تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۴۷۵۱
گفت‌وگوی ایران با وزیر مشاور در امور دینی دولت کرزای
محمد نوری ـ محمد خاکی‌نهاد مقدمه: گروه بین‌الملل: 10 سال دوره جنگ و کشـــمکش در افغانستان به نقطه سرنوشت‌سازی رسیده است. سازمان ناتو که با حضور ارتش 44 کشور عضو خود مدیریت جنگ را بر عهده داشته زنگ خروج از گرداب افغانستان را به صدا درآورده است بی‌آنکه آتش شورش و خشونت در این کشور را خاموش کرده باشد. در این حال جامعه بین‌الملل با پذیرش این واقعیت که بحران افغانستان بزرگترین خطر برای امنیت و صلح است، دو اجلاس بزرگ (بن و استانبول) را درباره سرنوشت آینده افغانستان تشکیل داد اما هنوز به تصمیم راهگشایی در این باره دست نیافته است. به این صورت افغان‌ها واپسین روزهای سال 2011 را نیز در میان ابهام و نگرانی سپری می‌کنند. روزنامه نظریه تأثیرات جدی که اوضاع افغانستان بر امنیت و منافع همسایگان دارد سلسله گفت‌وگوهایی را با مسئولان و کارشناسان امور افغانستان انجام داده است. به تازگی شیخ یوسف واعظی وزیر مشاور در امور دینی دولت کرزای مهمان روزنامه بود او در دوران جهاد با ارتش سرخ عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی بود. در گفت‌وگوی تفصیلی تلاش کردیم بخشی از ابهام‌ها و پرسش‌ها درباره اوضاع حال و آینده افغانستان را به بحث بگذاریم. واعظی علاوه بر منصب وزارت، عضو شورای علمای افغانستان و عضو شورای صلح است.این گفت‌وگو اکنون پیش روی شما است:

* بعد از ناکامی ناتو و دولت افغانستان در برقراری امنیت، برخی گزارشگران گفته‌اند نگاه شماری از افغان‌ها دوباره به سمت طالبان متمایل شده است آیا این گزارش‌ها را قبول دارید؟
** نه، شما در افغانستان کنونی شواهدی از تمایل مردم به سمت طالبان پیدا نمی‌کنید. البته ممکن است بخشی از مردم از عملکرد نیروهای خارجی ناراضی باشند یا به وضع موجود انتقاد داشته باشند اما این به معنی روی آوردن به طالبان نیست. طالبان از جهات مختلف شکست خورده‌اند هم از جهت نظامی و سیاسی و هم از نظر ایدئولوژیک.
* ولی اگر آنها نفوذ تبلیغاتی یا ایدئولوژیک نداشتند آیا ممکن بود به این سطح از پیشروی در شرق یا جنوب شرق افغانستان دست پیدا کنند؟
** من بدون هرگونه اغراق واقعیتی را که دیده‌ام بیان می‌کنم، طالبان نفوذ ایدئولوژیک ندارند. به این دلیل تفسیر و برداشت تنگ‌نظرانه آنها از مذهب و حکومتداری بین توده مردم شکست خورده است. از نظر ایدئولوژیک و اعتقادی کسی به این گروه نمی‌پیوندد و شهروندان افغان با تجربه تلخی که از دوران حکومت سرکوب این گروه داشت حاضر به همکاری با آنها نیست.
* با این توصیف پس آنها چگونه به جذب نیرو مبادرت می‌کنند و این هسته حدودا 10 هزار نفری که طالبان گرد آورده چطور و چرا فراهم شده است؟
** آنها از پول و امکانات مالی برای جذب افراد استفاده می‌کنند. به مناطق فقیرنشین می‌روند و افرادی را که دارای مشکلات اقتصادی هستند با وعده حل مشکلات‌شان وارد جبهه خود می‌کنند. تجارت موادمخدر بزرگترین منبع تأمین نیاز مالی طالبان است که در سال‌های اخیر میزان تولید آن چند برابر شده و 95 درصد بازار مصرف این محصول از افغانستان تأمین می‌شود. بخش دیگر کمک‌ها به طالبان نیز از سوی دولت‌های خارجی تأمین می‌شود.
طالبان هنوز هم خود را یک جریان ایدئولوژیک می‌خواند و مدعی آن است که اقدامات خود را براساس آئین شریعت خویش پیش می‌برد. شواهد نیز حاکی از آن است که آنها قبل از آن که میلیشیا باشند و تفنگ دست بگیرند، طلبه‌هایی در مدارس ویژه پاکستان افغانستان بوده‌اند.
از این نظر درست است، طالبان ابتدا خود را یک جریان مذهبی نامید حتی اسم تحریک یا جنبش دینی بر خود گذاشت اغلب نیروهای طالبان آن روز در گروهی به نام «حرکت انقلاب اسلامی» به رهبری مولوی نبی محمدی قرار داشتند برخی از سران این گروه در دوران جنگ با ارتش سرخ به همراه گروه‌های جهادی افغانستان می‌جنگیدند. اما آنها هنگام شروع فعالیت سیاسی از دو چیز سوءاستفاده کردند. اول فقدان امنیت بویژه در جاده‌ها و مسیرهای تردد عمومی دوم، فسادی که در برخی مناطق دامنگیر بود. آنها پس از ورود به افغانستان، بسیاری از عناصر قدرت‌طلب و بدنام احزاب خلق و پرچم (گروه‌های دوره‌ حکومت کمونیست‌ها در افغانستان) را به خود جذب کردند. در واقع اداره امور مهم سیاست و جنگ در دوره حکومت طالبان توسط افرادی غیرافغانی انجام می‌گرفت. من اطلاع دقیق دارم که حوزه‌های علمیه افغانستان از طالبان و تفکر آن دوری می‌جوید، بلکه این مدارس مذهبی پاکستان است که به تربیت سیاسی این قبیل نیروها می‌پردازد. اکثریت علمای افغانستان علیه اقدامات غیرانسانی طالبان موضع گرفته‌اند و در محکومیت آن بیانیه صادر کرده‌اند. لابد خبر دارید که علمای ارجمندی توسط افراد طالبان طی چند سال اخیر ترور شده و به شهادت رسیده‌اند.
* به طور مشخص می‌توانید بگویید الآن چه گروه‌هایی در برابر دولت کرزای قرار گرفته‌اند و جریان گسترده شورش و نزاع با حکومت مرکزی کابل و ناتو را چه کسانی پیش می‌برند؟
** جریان طالبان در حال حاضر شاخه‌ها و شعبه‌های پراکنده‌ای پیدا کرده است که مشهورترین آنها گروه حقانی است. رهبر این گروه مولوی سراج‌الدین حقانی زمانی در صف نیروهای جهادی علیه روس‌ها حضور داشت. گروه او و پسرانش با آن که نیروهای اندکی دارند اما عقاید و رفتار بشدت تندی دارند. در کنار گروه حقانی ، گروه‌هایی به اسم‌های اهل حدیث یا اهل‌القرآن سلفی قرار دارند که اکثراً تفکر وهابیگری دارند.
جریان چهارم در میان شورشیان، حزب اسلامی شاخه گلبدین حکمتیار است که شناسنامه سیاسی او برای همه آشنا است.
به این صورت طیف نیروهای مخالف دولت منسجم نیستند و در صحنه درگیری نیز به شکل پراکنده عمل می‌کنند و مدیریت واحد ندارند. ضمن آنکه بخش عمده‌ای از آنها طی 10 سال اخیر به دولت اسلامی افغانستان پیوستند.
کانون حمایت این جریان‌های شورشی کویته پاکستان است.
* چراکویته پاکستان؟ ما شنیده‌ایم که مرکز نفوذ آنها از زمانی که بن‌لادن از یمن و سودان به این منطقه کوچ می‌کند، پیشاور پاکستان بوده است؟
** بله، پیشاور به دلیل مجاورت با استان‌های جنوبی افغانستان مرکز عمده تردد و لجستیک طالبان بوده است حتی گروه طالبان نخستین بار از مرز پیشاور در سال 1997 تهاجم خود برای در دست گرفتن قدرت در کابل را شروع کردند. اما در حال حاضر بیشتر جلسات تصمیم‌گیری یا همان شورای مشورتی این گروه در کویته انجام می‌گیرد. کویته پاکستان به دلیل همجواری با ولایت قندهار برای طالبان اهمیت استراتژیک دارد مخصوصاً از زمانی که قندهار به عنوان قرارگاه رهبری این گروه انتخاب شد.
* پروژه مذاکره با طالبان در دولت کرزای به کجا انجامید آیا پرونده آن بسته شده یا همچنان شما بر ادامه این طرح اصرار دارید؟
** سیاست دولت اسلامی افغانستان بر صلح و مذاکره و تفاهم استوار است. موضوع مذاکره با طالبان، در دستور کار شورای عالی صلح افغانستان قرار داشت. در این شورا شمار زیادی از علما و بزرگان طوایف مختلف افغانستان حضور داشتند و ریاست آن را استاد برهان‌الدین ربانی برعهده داشت. مسئله مهم در شروع بحث مذاکره با طالبان این بود که این گفت‌وگو یک طرفش دولت بود طرف دیگرش چه کسی باید پشت میز بنشیند، آن گروه باید آدرس وجایگاه و نیز اختیاراتش مشخص باشد وگرنه به صراحت اعلام کردیم که این مذاکره به جای طالبان بهتر است با دولت پشتیبان و حامی این گروه یعنی پاکستان انجام بگیرد.
* اما پاکستان این دیدگاه شما را نفی کرد و حتی خود یوسف رضا گیلانی (نخست‌وزیر پاکستان) اعلام کرد که کابل باید مشکلاتش را خودش با مخالفانش حل کند و پای همسایگان را به این دعوا نکشاند؟
** در یک مرحله‌ای دولت پاکستان قول همکاری داد. پاکستان نقش کلیدی در حل مسائل افغانستان دارد و این موضوعی است که افکار عمومی کل دنیا می‌داند. چنان که اشاره کردم اغلب افرادی که زیر پرچم طالبان علیه دولت اسلامی افغانستان می‌جنگند، پایگاه‌شان در شهرها و مناطق مرزی پاکستان قرار دارد. لذا ما از دولت همسایه خود انتظار داریم در مرحله حل و فصل بحران، این بخش از مشکلات مربوط به رفت و آمد شوریان و پشتیبانی آنها را رفع کند.
* آقای واعظی آیا شهادت استاد ربانی نشانه‌ای از این واقعیت نبود که مذاکره با طالبان راه به جایی نمی‌برد و حتی هزینه این کار ممکن است به قیمت جان مذاکره‌کنندگان تمام شود؟
** اگر شما تفکر و سیاست‌تان، مذاکره و گفت‌و‌گو باشد، نباید از مشکلات آن بترسید. درست است که طالبان حالت انعطاف‌ناپذیری دارد، اما معتقدیم روزی به پای مذاکره خواهند آمد. بعد از شهادت ربانی، لویی جرگه بزرگ با حضور قریب 2 هزار نفر از بزرگان افغانستان تشکیل شد. در این اجلاس دو تصمیم مهم اتخاذ شد، اول: تداوم و پیگیری مذاکره با طالبان که حل بحران افغانستان از طریق گفت‌و‌گو که آرمان شهید ربانی بود، دوم شروطی که اعضای اجلاس در زمینه امضای پیمان نظامی استراتژیک با امریکا تعیین کردند. ما معتقدیم که نیروهای مخالف در داخل افغانستان به گفت‌و‌گو روی خواهند آورد.
* ولی با شروطی که طالبان مطرح می‌کنند، مذاکره مورد نظر شما امری محال به نظر می‌آید. آنها می‌گویند اساساً ما مشروعیت دولت کرزای را قبول نداریم. علاوه بر این، قبل از مذاکره باید همه نیروهای بیگانه از افغانستان خارج شوند. این شروط یعنی آن‌که یک گروه از اساس در پی جنگیدن با شما است شواهد نیز دلالت بر این دارند که طالبان یک نیروی به اصطلاح چریکی است و برای جنگ تعلیم دیده و تربیت شده نه مذاکره و دیپلماسی.
** این طیف طالبان که می‌گویید، اغلب همان نیروهایی که پول گرفته و برای جنگ آموزش دیده‌اند، آنها هویت بومی افغانستان را ندارند، بلکه در استخدام برخی دولت‌های منطقه هستند، نیروهایی که از داخل افغانستان هستند حاضر نمی‌شوند به قتل هموطنان خود یا ویران‌کردن خانه و کاشانه آنها اقدام کنند. ما در بحث مذاکره حساب این نیروهای تحت امر قدرت‌های خارجی با نیروهای بومی را از هم جدا می‌کنیم.
* ترور آقای ربانی به عنوان معمار طرح مذاکره با طالبان یک نشانه نا‌امید‌کننده بود، آیا مشخص شد چه کسی فرمان ترور او را صادر کرده است؟
** ما به این جمع‌بندی رسیدیم که طرح ترور استاد ربانی در کمیته و توسط همان شورای مشورتی و تصمیم‌گیری که کار طالبان را هدایت می‌کند، ریخته شده است. به همین دلیل از روز شهادت‌اش باب تماس با طرف‌های پاکستانی را گشودیم، حتی در این زمینه هیأت‌های ویژه‌ای به پاکستان اعزام شد و نتیجه کار آن نیز به دولت مرکزی کابل گزارش شده است.
* اگر موافق باشید به بحث مهم دیگری که به کارنامه دولت کرزای و عملکرد نیروهای بین‌المللی بر‌می‌گردد، بپردازیم. بسیاری از گزارش‌ها از نارضایتی مردم نسبت به عملکرد دولت حکایت دارد و این عدم رضایت هم در ایام انتخابات و هم در تظاهرات عمومی بروز پیدا کرده است، چه پاسخی در این‌باره دارید؟
** دولت جناب حامد کرزای اقدامات مثبت بسیاری انجام داده است که به برخی از موارد آن اشاره می‌کنم: این دولت توانسته اکثر گروه‌ها و طوایف را در تصمیم‌گیری و اداره کشور مشارکت دهد. شما به لویی جرگه اخیر نگاه کنید که در آن بیش از 2 هزار نماینده و شخصیت اقوام و گروه‌های مختلف حضور پیدا کردند یا آن‌که امنیت این اجلاس مهم در سطح عالی تأمین شد. آن هم توسط پلیس و ارتش افغانستان که در همین 10 سال اخیر سازماندهی شده‌اند دولت کرزای در رابطه با خارجی‌ها نیز با صراحت و شفافیت از مواضع ملت افغان دفاع می‌کند و بدون هرگونه ترس و ملاحظه اشتباهات آنها را بیان می‌کند. اما برخی نارضایتی‌ها نیز وجود دارد. بخشی از این نارضایتی‌ها به برخوردهای نادرست مأموران بر‌می‌گردد. موضوع فساد مالی نیز از عوامل نگرانی عمومی است که خود دولت برای حل آن تلاش گسترده‌ای انجام می‌دهد. با آنکه در انتخابات اخیر تخلفاتی بروز کرد که رئیس‌جمهور خواهان رسیدگی به آن شدند.
* تحولات افغانستان در نقطه‌ای قرار گرفته که ناتو و امریکا طرح خروج از این کشور را به جریان انداخته‌اند سؤال جدی افکار عمومی این است که ناتو چگونه پس از 10 ‌سال جنگ و با ارتش 140هزارنفری نتوانست یک گروه غیرحرفه‌ای 10 هزارنفری را از پای درآورد؟
** از یک نظر دلیل طولانی شدن جنگ به‌ویژگی اقلیم افغانستان مربوط می‌شود. افغانستان کشوری کوهستانی با دره‌ها، گردنه‌ها و نقاط جنگلی صعب‌العبوری است که مستعد نبردهای چریکی است.
نیروهای خارجی در زمان شوروی سابق نیز نتوانستند به ارتفاعات هندوکش و دره‌های عمیق آن راه یابند. با این حال ملت افغان نیز نسبت به نحوه جنگ ناتو این سؤال و شک را دارند که چگونه نیروهای نظامی نزدیک به 50کشور جهان تحت فرماندهی ناتو نتوانستند پیشرفتی در برقراری امنیت ایجاد کنند. این تردید از زمانی که واحدهای ویژه امریکا در ابیت‌آباد اطراف اسلام‌آباد اسامه بن‌لادن را کشتند بیشتر شده است.
در یک مرحله‌ای به خاطر دارید که دولت افغانستان معترض عملکرد نیروهای انگلیسی در ولایت هلمند شد. هلمند یکی از مراکز اصلی تولید موادمخدر است که طالبان بیشترین رفت و آمد و فعالیت را در آنجا دارند. امنیت این منطقه در دست نیروهای انگلیسی بود. اسدالله وفا والی هلمند به صراحت از اهمال و مصالحه انگلیسی با طالبان در این منطقه خبر داد و بعد از این بود که روند جنگ تا حدی اصلاح شد.
* در پایان حضور نظامی ناتو، این روزها سخن از امضای پیمان نظامی بلندمدت بین دولت کرزای با طرف‌های امریکایی است. بسیاری از کشورهای منطقه از جمله ایران نسبت به این پیمان‌ها نگران هستند. وزیرخارجه کشور ما به صراحت خواستار آن شد که دولت همسایه و دولت افغانستان اجازه استفاده از پایگاه‌های افغانستان به هواپیماهای تجسسی امریکا را ندهد.
** حتماً در جریان هستید که دولت کرزای بهترین روابط و دوستی را با ایران دارد و در این هفت، هشت سال اخیر نگذاشتیم این همکاری و دوستی تحت‌تأثیر دخالت طرف‌های دیگر قرار بگیرد. ما فراموش نکردیم که آقای احمدی‌نژاد نخستین نفری بود که انتخاب آقای کرزای به ریاست جمهوری را تبریک گفت. ما به طرف‌های خارجی اعلام کردیم که حفظ منافع و امنیت ایران برای ما اولویت ویژه دارد. در بحث پیمان استراتژیک که اشاره کردید این شرط را آوردیم که پایگاه‌های نظامی نباید علیه دولت‌های دوست و همسایه افغانستان استفاده شود.
* سفر شما با قضیه ساقط شدن هواپیمای بدون سرنشین امریکا توسط نیروهای ایرانی همزمان شد و این واقعه موضوع استفاده امریکایی‌ها از پایگاه‌های هوایی افغانستان و پاکستان را مطرح کرد به طور مثال برخی کارشناسان گفتند که هواپیماهای تجسسی پهپاد امریکا از پایگاه شمسی در کراچی پاکستان یا پایگاه‌های بگرام و شیندند افغانستان به پرواز درمی‌آیند در این باره چه توضیحی دارید؟
** اقدام ایرانی‌ها در ساقط کردن هواپیماهای جاسوسی امریکا یک رویداد تحسین‌انگیز بود که بازتاب‌های مثبتی هم در بین مردم افغانستان داشت. این اتفاق نشانه هایی از پیشرفت در یکی از زمینه‌های مهم کار نظامی یعنی جنگ‌افزارهای فضایی دارد. البته امریکایی‌ها این هواپیماهای تجسسی را عمدتاً در حملات خود به مناطق قبیله‌ای پاکستان به کار گرفته‌اند و برای نخستین‌بار نیز زمانی توجه افکار عمومی به آنها جلب شد که برخی از پایگاه‌ها و نیز فرماندهان القاعده و طالبان در منطقه وزیرستان پاکستان را این هواپیماها هدف قرار دادند. اما چنان که گفتم دولت اسلامی افغانستان به هیچ‌وجه اجازه نمی‌دهد طرف‌های خارجی از فضای کشورش برای تهدید امنیت و حریم ایران استفاده کنند.
* شما سطح همکاری‌ها میان تهران و کابل را مطلوب توصیف می‌کنید شواهد این موضوع چیست چه اتفاقات مهمی در روابط دو کشور افتاده است؟
** سطح روابط سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی افغانستان که مشخص است ملاقات‌ها و مذاکرات بر سر همه مسائل مهم منطقه میان تهران و کابل به‌طور مداوم و یا در بالاترین سطح انجام می‌گیرد. یکی از قدم‌های مهم برای گسترش همکاری‌ها در دو اجلاس اخیر استانبول و بن که جمهوری اسلامی مشارکت جدی داشت، برداشته شد. در حال حاضر ایران پروژه‌های استراتژیکی را در افغانستان اجرا می‌کند. یکی از این پروژه‌ها احداث بزرگراه دوغارون - هرات است که توانست چند نقطه افغانستان را به یکدیگر متصل کند و بخش عمده‌ای از مشکلات رفت و‌ آمد مردم را حل کند.
پروژه بعدی به صورت راه مواصلاتی بامیان - کابل در حال اجراست که بدون شک یک تحول در امور زیربنایی و اقتصاد افغانستان خواهد بود. علاوه بر این جمهوری اسلامی پروژه‌های مهم برق‌رسانی، ایجاد کلینیک‌های درمانی و بیمارستان‌ها و نیز مراکز آموزش زیادی را در سال‌های اخیر پیش برده است که هر کدام تأثیرات زیادی را در حل و فصل مشکلات ملت افغانستان داشته است. گذشته از همه این موارد، ما فراموش نمی‌کنیم که جمهوری اسلامی چندین سال میزبان 3 میلیون مهاجر افغانی بوده و از این نظر جایگاه مهم در مسائل انسانی در افکار عمومی منطقه دارد.