گزارش : بهمن هدایتی
زمزمه بکار گیری" راه حل های تخیلی و فانتزی اسرائیلی" چون بمباران سنگین تاسیسات هسته ای که از محافل صهیونیستی به گوش می رسد نشان از رویکرد رادیکال مثلث "سورئال هسته ای" یعنی آمریکا-انگلیس-اسرائیل در برابر"رئالیسم هسته ای " دارد . موضوعی که افکار عمومی جهان به مرور در مورد برنامه صلح آمیز هسته ای ایران، به آن ایمان می آورد.
به گزارش خبرگزاری مهر تازه ترین دور مذاکرات لاریجانی- سولانا در کاخ نسسیدادی مجموعه وزارت امور خارجه پرتغال ،درحالی انجام شد که در چارچوب مجموعه تحولات جدید در پرونده هسته ای کشورمان ، می توان با جمع بندی و تحلیل موقعیت فعلی آغاز دوره ای جدید در چالش 4 ساله هسته ای را به نظاره نشست.
نکته اول که بسیار قابل تامل است، افزایش و تراکم معنا دار مذاکرات لاریجانی-سولانا می باشد، از ابتدای سال جاری میلادی مذاکرات لیسبون، پنجمین دور گفتگوهای مسئول پرونده هسته ای ایران با مرد اول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود.
مذاکرات لیسبون دومین نشست سولانا - لاریجانی در کمتر از یک ماه بوده است، از تراکم مذاکرات لاریجانی-سولانا می توان چنین نتیجه گرفت که طرفین به مرور از ایده " مذاکره برای مذاکره"عبورمی کنند و آرام ومحتاط به مرحله "مذاکره برای توافق" قدم می گذارند که این دستاوردی قابل تحسین برای مردان هسته ای کشورمان محسوب می شود.
تحول دیگر در این دوره از مذاکرات این بود که برای نخستین بار در دوره سیاست های هسته ای جدید ایران ( 1384) محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی قبل از مذاکرات لاریجانی-سولانا با مسئول پرونده هسته ای کشورمان دیدار و رسما مطرح شد که توافق با سولانا، کلید توافق و حل همه مسائل فنی ایران با آژانس هم می باشد. این تاکید معنا دار البرادعی بی تردید، برخلاف خواست مثلث" آمریکا-انگلیس و اسرائیل" اثر مستقیم و مثبتی بر تقویت مذاکرات لاریجانی - سولانا می گذارد و شرایط را برای نیل به یک توافق واقعی آماده می کند.
در واقع حمایت حقوقی البرادعی و آژانس بین المللی انرژی اتمی از مذاکرات لاریجانی-سولانا،آنهم با پیش زمینه سخنان صریح و قابل توجه البرادعی در هفته های گذشته، یک وزنه سنگین را در کفه ایران در معادله هسته ای می گذارد.
درست در همین شرایط ، امروز بیست و پنجم ژوئن 2007 کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا درموضع گیری سریع و "سلبی" که بسیار مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفت، اظهار داشت که آمریکا صرفا "تعلیق غنی سازی" را از ایران می خواهد.
به نظر می رسد فضای جدید مذاکرات لاریجانی-سولانا ،در پارادایم و فضای "واقعی" شکل گرفته و ادامه پیدا می کند و همانطور که طرفین مذاکره نیز اظهار داشتند این مذاکرات در مسیر "موفق و سازنده ای "پیش می رود، اما مخالفت آمریکا با این روند بار دیگر نشان از فضای غیر واقعی و گفتمان خیالی آمریکایی ها در موضوع هسته ای ایران حکایت می کند.
وجه دیگر این تحولات جدید ، بن بست نسبی استراتژی " صدور قطعنامه برای توقف " است. با وجود گذشت یک ماه از پایان مهلت قطعنامه 1747 شورای امنیت، هنوزیک جمع بندی برای بکار گیری مجدد این ابزار پرهزینه در غرب وجود ندارد و تنها انگلیس با کندی تمام، تلاش می کند که پیش نویس قطعنامه جدیدی را مطرح کند.
نکته جالب توجه دیگر این است که قطعنامه 1737( یعنی اولین قطعنامه تحریم علیه ایران ) عملا در"تعلیق" به سر می برد و عملا جز 37 کشور، هنوزبقیه کشورهای جهان گزارشی از اجرا و اعمال تحریم های مندرج در این قطعنامه علیه ایران به کمیته تحریم این قطعنامه نداده اند و نماینده بلژیک در سازمان ملل به عنوان مسئول اجرای تحریم های این قطعنامه در حال تلاش برای مجاب کردن حدود 200 کشور جهان برای اعمال تحریم و ارائه گزارش علیه ایران است !
به موازات این تحولات جدید، مجددا از محافل رسانه ای صهیونیست ها زمزمه بکار گیری" راه حل های تخیلی و فانتزی اسرائیلی" چون بمباران سنگین تاسیسات هسته ای ایران و تمرین خلبانان اسرائیلی برای انجام این عملیات به گوش می رسد که نشان از رویکرد رادیکال مثلث " سورئال هسته ای " یعنی آمریکا-انگلیس-اسرائیل در برابر "رئالیسم هسته ای " است که جهان به مرور در مورد برنامه هسته ای ایران، به آن ایمان می آورد.
سخن از رسیدن به "چارچوب " در مذاکرات اخیر سولانا و لاریجانی، جمله "تازه ای " بود که برای اولین بار در این گفتگوها شنیده شد، دکترعلی لاریجانی درخصوص مذاکرات خود با البردعی با ابراز رضایت از پیشرفت گفتگو ها اظهار داشت : به چارچوبی نسبتا خوب رسیدیم که فکر می کنم به راه حل هایی که سولانا دنبال می کند، خیلی کمک کند.
در مذاکرات لیسبون بر حل و فصل نهایی مسائل باقی مانده ایران با آژانس ، به عنوان مخرج مشترک همه سوءتفاهمات در مورد برنامه هسته ای ایران تاکید شد، اعلام آمادگی ایران برای حل این مسائل و حتی اعلام زمان تخمینی برای حل این مسائل فنی و تخصصی که معادل "چند هفته تا دوماه" را در برمی گیرد، بازهم حامل این معنا است که افق "حل واقعی مساله هسته ای" بسیار نزدیک تر و ملموس تر و واقعی تر از غول تخیلی و عجیبی است که آمریکا و اسرائیل از برنامه هسته ای ایران ساخته اند.
می توان چنین نتیجه گیری کرد که به مرور مولفه های "واقعی" جای خود را در برنامه هسته ای ایران بازمی کنند و آمریکا و اسرائیل در محاصره این واقعیات ، موقعیت خود را به مرور از دست می دهند و " مقاومت در برابر واقعیت " استراتژی آمریکایی در موضوع هسته ای ایران را به مرور ذوب می کند.
به گزارش مهر، به نظرمی رسد تلفیق واقع گرایی اروپا وایستادگی ایران موقعیت جدیدی را فراهم کرده است، البته تجارب گذشته نشان می دهد که اروپایی ها چندان توان تحمل بازی مستقل در موضوع هسته ای را ندارند و باید با احتیاط فراوان در این میدان حرکت کرد، از این جهات فشار اخیر آمریکا و موضع گیری های تند رایس در مقطع فعلی بیش از آنکه هدفش باشد،،متوجه اروپا است تا مانع روند "واقع بینی" اروپایی ها در جریان موضوع هسته ای ایران شود.