* طی چندماه گذشته، تحولات در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شتابی دوچندان گرفته است. فکر نمی کنید سیاست خارجی ما هم اکنون در یک پیچ حساس قرار گرفته است؟
** نه. من فکر نمی کنم که سیاست خارجی ما هم اکنون در پیچ حساسی است، بلکه معتقدم خیلی وقت است که در پیچ حساسی قرار گرفته است. اکنون فقط نتایج آن را می بینیم.
* برای اثبات این ارزیابی که سیاست خارجی ما خیلی وقت است در پیچ حساسی قرار گرفته، چه استدلالی دارید؟
** خونسردی و پرخاش نکردن، الفبای دیپلماسی در جهان است که اگر مراعات نشود پیامدهایی دارد. مثلاعوارض اشغال سفارت آمریکا همچنان وجود دارد.اینکه گفته می شود ما به دنبال برقراری رابطه با ملت ها هستیم، رویکرد و دیدگاه نامرسوم در عرصه بین الملل است و واکنش هایی علیه کشورمان ایجاد می کند زیرا طبق عرف جهانی، ارتباط کشورها تنها از طرق دولت ها رسمیت پیدا می کند. هواداران این ایده بگویند اساسا چطور می شود با ملت ها ارتباط برقرار کرد و این ارتباط به چه شکل و کجا برقرار می شود؟ ملت های جهان به خصوص در دنیای پیشرفته نماینده انتخاب می کنند و نماینده خود را به مجلس یا دولت می فرستند و به آنها این اجازه و اختیار را می دهند تا با دولت های جهان ارتباط برقرار کنند و جایی وجود ندارد که ملت یک کشوری سرخود به دنبال برقراری ارتباط با دولتی باشد.
در سال های اخیر ارجحیت ارتباط با ملت ها به جای ارتباط با دولت ها در دستور کار دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و گفته می شود که توفیقات بسیاری هم در این حوزه به دست آمده است.
* این سیاست، قابل نقد است. من فکر می کنم این حرف یعنی ارجحیت ارتباط با ملت ها به جای دولت ها جنبه دیپلماتیک ندارد. مگر می شود رفت و با یک ملتی، ارتباط مستقیم برقرار کرد؟
** بهتر است به جای این شعارها خیلی جدی وارد مذاکره با دولت هایی شویم که می توانند به حفظ و افزایش منافع ملی مان کمک کنند و به عنوان یک دولت بزرگ منطقه ای نقشی را که اکنون ترکیه ایفا می کند، برعهده بگیریم.
* واگذاری میدان دیپلماسی به رقبا ناشی از چیست؟
** در سیاست باید همیشه با آرامش و بدون شتاب عمل کرد. همچنین در این حوزه زبان خیلی مهم است. در ایران وقتی خلاصه مذاکرات دوران انوشیروان و سفرایش را با هیات نمایندگی روم شرقی چه در قسطنطنیه و چه در تیسفون و... که در حال جنگ بودند می خوانیم متوجه می شویم که ادبیات سیاسی یعنی چه. متاسفانه ما در زبان دیپلماسی خودمان آن ظرافت ها را کمتر رعایت می کنیم.
* در چند سال اخیر ما شاهد بودیم که طرف های جمهوری اسلامی ایران هم زبان و ادبیاتی را در دستور کار قرار داده اند که کم سابقه بوده است. مثلاسران برخی کشورهای همسایه، از ادبیاتی نه چندان متعارف در دیپلماسی پیرامون ایران استفاده می کنند. دلیل این رخداد چیست؟
** جدای از انتقاداتی که به پاره ای از مواضع ضدایرانی چنین کشورهایی وارد است؛ باید توجه کرد لحن و ادبیات دیپلماتیک متفاوت جمهوری اسلامی، کشورهای جهان را دچار سردرگمی کرده است. یک روز ادبیات دیپلماتیک نرمی در دستور کار قرار می گیرد که طرف های مقابل تلاش می کنند خود را با آن ادبیات تطبیق دهند؛ مدتی بعد آنها به یکباره با لحن و ادبیات دیگری روبه رو می شوند که کمی با چاشنی تندی هم همراه است وقتی کار به اینجا می کشد، مراودات رنگ و بوی غیردوستانه پیدا می کند.
* جمهوری اسلامی در دوره ای سیاستی را پیش گرفت به نام سیاست تنش زدایی، ارزیابی تان از این سیاست چیست؟
** در تنش زدایی باید یک سیاست جامع در دستور کار قرار گیرد تا همه افراد ملت به حقوق انسانی، سیاسی و اجتماعی خود دست پیدا کنند و در خارج هم با دولت ها با احترام رفتار شود و به جای کشمکش و درگیری با آنها وارد مذاکره شد و اغلب کشورهای جهان با این سیاست به نتایج مثبتی رسیده اند.
* به نظر شما سیاست تنش زدایی ایران موفق بود؟
** بله، موفق بود. این سیاست زمانی در دستور کار قرار گرفت که در عرصه بین المللی ما در بدترین شرایط قرار داشتیم؛ زمان هایی که نفت ما به زیر بشکه ای 9 دلار رسیده بود و در شرایطی که بدهکاری های انباشته شده پس از دوران جنگ نگران کننده شده بود. در چنان شرایطی آن سیاست گشایشی را ایجاد کرد. فهرست سرمایه گذاری های خارجی در آن دوران را ببینید. گرایش ایرانیان خارج از کشور را ببینید که ابراز تمایل کردند به کشور بازگردند چقدر بود. اما اکنون چه؟
* تغییر رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی از سیاست تنش زدایی و فاصله گرفتن از آن با این استدلال بود که ما می خواهیم حق خودمان را از جهان مطالبه کنیم؟
** در دنیا کشوری از کشوری طلبکار نیست. دیپلماسی درست یعنی در شرایط روز تصمیم درست اتخاذ کردن. شما ببینید آمریکا در ویتنام چه کرد؟ آنجا که دیگر عرصه جنگ سرد نبود بلکه جنگ داغ در جریان بود. صدها هزار ویتنامی کشته شدند. اما بگویید چند نفر ایرانی در اثر مداخلات امپریالیسم بین المللی کشته شدند؟ در جنگ آمریکا در ویتنام سراسر این سرزمین ویران شد اما امروز همین کشور نزدیک ترین رابطه با همان آمریکا را دارد و این شرکت های آمریکایی هستند که بیشترین سرمایه گذاری را در ویتنام دارند.
* از جمله حقی که در حال حاضر جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی مطالبه می کند و قصد به دست آوردن آن را دارد، این است که توان مدیریت جهانی را دارد و این را حق خود می داند که مثلاکنار قدرت های بزرگ مثل آمریکا در حوزه مدیریت جهانی نقش آفرینی کند.
** برای مشارکت در مدیریت جهان به مفهوم کاربردی امروزی هر کشوری در این حوزه ابتدا باید اول سهمی از علم، صنعت، اقتصاد و ثروت جهان را به خود اختصاص دهد و بعد متناسب با آن، حضور خود را در مدیریت جهان خودبه خود مطالبه کند.
ببینید ژاپنی را که امروز حق داشتن یک ارتش ندارد و ارتش این کشور تنها یک واحد تحت نظر و محدود برای کاربردهایی که به آن اجازه داده می شود، است، یا آلمانی که به همین ترتیب از داشتن ارتش مستقل محروم است و ارتش این کشور تحت فرماندهی ناتو قرار داد سهمشان در مدیریت جهان متناسب یا حتی بیشتر از بسیاری از کشورهایی است که ادعای استقلال دارند.
* بنابراین حضور در مدیریت جهانی نیازمند پارامترهایی غیر از استقلال، عدم وابستگی، داشتن توان نظامی و... است که مهم ترین و اصلی ترین آن توسعه اقتصادی، علمی و افزایش ارتباطات جهانی است.
** از جمله بهانه های اعمال تحریم و ایجاد محدودیت علیه جمهوری اسلامی ایران، برنامه هسته ای است؛ بهانه ای که به هرحال چندان پذیرفته نیست چرا که به هر حال جمهوری اسلامی این حق را برای خودش قایل است که برنامه هسته ای داشته باشد و گفته می شود آن برنامه هسته ای صلح آمیز است و صرفا در راستای مصارف صلح آمیز آن پیگیری می شود. فکر نمی کنید غرب بالاخره باید این حق را برای ملت ایران قایل شود که برنامه هسته ای داشته باشند.
فکر می کنم ملت ایران حق دارند که برنامه هسته ای داشته باشند اما برتر از آن فکر می کنم اگر ما به سمت و سوی اقتدار و صنعت و توسعه برویم و روزی توانمند شدیم این حق را خواهیم داشت تا از فرانسه و انگلیس به جد بخواهیم که زرادخانه های اتمی خودشان را تعطیل کنند. در ضمن مشکل ما با غرب بر سر برنامه هسته ای نیست. ما اگر برنامه هسته ای مان را هم تعطیل کنیم بهانه دیگری را خواهند آورد، اگر موشک هایمان را تعطیل کنیم باز هم بهانه دیگری مطرح می شود.
* این مشکل برای بروز این بهانه چیست؟
** مشکل غرب با ایران بر سر مساله اسراییل است یعنی تامین امنیت اسراییل عامل فشار غرب با توسل به بهانه های مختلف شده است.
* چرا غرب صرفا در راستای تامین منافع اسراییل، رژیمی که نقاط ضعف بسیاری هم دارد، تمام قد در مقابل ایران ایستاده است؟
** این سوال برای من هم مطرح است. موضوع این رژیم در درجه اول مربوط به مردم فلسطین و به نوعی درون فلسطینی است و همان طور که بارها در جمهوری اسلامی ایران تاکید شده است مردم این کشور باید بدون دخالت هیچ کشوری مشکل خودشان را حل کنند. اساسا برخی کشورهای عربی دنبال آن هستند که ایران هزینه مبارزه با اسراییل شود.
* ما در یک دوره ای به خصوص پس از حضور باراک اوباما شاهد بروز شکافی بین دولت آمریکا و اسراییل بودیم، عده ای بر این باورند که بهتر بود جمهوری اسلامی از چنین فرصت هایی استفاده می کرد و با تلاش برای کاهش اختلافات با آمریکا این شکاف را افزایش می داد.
** این فرصت هیچ گاه به وجود نمی آمد، چراکه دولت اوباما هم با طرح شعارهایی که از سوی دولت ایران مطرح شد، خودبه خود به همان جایی می رسید که امروز در آن قرار داریم. هر شخص دیگری غیر از اوباما هم سر کار بیاید هم شرایط همین منوال خواهد بود. اساسا تاثیرگذاری لابی یهود در آمریکا به قدری قوی است که این لابی تمام روسای جمهوری و کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا را وادار می کند برای حفظ آینده خودشان با آنها از در سازش درآیند.
* اشاره کردید که بخشی از مشکل هسته ای ما ناشی از اختلافات ایران و اسراییل است. محمد البرادعی در دورانی که آژانس بین المللی انرژی اتمی را تصدی گری می کرد، تلاش داشت تهران و واشنگتن مذاکرات مستقیم و رودررویی داشته باشند؛ فکر می کنید این مذاکرات احتمالی هم نمی توانست به نوعی در حل و فصل مناقشه هسته ای ایران گره گشا باشد؟
** نه، امکان پذیر نبود. این را هم عرض کنم که البرادعی در دوران حضور خود در آژانس از این جنبه از جمهوری اسلامی دفاع می کرد که اولابالاخره یک عرب مسلمان بود و به نوبه خود قلبا گرایشی به فلسطین داشت و ثانیا مثل عرب های دیگری مایل بود که ایران هزینه مبارزه با اسراییل شود. بر همین اساس با جدیت به دنبال رفع مناقشه هسته ای ایران با غرب بود و در این راستا تلاش بسیاری نیز صورت گرفت غافل از آنکه تمام اتهاماتی که از سوی غرب متوجه برنامه هسته ای ایران شده بود، در اصل بهانه ای برای نگرانی دیگر یعنی اسراییل بود. غرب اسراییل را بخشی از وجود خود می داند.
* ما شاهد هستیم که پس از یک تعلیق حدود یک ساله پرونده جمهوری اسلامی ایران یک بار دیگر روی میز قدرت های بزرگ جهان قرار گرفته و دوباره این پرونده برای آنها جذاب شد. چه شد که بعد از حدود یک سال پرونده ایران با موضوعات مختلف همچون هسته ای، حقوق بشر و... دوباره مطرح شده است.
** بخشی از دلیل تعلیق پرونده ایران در حوزه های مختلف مربوط به وقوع ناآرامی ها در خاورمیانه و شمال آفریقا که به بهار عربی شهره شده است. به هر حال در ماه های گذشته تمام توجه خود را معطوف به تحولات و ناآرامی هایی کرده بود که هم پیمانانش در آن درگیر بودند و شاهد کنار گذاشته شدن یکایک آنها در کشورهای درگیر این ناآرامی ها بود. الان این کشورها نسبتا وضعیت مشخص تری پیدا کرده اند. بر همین اساس، غرب این فرصت را پیدا کرده تا پرونده ایران را روی میز قرار دهد. دیدم که پرونده ایران هم جدی تر از قبل با طرح اتهام ترور سفیر عربستان در واشنگتن بازگشایی شد.
* گذر جمهوری اسلامی از این پیچ حساس در حوزه سیاست خارجی چگونه امکان پذیر است؟
** در سیاست خارجی هم همچون سایر حوزه ها باید فقط منافع ملی را مد نظر داشت نه چیز دیگری. برای تامین این منافع هم در عرصه بین المللی باید دوستان زیاد، قوی و قابل اعتماد داشت.
کلام آخر آنکه به نظر من، راه گذر جمهوری اسلامی ایران از این پیچ حساس در سیاست خارجی آمادگی برای مذاکره در چارچوب منافع ملی است و مذاکره هم به معنای اینکه هم شما باید گذشت کنید هم طرف مقابل. آن هم برای تامین منافعی که هر یک به نوبه خود به دنبال آن هستید.