بدون شک نقشی که بازاریان متعهد و انقلابی در پیروزی انقلاب داشتهاند بر هیچیک از افراد ملت پوشیده نیست، همان بازاریانی که دوش به دوش روحانیت متعهد و مبارز و جوانان پرشور و انقلابی با بستن مغازههای خود برای مدتی طولانی ضربه مهلکی بر اقتصاد رژیم گذشته وارد آوردند.
همان بازاریانی که با توزیع ارزاق عمومی بین خانوادههای مستضعف بار سنگین هزینه زندگی را از دوش آنها برمیداشتند تا بتوانند با خاطری آسودهتر به مبارزه خود بر علیه طاغوت ادامه دهند، همان کسانیکه همواره آماده لبیک گفتن در برابر بیانات امام خمینی بوده و هستند و قلبشان در برابر رنجش امام از تفرقه افکنیهای روزمره به درد میآید و با راهپیماییهای خود از امام و روحانیت متعهد و مبارز حمایت میکنند و خواستار پایان یافتن این گونه مسائل هستند. اما در کنار این بازاریان متعهد و آگاه افراد زیادی نیز هستند که اگرچه تا پیروزی انقلاب در کنار مردم قرار داشتند. که شاید هم از روی اخبار چنین بودند، ولی بعد از پیروزی انقلاب راهشان از راه توده مردم جدا شد و با توجه به روحیه فرصتطلبانه و سودجویانهای که داشتند چاپیدن مردم را آغاز کرده و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکردند. البته عده کثیری از آنها که منافع خود را با استقرار و تداوم رژیم جمهوری اسلامی در خطر میدیدند از این کار دو هدف را دنبال میکردند:
1_ کسب سود هر چه بیشتر.
2_ که مهمتر از اولی است اینکه با احتکار و گرانفروشی یک جو نارضایتی در بین مردم بوجود آورند تا بلکه مردم را به دولت جمهوری اسلامی بدبین کرده و آرزوی برگشت به وضعیت سابق را در آنها ایجاد کنند! بخصوص این مسأله اخیراً شدت یافته بطوریکه میبینیم بسیاری از کالاهای ضروری مردم حتی نمک کمیاب میشود تا مردم اجباراً به داخل صفوف تصنعی کشیده شوند و در کنار آن نیز با شایعه پراکنی علت این وضع را به دولت جمهوری اسلامی نسبت داده و در ایجاد بحران عمومی کمک میکنند. در کنار این دسته، سرمایهداران عمده دیگری هستند که در راس کارخانههای مصادره نشده قرار دارند و هر روز بدلائل مختلف بخصوص پیگیری هدفهای فوق سعی میکنند در مردم سئوالات و پاسخهائی را القاء کنند که مثلاً فلان کالا در بازار کم است، چرا کم است؟ چون با تحریم اقتصادی مواجه هستیم، چرا تحریم اقتصادی پایان نمیگیرد؟ چون رژیم حاکم دست از سر امریکا برنمیدارد و گروگانها را همچنان نگه داشته! چرا رژیم حاکم این خط مشی را دنبال میکند؟ چون امام خمینی اجازه نمیدهد و دولت رجائی که اهل سازش نیست روی کار است. یا مثلاً در مورد این سئوال که چرا چند روز یکبار قیمتها را بالا میبرند؟ یک سری پاسخهای متوالی که دست آخر علت اصلی را به دولت رجائی نسبت میدهند داده میشود. بالاخره با ایجاد یک جو نارضایتی از سوی اینها از یکطرف و زمینهچینیهای عدهای دیگر برای بحرانی نشان دادن اوضاع، زمینهای برای یک کودتای احتمالی و یا تغییر دولت و سپردن آن بدست کسانی که قبلاً زمینه ذهنی برای پذیرش آنها بوجود آمده آماده میشود. که با کار آمدن ایندسته نه امریکا به خشم میآید، نه مسالهای بنام گروگانها باقی میماند و نه تحریم اقتصادی ادامه مییابد، که در اینصورت نفت براحتی بفروش میرسد. و سیل ورود مواد اولیه و مواد مصرفی به کشور جریان مییابد، کارشکنی ضد انقلاب و گروهکهای سیاسی که دولت فعلی با آنها سر سازش ندارد پایان مییابد، صفها تمام میشود، رفاه کامل به مردم باز میگردد! و ... و در قبال اینهمه مزایا تنها یک چیز ناقابل (بنظر آنها) یعنی استقلال را از دست خواهیم داد ولی در عوض مانند سابق در رفاه کامل بسر خواهیم برد! آری گفتیم یک دسته از افرادی که در پدید آوردن این جو مسموم شدیداً دخالت دارند سرمایهداران بزرگی هستند که شیوه محل دولت در چند ماه گذشته نشان داده است که از غارت و دزدی و استثمار باید قطع امید کنند.
مدتی قبل در پی افزایش قیمتهای یکی از کارخانجات، روابط عمومی دادسرا و دادگاههای ویژه امور صنفی اطلاعیهای انتشار داد مبنی بر اینکه هیچ کارخانه یا شرکت تولیدی حق ندارد بدون تصویب مقامات صلاحیتدار به قیمت اجناس خود بیافزاید و کسانیکه از این دستور تخلف کنند شدیداً تحت پیگرد قرار خواهند گرفت. اما چند روز یکبار میبینیم که کارخانههای انحصاری که هنوز در دست سرمایهداران عمده قرار دارد قیمتهای خود را بدون مجوز قانونی بالا میبرند که در اثر آن موج نارضایتی را در مردم دامن میزنند.
مانند کارخانه تولیدی شیشه میرال که قیمت کالاهای خود را از اواخر سال 57 تاکنون بیش از 100% افزایش داده است و در سال 59 دو مرتبه یکبار 10% و بار دوم 20% بردن مجوز قانونی قیمت خود را افزایش داده که اسناد آن موجود است.
اجحاف بیرویه و زالو صفتی عدهای از سرمایهداران سودجو و فرصتطلب تا بدانجا بالا میگیرد که نخستوزیر کشورمان در مراسم نماز جمعه همدان فریاد میزند که چرا در حالیکه مردم اینقدر فداکاری میکنند و برای نجات انقلاب و اسلام ایثار میکنند عدهای به دنبال فرصت هستند تا بتوانند بخاری 200 تومانی را به 700 تومان بفروشند و با این کار خود خون مردم را به شیشه کنند و در جای دیگر میگوید بایستی این فرصتطلبان خائن منافق که در این شرایط مایحتاج مردم را احتکار میکنند، رسوا شوند. وی همچنین ضمن انتقاد شدید از سیستم عرضه و تقاضا اظهار داشت که ما در اسلام هیچ دلیلی نداریم که اگر جنسی در بازار کم بود یا متقاضی آن زیاد بود قیمت را بالا ببریم. در اینجا این مساله قابل طرح است که در جامعهای که هنوز فرهنگ غیراسلامی گذشته کاملاً جای خود را به فرهنگ اسلامی نداده و در جامعهای که هستند کسانیکه با وجود شرایط حساس موجود دست از مکیدن خون این ملت بر نمیدارند و همواره به فکر منافع و در نتیجه غارت مردم هستند آیا میتوان تنها به نصیحت آنها اکتفا کرد.
و آیا این زالو صفتان حاضرند براحتی دست از اعمال کثیفشان بردارند؟
که در حال حاضر پاسخ این سئوال منفی بنظر میرسد و در نتیجه بایستی چاره دیگری اندیشید که در کنار نصایح و اندرزها بتوان آنرا اعمال کرد.
وظیفه مجلس و دولت
در اینجا وظیفه کمیسیون امور اقتصادی و دارایی مجلس شورای اسلامی است که هر چه زودتر طرحی را تهیه و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی بفرستد که براساس آن بتوان اصل «از کجا آوردهاید»؟ را هر چه سریعتر به مرحله اجرا درآورد که در این مورد این کمیسیون میتواند از صاحبنظران بخواهد که اگر طرحی یا پیشنهادی دارند به این کمیسیون بفرستند. بدیهی است با اجرای این اصل عدهای ناراضی خواهند شد و به دشمنی خود با این انقلاب خواهند افزود ولی اینها درصد کمی از افراد ملت را تشکیل میدهند و اگر این انقلاب نارضایتی مستکبرین و افراد زالوصفت را بدنبال نداشته باشد بایستی به حقانیتش شک نمود. اما در عوض با اجرای اصل «از کجا آوردهاید؟» خواهیم توانست حقوق تضییع شده توده محروم جامعه را که در واقع انقلاب را نیز ایندسته به پیروزی رساندهاند جلب نمود که در اینصورت رضایت خدا و همچنین امام خمینی را حاصل خواهیم کرد که برای قلب امام نیز که از تفرقهافکنیها و توطئههای اخیر بدرد آمده مرهمی خواهد بود.
اما دولت قبل از بتصویب رسیدن طرح فوق بایستی همانطور که قبلاً نیز اشاره کردهایم طرح انقلابی توزیع عادلانه کالا را به دیگر کالاهای ضروری مردم گسترش داده و با ایجاد تعاونیهای اسلامی سعی نماید دست واسطهها را هر چه بیشتر کوتاه نماید تا منافع مستضعفین جامعه هر چه بهتر تأمین شود.