تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۰۵۸
مقدمه:‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تاریخ، رسم فراموشکاری را از بین می‌برد. شاید زمان زیادی گذشته باشد اما همچنان در دل تاریخ زنده است. تاریخ آغاز اختلافات امام خمینی و آیت‌الله منتظری به اوایل دهه 60 باز می‌گردد. آقای «حسینعلی منتظری» در سال 1364 با تصمیم مجلس خبرگان رهبری به قائم‌مقامی امام خمینی برگزیده شد. در آن زمان شخصی به نام «سیدهادی هاشمی» علاوه بر اینکه داماد آقای منتظری بود، ریاست دفتر و بیت او را نیز برعهده داشت. برادر این شخص «سیدمهدی هاشمی» که صاحب نفوذی قابل توجه در برخی نهادهای انقلابی از جمله سپاه بود با همراهی و تاییدات سیدهادی فعالیت‌های خرابکارانه و اختلاف برانگیزی را در کشور سازماندهی کردند. سه سال بعد آقای منتظری با پشتیبانی از سیدهادی و سیدمهدی هاشمی مسیری را در پیش گرفت که وی در رویارویی کامل با امام خمینی و انقلاب اسلامی قرار داد. دستگیری سیدمهدی هاشمی و طرفدارانش و افشا شدن سیدمهدی هاشمی مسیری را در پیش گرفت که وی و بیت‌اش را در رویارویی کامل با امام خمینی و انقلاب اسلامی قرار داد. دستگیری سیدمهدی هاشمی و طرفدارانش و افشا شدن مفاسد اخلاقی و چندین فقره قتل عمد توسط آنان، سیدمهدی را به پای چوبه دار برد و تقابل و رویارویی آیت‌الله منتظری با امام را به اوج خود رساند که نشانه‌های آن را می‌توان در متن نامه امام خمینی به آیت‌الله منتظری در تاریخ ششم فروردین 1367 به خوبی مشاهده کرد. متن کامل نامه منتشر شده به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
جناب آقای منتظری
با دلی پرخون و قلبی شکسته چندکلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال‌ آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم.
مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین، تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید. در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برای‌تان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایایی مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد‌الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعا مقدم بر نظر خود می‌دانید – که مسلما منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند – با دلی شکسته و سینه‌‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم، دیگر خود دانید:
1 – سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام را بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.
2 – از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعا تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
3 – دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4 – نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید، ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان – روحی له‌الفدا – و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید. برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر اینگونه کارهایتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم و لی او را هم آدمی خوبی می‌دانستم. والله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم. من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم، من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. والسلام.
یکشنبه 6/1/68
روح‌الله‌ الموسوی الخمینی
نامه‌های استعفا
بلافاصله پس از نامه امام خمینی(ره)، آیت‌الله منتظری متن استعفای خود را از قائم مقامی رهبری تنظیم کرده و به امام خمینی عرضه نمود. متن استعفای مزبور به این شرح زیر است:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.
محضر مبارک آ‌یت‌الله العظمی امام خمینی – مدظله‌العالی پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه مورخ 6/1/68 و اصل شد.
ضمن تشکر از ارشادات و راهنمایی‌های حضرتعالی به عرض می‌رساند، مطمئن باشید همان‌طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل همچون سربازی فداکار و از خودگذشته و مطیع در کنار حضرتعالی و در مسیر اسلام و انقلاب بوده‌ام، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجرای دستورات حضرتعالی می‌دانم، زیرا بقا و ثبات نظام اسلامی مرهون اطاعت از مقام معظم رهبری است.
برای هیچ‌کس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم تاکنون در سایه رهبری و ارشادات حضرتعالی از خطرات مهمی گذشته، و دشمنان زیادی همچون منافقین کوردل، که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیت‌های عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من آغشته است، و سایر جناح‌های مخالف و ضدانقلاب و سازشکار و لیبرال‌ مآب‌های کج‌فکر را رسوا و از صحنه خارج نموده است. آیا جنایات هولناک و ضربات ناجوانمردانه این روسیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش‌شدنی است؟ و اگر بلند‌گوهای آنان و رادیوهای بیگانه خیال می‌کنند با جوسازی‌ها و نشر اکاذیب و شایعه‌پراکنی‌ها به نام اینجانب می‌توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگی ملت ما را رخنه کنند، سخت در اشتباهند. و راجع به تعیین اینجانب به عنوان قائم‌مقام رهبری، خود من از اول جدا مخالف بودم، و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین اینجانب به مصلحت نبوده است و اکنون عزل منتظری
امام خمینی، در پی دریافت استعفای آقای منتظری، طی نامه‌ای که متن آن در صحن مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری قرائت شد، وی را از قائم‌مقامی رهبری عزل نمود. متن نامه امام خمینی به این شرح زیر است:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای منتظری – دامت افاضاته – با سلام و آرزوی موفقیت برای شما، همانطور که نوشته‌اید رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما مخالف بودیم، و در این زمینه هر دو مثل هم فکر می‌کردیم.
ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند، و من هم نمی‌خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم.
از اینکه عدم آمادگی خود را برای پست قائم‌مقامی رهبری اعلام کرده‌اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر می‌نمایم.
همه می‌دانند که شما حاصل عمر من بوده‌اید و من به شما شدیدا علاقه‌مندم.
برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت می‌‌کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید، و از رفت‌وآمد مخالفان نظام، که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا می‌زنند، جدا جلوگیری کنید.
من این تذکر را در قضیه مهدی هاشمی هم به شما دادم. من به صلاح شما و انقلاب را در این می‌بینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند.
از پخش دروغ‌های رادیو بیگانه متاثر نباشید.
مردم ما شما را خوب می‌شناسند، و حیطه‌های دشمن را هم نیز عدم آمادگی خود را صریحا اعلام می‌کنم و از حضرتعالی تقاضا می‌‌کنم به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه فرمایید همچون گذشته یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیت‌های علمی و خدمت به اسلام و انقلاب، زیر سایه رهبری حکیمانه حضرتعالی، اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعف‌هایی که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، انشاء‌الله با رهبری‌های حضرتعالی مرتفع گردد و از همه برادران و خواهران خوب درک کرده‌اند که با نسبت هر چیزی به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان می‌دهند.
طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه‌ها، و رادیو تلویزیون، باید برای مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است، و عزیز و علاقه‌مند تقاضا می‌کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبری و خبرگان محترم، به بهانه حمایت از من، کاری انجام دهند یا کلمه‌ای بر زبان جاری نمایند، زیرا مقام معظم رهبری و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمی‌خواهند. امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنمایی‌های ارزنده خود بهره‌مند، و از دعای خیر فراموش نفرمایید.
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
7/1/68 – حسینعلی منتظری
همه باید تابع آن باشیم.
جنابعالی انشاءالله با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی می‌بخشید.
والسلام‌علیکم
8/1/68