابات را در ترازوی مقایسه قرار دهد و رجحان یکی بر دیگری را ثابت کند. اما اگر به دنبال ثبت دقیق و امانتدارانه حوادث معاصر هستیم حق نداریم انتخاباتی را که منتخب آن، «انتخاب اول» بیش از 50 درصد واجدان شرایط رای دادن (در دوم خرداد 76) بود با انتخابات سوم تیرماه 84 مقایسه نماییم.
ما وظیفه داریم آنچه را که در این دو انتخابات به وقوع پیوسته است بدون دخالت دادن هر نوع «شیفتگی» یا «کینهورزی» بر صفحات روزنامهها و در تریبونهای سخنرانی مطرح کنیم و به دور از تعصبات گروهی، عوامل منجر به هر یک از دو انتخابات و نتایج حاصله از آنها را با مردم در میان بگذاریم. این تنها راهی است که وقایعنگاران امروز را از قضاوت منفی و همراه با نفرین نسل آینده، مصون خواهد داشت.