* س- درمورد مذاکراتتان با صدام حسین که گفته میشود موضوعات کردستان و خوزستان را مورد بحث قرار دادهاید، توضیح دهید.
** ج- درحاشیه کنفرانس فرصتی دست داد که دو بار با وزیر امور خارجه و یکبار با صدام حسین بمدت 2 ساعت صحبت بکنیم. ما از عراقیها علت حملات و تجاوزهایشان را پرسیدیم. آنها عذر میآوردند و میگفتند شما شروع کردید و یا شما اول به ما بد گفتید. ولی ما به آنها با صراحت گفتیم که شما مستقیماً در حوادث خوزستان دست داشتهاید. و ما مدارک و اسناد دخالت شما را داریم که اعضاء "جبهه تحریر خوزستان" را تعلیمات نظامی داده و به ایران فرستادهاید. اما به هر حال ما پیشقدم شدیم تا این مسئله را از طریق "دیپلماتیک" حل کنیم. اگر هم تا حالا اسناد اعمال شما را منتشر نکردهایم برای جلوگیری از احساسات بر ضد شما بوده است که اکنون در میان ملت ایران وجود دارد. این مطالب را قبلاً به سفیر عراق در خوزستان گفته بودیم و آنها گفته بودند باید مسئله خوزستان را با مسئله کردستان یکجا حل کرد. و این بعلت نگرانیهائی بود که عراقیها از ناحیه کردستان دارند. ولی ما به هیچ وجه این راه حل را قبول نکردیم. بعد از حوادث پاوه هم که دست دولت عراق کاملاً مشهود شد و ما اینرا به نمایندگان عراق در هاوانا گفتیم. بعد آنها (عراقیها) نگرانیهایشان را بیان کردند. که تا اندازهای ناشی از تأثیر طبیعی انقلاب اسلامی ایران در عراق و دیگر کشورهای جهان سوم است. اما این هم چیزی نیست که ما بتوانیم کنترل کنیم. الان کشورهای جهان سوم میگویند اگر ایران امپریالیسم را شکست داد ما چرا نتوانیم و ما (دولت ایران) جلوی چنین فکری را نمیتوانیم بگیریم و شما (عراق) هم نمیتوانید بگوئید که شما چرا در کشورتان انقلاب کردید که مردم ما از شما الهام بگیرند! ما نمیتوانیم جلوی این تأثیرات طبیعی را بگیریم. ولی دولت ایران تا بحال کوچکترین دخالتی در شئون هیچیک از کشورهای دیگر منجمله عراق نکرده است... بالاخره گفتگو به اینجا رسید که اگر شما (عراق) دست برندارید ما هم دست و پا چلفتی نیستیم و مجبور میشویم فکر دیگری بکنیم.
* س- آیا شما از صدام حسین برای آمدن به ایران دعوت کردید؟
** ج- ما "به نام" از صدام حسین دعوت به دیدار از ایران نکردیم. البته خود من معتقدم هیچ اشکالی ندارد که وقتی دو طرف با هم اختلاف دارند یا حتی در حال جنگ هستند. با هم مذاکره کنند. ما مخالف مذاکرات سیاسی برای پیدا کردن راهحلهای سیاسی نیستیم و اینرا به هیچوجه مخالف شئون انقلاب ایران نمیدانیم که رئیس جمهور عراق برای مذاکره به ایران بیایند، این مورد کاملاً با دعوت از صدام حسین دعوت فرق دارد و ما از صدام دعوت نکردهایم چرا که برای دعوت صدام حسین باید جو مناسبی در ایران باشد.
* س- بالاخره در مذاکرات با صدام به نتیجه قطعی رسیدید یا نه؟
** ج- به نتیجه قطعی دیپلماتیک نرسیدیم و نتیجه مذاکرات این بود که دانستیم آنها چه میگویند و ما چه میگوئیم. آنها مشکلاتی دارند که ما اصلاً کاری نمیتوانیم در موردش بکنیم مثلاً میگویند چرا آیت الله خمینی رهبر تمام شیعیان دنیا هستند؟! و ما نمیتوانیم کاری برایشان بکنیم.
* س- آیا با افغانها مذاکراتی داشتید؟
** ج- من یک ملاقات مختصری با آقای "ترهکی" و بعد با معاونش و وزیر امور خارجهاش داشتم. که البته بنا به درخواست خودشان صورت گرفت. مطلب آنها، این بود که گلهگزاری میکردند که چرا ایران در شئون داخلی افغانستان دخالت میکند. و ما کاملاً تکذیب کردیم و گفتیم دولت ایران به هیچوجه در امور داخلی افغانستان دخالت نکرده است و چنین قصدی هم ندارد. بعد آنها اشاره کردند که مراجع اسلامی از جمله امام گفتهاند که ملت افغان باید این دولت فاسد را بیرون بریزند. و در واقع نمایندگان دولت افغان انتظار داشتند که ما (دولت ایران) جلوی این حرفها را بگیریم ولی ما گفتیم که دولت ایران دولتی دموکراتیک هست و جلوی حرفها را نمیگیرد و خصوصاً که امام، رهبر انقلاب است و تشخیص حرفها با خود ایشان است. بهر حال اعتراض دولت افغانستان انقلاب خودش را انقلاب ملی و کارگری میداند نباید از حرفهای دیگران ترس و وحشتی داشته باشد ولی اگر اینطور نیست و مسلمانان افغانستان از انقلاب ایران درس و جرأت گرفتهاند ما در این جریان دخالتی نداشتهایم. البته نگرانی دولت افغانستان یک نگرانی طبیعی است و آن ناشی از یک جنگ داخلی است که تعیین سرنوشت این جنگ هم با ایران نیست بلکه با خود ملت افغانستان است که در حال جنگ است. اینرا هم به ترهکی گفتیم که دولت ایران نمیتواند نسبت به حضور 4000 مستشار نظامی روسی در افغانستان بیتوجه باشد چرا که ما معتقد هستیم حضور این چهار هزار مستشار روسی در اوضاع عمومی منطقه دارای تأثیر است. در مورد پناهندگان آواره افغانی هم ما به سران دولت افغان گفتیم که دولت ایران نمیتواند نسبت به آنها- صرف نظر از مسلمان بودنشان حتی- بیتوجه بماند، ولی این به هیچوجه به معنای دخالت در امور داخلی افغانستان نیست.
* س- پس از سخنان ملک حسن پادشاه مغرب در مورد امام خمینی بسیاری از مردم خواستار قطع رابطه ایران با مغرب شدهاند. نظر شما چیست؟
** ج- وزارت امور خارجه در این مورد اطلاعیه خودش را صادر خواهد کرد و به اطلاع شما خواهد رسید.
* س- آیا عملیات ضد انقلاب در کردستان با کنفرانس هاوانا ارتباطی داشته است یا نه.
ج- شاید داشته است. قبلاً احساس این توطئه بود که ضد انقلاب این نقشه را کشیده است که یک "کردستان آزاد" اعلام کند و با زمینه چینیهائی که در کشورهای غرب و شرق درست کرده بوده، بلافاصله چند کشور هم آنرا به رسمیت بشناسند.
* س- آیا ماجرای ربوده شدن امام موسی صدر در کنفرانس مطرح شد؟
** ج- بله- ما این جریان را با کشورهای مختلفی که میتوانستند در این مورد به ما کمک کنند مطرح کردیم. ولی متأسفانه هیچ خبر جدیدی اضافه بر آنچه که همه میدانند به ما ندادند.
* س- - با توجه به تضادهائی که در داخل کشورهای غیر متعهد وجود دارد، تا چه اندازهای میتوان به پیشبرد هدف استعمار زدائی و عدم وابستگی ایران مطمئن بود؟
** ج- درست که در گروه "غیر متعهدها"، همه به یک میزان غیر متعهد نیستند و اما اینکه شرکت ما در کنفرانس چقدر به هدفهای ضد امپریالیستی به ما کمک میکند، بنظر من کمک بسیاری میکند. قریب 1300 خبرنگار خارجی در کنفرانس بودند و ایران که برای اولین بار در یک موتمر بزرگ جهانی شرکت کرده بود، در حالیکه تمام رسانههای خبری در انحصار محافل غربی است و هر طور میخواهند اخبار را به خورد مردم جهان میدهند، ایران توانست مواضع واقعی خودش را بیان کند.
* س- شما گفتید که وقتی با صدام حسین صحبت میکردید اشاره کردید که ایران قصد صدور انقلاب را ندارد، در حالیکه آیت الله منتظری در خطبه خودشان در نماز جمعه گفتند که انقلاب اسلامی ایران باید از مرزهای ایران خارج شود.
آیا حرف شما با گفته آقای منتظری تضادی دارد.
** ج- در یک فرصتی که دست داد و با آیت الله منتظری راجع به این موضوع صحبت کردیم فکر میکنم که زبان مشترکی پیدا کردیم. یعنی وقتی ما میگوئیم انقلاب را صادر نمیکنیم، نه تنها صادر نمیکنیم، بلکه اصلاً انقلاب، امر صادراتی نیست. و در مقابل آیت الله منتظری هم توضیح دادند که وقتی میگویند انقلاب را باید صادر کرد منظورشان چیست.
منظور از صدور انقلاب بسط ایدئولوژی و فکر اصیل اسلامی است. اما اگر منظور از صدور انقلاب این است که شما عدهای را تربیت نظامی بدهید که مسلحانه از تهران به کشوری دیگر بروند و در آنجا انقلاب کنند، این درست نیست و شما نمیتوانید اینکار را بکنید مگر اینکه خود ملت خارجی انقلاب کنند.
* س- روابط ایران و کوبا هنوز در حالت تعلیق است. آیا در مدت اقامت در هاوانا در مورد مبادله سفیر با گسترش روابط انجام دادهاید؟
** ج- وقتی که "اسکیور" نماینده کوبا به ایران آمد، بعد از ملاقاتهائی که شد، هیأت دولت برقراری روابط ایران و کوبا را تصویب کرد و تا حال اقدامات مقدماتی برای ایجاد این روابط در دست مطالعه است.
* س- با توجه به طرفداریهائی که بعضی از ممالک شرکت کننده در کنفرانس هاوانا از بعضی ابرقدرتها مینمایند، چگونه میتوان غیر وابسته بودن ممالک شرکت کننده را توجیه کرد و اسم کنفرانس را کنفرانس غیر متعهدها، یا غیر وابستهها دانست.
** ج- این سئوال را ما نیز قبل از آنکه به کنفرانس برویم داشتیم.حتی وقتی که "اسکیور" نماینده کوبا به ایران آمد در جلسهای که در خدمت آیت الله طالقانی داشتیم یکی از سئوالاتی که ایشان از آقای "اسکیور" کردند این بود که "اصلاً کوبا چه حد غیر متعهد هست؟" اما اصل بر این است که وقتی ملل غیر متعهد بصورت یک نیروی قابل توجه در سطح جهانی درآمد طبیعی است که ابرقدرتها بخواهند این نیرو را زیر سلطه خود بگیرند. اما ما نیز نمیتوانیم با شرکت نکردن در کنفرانس به ابرقدرتها اجازه بدهیم که آنها را زیر سلطه خود نگیرند.
* س- با توجه به وابستگی اکثر کشورهای شرکت کننده و نیز سیاست موازنه مثبت آنها و همچنین زیر سلطه بودن اکثریت آنها از لحاظ فرهنگ امپریالیستی و باز با توجه به منافقینی که بقول شما در میان آنه هستند، اولاً: آیا فکر میکنید شرکت دولت "انقلابی" ایران در یک چنین کنفرانسی فایدهای دارد و ثانیاً: آیا وقت آن نرسیده است که شما طبق موازین اسلامی با ملتهای تحت ستم رابطه داشته باشید نه با دولتهای صاحب زر و زور و تزویر؟ که دولت ایران- نه در صدور مسلحانه انقلاب- که حتی در ارتباط ایدئولوژیک با ملل زیر ستم نیز ضعیف بوده و برای مثال رژیم شاه در تبلیغ کفر خودش از رادیوی اهواز بیشتر استفاده میکرد تا دولت فعلی در تبلیغ ایدئولوژی برای محرومین آنور مرز و آیا بین گفتههای رهبر انقلاب که در تأئید ملل مبارز حرفهائی زدهاند و گفتههای شما که "ما انقلاب صادر نمیکنیم" مگر تناقضی هست؟
** ج- در جواب به قسمت آخر سئوال باید بگویم که روش دولت انقلابی با روش رهبر انقلاب فرقی ندارد. اما در "محاوره دیپلماسی" شما محاوره مخصوصی بکار میبرید. دولت، یک "نهاد" هست در حالیکه رهبر انقلاب نهاد نیست. دولت در سطح جهانی یک سلسله تعهداتی دارد که رهبر انقلاب این تعهدات را ندارد. بنابراین ما میتوانیم هماهنگ با هم، برنامهای را داشته باشیم. بدون اینکه بالضوروره بیان یکی برای دیگری ایجاد تعهد بکند.
اما اینکه آیا ما باید در چنین کنفرانسهائی شرکن بکنیم یا نه؟ بنطر من بله. مگر اینکه شما خودتان به مرحلهای از قدرت برسید که خودتان یک کنفرانس بینالمللی برای خودتان دست کنید. اما قبل از رسیدن به این مرحله باید خودتان را به دنیا معرفی بکنید. اینجور نیست که تا شما گفتید ما طرفدار مستضعفین جهان هستیم، محرومین آفریقا خدمت شما بیایند و بگویند اهلاً و سهلاً ما آمدیم از شما کمک بگیریم و معلوم نیست اگر شما خواستید به آنها کمک کنید، کمکهای شما را بپذیرند. تبلیغات جهانی که در انحصار سرمایهداری جهانی و استعمار است، انقلاب شما را مخدوش جلوه داده است. انقلاب اسلامی یک انقلاب "تنها" است. اینطور نیست که تا شما وارد صحنه شدید همه بگویند" بسیار خوب حاضریم، بیاید "شما باید در صحنه حضور داشته باشید. و از طریق حضور در این کنفرانسها حرف خودتانرا بزنید.
* س- پس شما کنفرانس را صرفاً کنفرانس میشناسید نه کنفرانس غیر متعهدها.
** ج- نه. اگر کنفرانس متعهدی بود حضور ما اصلاًَ با فلسفهمان تناقض پیدا میگرد. ولی وقتی که خود این کنفرانس بر اساس فلسفه بنا شده که اساس آن فلسفه، تناقضی با مبانی فکری ما ندارد و کشورهائی آنجا هستند که بقول شما "متعهدند ما میگویم پس چرا او آنجا نشسته، در حالیکه من باید آنجا بنشینم، و حرف خودم را بزنم. پس ایران بای در این کنفرانسها شرکت فعالانه داشته باشد. از سوی دیگر اگر روشهائی را که بعضی از دوستان پیشنهاد میکنند ما در دیپلماسی اعمال بکنیم به انزوا کشیده خواهیم شد و شما میدانید در این دنیا هیچ انقلابی نمیتواند در انزوا زندگی کند.
* س- راجع به مثال رادیو اهواز چی؟
** ج- من نمیدانم. من به آن وارد نیستم.