بعد از سلام - در شماره 208 - مورخه 23 بهمن 1358 آن جریده محترم در صفحه دوم ضمن درج نامهای که اینجانب خطاب به امام جمعه تهران ارسال نمودهام مطلبی را هم از قول خودتان در مورد رابطه اینجانب با نهضت آزادی ایران آورده بود که لابد بدلیل جو سیاسی حاکم آن را ضروری دانسته بودید. لذا برای رفع هرگونه شبههای استدعا میشود مراتب زیر را امر به درج بفرمائید.
1- تمامی فعالیتهای اینجانب بعنوان نهضت آزادی ایران در کادر نهضت آزادی در خارج از کشور بوده است. سازمان نهضت در خارج از کشور مستقل از واحد داخل کشور بوده است و برنامهها و روشها خطمشی خود را مجزا و مستقل تعیین و اجرا مینموده است سیاست و روش و خطمشی نهضت آزادی ایران در خارج طی سالها مبارزه و فعالیت بخصوص از سال 1350 تا اواخر سال گذشته از طریق نشریات رسمی و جزوات و اعلامیههای آن با روشنی و صراحت بیان شدهاند. به آنچه گفتهایم و نوشتهایم و عمل کردهایم افتخار میکنیم و برای آنهم از کسی اجر و پاداشی انتظار نداریم.
2- از بدو همسفری و هجرت با امام از نجف به پاریس و طی دوران اقامت چهارماهه در پاریس بنا بدرخواست امام و شروطی که برای سفر به پاریس قائل شدند و بدلیل اهمیت و حساسیت وظایف اسلامی در آن مرحله کمترین فعالیت سیاسی و گروهی نداشتهام. و امام بر این گفته من گواه هستند.
3- از بدو ورود به ایران با قبول مسئولیت در دولت مبعوث امام و بموجب ضوابطی که امام برای کلیه دولتمردان تعیین فرمودند، مبنی بر اینکه قبول مسئولیت در دولت نباید با فعالیتهای گروهی و حزبی همراه باشد، در تمام مدتی که مسئولیت دولتی داشتهام هیچگونه فعالیت حزبی و گروهی نداشتهام و شرکت در دولت و قبول مسئولیت اصولاً به صفت گروهی و حزبی نبوده است. بعد از استعفا از دولت و کنارهگیری از مسئولیتهای رسمی حکومتی، به علت مشاهده اختلافات شدید و دستهبندی در درون نهضت عملا کنار بودهام و در هیچیک از فعالیتهای آن شرکت موثر نداشتهام. و رویههای فرصتطلبانه را زیر هر شعار و پوششی دور از تقوای اسلامی میدانم.
4- در مورد سخنرانیهای قبل از نماز جمعه هم لزومی که شما نیمی از نامه مرا بطور ناقص در ابتدای مطلب بیاورید و نتیجهای غیر از آنچه من در نامهام با صراحت بیان کردهام الغاء نمائید. نامه اینجانب بدون هر گونه ابهامی روشن ساخته است که هدف از تذکر و استدعای من از امام جمعه این است که نماز جمعه با همه عظمت و ابهتاش بدور از هر گونه شائبه، دستهبندیهای سیاسی و گروهی برگزار گردد. و بهمین دلیل از امام جمعه تهران استدعا کردم که به کسانی که برای وکالت مجلس نامزد شدهاند (خودشان یا توسط دیگران) اجازه سخنرانی ندهند و ین امر در نظر من اولویت دارد. اما اگر چنانچه امام جمعه تهران که منصوب از طرف امام و مورد احترام همه ما هستند ضرورتی را تشخیص بدهند آنوقت توصیه ما آن است که طوری عمل بشود که ایجاد شبهه و طرفداری از فرد یا گروه خاصی نشود.
با قبول اینکه خداوند بر همه اعمال بندگانش بصیرت دارد امر خود را بخدا واگذار میکنم.
با تشکر والسلام
ابراهیم یزدی