واژگان کلیدی
اصلاحات، مدرسین، نیمه منسجم، تشکل و جریان.
مقدمه
در کنار اسناد و تحقیقاتی که درباره نقش و موضع افراد مذهبی در انقلاب اسلامی انتشار یافته و مییابد، از مسائل مهمی که لازم است بدان توجه شود، شناسایی تشکّلهای سیاسی اسلامی و بویژه حوزوی است. برخلاف نیروهای ملیگرا و مارکسیست که گرایش به فعالیتهای تشکیلاتی داشته و در بیشتر موارد به رغم نفوذ کم، در قالب حزب و تشکلهای منظم و منسجم- و نه لزوماً رسمی و قانونی- عمل میکردند، نیروهای مذهبی به دلایل مختلف، از تشکلها و سازمانهای منظم کم بهره بوده و با وجود فعالیتها و نفوذ زیاد در میان مردم، به صورت پراکنده و در قالب تشکلهای نیمه منسجم فعالیت مینمودند. به نظر میرسد در تاریخنگاری انقلاب اسلامی، این موضوع یعنی بررسی تشکلهای نیمه منسجم اسلامی نیازمند تأمل جدی است. در برخی شهرهای ایران و حتی در مناطقی از خارج کشور مانند عراق، میتوان رگههایی از شکلگیری و فعالیت اینگونه تشکلها و جریانها را بخصوص میان روحانیان مشاهده نمود؛ هرچند میزان انسجام این تشکلها و نیز تداوم فعالیتهای آنها تفاوت داشت.
«جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» یکی از این تشکلها بلکه با توجه به دو ویژگی مهم «اصالت مذهبی» و «نفوذ بالای اجتماعی» میتوان آن را مهمترین تشکل نیمه منسجم در قبل از انقلاب به شمار آورد. این تشکل مدتی پس از پیروزی انقلاب به صورت یک تشکل کاملا منسجم و رسمی تبدیل شد.
1) چگونگی شکلگیری و دورهبندی فعالیتها
1-1) فعالیتهای اصلاحی در حوزه در قالب گروههای مختلف
پس از ورود آیتالله بروجردی به حوزه قم و تثبیت نسبی آن و در شرایطی که این حوزه همچون حوزههای دیگر شیعی، از برخی نقایص و بینظمیها در رنج بود، بحث اصلاح حوزه که سابقه طولانی داشت، در سال 1328 به صورت جدی مطرح گردید. به دنبال مباحث و دغدغههای به وجود آمده، «هیئت مصلحین» یا «هیئت حاکمه» متشکل از جمعی از علمای طراز دوم شکل گرفت «تا با امر آیتالله بروجردی، نظمی و سر و صورتی به حوزه بدهند». جلسات و مذاکرات این گروه- که امام خمینی و شیخ مرتضی حائری از اعضای فعال آن بودند- موجبات خوشحالی و امید را در میان طلاب و روحانیان فراهم ساخت. اما به دلایلی، این فعالیتها با شکست مواجه شد.
هر چند پس از عدم موفقیت طرح مذکور، حالت یأس در حوزه پدید آمد؛ اما در دهه سی گروهی از فضلای جوان حوزه، در ضمن جلسات و گفتوگوهای خود، مسئله اصلاح حوزه را به صورت جدی پیگیری کردند. با مطالعه گزارشهای متعدد و مختلف موجود در این زمینه، به نظر میرسد تشکیل جلسات و اقدامات برای اصلاحات در حوزه قم، به فضلای محدودی منحصر نبود؛ بلکه گروههای متعددی از آنها با دغدغه اصلاح حوزه، فعالیتها و جلساتی- هر چند به صورت غیر منسجم و پراکنده- داشتند. به دلیل همین پراکندگی و تفاوت گروههای پیگیر اصلاحات، برخی گزارشها و نقلهای مربوط به این جریان، در ابتدا متعارض به نظر میرسد.
در اساسنامه جامعه مدرسین که پس از انقلاب نوشته شد، آقایان احمد آذری قمی، مهدی حائری تهرانی، محسن حرمپناهی، عبدالرحیم ربانی شیرازی، سیدمهدی روحانی، جعفر سبحانی، موسی شبیری زنجانی، ناصر مکارم شیرازی و حسینعلی منتظری، از پایهگذاران طرح اصلاحات حوزه در زمان آیتالله بروجردی معرفی شدهاند. از مطالب آقای علی احمدی میانجی چنین برداشت میشود که آقای علیاکبر مشکینی از فضلا و مدرسین تأثیرگذار در جریان پیگیری اصلاحات بودند. آقای جلال طاهرشمس از آقایان آذریقمی، شهید محمدحسین حسینیبهشتی، ربانی شیرازی، روحانی، سبحانی، شهید محمدرضا سعیدی، محمد شاهآبادی، شهید مهدی شاهآبادی، محمدرضا عبدالحمیدی، مشکینی، مکارمشیرازی، ابوالفضل نجفیخوانساری، محمد نهاوندی و محمدباقر همدانی، به عنوان برخی افرادی نام میبرد که جلسات هفتگی با آنها داشته و «درباره مسائل حوزه مذاکره به عمل میآمد». آقای علیاکبر مسعودی خمینی در چند گزارش نام افرادی که طرح اصلاح حوزه را پیگیری میکردند، ذکر کرده است که این گزارشها با گزارشهای دیگر مدرسین، ناسازگار است. آقای محمدتقی مصباحیزدی، به اسامی فضلایی که با آنها جلسات هفتگی داشته اشاره نمیکند و از افراد پیگیر اصلاحات حوزه، نام آقای مشکینی را به عنوان یکی از فضلای طراز اول حوزه ذکر میکند. و در نهایت آقای مکارمشیرازی از میان فضلا و اساتید حوزه که ایشان با آنها اصلاحات در حوزه را پیگیری میکرد- بدون آن که در مقام ذکر تمام افراد فعال در این جریان باشد- تنها از شهید بهشتی و امام موسی صدر نام میبرد.
چنانچه ذکر شد، یکی از دلایل اختلاف در نقلها به تعدد گروههای پیگیر اصلاحات باز میگردد؛ البته گذشت زمان و فراموشی افراد و احتمالاً خلط وقایع نیز در این تفاوت نقل اسامی، تأثیر گذاشته است. به علاوه، برخی افرادی که اسامی را ذکر کردهاند، در مقام بیان همه افراد دخیل در طرح اصلاح حوزه و نیز برنامهریزان اصلی حوزه نبودهاند.
به هر حال در جمعبندی گزارشها، به نظر میرسد از آنجا که جلسات و نشستهای فضلا و مدرسین، متشکل و منسجم نبوده، سلسله جلسات مختلف از سوی گروههای متفاوت مدرسین تشکیل مییافت و البته برخی از مدرسین مانند آقایان ربانیشیرازی، مشکینی و مکارمشیرازی به دلیل جایگاه و موقعیت ممتاز حوزوی و انگیزه اصلاحی بیشتر، در جلسات متعدد شرکت داشتند.
گرچه اقدامات اصلاحی اساسی، آنچنان که مورد نظر مدرسین بود، توسط زعیم حوزه قم پیگیری نشد، اما برخی امور اصلاحی همچون انتشار مجله مکتب اسلام که با حمایت آیتالله بروجردی مواجه شد، فراگیری علوم جدید، برنامهریزی درسی برای طلاب جدید و عملی کردن آن در مدرسه علوی و سپس مدرسه حقاین انجام گردید.
2-1) شکلگیری هسته اولیه مدرسین در سال 1341
جلسات و همفکریها در میان فضلا و مدرسین با محوریت مسائل مربوط به حوزه، ادامه یافت؛ تا زمانی که نهضت سیاسی روحانیان در مهرماه 1341- در جریان اعتراض به برخی مواد مصوبه انجمنهای ایالتی و ولایتی- علیه رژیم شاه آغاز شد. در این زمان، دو مسأله در سیر فعالیتهای گروهی فضلا و مدرسین رخ داد: اول این که تا حدودی پراکندگی و تشتت در میان گروههای مدرسین، از بین رفته و جریان گسترده و البته غیر منسجمی از فضلا و مدرسین حوزه به وجود میآید؛ دوم آن که دغدغهها و فعالیتهای فضلا از مسائل مربوط به اصلاحات در حوزه، بیشتر به مسائل سیاسی معطوف میشود.
در مجله نور علم، ارگان جامعه مدرسین درباره تأثیر شروع مبارزات در سال 41 نسبت به انسجام نسبی مدرسین، آمده است: «ادامه کار و طی مراحل تکاملی این تشکل تا سال 41 به کندی انجام میگرفت؛ تا با شروع انقلاب اسلامی و نهضت روحانیت توسط رهبر انقلاب حضرت امام خمینی- دام ظلهالعالی- جلسات هیئات مدرسین منظمتر شده و گامهای دیگری برداشته شد..
آقای حرمپناهی، به فعالیتهای مدرسین در جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی پرداخته، تشکیل جامعه مدرسین را از همین زمان بیان میکند. ایشان میگوید: «ابتدا یک جمعیت زیادی تشکیل دادند و به خاطر دارم اولین کاری که در ارتباط با طاغوت کردند... این تجمع اولیه این آقایان بود که این تجمع باعث شد که افرادی متعهد و انقلابی و فکر جوان دارند، اینها همدیگر را پیدا کنند و تفاهم با هم کنند و آشنا بشوند و حال آن که بعضی از آنها شاگرد یک آقای بودند و بعضی از آنها شاگرد آقای دیگری بودند. بعضی از آنها فرض کنید یک مدرس مستقل بودند؛ به هر حال هر کدام جدای از هم بودند و دستگاه مستقل داشتند؛ ولی این مبارزه و این پیشآمد باعث شد که اینها با هم همکاری و همفکری کنند و جامعه مدرسین از اینجا تشکیل شد که افراد متدین همفکر و مبارز و انقلابی و اینها همدیگر را پیدا کردند.»
آقای طاهرشمس نیز شکلگیری «هسته مرکزی جامعه مدرسین» را «تقریباً از سال 41» میداند. ایشان با اشاره به جلسات هفتگی که مدتها قبل از شروع نهضت روحانیان، میان گروهی از فضلا و مدرسین تشکیل شده و درباره مسائل مربوط به حوزه مذاکره به عمل میآمد، میگوید: با شروع قیام روحانیت در جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی، افراد دیگری که در جلسات سابق شرکت نمیکردند، نیز به افراد اضافه شدند.
آقای مهدی روحانی با بیان مطالبی درباره جلسات غیرمنظم عدهای از فضلا و اساتید حوزه در زمان آیتالله بروجردی درباره اصلاح حوزه- که در بحثهای قبل ذکر شد- در ادامه میگوید:... تا جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی پیش آمد و این باعث درهم فشردگی و پیدایش تفاهم و همکاری بیشتری در میان اعضای جامعه و بالاخره باعث تقویت آن شد. از این زمان بود که جامعه، دامنه فعالیتهای خود را وسعت بخشیده و...
فعالیتها و جلسات تشکّل نیمه منسجم فضلا و مدرسین که اولین اطلاعیه خود را با امضای «مدرسین حوزه علمیه قم» در جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی منتشر کردند، در حوادث سیاسی بعدی همچون رفراندوم لوایح ششگانه، ادامه پیدا کرد.
در اواخر سال 1342، به دلیل وجود تشتت در مبارزات سیاسی با رژیم و زندانی و محصور بودن امام خمینی، برخی از فضلا و مدرسین در کنار هماهنگی و همراهی با دیگر مدرسین، به تشکیل یک گروه منسجم و مخفی تحت پوشش اصلاح حوزه اقدام کردند. اعضای این «جمعیت یازده نفره» عبارت بودند از: آقایان آذریقمی، امینی، حائریتهرانی، علی خامنهای، محمد خامنهای، ربانیشیرازی، هاشمی رفسنجانی، شهید قدوسی، مشکینی، مصباحیزدی و منتظری.
به گفته یکی از اعضای این جمعیت «جلسه یازده نفره به طور کلی غیر از جلسه جامعه مدرسین و یک کار دیگری بود. ما در حقیقت احساس میکردیم که کار اساسی باید کرد؛ در حقیقت جلسه یازده نفری یک جلسه سرّی بود برای اهداف بزرگ، و زیر پوشش این که میخواهیم برنامههای حوزه و کتابهای درسی را اصلاح و بررسی کنیم، تشکیل داده بودیم در حالی که جنبه سیاسی داشت؛ البته خود اصلاح حوزه هم یک قسمت از برنامه بود».
اعضای گروه برای نیل به اهداف خود، پس از نگارش مرامنام، اساسنامه 63 مادهای را تنظیم کردند که بر مبنای آن جمعیت دارای هشت رکن میشد؛ همچنین آییننامه انضباطی در هفت ماده تنظیم نمودند.
به رغم اهمیت بسیار زیاد تشکل مذکور، متأسفانه فعالیت آن، پس از حدود یک سال متوقف شد و به دنبال آن در اوایل سال 1345 در جریان بازرسی منزل یکی از اعضا، اساسنامه جمعیت، به دست ساواک افتاد. از آنجا که «مطالب مندرج در اساسنامه» نشان میداد «تنظیمکنندگان» نسبت به «اداره کردن جمعیت مخفی دارای اطلاعات کافی بودهاند»، برخی از اعضای جمعیت که در زندان نبودند، تحت تعقیب قرار گرفتند.
هر چند فعالیت جمعیت مخفی و منسجم یازده نفری متوقف شد، اما به دلیل جایگاه محوری و مهم برخی از اعضای آن در میان مجموعه فضلا و مدرسین حوزه، فعالیت آن به صورت غیر مستقیم تا حدودی به انسجام تشکّل مدرسین منجر شد.
3-1) از تبعید امام به نجف تا فوت مشکوک فرزند امام
فعالیتهای سیاسی مدرسین، پس از تبعید امام خمینی از ترکیه به نجف در اواسط سال 1344 و دستگیری جمعی از مدرسین فعال در اوایل سال 1345 و نیز در شرایطی که رژیم پهلوی، ضمن افزایش خفقان و سرکوب، توانسته بود به اقتدار نسبی دست یابد، رو به کاهش گذاشت؛ هر چند در وقایعی که شاید بتوان مهمترین آن را تبلیغ مرجعیت امام خمینی پس از وفات آیتالله حکیم عنوان کرد، فعالیتهایی صورت میگرفت که در نتیجه اینگونه فعالیتها، در تابستان 1352، بیست و پنج نفر از روحانیان که بیشتر آنها از فضلا و مدرسین قم بودند، به سه سال تبعید محکوم شدند.
در اساسنامه جامعه مدرسین که به تاریخچه کوتاهی از تشکل مدرسین اشاره شده، در زمینه فعالیتهای تشکل مدرسین در این دوره آمده است: «بعد از آزادی آقایان از زندان [افرادی که در اواخر سال 1344 و اوایل سال 1345 دستگیر شدند و چند ماه بعد آزاد شدند] گاهی جلسات جامعه تشکیل و گاهی مدتی نسبتاً طولانی تعطیل میگشت و در عین حال در متن مبارزه، فعالیت چشمگیری داشتند. از خدمات مهم جامعه مدرسین، اعلامیه دوازده نفری علما و فضلای آن هیئت، دائر بر مرجعیت رهبر بزرگوار نهضت و انقلاب اسلامی ... بود که خشم بیحدّ دستگاه سفاک پهلوی را موجب و سبب تبعید و تفرّق فوری عدهای از آنها و تبعید بیست و پنج نفر... شد. فعالیت این گروه کم و بیش ادامه یافت و با شدّت اختناقی که حاکم بود، تشکیل چشمگیری نداشت و گاه در مواقع لزوم جلسات جامعه با جمعیت 4-5 نفری تشکیل میگردید...
در این دوره برخی از فضلا و مدرسین به دلایلی از فعالیتهای تشکل مدرسین فاصله گرفتند، ولی در مقابل، مدرسین دیگری به این جمع اضافه شدند. از سوی دیگر افراد تشکل که اندیشه و انگیزه مبارزه با رژیم را در سر داشتند، سه رویکرد در قبال رژیم پهلوی برگزیدند:
گروهی به فعالیتهای سیاسی مستقیم در قالب سخنرانی علیه رژیم، تنظیم و نشر اعلامیه، ایجاد هماهنگی میان مبارزان و رسیدگی به وضعیت آنان و... ادامه دادند و در این راستا متحمل زندان و تبعید شدند. هرچند این گروه فعالیتهای حوزوی و فرهنگی نیز داشتند، اما به نظر میرسد اولویت و دغدغه اصلی آنها، مبارزات سیاسی مستقیم با رژیم بوده است.
گروه دیگر به رغم همراهیهای کلی در مبارزات سیاسی و نیز اهتمام به فعالیتهای مرسوم حوزوی (درسهای فقه و اصول)، اولویت برنامههای خود را به فعالیتهای فرهنگی، تربیت نیروهای فکری و کادرسازی که به صورت غیر مستقیم، تأثیر عمیقی میتوانست در مبارزات اسلامی بر جای گذارد اختصاص دادند.
گروه سوم که به نظر میرسد به لحاظ شمار، بیشتر از دو دسته دیگر باشند، فضلایی بودند که به هر دو مسئله میپرداختند. در واقع این افراد در کنار اهتمام به فعالیتهای سیاسی به صورت آشکار یا پنهان، به فعالیتهای فرهنگی و امور حوزوی نیز اهمیت میدادند.
این تفاوت رویکردها، هر چند طبیعی بود و از یک منظر لازم شمرده میشد، اما نتایج و تبعاتی داشت که میتوان در موضعگیری مدرسین و برخی اختلافهای آنها نسبت به حوادث و جریانهایی که در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه به وجود آمد، مشاهده نمود.
4-1) اوجگیری فعالیتها پس از آبان 1356 و حرکت به سوی انسجام (69- 76)
در آبانماه سال 1356 با فوت مشکوک حاجآقا مصطفی خمینی و به دنبال آن واقعه 19 دی قم، فصل جدیدی در تحولات سیاسی ایران گشوده شد و تشکل مدرسین فعالتر گشت. هرچند در این زمان برخی مدرسین در زندان بودند و برخی دیگر نیز پس از حوادث مربوط به مراسم بزرگداشت حاجآقا مصطفی و قیام 19 دی تبعید شدند، اما با توجه به شرایط و وضعیت به وجود آمده، جلسات مدرسین با همان افراد حاضر در قم، فعال شده و با نظم و انسجام بهتری توانست ثمرات چشمگیری در عرصه انقلاب اسلامی برجای گذارد. آقای طاهری با تأکید بر نقش مهم مدرسین پس از 19 دی 1356 میگوید: «آن چیزی که میتوانست شهرستانها را به تعطیلی بکشاند و حرکت را در شهرستانها به وجود بیاورد، تهران نبود؛ یعنی اگر از تهران دعوت میکردند فلان آقا را و به فلان شخص تلفن میکردند، کارها انجام نمیشد و باید از قم این کار میشد؛ یعنی محور کار، قم بود و خط دهنده قم بود و به عنوان قم کارها شروع شد... منظور این است که تصور نشود که فقط این فعالیتهای جامعه مدرسین در حد یک اعلامیه دادن بوده، نخیر، اصلاً محور حرکت در کل ایران، قم و جامعه مدرسین بود؛ خوب البته این مسئله بود که وقتی حرکت شروع شد، در یک مواقعی هم بود که دیگر مردم احتیاجی به جامعه مدرسین نداشتند و مردم دیگر راه افتاده بودند، ولی در روزهای اول این طور نبود... حساب سال 1357 آن هم از اواسط به بعد آن را باید کنار گذاشت؛ اما سال 1356 و اوایل سال 1357 واقعاً مردم احتیاج به تحریک داشتند».
آقای ملکوتی نیز میگوید: «در این اواخر که انقلاب به مرحله اوج و سرنوشتساز خود رسیده بود، دیگر اعضای جامعه مدرسین تمام وقت در اختیار انقلاب قرار گرفتند. هیچ فرصت نداشتیم. گاهی حوادثی رخ میداد، چند روز پشت سر هم جلسه برگزار میکردیم... پس از شهادت حاجآقا مصطفی تا پیروزی انقلاب که حدود پانزده ماه طول کشید، جامعه مدرسین بیش از بیست اعلامیه و بیانیه مهم در رخدادها و حوادث سرنوشتساز انقلاب انتشار داد که همه، حاصل این جلسات و بحث و گفتوگوها بود... در این ایام، بعضی از اعضای این جلسه در تبعید و زندان به سر میبردند، بعضی دیگر از جمله خود من، تحت تعقیب بودند... ولی با این حال، فعالیت تحت عنوان جامعه مدرسین، همچنان ادامه داشت... ما در طول این مبارزات، با جامعه روحانیت تهران و سایر شهرستانها و مراکز استانها ارتباط مستمر داشتیم. تصمیماتی که این جمع میگرفت، فوری به آنها ابلاغ و ارسال میشد؛ متقابلاً آنها هم وضعیت شهرها را به ما منتقل میکردند. با مراکز دانشگاهی در تهران و جاهای دیگر نیز در تماس بودیم.
در دوره اخیر تشکل مدرسین (آبان 56- بهمن 57) نیز برخی تغییرات در آن صورت گرفت؛ مهمترین مسأله قابل توجه در این زمینه، آن است که علاوه بر نگارش و نشر بیانیههای مختلف از جمله اعلامیه مهم خلع شاه از سلطنت، که به صورت گروهی صورت میگرفت، فعالیتهای دیگر مدرسین نیز تا حدودی از حالت فردی بیرون آمده به صورت متشکل و سازمانی انجام میشد.
آقای فاضل لنکرانی با تأکید بر نقش مهم مدرسین در پیروزی انقلاب، «فعالیت جمعی آنها از نظر کثرت و جدّیت» را بیشتر از فعالیت جمعی آنها پس از انقلاب بیان میکند. ایشان میگوید: «قبل از پیروزی انقلاب، جامعه مدرسین انصافاً خیلی فعال بود و بدون اغراق باید بگویم جامعه در پیروزی انقلاب سهم بسیار بزرگی دارد و اما پس از پیروزی انقلاب اگر چه هر کدام از اعضای آن به مقتضای شغل و وظایف خودشان در نهادها و تشکیلات دولتی فعالیت چشمگیری از خود نشان دادهاند، ولی فعالیت جمعی آنها از نظر کثرت و جدیّت به حدّ پیش از انقلاب نمیرسد و باید اذعان کرد که جامعه پس از پیروزی انقلاب آن کوشش و تلاش قبلی را نداشته و آن مسئولیتی را که قبلاً احساس میکرد اکنون دیگر احساس نمیکند»
از دیگر مسائلی که در این دوره رخ داد، تغییر موقعیت و جایگاه برخی افراد تشکل است. افرادی مانند آقایان شرعی، طاهری خرمآبادی، مؤمن و یزدی که در دوره اول از افراد حاشیهای تشکل مدرسین محسوب میشدند و برخی از آنها اساساً در آن دوره جزو تشکل نبودند و در دوره دوم ملحق شده بودند، در دوره اخیر از فعالان تشکل مدرسین شدند.
به هر حال، مجموع فعالیتهای انجام شده توسط مدرسین در طول یک سال، توانست گامهای نهایی را برای تبدیل جریان مدرسین حوزه علمیه قم از یک تشکل غیر منسجم به یک مرکز و نهاد منسجم و منظم و رسمی بردارد؛ امری که مدتی پس از پیروزی انقلاب تحقق یافت.
2) اسامی مدرسین
چنانچه ذکر شد، به دلیل عدم انسجام و نظم کامل در تشکل مدرسین، نمیتوان به صورت دقیق اعضای مدرسین را مشخص نمود؛ به همین جهت در کنار برخی خاطرات و مصاحبههای منتشر شده، تا حدودی برای شناخت اعضای تشکل مدرسین در دورههای دوم و سوم، گفتههای آقای مؤمن را که در دو دوره مذکور، یکی از اعضای فعال این تشکل بوده، معیار قرار میدهیم:
آقایان احمد آذریقمی، محمد ابطحیکاشانی، علی احمدیمیانجی، رضا استادی، ابراهیم امینی، یحیی انصاریشیرازی، مرتضی بنیفضل، ابوطالب تجلیل، محمدرضا توسلی، حسن تهرانی، احمد جنتی، عبدالله جوادیآملی، محسن حرمپناهی، ابوالقاسم خزعلی، صادق خلخالی، محسن دوزدوزانی، حسین راستیکاشانی، محمدمهدی ربانیاملشی، عبدالرحیم ربانیشیرازی، مهدی روحانی، جعفر سبحانی، محمد شاهآبادی، موسی شبیریزنجانی، محمدعلی شرعی، یوسف صانعی، جلال طاهرشمس، حسن طاهریخرمآبادی، محمدفاضل لنکرانی، محمدعلی فیضگیلانی، علی قدوسی، محمدعلی گرامی، عباس محفوظی، سیدعلی محقق، محمدحسن مرتضویلنگرودی، محمد محمدیگیلانی، علیاکبر مسعودیخمینی، علیاکبر مشکینی، محمدتقی مصباحیزدی، حسین مظاهری، مرتضی مقتدایی، ناصر مکارمشیرازی، مسلم ملکوتی، حسینعلی منتظری، ابوالفضل موسوی تبریزی، محمد مؤمن، ابوالفضل میرمحمدی، ابوالفضل نجفیخوانساری، حسین نوریهمدانی و محمد یزدی.
3) نگاهی کلی به ابعاد مختلف فعالیتها
1-3) روشها و شیوهها
هدف مدرسین از مبارزات سیاسی، «شناساندن دین مقدس اسلام و پیاده کردن تعالیم» آن در ایران و سپس گسترش آن در کشورهای دیگر ذکر شده است. برای رسیدن به هدف فوق، فعالیتهای کلی مدرسین در طول مبارزات تا پیروزی انقلاب، از چند طریق صورت میگرفت که شاید بتوان مهمترین آنها را در موارد ذیل خلاصه کرد: تشکیل جلسه و بحث و تبادلنظر در مسائل مختلف و تصمیمگیری در موارد لازم)؛ تهیه، تنظیم و انتشار اعلامیه، نامه و تلگراف که برخی از این نوشتهها- با توجه به محتوای آن و نیز شرایطی زمانی- با امضای افراد و برخی موارد دیگر با عناوین کلی همچون، «حوزه علمیه قم»، «اساتید و فضلای حوزه علمیه قم»، «جمعی از فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم» و... امضا میشد؛ ارتباط با مردم مناطق مختلف کشور و ایراد سخنرانیهای مذهبی- سیاسی به ویژه در ماههای محرم، صفر و رمضان؛ ارتباط و هماهنگی با علما و مراجع تقلید و متقاعد نمودن آنها جهت انجام و پیگیری مسائل؛ پیگیری مسائل مربوط به امام خمینی و برنامههای موردنظر ایشان؛ تعطیلی حوزه، برگزاری مجلس، برپایی تجمع و تحصن و راهپیمایی در موارد لازم.
البته اعضای جامعه مدرسین در انجام فعالیتهای فوق، یکسان نبودند و به علل مختلف در این جهت شدت و ضعف داشتند. البته باید توجه داشت برخی از مدرسین نیز بر مخفیانه بودن فعالیتهایشان- به دلایل مختلف از جمله دستگیر نشدن توسط رژیم- تأکید ویژه داشتند.
نکته دیگری که میبایست درباره مبارزات 16 ساله تشکل مدرسین مورد توجه قرار گیرد، ارتباط برخی اعضای مدرسین با مبارزین شهرهای تابعه خود و برخی شهرهای دیگر است که تا اندازهای- هرچند محدود- موجب پدیدآمدن شبکه گسترده مبارزاتی با محوریت جریان مدرسین قم شد. این ارتباطها اگر در کنار فعالیتها و جلسات مشترک مدرسین در قم در نظر گرفته شود، میتواند توضیح دهنده و بازگوکننده تأثیر و نقش نسبتاً گسترده مدرسین در مبارزات باشد
2-3) روابط درون تشکلی
در درون جریان و تشکل گسترده و غیر منسجم مدرسین، گروههای دیگری نیز شکل گرفت. تشکلهایی نیز وجود داشت که رابطه عموم و خصوص من وجه میان آنها و تشکل غیر منسجم مدرسین حاکم بود. بیشتر این تشکلها موقتی بودند و مشکل میتوان تشکلی پیدا کرد که به نوعی اعضای مدرسین در آن شرکت کنند و در تمام سالهای 1341-1357 برقرار بوده باشد. از مهمترین این تشکلها، جمعیت یازده نفره بود که توضیح آن گذشت. برخی از گروههای دیگر عبارتند از: حلقه نشریه بعثت، گروه نشریه انتقام، گروه ولایت، حلقه گردانندگان مجله مکتب اسلام و گروه مقدماتی حزب جمهوری اسلامی که با محوریت شهید بهشتی شکل گرفته بود و...
از سوی دیگر میتوان به ارتباطهای افراد مدرسین به لحاظ تعلق به شهرها و مناطقی که تابعه آن بودند، اشاره کرد و از این زاویه گروههای دیگری در داخل تشکل غیر منسجم مدرسین، شناسایی نمود. همچنین هر یک از مدرسین در کنار فعالیتهای کلی با مجموعه مدرسین، با یک یا چند نفر از آنها فعالیت علمی- سیاسی نزدیکتری داشتند.
نکته مهم و قابل توجه درباره این تشکلهای خرد، نقش آنها در تداوم جریان مدرسین است؛ چرا که قوام جریان و تشکل غیر منسجم مدرسین تا حدودی به همین تشکلها و ارتباط افراد آن با افراد دیگر بوده است.
3-3) شیوه ارتباط با علما و مراجع
نکته دیگر درباره شناخت اعضای مدرسین، میزان ارتباط آنها با هر یک از مراجع تقلید و علمای طراز اول است. همه مدرسین از شاگردان آیتالله بروجردی بودهاند؛ هر چند برخی عمده استفاده خود را از ایشان بردند و برخی دیگر که در اواخر درس آیتالله بروجردی به جمع شاگردان ایشان پیوستند، کمتر از ایشان استفاده نمودند. در کنار آیتالله بروجردی، امام خمینی و آیتالله محقق داماد مهمترین اساتید فقه و اصول مدرسین بودند؛ گرچه آیتالله گلپایگانی، آیتالله شریعتمداری، آیتالله حائری، آیتالله اراکی، آیتالله آملی، و... نیز از جمله اساتید فقه و اصول برخی مدرسین محسوب میشدند.
پس از شروع نهضت علیه رژیم پهلوی، از منظر ارتباط با مراجع تقلید «ثلاث قم»؛ (امام خمینی، آیتالله شریعتمداری و آیتالله گلپایگانی) میتوان سه گرایش را در میان مدرسین مشاهده کرد:
گروهی که بیشتر متاثر از شخصیت سیاسی امام خمینی بوده و در ضمن حمایت از روش و مواضع سیاسی امام، مرجعیت ایشان را نیز مطرح میکردند. این گروه در میان مدرسین در اکثریت بودند؛ گروهی که بیشترین ارتباط را با بیت آیتالله شریعتمداری داشتند؛
گروهی که بیشتر با بیت آیتالله گلپایگانی مرتبط بودند؛
برقراری ارتباط با امام خمینی و نیز هماهنگی با مراجع تقلید قم در تمام سالهای نهضت (41-57) اهمیت داشت. در دوره چهارم (56-57) سرعت حوادث و حساسیت برخی رویدادها، اهمیت مسأله مذکور را بیشتر کرد. آقای طاهری خرمآبادی درباره شیوه هماهنگی با امام و مراجع میگوید: «ما از طریق مرحوم حاج احمدآقا و به وسیله تلفن با حضرت امام ارتباط داشتیم)؛ اما درباره ارتباط با سایر مراجع قم باید عرض کنم که اینگونه مسائل به اطلاع آقایان مراجع هم میرسید، اما وقتی در مسئلهای با حضرت امام مشورت میشد و ایشان نظر میدادند، دیگر با سایر آقایان مشورت چندانی نمیشد».
البته در مواردی که نیاز به موضعگیری مراجع قم و دخالت آنها در مسائل سیاسی در قالب تعطیلی دروس حوزه، برگزاری مجلس، صدور اعلامیه و... بود، با هماهنگی در جلسات مدرسین، افرادی از تشکل مذکور به صورت انفرادی یا دو نفره و یا چند نفره به منازل مراجع رفته و با آنها در این زمینه صحبت میکردند. از آنجا که برخی مراجع، در جریان مبارزه همراهی موردنظر را با مدرسین نداشتند، برای متقاعد کردن آنها نسبت به انجام مسئله موردنظر تلاش زیادی به عمل میآمد. آقای مسعودی نقل میکند: [ما با] آقایان و مراجع هم دیدار میکردیم و تا آنجا که در توان داشتیم سعی میکردیم رفع کدورت شود و آنان را نسبت به نهضت توجیه کنیم و با خود همراه سازیم. بعضی از آقایان مخلصانه حرف ما را میپذیرفتند و برخی دیگر جانب احتیاط را پیش میگرفتند».
به طور کلی، هرچند در برخی حوادث سیاسی، مراجع قم و به ویژه آیتالله گلپایگانی عکسالعملهایی در تقابل با رژیم داشتند؛ اما این مسائل موقتی بود و نمیتوانست مشعل مبارزات را در دوره تبعید امام روشن نگاه دارد. در زمان حضور امام خمینی در ایران، رهبری امام در مسائل مشخص بود و فضلا و مدرسین، بیشتر نقش واسطه را ایفا میکردند؛ اما پس از تبعید امام، عملاً نقش اصلی و تأثیرگذار در روحانیت، بر دوش فضلا و مدرسین قرار گرفت.
4-3) هماهنگی با گروههای مختلف
ارتباط با برخی اعضای تشکلهای روحانی دیگر همچون روحانیت مبارز تهران و تشکل مخفی که توسط شهید بهشتی سازماندهی شده بود (و در نهایت به تأسیس حزب جمهوری اسلامی انجامید)، از جمله برنامههای مدرسین در دوره چهارم به شمار میرود. آقای یزدی در این خصوص میگوید: «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اکثر مسائل سیاسی با بزرگانی همچون مرحوم شهید بهشتی و آقایان مهدوی و هاشمی در رابطه بودند؛ چرا که بزرگان مزبور در شمار مهمترین بازوان امام در کار مبارزه بودند و تعدادی از آنان به فرمان امام به عضویت شورای انقلاب درآمدند... جامعه مدرسین برای رأی و نظر آقایان تهران ارزش و اعتبار خاصی قائل بودند و خوشبختانه این حسن نیت، طرفینی بود. در برخی موارد هم حضرت امام شخصاً به جامعه مدرسین پیغام میدادند که اقداماتشان را با مشورت تهران انجام دهند».
نکته دیگری که در برخی خاطرات مدرسین بیان شده است، تشکیل برخی جلسات عمومی میان فضلای حوزه بود. در این جلسات فضلا و مدرسینی که در تشکل مدرسین نبودند نیز شرکت میکردند. به گفته آقای یزدی، «جلسه جامعه مدرسین در شمار جلسات مهم آن دوره بود. جلسه دیگری هم برای حل بحرانها و اتخاذ موضعگیری مناسب تشکیل میشد که افراد آن اعم از اعضای رسمی جامعه مدرسین و دیگر فضلا و مدرسین مشهور قم بودند. نقش این جلسه ایجاد رابطه بین ردههای مختلف بود و سعی بر این بود که اگر اظهار نظری میشود یا تصمیمی گرفته میشود، برخاسته از نظر مجموعه حوزه باشد. اگر تعطیلی دروس موردنظر است، درسی برقرار نباشد و اگر بنا بر خواندن دروس است، حتی یک درس هم تعطیل نماند. در ایفای این نقش انصافاً مجموعه یاد شده، به نحو احسن انجام وظیفه کردند».
یکی دیگر از گروههای مرتبط با تشکل مدرسین، بازاریان مبارز قم بود. آقای طاهری با اشاره به فعالیتهای خود پس از قضایای 19 دی، میگوید: «ما برنامهها را ادامه دادیم و از بازاریان... کمک میگرفتیم. این افراد، در قم مرکزی برای چاپ و تکثیر اعلامیه داشتند و از طریق آقایان اعلامیهها تکثیر میشد و از آن تاریخ تا پیروزی انقلاب... در کارها و مسائل همکاری داشتیم و انصافاً که... دوستان بازاری قم... زحمات زیادی کشیدند».
آقای مؤمن نیز به اطلاعیهها و سخنرانیهای مراجع و در رأس آنها امام خمینی، پس از قضایای 19 دی اشاره کرده، در ادامه میگوید: «گسترش دادن و منتشر کردنش در سطح ایران حتی روستاهای ایران در واقع با جامعه مدرسین بود؛ البته نه این که اشخاص خود جامعه مدرسین این کار را بکنند. کارگردان اصلی اینها بودند. یک عده از برادران خوب بازار که آدمهای شایستهای بودند و هستند که در میان اینها یک نفر قطعاً سرمایهاش را از دست داد».
4) جمعبندی
در یک ارزیابی کلی میتوان گفت تشکل نیمه منسجم مدرسین، یکی از جریانهای مهم مذهبی- سیاسی در طول سالهای نهضت (41-57) بوده است که اصالت مذهبی و غیر التقاطی بودن، از امتیازات آن محسوب میشود. در بررسی تأثیرگذاری جریان مذکور در تحولات سیاسی، به ویژه این نکته مهم میبایست مدنظر قرار گیرد که افراد این جریان به لحاظ جایگاه اجتماعی و حوزوی، در رتبه پس از علما و مراجع تقلید قرار داشتند و طبیعتاً نفوذ آنها در میان جامعه مذهبی ایران، بسیار بالاتر از طلاب و دیگر روحانیان بود. از سوی دیگر قرار گرفتن تعداد قابل توجهی از این افراد در کنار یکدیگر و ارائه مواضع مشترک در قالب یک تشکل و جریان (هرچند نیمه منسجم)، به صورت طبیعی تأثیر و نفوذ اجتماعی آنها را بسیار بیشتر مینمود.