تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۸:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۸۱

  نویسنده:غلامرضا بصیرنیا

اندیشمندان علوم اجتماعى و علوم انسانى در نظریه پردازى از تمثیلهاى حوزه اى براى حوزه دیگر استفاده مى کنند. نظریه پردازان از طبیعت براى توضیح امور جامعه و از جامعه براى توضیح طبیعت الگو بردارى مى کنند. هرچه انسانها خلاقیت خود را بیشتر به کار مى گیرند و تکنولوژى و ابزارهاى جدیدى مى سازند به همان اندازه از مفاهیم نوینى براى بیان مقصود و نظریه خود بهره مى برند. مفاهیمى نظیر زیربنا، روبنا، فوندانسیون، ارگانیک و... از جمله مفاهیم حوزه هاى مهندسى و پزشکى براى بیان مقصود در حوزه علوم اجتماعى بوده اند. طرح مهندسى فرهنگى در چند سال اخیر نیز از این دسته از مفاهیم است. اما اینکه چه عامل یا عواملى باعث خلق این مفهوم گردید و الزامات انجام این بحث چیست نیاز به توضیح بیشترى دارد.
 کشورهاى غربى که از قرن 15 میلادى تهاجم نظامى خود را براى کسب ثروت و منابع ممالک شرق آغاز نمودند تا دهه هاى پایانى قرن 20 با استفاده از روش نظامى و داد و ستدهاى ناعادلانه اقتصادى به تاراج منابع شرق پرداختند اما فشارهاى عظیم ملتها براى کسب استقلال طى دهه هاى سه و هفت قرن 20 سبب خروج سلطه گران از ممالک شرق شد.

یافتن روشى جایگزین براى استمرار روند گذشته دغدغه اى بود که مدام در اندیشه سلطه گران پرورانده مى شد. و در همین راستا بود که فاز تهاجم ازحالت نظامى تغییر کرد و رنگ و بوى فرهنگى یافت.

پیشرفت ابزار هاى ارتباطى و اطلاعاتى در چند دهه گذشته توان بیشترى را براى کشور هاى غربى جهت دستیابى به اهداف و مقاصدشان فراهم ساخت وآنها نهایت تلاش خویش را جهت بهره بردارى و دستیابى به اهدافشان به کار بستند. در همین راستا جهانى سازى به جاى جهانى شدن به ویژه از طرف دولت امریکا در دستور کار قرار گرفت. در واکنش به همین تلاشها بود که صیانت از فرهنگ ملى به شکل هاى گوناگون مورد توجه ممالک شرقى و تمامى کشورها مورد تهاجم قرار گرفت.

مهندسى فرهنگى نیزکه در چند سال اخیر از طرف مقام معظم رهبرى در دیدارهاى سالانه ایشان با اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى مکرر مورد تاکید قرار گرفته است در حقیقت تلاش در جهت تقویت عناصر و مولفه هاى اصلى فرهنگ اسلامى وملى کشور ما و پاسداشت آن در برابر نفوذ و تاثیر فرهنگ مخرب غربى در پرتو چینش مناسب و تعیین جایگاه صحیح تمامى ابعاد مولفه ها و ویژگى هاى فرهنگى جامعه ما است و دستیابى به نتیجه در خور این تلاش ها نیازمند طرح مهندسى فرهنگى است و در این طرح توجه به چند نکته ضرورى مى نماید:

1- در صحنه مهندسى فرهنگى با چند سطح روبرو هستیم که در بالاترین سطح آرمانها و اهداف قرار دارند که کاملا بر اساس بینش و انسان شناسى اسلامى و غایت مندى زندگى این جهان تعریف و تبیین شده اند و بالاتر از طرح مهندسى فرهنگى قرار مى گیرند که طرح مهندسى فرهنگى براساس این آرمانها و اهداف ترسیم مى شود. آنها مطلوب هاى ما هستند که طراحان مهندسى فرهنگى کوشش مى نمایند با روش هاى گوناگون و با تنظیم سیاست هاى مناسب به آنها دست یابند. اما درسطح اول طرح مهندسى فرهنگى سیاستهاى کلى فرهنگى جاى مى گیرند که ناظر به آن آرمانها و اهداف هستند و دستیابى به آنها زمانى ممکن مى گردد که هم در سیاست هاى کلى سایر حوزهاى جامعه و هم درسطوح پایین تر به شکل قوانین، آیین نامه ها، بخشنامه ها ودر قالب راهکارهاى کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت طراحى گردند. مجموعه این طرح که از بالاترین سطح تا پایین ترین سطح را شامل مى شود نقشه مهندسى فرهنگى کشور را تشکیل مى دهد.

2- دستیابى به اهداف مهندسى فرهنگى به عنوان پیش زمینه و مقدمه نیازمند رصد فرهنگى و شناخت صحیح از تمامى ابعاد ویژگى ها مولفه هاى مسائل و مشکلات فرهنگ ملى و همچنین جریانات فرهنگى روز در سطح جهان و ارزیابى تاثیر آنها بر فرهنگ ملى است. در کنار این شناخت دقیق ارزیابى جریانات فرهنگى در سطوح ملى و بین المللى در حداقل ? دهه آینده و لحاظ نمودن آنها در طرح مهندسى فرهنگى از الزامات اصلى بحث مهندسى فرهنگى است.

3- درک درست از میزان جمعیت کشور، ترکیب جمعیتى، هرم سنى، میزان جمعیت شاغل و نوع اشتغال آنها در بخش هاى مختلف سطوح تحصیلات تعداد مراکز فرهنگى خارج از حیطه و نفوذ دولت، میزان صنعتى شدن کشور و... کمک شایانى در جهت دستیابى به اهداف ترسیم شده مى نماید.

4- شوراى عالى انقلاب فرهنگى به عنوان مغز متفکر و مرکز اصلى مهندسى فرهنگى باید با تعیین یک ساختار مناسب و شاخص هاى دقیق ضمن فراهم کردن زمینه اجراى طرح مهندسى فرهنگى ارزیابى مستمرى از روند انجام طرح مهندسى فرهنگى به عمل آورده و با اعمال مهندسى همزمان دستیابى به اهدف متعالى را تحقق بخشد.

مطمئنا اجراى دقیق نقشه مهندسى فرهنگى کشور به کاهش فعالیت هاى موازى و تداخل کارکرد برخى از سازمان ها و نهادهاى فرهنگى و هماهنگ سازى بیشتر آنها خواهد انجامید و ضمن تقویت دستاوردهاى هریک از آنها توسط سازمان هاى دیگر تحول اساسى در فعالیت و بهره ورى سازمان هاى فرهنگى و تقویت و تعالى فرهنگ کشور را به بارخواهد آورد.

تبدیل مهندسى فرهنگى به یکى از گفتمان هاى غالب در جامعه و ایجاد اجماع نظر در بین نخبگان سبب فراهم شدن زمینه لازم جهت تهیه طرح دقیق مهندسى فرهنگى مى گردد. برگزارى همایش ملى مهندسى فرهنگى گامى در این راستا است.