تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۵۳۷

محمد ایمانی
حرف آخر را همین اول باید گفت. درباره کدام موضوع؟ درباره هر طایفه و رجل سیاسی که در فتنه 2 سال پیش غوطه خورد و دانسته، سواری داد، به خیال امارت و گندم ری! حرف آخر برای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را مردم ایران در قیام انقلابی نهم دی 88 زده اند؛ روزی که «فرقان» و «میزان» شناسایی مرد و نامرد، خادم و خائن، و دوست و دشمن برای همیشه خواهد بود. آن روز دست خدا از آستین ملت بیرون آمد و آیت الهی در آینه مردم ما جلوه کرد تا هر نارفیقی نتواند به نام ملت ایران سخن بگوید و در کام دشمن بریزد. به عنوان جمله معترضه و در پرانتز باید نوشت که در چنین بستر بحثی، پرسش از آمدن یا نیامدن مثلا اصلاح طلبان در انتخابات، به غایت مبتذل خواهد بود.
حرف آخر را روح خدا خمینی(ره) 23 سال پیش در منشور برادری نوشت. موضوع نامه دعوت به اخوت و الفت میان همه طرفداران انقلاب بود، با این همه امام فرزانه ما تشخیص داد با صراحت، منافقین (لیبرال های ملی- مذهبی) و بازی خوردگان آنها (حتی در قواره های آقای منتظری که ایستادگی نظام در دفاع مقدس را ملامت می کردند) را استثنا کند و بنویسد «نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است... امروز هیچ تأسفی نمی خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند.
انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد... ما هنوز چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه ها و لیبرال ها می خوریم. آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول که چرا مرگ بر آمریکا گفتید، چرا جنگ کردید، چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می کنید، چرا شعار نه شرقی نه غربی داده اید، چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده ایم و صدها چرای دیگر... صریحا اعلام می کنم تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین، اسلام این مردم بی پناه را از بین ببرند...»
ندای لبیک یا حسین(ع) که روز نهم دی ماه 1388- سه روز پس از ماجرای عاشورا- میدان امام حسین تا میدان آزادی را پر کرد، لبیک به خمینی و خامنه ای بود. تحلیل گران روزنامه نیویورک تایمز آن شکوه شعور را درست دیده بودند که نوشتند «این تظاهرات، بزرگ ترین اجتماع در تهران از زمان تشییع پیکر آیت الله خمینی در سال 1989 به این طرف است. بسیاری در غرب به خاطر تمرکز بیش از حد روی فعالیت اپوزیسیون، چشم را بر حقیقت بسته بودند.
اکنون وجود یک اپوزیسیون در ایران محل تردید است». آن روز « لعن علی عدوک یا حسین- خاتمی و کروبی و میرحسین» به درستی و به موازات شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل طنین انداخته بود تا معلوم شود اگر جماعتی جاه طلب و دنیاپرست دست رد بر سینه دشمن نزدند و به قول شیمون پرز به نیابت از دشمنان به جنگ جمهوری اسلامی آمدند، نزد ملت منفورتر از دشمنان خواهند شد. دروغ بزرگ اصلاح طلبی این جماعت، همان روز مهر باطل خورد. آن روز، یوم الفصل و روز جدایی صف ها بود. بصیرت و بیداری از نهم دی یوم اللّهی ساخت تا صفین تکرار نشود و کار به حکمیت تحمیلی و غلبه جبهه شسکت خورده نفاق نیانجامد.
10 روز بعد از آن حماسه، ولی امر مسلمین در دیدار هزاران نفر از مردم قم فرمودند: «در آن شرایط سخت و غبارآلود ]جنگ صفین[، جناب عمار یاسر که از یاران خاص و خالص و همیشگی امام علی(ع) بود به روشنگری پرداخت تا به افراد متزلزل یادآوری کند که هیچ تفاوتی بین جبهه مقابله کنندگان با رسول خدا(ص) و دشمنان امیرمؤمنان وجود ندارد جز اینکه جبهه مقابل حضرت علی(ع) در ظاهر ادعای اسلام و طرفداری از قرآن و پیامبر را می کند... از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و در تمام طول حیات امام خمینی(ره) همواره آمریکا و انگلیس، دیگر قدرت های استکباری، مرتجعین وابسته به نظام سلطه و منحرفان داخلی در زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب قرار داشتند و اکنون هم شرایط به همین صورت است.
از قبل از انتخابات ریاست جمهوری تاکنون، آمریکا، انگلیس و رسانه های صهیونیستی در کجا ایستاده اند؟ جناح های ضد دین همچون توده ای ها، سلطنت طلب ها و دیگر مخالفان انقلاب و امام در کجا قرار دارند؟ آیا جز در زیر همان پرچم مقابله با نظام اسلامی قرار گرفته اند؟ بنابراین صف بندی ها هیچ تغییری نکرده و این یک علامت و شاخص مهم است... اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر به جا آورده شود، باز هم کم است... بیداری ملت ایران، محاسبات استکبار را برهم زده و سلطه گران با هیاهو و جنجال و توطئه تلاش می کنند فریاد بصیرت و آمادگی این ملت به گوش امت اسلامی نرسد و موجب بیداری بیشتر ملت ها نشود». دی ماه 1389 درحالی که یک سال از این تحلیل جامع درباره حماسه 9 دی سپری نشده بود، زنگ انقلاب در تونس و مصر نواخته شد و امواج بیداری ضد استکباری خروشید. الحمدلله رب العالمین.
نه، ساده از این حمد و ثنای الهی عبور نکنیم. امام عظیم الشأن ما - رضوان الله تعالی علیه- در بحبوحه جنایت آل سعود علیه حجاج ایرانی اگرچه از تأثر و تألم شدید خود نوشت، در عین حال فرمود «ولی خداوند بزرگ را سپاس می گزاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامی ما را از کم عقلان و بی خردان قرار داده است چرا که خودشان هم درک نمی کنند که حرکت های کورشان سبب قوت و تبلیغ انقلاب ما و معرف مظلومیت ملت ما گردیده است و در هر مرحله ای سبب ارتقای مکتب و کشورمان را فراهم کرده‌اند که اگر از صدها وسیله تبلیغاتی استفاده می کردیم و اگر هزاران مبلغ و روحانی را به اقطار عالم می فرستادیم تا مرز واقعی بین اسلام راستین و اسلام آمریکایی را مشخص کنیم، به صورتی چنین زیبا نمی توانستیم و اگر می خواستیم پرده از چهره کریه دست نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقی بین محمدرضا خان و صدام آمریکایی و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام زدایی و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر آمریکا هستند... باز به این زیبایی میسر نمی گردید.» (صحیفه امام، جلد 20، صفحه 349).
گستاخی اعقاب عمر سعد و عبیدالله بن زیاد در عاشورای 2 سال پیش بر ملت ما سخت گران آمد و پرونده 8 ماه جفا و جنایت و خیانت را با جنایتی بزرگتر کامل کرد. اما همین مظلومیت دوباره حضرت سیدالشهدا(ع) ملتی را کف خیابان آورد که در کنار انهدام پروژه بزرگ سرویس های اطلاعاتی بیگانه علیه جمهوری اسلامی، الهام بخش بیداری اسلامی از شمال غرب آفریقا تا شمال و جنوب شبه جزیره عربستان شدند. باز هم الحمدالله رب العالمین. و جز با همین ذکر از سر خضوع که «همه ستایش ها از آن پروردگار جهانیان است» چگونه می توان از عهده سپاس و ثنای الهی برآمد؟!
انتخابات 12 اسفند 1390 را - با همه حساسیت و اهمیت ملی و جهانی که دارد- باید در همین متن روشن اجتماعی و زیر چلچراغ 9 دی دید. قطعاً انتخاباتی که می تواند برای دشمنان و مهره های آنان حکم مرگ را داشته باشد، مورد تهدید و طمع و چالش قرار می گیرد. این چالش ها و طمع ورزی ها و رخنه طلبی ها را باید به دقت رصد کرد و به مقابله برخاست. اما با اطمینان به فضل الهی و بصیرت ملت می توان گفت که این انتخابات نیز اسباب اقتدار و عزت مضاعف کشور و نظام را فراهم خواهد کرد. دشمن و مهره های او می خواهند اما عاجزند از اینکه فتنه و بلوای 2 سال پیش را ولو در مقیاس های بسیار کوچک تر بازسازی کنند. تنها باید عقبه انشقاق و سرگرمی به اختلاف را پایید و مراقب بود که گروه های رقیب درون نظام، تبدیل به حائل و پوشش نفوذی ها و بازیگران فتنه و منحرفان نشوند.
انگل فتنه فقط از میزبانی خودی ها تغذیه می کند و بدون این روند تغذیه می میرد چندان که در فتنه 88 مرد. آنها که میزبان نیمه جان انگل ها شدند همان رجال و گروه هایی بودند که وارد رفتارهای پرخطر شدند و در بازی و رقابت سیاسی، بی پروایی به خرج دادند. نشنیدند رسول خدا(ص) می فرماید «از فراست مؤمن بپرهیزید که او به نور خداوندی می نگرد» و نشنیدند از امیر مومنان(ع) که «از گمان های مؤمنان بپرهیزید که خداوند حق را بر زبان آنان قرار داده است.»(حکمت 301 نهج البلاغه)
ابتدا در ورود به یارگیری های آلوده بی پروایی کردند و به تدریج، این توهم وجودشان را انباشت که مردم مؤمن، از رفتارهای پنهان این جماعت بی خبرند. غبار خیانت چنان بر دستگاه محاسباتی آنان سایه انداخت که فراموش کردند این مردم پیرو ولایت علی بن ابیطالب(ع) هستند، او که درباره طلحه و زبیر فرمود: «ما زلت انتظر بکم عواقب الغدر و اتوسّمکم بحلیه المغترّین. همواره منتظر پیامد خیانت شما بودم و آثار فریب خوردگی را با فراست در سیمای شما می دیدم.» قیافه ها را قلب ها می سازند و رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر. مردمی که نور ایمان در دل آنها تابید، قیافه های برزخی را می بینند حتی اگر رجالی خیال کنند زیرک تر از خود آنان وجود ندارد! این خیال، دودمان رجال بسیاری را در همین تاریخ 33 ساله انقلاب برباد داد.
اولیای دین ما فرموده اند «لو لا انّ الشیاطین یحوطون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السماوات. اگر شیاطین بر دلهای فرزندان آدم احاطه نمی یافتند، اینان می توانستند ملکوت آسمان ها را نظاره کنند». ملت بیداردل ما در روز نهم دی به برکت نور ولایت حضرت سیدالشهدا(ع) در ملکوت نگریست که توانست طومار مکر مستکبران را درهم پیچد... باید در قواره بینش و بیداری چنین ملتی سیاست ورزی و سیاستمداری کرد. روزگار به قبل از 9 دی 1388 بازنخواهد گشت.