تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۷۷۲
مقدمه: با توجه به شروع کار میزان برای دستیابی به ارشادها و هرچه بیشتر متعهد کردن این نشریه و در پی شناختی از رسالت روزنامه‌نگاری با استاد محمدتقی شریعتی به گفتگو می‌نشینیم. که به یاری حق و استمداد از صاحبنظران بوجود چنین نگرشی آشنائی یابیم.

* س ـ یک روزنامه در شرایط کنونی چه رسالتی بر عهده دارد و بیشتر باید چه مطالبی را منتشر کند؟
** ج: آنچه که قرآن دستور میدهد به سه چیز دعوت میکند: ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن. حکمت را به قرآن و استدلال تفسیر کردند که مطالب روزنامه باید حتماً مستدل باشد باید برهانی باشد باید چیزی نباشد که روی هیچ پایه‌ای نشود قرارش داد. باید سعی بکنید که این مطالب با ادله محکم با قرآن طرح بشود. بحدی که خواننده با آن مطلبی که برایش استدلال میشود قانع نشود این دستور اول است. موعظه حسنه عبارت است از نصایح و راهنمائی‌هایی که مطبوعات موظف به انجام آن هستند.
چون جامعه ما یک جامعه خیلی پیشرفته از نظر علمی نیست و توده مردم بیشتر ناآگاهند اینها را باید با خطابه آشنا بکند، آگاه بکند و از جهالت و بیخردیشان بکاهد که این دستور دوم قرآن است. دستور سوم جدل است در وضعی که فعلاً ما داریم این طوائف غیر اسلامی برای مکاتب ضد خدائی خودشان دارند مرتب کتاب منتشر میکنند مطبوعات دارند باید مجلات ما روزنامه‌های ما قادر باشند که در برابر آنها مجادله کنند آنهم به تعبیر قرآن به بهترین وجه. روزنامه‌ها نباید برای پیشرفت مقصود خودشان حق طرفشان را انکار کنند و به باطل چنگ نزنند بلکه با تکیه بر حق باید در برابر این مطالب گزاف ضد دینی و ضد مذهبی جوابگو باشد و از راه مجادله خواننده بیطرف را قانع بکند کل این مطالب این است. البته باید برداشت صحیحی از اوضاع روز داشته باشیم اخباری که منشأ ارعاب و تهدید است.
نمیخواهم بگویم که حقایق را کتمان کند بلکه می‌خواهم بگویم در صورتی نباشد که کاهی را کوه کند و مردم را مرعوب بکند و زیر پای مردم را خالی بکند.
* س ـ آزادی در مطبوعات یعنی چه؟ حدود آن تا کجا است؟‌ و آیا آزادی بمعنای بی‌قید و شرطی در نوشتن است؟‌ آیا آزادی صرفاً کافی است که در چهارچوب قانون اساسی باشد؟
** ج ـ خلاف قانون اساسی به بهانه آزادی که نباید عمل کرد. از آنچه مردم را به اعمال زشت تشویق میکند و یا آنچه باعث وحشت رعب مردم میشود یا فساد عمومی میشود و باید خودداری کنند و در غیر اینصورت باید آزاد باشند. ولی به کیفیتی باشد که آبروی اشخاص را بیخود نبرند و با یک چیز شنیدنی که هیچ پایه و اساسی ندارد این را با تیتر درشت در روزنامه نیاورند و ذهن مردم را خراب نکنند سعی و اهتمامشان این باشد که آنچه بدان عقیده‌مند هستند بیان کنند. باید دستشان باز باشد که اگر به مواد قانون و یا مجریان قانون ایرادی دارند آزاد باشند و بگویند بدون ترس از اینکه روزنامه را تعطیل کنند و یا به مواخذه کشیده شوند.
* س ـ در شرایط فعلی آیا میشود مطبوعات را با مطبوعات زمان مصدق مقایسه کرد؟
** ج ـ مصدق آزاد منش‌تر بود از افرادی که ما توقع داریم که جای مصدق با مطبوعات سروکار دارند برای اینکه مصدق دست نویسنده‌ها را باز گذاشته بود بحدی که به شخص خود مصدق توهین‌ها فحش‌ها ناسزاها می‌گفتند و ایشان جلوی هیچکدام را نمی‌گرفت و همه را بطور مطلق آزاد گذاشته بود بطوریکه بوی حتی نسبت صرع دادند. چیزی نمی‌گفت اما گاهی که روزنامه راجع به دربار یا روحانیت چیزی میگفت اینها از دکتر مصدق گله میکردند که وی اجازه داده که چنین کاری بکنند.
دکتر میگفت: «شما می‌بینید که بخود من فحش میدهند توهین میکنند ناسزا میگویند. من جلوشان را باز گذاشتم باید بتوانند حرف بزنند.» من با آن میزان آزادی موافق نیستم دستشان برای هتک حرمت افراد که با جعل و دروغ بتوانند برای افراد محترم آبروریزی کنند. اعتراض بجا و مستدل باید باشد. آزادی بصورت افسارگسیختگی توهین و تحقیر نسبت به هر کس و دروغ بستنها و تهمتها و افتراها را موافق نیستیم.
* س ـ اعضای دولت باید از چه گروه انتخاب شود و دارای چه ویژگیهایی باشد؟
** دو اعتقاد وجود دارد بعضی معتقدند اعضای کابینه از قشری که بیشتر در انقلاب سهیم بودند صرف نظر از تخصص، مهارت و مدیریت باید انتخاب شوند. در مقابل عده‌ای که معتقدند که اداره مملکت به افراد بصیر و متخصص نیاز دارد و صرف انقلابی بودن برای بازسازی و اداره امور کشور کافی نیست.
در این قسمت که سوابق خوب و بدی داشته باشد تا یک حدی معتقدیم. البته وزیری که سوابق مبارزاتی دارد زندان رفته است به نسبت کسی که کوچکترین قدمی برنداشته و زحمتی را تحمل نکرده شایسته‌تر است ولی چیزی که باید در مدنظر باشد بنظر من این است یکی تقوای وزیر است که منظورم تقوای سیاسی است و نظرم این است که پرهیز کند از کاری که به ضرر مردم ولو اینکه به مصلحت خود یا اقوامش باشد. مثلاً ‌این آقائی که الان وزیر شده با اینکه افراد لایقی را میشناسد بمراتب لایق‌تر از برادر یا پسر عموی او هستند صرفاً برای نسبتی که با آنها دارد نباید آنها را انتخاب کند و افراد شایسته و لایق را کنار بگذارد.
مولا در خطبه مالک میگوید: تو در نظر داشته باش در این انتخاب کسانیکه میل بطرف آنها داری، علاقمند به آنها هستی آنها را با اینکه افراد لایق‌تری در برابر باشند انتخاب نکن. کسی را انتخاب کن که لایق باشد پس یکی تقوای شخص است یکی اینکه خبره در کار باشد. یک آدم خیلی با تقوی ابوذر زمان باشد مسلمان عصر باشد ولی در این کار وارد نیست وقتی که وارد نیست کاری از دستش برنمی‌آید ممکن است که آدم خیلی خیرخواهی باشد با تقوی باشد باسواد هم باشد اما در این کاری که بهش واگذار کردند هیچگونه خبرگی نداشته باشد.
البته این کار را نباید کرد من اعتقاد دارم کسانی که در دولت گذشته لیاقت خود را نشان دادند و وابسته هم به دولت طاغوت نبودند از اینها استفاده بشود که من سیدجلال را مثال میزنم سیدجلال وقتی که اینجا بهش پیشنهاد کردند که برای اصلاحات ارضی در برابر شاه ایستاد و گفت که این برخلاف مصلحت ایران است و من اینکار را نمی‌کنم برای مرحله دوم گفتند گفت نمی‌کنم مرحله سوم شاه در شمال بود از اینجا او را خواستند گفت به عقل آمدی یا نه گفت نه او از تولیت و استانداری صرف نظر کرد برای اینکه کاری که به مصلحت مردم نمی‌دانست عمل نکند. خوب بود کسانی که از خود شخصیت و لیاقت نشان دادند می‌آوردند و برای مردم می‌گفتند که ما این افراد را از چه جهت انتخاب کردیم. به نامه مالک به حضرت مراجعه شود.
* س ـ در حال حاضر مشاهده می‌کنیم که بین مقام ریاست جمهوری و نخست‌وزیر مملکت در انتخاب اعضای کابینه اختلاف نظر وجود دارد آیا این اختلاف طبیعی است و یا نگرانی‌آور است؟ و در صورت دوم چه راه‌حلی میتوان برای آن پیدا کرد؟
** ج ـ این اختلافات مقداریش طبیعی است برای اینکه طرف یک همچون فردی را با این خصوصیت می‌پسندد او فرد دیگر را با خصوصیات دیگر می‌پسندد. سوابقی که اینها دارند این آشنا به سوابق این مرد است و روی اتکا به او نظر میدهد نفر دیگر سوابق این در نظرش سوابق روشنی نیست و نسبت به او خوشبین نیست. یک اختلاف طبیعی است و یک مقدار هم ممکن است روی نظرهای خاص باشد.
برای رفع مخالفت هم هیچ راهی نیست جز اینکه یک عده مردم خیرخواهی که در مرکز هستند باید اینها بیایند و جلساتی تشکیل بدهند و ادله طرفین را بشنوند و هر کدام دلیلش قانع‌کننده‌تر هست او را بگیرند و از دیگری بخواهند که نسبت به دلیل طرف قانع بشود متأسفانه امام خودشان را کنار کشیدند و فرمودند که من در این امر مداخله نمیکنم در حالیکه شخص من خیلی علاقمند بودم خود آقا بطور قاطع دخالت میکردند و افراد لایقی که مورد اعتماد آقا هستند معرفی می‌نمودند و آقا هم نظری می‌دادند.
* س ـ مسئله گروگانها که هم سیاست خارجی و هم روابط سیاسی و اقتصادی ما با دنیا وابسته بآن است را امام امت موکول به نظر مجلس کرده است ولی بعضی از شخصیتهای مملکتی این مسئله را در درجه دوم اهمیت دانسته و نسبت به طرح آن اولویت قائل نیستند بنظر شما این مسئله در درجه دوم اهمیت قرار دارد یا نه؟
** ج ـ من در اینکه بسیار مهم است هیچ شکی و شبهه‌ای ندارم و اما اینکه در درجه اول باشد در این نمی‌توانم بطور صریح عرض بکنم که حتما این در درجه اول مسائل ما قرار دارد شاید مطالب دیگری هست از قبیل حفظ امنیت بهبودی اقتصاد و امثال اینها مسائل خیلی مهمتر باشد نمی‌توانم قضاوت بکنم. خود من دو نامه یکی به امام و دیگر به رئیس‌جمهوری نوشتم و در آن با استدلال نظرهای خود را راجع به آنها گفتم. در هر حال بنظر من در درجه بسیار مهمی است و هر طور بشود که با یک روش عقلانی یک شروط و یک قیود لازم اینها به آمریکا برگردانده شوند بهتر است.
* س ـ آیا برای حل مسئله گروگانها باید آنها را بدون قید و شرط بصورت عفو و یا با شرایطی و یا اصولا باید آنها را محاکمه کرد و در صورت محاکمه گروگانها آیا تصور می‌فرمائید اسنادی را که دانشجویان خط امام در اختیار دارند برای محکوم کردن اعضای سفارت در یک محکمه بین‌المللی کافی خواهد بود؟
** ج ـ من از آن اسناد اطلاعی ندارم شاید تا حالا اسنادی که در اختیارش بوده گفته‌اند، من خیال نمی‌کنم اسنادی دیگر باشد اما اگر دادگاه حقیقت رسمی که بحق و عدل حکم کند بخواهد راجع به گروگانها حکومتی بکند حق و انصاف حکم میکند که حق با ما باشد برای اینکه اگر اسنادی در خود آن مراکز جاسوسخانه‌ها نداریم ولی این قبرستانهای ما که از این شهدای ما پر است شواهد بسیار قوی است. این صد هزار یا بیشتر معلولی که بجا گذاشته شده نشان میدهند اینها مداخله داشتند و رسما دستور میدادند. اما اینکه اینها را محاکمه میکنند یا نه، من نمیتوانم قضاوت صریح و صحیحی داشته باشم. من فکر میکنم به کیفیتی یا مشروط و قیود عقلائی و آنکه مصلحت ایران درش رعایت بشود با این قیود و شروط اینها را بازگردانند بهتر است از اینکه نگهدارند و محاکمه بکنند.