تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۹۲۱

عنوان درشت روزنامه "میزان " امروز این بود: "توطئه ترور مهندس بازرگان عقیم ماند"
این روزنامه در صفحه نخست خود نوشت: با انفجار یک نارنجک جنگی قرار بود مهندس بازرگان در مقابل دفتر روزنامه میزان ترور شود.
میزان در مشروح خبر آورده است:
مرد جوانی که قصد ترور آقای مهندس بازرگان را داشت ساعت 3 بامداد روز 5شنبه گذشته با حضور در دفتر روزنامه میزان و اظهار ندامت از این عمل، خود را تسلیم مقامات انتظامی کرد. این شخص که «کرم جلالی» نام دارد هم‌اکنون در بازداشت کلانتری 5 تهران بسر می‌برد و مقامات قضائی و انتظامی تحقیقات وسیعی را در این مورد شروع کرده‌اند. وی در گفتگوئی با خبرنگار میزان جزئیات توطئه ترور مهندس بازرگان را فاش ساخت.
بزودی پولدار میشوی!
کرم جلالی با حضور مامورین کلانتری در گفتگو با عضو هیئت تحریریه به میزان اظهار داشت: امروز (چهارشنبه)، بعد از خاتمه کارم در استادیوم امجدیه، موتور سواری یک ورقه کاغذ بدستم داد و بلافاصله از محل دور شد. وقتی کاغذ را خواندم دیدم مرا با مشخصات کامل مخاطب قرار داده و نوشته‌اند: «تو بتازگی از جبهه جنگ اهواز آمده‌ای، ما تو را کاملاً می‌شناسیم، اگر مهندس بازرگان را بکشی پانصد هزار تومان بتو خواهیم داد. در صورت موافقت، این ورقه را پاره کن و در جوی آب بیانداز» ..... من چون به این پول شدیداً احتیاج داشتم به نشانه موافقت با این عمل، ورقه کاغذ را پاره کرده و به جوی آب انداختم. نمیدانستم بعداً چه خواهد شد اما ده دقیقه بعد، که در خیابان قدم میزدم، همان موتورسوار که چهره‌اش را بخوبی بیاد ندارم ورقه دیگری بدستم داد که در آن چنین نوشته شده بود:
ـ «این عمل شما را تبریک میگوئیم. بزودی تو پولدار خواهی شد. بازرگان از بین خواهد رفت و میلیونها نفر راحت خواهند شد. نزدیک بیمارستان طرفه، یک پاکت زردرنگ را زیر یک وانت قرمز بدون شماره قرار داده‌ایم، آنرا بردار. داخل آن یک نارنجک جنگی همراه با دستورالعمل بعدی قرار دارد. سعی کن اینکار را پس از تاریک شدن هوا انجام دهی»...
با خواندن این نامه بفکر پانصد هزار تومان پول افتادم. پول کمی نبود. خوشحال بودم. با وقت‌گذرانی و قدم زدن در خیابانها، گذاشتم هوا تاریک شد و به سمت بیمارستان طرفه حرکت کردم. با نشانی‌هائی که داده بودند وانت‌بار را پیدا کردم. خم شدم. درست گفته بودند یک پاکت بزرگ زردرنگ زیر وانت‌بار بود. آنرا برداشتم. ابتدا نارنجک را در یکی از جیب‌هایم پنهان کردم و نامه بعدی را که برایم نوشته بودند خواندم. بدین شرح:
ـ «نارنجک را بخانه‌ات ببر، آنرا در جای مطمئنی پنهان کن و منتظر دستور بعدی ما باش، تو باید مهندس بازرگان را در مقابل دفتر روزنامه میزان ترور کنی. یک موتورسوار نزدیک محل مراقب خواهد بود و بلافاصله تو را فراری خواهد داد. پانصدهزار تومان پول را از همین موتورسوار بگیر»....
من طبق دستور بخانه‌ام رفتم. در التهاب و نگرانی شدیدی بسر می‌بردم. عاملین نقشه ترور آقای بازرگان را نمی‌شناختم. اما پانصدهزار تومان پول را نیز نمی‌توانستم فراموش کنم. بعد از یکساعت فکر کردن بخود گفتم: من 6 ماه در جبهه جنگ علیه دشمنان این سرزمین مبارزه کرده‌ام، آقای مهندس بازرگان هم آنطور که شنیده‌ام علیه دشمنان انقلاب اسلامی مبارزه کرده و میکند. پس از چرا باید او را بکشم؟ تازه از کجا معلوم پس از کشتن آقای بازرگان آن پانصدهزار تومان پول را بمن بدهند و یا خود من هم بدست آنها کشته نشوم؟ این فکر وحشت مرا زیاد کرد.
تصمیم گرفتم با دفتر آقای بازرگان تماس بگیرم. اما تلفن آنجا را نداشتم. گفتم با میزان تماس می‌گیرم. اما امکان داشت آنها (عاملین توطئه) مراقب من باشند. پس گذاشتم دیروقت و حدود ساعت دو بامداد از خانه بیرون آمدم و از یک کیوسک تلفن عمومی به میزان زنگ زدم. بعد جلوی یک تاکسی را گرفتم و جریان را برای راننده آن تعریف کردم. او مرا تا میدان رضائی‌ها آورد و در آنجا گفت: تا دفتر میزان راه زیادی نیست. پیاده برو. من باید زودتر بخانه‌ام برسم...
براساس گزارش خبرنگار میزان، کرم جلالی همراه با پرونده تنظیمی صبح روز 5شنبه به دادسرای عمومی ناحیه 4 تهران اعزام شد و آقای احمدزاده بازپرس شعبه اول تحقیقات خود را از متهم آغاز کرد. آخر وقت روز 5شنبه بازپرس به خبرنگار میزان گفت:
پرونده برای تحقیقات بیشتر مجدداً به کلانتری 5 بازگردانده شده است و ما این پرونده را با دقت و سرعت هرچه بیشتر پی‌گیری خواهیم نمود.