تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۹۷۳
«انقلاب اسلامی» افشاء می‌کند

متن پیاده‌ شده نواری که رئیس‌جمهور از آن سخن می‌گفت
هر چند نسبت به صحت خبر مطمئن شدیم ولی برای آنکه مدرک در دست داشته باشیم درصدد یافتن اصل نوار برآمدیم. اینک آن نوار بدست ما رسیده است و متن پیاده شده آن برای آگاهی شما از توطئه‌هایی که در جریان بوده است تا رئیس‌جمهوری مردم را ساقط و قدرت را قبضه کنند از نظرتان می‌گذرد.
اما با توجه به اوضاع عمومی کشور حتی اگر بفرض اینان موفق می‌شدند با ایجاد آشوبهایی رئیس‌جمهوری را ساقط کنند، شیرازه امور چنان از هم می‌گسست که کنترل آن در توان هیچیک از گروههای موجود نبوده و نیست. بهمین دلیل چنین توطئه‌هائی نه فقط رئیس‌جمهوری که نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند. کینه‌توزی آیت نسبت به رئیس‌جمهوری از گفته‌های وی در نوار که اینک پیشاروی دارید کاملاً مشخص است.
- کارشکنی در امور.
- مانع شدن از موفقیت بنی‌صدر در انجام کارها.
- ایجاد بدبینی نسبت به بنی‌صدر.
- بستن دروغ‌های بزرگ به بنی‌صدر.
و در قسمت پایانی نوار گفته‌های آیت بطور کاملاً‌ آشکار حکایت از طرح کودتایی برای سقوط رئیس‌جمهور مردم می‌کند. به گفته خود آقای حسن آیت: "حتی ترتیبی داده شده که برخلاف دفعه قبل (طرح باصطلاح انقلاب فرهنگی و تعطیل دانشگاهها) نمی‌تواند بباید مقاومت کند"
ناگفته نماند که خبر یافتیم که این نوار را خدمت امام برده‌اند و امام پس از شنیدن آن بشدت مکدر شده‌اند.
دو تذکر نیز لازم است:
1- نواری که پیاده شده آنرا می‌خوانید نوار دوم است که از زمان آن خیلی نمی‌گذرد. نوار اول در فرصت دیگری بچاپ خواهد رسید.
2- بعضی قسمتهای نوار که بدرستی شنیده نمی‌شد با چند نقطه مشخص شده است.
اینک متن پیاده شده نوار:
بنی صدر هوچی‌گری می‌کند!
‌مقدمه صحبت
اصولاً قرار شده ماشینها را از ساعت 10 ببعد بگردند.
مخاطب: گفته بنی‌صدر مبنی بر آمدن 96 آمریکائی به ایران ......
آیت: بنی‌صدر هوچی‌گری می‌کند. آمریکا چند نفر را فرستاده احتیاجی ندارد، از کجا فهمیدند! از آمریکا به آنها تلفن کردند!‌ چون ما که دستگاه خصوصی نداریم... از کجا می‌فهمند که آنها چند نفر فرستادند اگر بنا باشد دستگاه جاسوسی فلسطینی‌ها، عربها .... یا احیاناً شوروی خبر دهند که آنها مستقیماً خودشان خبر می‌دهند. این حرفها که بنی‌صدر می‌زند بچگانه است.
برای جریان دانشگاه بعد از 14 خرداد همین حرفها را می‌زنند می‌خواهند ما را تصفیه کنند، مجاهدین ...... فلان بهمان برای اینکه دست بالا را داشته باشند. در حدود 60 و چند گروه مسلح ضد دولتی در ایران است پول بهشان می‌دهند. شبکه‌اشان منظم است.
(درباره تحصن ارتشیها برای نرفتن به کردستان می‌گوید:) نه بخاطر کردستان، بلکه بخاطر شل آمدن اینهاست (این تحصن).
طرح چه بود
اصل مطلب
این تصمیمی که گرفتیم و در همین اخیراً می‌خواهد پیاده شود این چیزی است که اگر بخواهد بدانشجوئی خبر داده بشود و زمزمه بشود فوری حریف می‌فهمد و آنکه باید بزند رویش یکدفعه می‌زند یعنی باید یکمرتبه اعلام شود و بعد شروع کنند دانشجوها و اینها روش تبلیغات کردن و سر و صدا راه انداختن گاهی اوقات عکسش است بالا زمینه ندارد و باید از پائین و می‌گوئیم آقا شما شروع کنید فلان مسئله را عنوان کردن، آن دانشکده و آن دانشکده عنوان می‌کند آنوقت براساس خواست مردم باصطلاح خودشان اینها این چیز می‌‌خواهند و تصمیم بگیرند بسته به نوع تصمیمات و در انقلاب فرهنگی هر دوی اینها هست اینکه الان استادهای غیر اسلامی بایستی تصفیه بشود این زمزمه‌ای است که باید از پائین سر و صدایش بلند بشود.
ما استاد غیر اسلامی نمی‌خواهیم برود یکجای دیگر کار کند بعد آن تصمیماتی که چکار بکنیم، یک دانشجو در عرض اینمدت که دانشگاه ظاهراً‌ تعطیل است عملاً که تعطیل نیست یا آدم می‌رود توی روستاها و یا کارهای دیگر آن را یکدفعه بالا تصمیم می‌گیرد و پایین شروع می‌کند سر و صدا راه انداختن می‌خواهیم و تأئید کردن و..... این بسته بنوع ماهیت چیزهاست که ما اینجا تصمیم می‌گیریم هر دوش هم لازم است.
دانشجوها، چون دانشجو،‌ عنوان دانشجو دارد بخصوص دبیرستانها را شما باید شروع کنید به کنترل کردن، برید درس بدهید بحث کنید (هر دبیرستانی دو نفر).
دانش‌آموزان را حوزه‌بندی کنید همانطور که آنها می‌روند شما هم باید بروید. آنها را هم شروع می‌کنید در کارشان مشکلات ایجاد کردن، نمی‌گذارند بیائید آنجا کمونیستها که مطلقاً، می‌ماند مجاهدین که عنوان اسلامی دارند بخودشان، آنها عملاً جلویشان را می‌گیرند و نمی‌گذارند اینطور اسلام را به این ترتیب......
دانشگاهها باین صورت فعلی باید تعطیل بشود و برنامه‌های آینده کارهای عملی در رابطه با مردم و در زمینه ایدئولوژی و اسلامی کردن این کلیات مسئله است.
چگونگی پیاده کردن طرح
ما به چه شکل، این شاید یک هفته یا دو هفته و شاید هم بعد اعلام بشود یا چند روز قبل.
متضمن اینستکه امام در زمینه کاملاً قرار بگیرد.
...... و یک مسئله‌ایست که امام یک نامه نوشته بود ... حالا اگر این نامه را برای تقی فراحی نوشته بود بعید است با یکی دیگر نوشته بود، تقی فراحی جزو باند بنی‌صدر است و آدم کاری نیست اگر امام این نامه را نوشته باشد یک معنی می‌دهد. اما اگر یک کسی دیگر نوشته باشد توش گوشه و کنایه زیاد است.
ضدیت با بنی‌صدر
(در مورد گفته بهشتی در روزنامه) بنی‌صدر در کل نظرش با من است (منظور ضدیتش است) اول کار که این جریان شروع شد دکتر بهشتی یا خامنه‌ای با دیگران (می‌پنداشتند که اینها) آدمهایی بودند که می‌توانستند در خط امام باشند و حتی مدنی را فکر می‌کردند در این خط باشد بنی‌صدر جبهه ملی ..... اولین کسی که از قبل از انقلاب و حالا حتی دقیقاً از موقع انقلاب صریحاً این مسائل را عنوان کردم که اینها خط امام نیستند و اینها جدا هستند و شما نمی‌توانید با اینها یکسان عمل کنید.
حتی موقعی که داشتیم حزب جمهوری را علناً پایه‌گذاری می‌کردیم قبل از انقلاب خوب اینها فکر می‌کردند پیمان، بازرگان، بنی‌صدر، سنجابی، مدنی همه قابل همکاری هستند.
حتی مطرح می‌کردند حاج سید جوادی .... من از همان اول گفتم اینها نمی‌توانند با شما همکاری کنند اگر دعوتشان کنید به همکاری، بیایند. کار را از دست شما می‌گیرند و خراب می‌کنند و نمی‌گذارند. ولی اینها قابل فهم نبود مسئله اما بتدریج که یک مقداری آمدیم پیش برای اینها روشن شد می‌فهمند حاج سید جوادی کی هست .... خود حریف هم، بنی‌صدر و اینها می‌رسید بگوششان، یکسال پیش دو سال پیش ما اینها را گفتیم میفهمه حریفش کی هست. یعنی کی میشناسه (بنی‌صدر ....) چه خطی داره، این بود که از همان اول هم سیاستش این بود که من را بکوبه. خوبهم روی همان خطی که من می‌گویم البته تا حدی قرار گرفته و شناخته که بنی‌صدر کیه. مدنی کیه دیگران کی‌اند اینست که خواه و ناخواه خوب هم طرح می‌کنه (بنی‌صدر بعنوان جناح مخالفش) اما باز قضیه را زیر سر من می‌داند.
دقیقاً همه جا هم مطرح کرده. راست هم می‌گه چون خطش را من نشان دادم.
القاء فکر ضد بنی‌صدر با توسل به انواع دروغها
این بنی‌صدر تو جبهه ملی دوم است و اسلامی هم فکر نمی‌کند. بنی‌صدر جزو جبهه ملی دوم بود با همین هدایت‌الله متین دفتری، شاهپور بختیار، همکاری داشت. 15 خرداد 42 نه نوشته‌ای نه کلامی نه حمایت از خمینی ... بنی‌صدر دو سال قبل از انقلاب با شاهپور بختیار با دکتر صدیقی برنامه داشته تماس داشتند و به شاهپور بختیار گفتند تو نخست‌وزیر شو و ما تو را از جبهه ملی بیرون می‌کنیم که اگر امام مرد تو را وزیر و نخست‌وزیر کن ... اینها (سرگذشت بنی‌صدر و تاریخچه زندگیش) را ما منتشر می‌کنیم (آیت این را به مخاطبش می‌گوید). اینها خط داشتند نشستند ..... آن ارباب آمریکا می‌خواستند ببرند چه انگلستان چه آمریکا .....
...... اینها (منظور بنی‌صدر و جبهه ملی) می‌گفتند آقا متعصب دینی است گروههای سیاسی را تشخیص نمی‌دهد. اینها دو نقشه داشتند یک نقشه اینکه همان بلایی که سر کاشانی آوردند سر خمینی بیاورند یک آدم بسازند جلوی خمینی که نتوانستند ..... طالقانی هم که مرد ....
حالا بنی‌صدر .. .. بفکر این هستند اگر نشه کسی را بسازی می‌گویند امام که می‌میرد بنی‌صدر بیاید قدرتی پیدا کند و یک محبوبیتی پیدا کند و یک نمایشی پیش مردم داشته باشد که امام بنی‌صدر را می‌خواسته، امام به بنی‌صدر رأی داده و.... یک نامه بنی‌صدر به امام می‌نویسه کلی، امام می‌نویسد موافقت می‌شود این ساخته آن مسعود رجویه که می‌گوید حالا که امام با اختیارات تو کدام اختیارات؟
سه ماده است: 1- ماده‌اش اینست که نخست‌وزیر با موافقت امام تعیین شود. یعنی شورای انقلاب باید موافقت بکند امام باید موافقت بکند تا نخست‌وزیر تعیین شود. پس اینکه اختیاری نبوده برای بنی‌صدر اختیار دوم که قوای انتظامی - زیر نظر باشد که هست - زیر نظر کل حکومت جمهوری اسلامی است.
قسمت سوم- که رادیو و تلویزیون باصطلاح اسلامی باشد مگر امام می‌گوید غیر اسلامی باشد اینرا گذاشته پای اختیارات ولی امام دعایی را انتخاب کرد برای اطلاعات بنی‌صدر در یک ابلاغ بی‌مز..ه نوشته که تو هم منصوب شدی از طرف من که خوب منصوب شده هست، این می‌خواهد نتیجه بگیرد یعنی می‌خواهد بگوید هان پس الان هم آمده پیشدستی کرده و این آقای تقی فراحی بمدیریت رادیو و تلویزیون سرپرستی صدا و سیما در حالیکه اصلاً‌ این بنا بر فرض محال من نمی‌دانم این نامه را امام به کی نوشته اگر به کس دیگری به غیر از تقی فراحی نوشته باشد اصلاًَ خردکننده است برای بنی‌صدر، اما اگر بخود تقی فراحی هم نوشته باشد باز خردکننده است. منتهی یک کمی تعدیل شده درست خلاف آن چیزی که بنی‌صدر گفته کسی را بخاطر عقیده کنار نگذارید این (خمینی) می‌گوید همه که غیر اسلامی هستند بریزید بیرون ............ خب حالا اگر این هم باشد تا یکماه بعد که مجلس تشکیل بشود قانون اساسی را نمی‌تواند ندیده بگیرد قانون اساسی می‌گوید 3 نفر باید در رأس رادیو تلویزیون باشند. یکی از طرف مجلس - قضائیه - مجریه - امام هم اشاره کرده بود که رادیو تلویزیون نباید زیر نظر هیچکس باشد مستقل باشد. ما خط و نقشه را خواندیم.
خود اربابش هم دستور داده که به آیت بتوپ چون می‌داند چه باید بکند چون دیده که من همه‌اش را از جلو جلو گفتم،‌ گفتم که بنی‌صدر این است.
و همینطور هم شد یعنی الان این آخرین مهره‌ای است که ظاهراً هم شده رئیس‌جمهور ... چون ابتکار عمل دست مجلسه باز مسئله مجلس است.
رئیس‌جمهوری اختیار ندارد!

اگر آن پیش‌نویس را که آنها (سحابی و...) درست کرده بودند اگر آن تصویب شده بود اصلاً انقلاب از بین رفته بود. الان بنی‌صدر رئیس‌جمهور بود و رئیس‌جمهور هم همه‌کاره. هم می‌توانست مجلس را منحل کند هم دادگستری قضاتش را این منصوب می‌کرد هم ارتش را زیر فرماندهی داشت. همه چیز زیر نظرش بود ما توی این قانون آمدیم فرمانده کل قوا را داده‌ایم به رهبر اگر آن بیاید آنرا نماینده خودش کنه این اصیل نیست هر وقت خواست می‌تواند ازش بگیرد. اختیارات کامل را هم که دادیم بمجلس رئیس‌جمهور فقط می‌تواند مدال بدهد و مدال بگیرد و سفرا را بحضور بپذیرد والسلام هیچ اختیاری نداره بنی‌صدر تلاش می‌کنه ولی چیزی (اختیاری) ندارد.
به ساوه‌ایها آمده گفته که آره آنها شهرشان وکیل می‌دهند همه آمدند رأی دادند به یک نفر که ضد بنی‌صدر است باز از دوستهای من، این از اول قبل از انتخابات ریاست جمهوریش، پاهاش رو کرده توی کفش همین که این فلان است و بهمان است و چه کار کرده و این چیزها مردم ساوه آمدند به این رأی داده‌اند آن انتخاب شد حالا آمده بنی‌صدر تلاش می‌کنه انتخابات را باطل کند. باطل کرد حتی شورای انقلاب هم پذیرفت. دوباره انتخابات بشود همان می‌شود حرفی توش نیست. اینها آمده‌اند در خانه ریاست جمهوری و دفتر شورای انقلاب و اعتراض، تمام مدرسه‌ایها جمع شده‌اند آنجا در خانه امام آنوقت وقتی در میان دعوا نرخ تعیین می‌کنند "اصل با خود شما مردم می‌دانیم" اگر مجلس هم کج رفت ..... فردا می‌زنند تو دهنش تو چه کاره‌ای نوشت روزنامه که تو چه کاره‌ای مجلس همه کاره است آنها که مستقیم به مردم مراجعه می‌کنند مجلس همان کاری که مصدق کرده نه، این دست و پای بیخودی است داره (بنی‌صدر) می‌زند.
هیچکاری نمی‌تواند بکند با این قانون اساسی با این شورای انقلاب با این امام مقابلش نگه داشتیم و گفتیم اوضاع از چه قرار است هیچ کاری نمی‌تواند بکند یعنی هر چه بخواهد سر و صدا کند باعث می‌شود روزبروز ضعیفتر بشود.
مخالفت مردم برانگیخته‌تر بشود و حتی ناچار بر کنارش بکنند اگر بخواهد تسلیم بشود که یک رئیس‌جمهور تشریفاتی است و همین جور برود اینطرف و آنطرف حرف بزند هیچ قدرتی هیچ اختیاری مثل شاه انگلستان، الان فقط حرف می‌زند یک نخست‌وزیر می‌خواست تعیین کند نتوانسته .... چون فکر می‌کرد مجلس دیگر فکر نمی‌کرد یک قاطعی هم این طرفی باشد ........ در دانشگاه کسی را نداره بخصوص که روزبروز هم در دانشگاه پایگاهش دارد ضعیفتر می‌شود چند نفری هم که باهاش بودند یعنی بیطرف بودند ......... دانشجوی خط امام که باهاش برگشتند دانشگاه هم همینطور باهاش برگشت طلاب و حوزه علمیه هم که اصلاً باهاش نبود حالا هم که در جریان مخالفش قرار گرفتند بازار هم داره کم‌کم برمی‌گردد مانده عموم مردم که عموم مردم هم جهت ندارند و جهتشان هم جهت روحانیت است. روحانیت هم که وقتی درست برگردانند عموم مردم هم برمی‌گردند (از بنی‌صدر) الان هم عموم مردم هنوز دقیقاً در جریان نیستند کی به کیه فکر می‌کنند بنی‌صدر و بهشتی همه در یک جریان هستند گرچه حالا کم‌کم دارند می‌فهمند کار یک جریان هم نیست ......
این آخرین مهره است!
این آخرین مهره است نقش خودش را بازی می‌کند یک، دو تا افراد دیگر که در خط اینها نیستند ممکن است بیایند بازیگر صحنه باشند. خوب اینها افرادیکه خط ندارند تا بنی‌صدرش خط‌دار بود، در جهت آنها حرکت می‌کرد .... از الان ببعد افرادیکه می‌آیند. که خطها برایشان مشخص نیست مثلاً ییمان البته آنهم خط مشخصی داره و مشکل آوردنش بمیدان، حاج سید جوادی اینها مشکل آوردنش .... مثلاً‌ تیپی دیگه معمولاً شناخت دقیقی مردم رویشان ندارند خودشان ظاهر الصلوة هستند آدم بدی نیستند ولی خوب خط دقیق و مشخصی ندارند فرض کنید میرسلیم را بیاورند نخست‌وزیرش کنند اینها خطشان را تشخیص نمی‌دهند مثل خط امام باشند - بنی‌صدر کیه - پیمان کیه -
مخاطب: آیا حزب کلاً هیچ تصمیمی به همکاری ندارد .....
آیت: چرا وزیر می‌دهد همکاری نه وزارت شرکت می‌کند چون حق خودش می‌داند نه اینکه با آن همکاری کند حزب می‌گوید بنی‌صدر کاره‌ای نیست طبق قانون اساسی اکثریت نماینده مجلس می‌تواند نخست‌وزیر را تعیین کنند نخست‌وزیر، خوب، وقتی خواه ناخواه حزب برنده شد باید حزبی باشد، حداکثر ارفاقی که حزب بکند بیاید یک شخصیتی را بگذارد که از لحاظ تعارض شدید با بنی‌صدر نداشته باشد یکدفعه نباید بگوید:
آیت خب اکثریت مردم بداند بگوید فلان شخص.. کسی را نداره نوبری، تاجیک ..... کسی را نداره و جناح بازرگان را نمی‌تواند بیارد چون دیگر انقلاب نیست نمی‌دانم مدنی - سنجابی - حاج سید جوادی - متین دفتری رجوی این تیپها که همه مجموعاً یک واحد هستند اینکه نه امام زیر بار می‌رود نه مجلس زیر بار می‌رود و اگر شورای انقلاب نه شورای انقلاب. این (بنی‌صدر) اینها را می‌خواهد. تمام نقشه‌اش این است که اینها را بیاورد محال است که خیابانی را بیاورد برای وزارت محال بتواند وزیر بشوند.
الان اینها نون به هم قرض می‌دهند یک عده اینها دارند در اختیارشان (مجاهدین) الان جو تبلیغاتی دارند درست می‌کنند یعنی فلان جا که بنی‌صدر صحبت می‌کند. خوب معلوم است اگر چهار تا کف نزنند و یا چهار تا سوت نزنند این اصلاً بیمزه می‌شود چند تا جا شرکت کرد همینجور شد حالا هم مجاهدین و فدایی‌ها می‌روند - اصلاً تیپ تظاهراتشان هم با آدمهای وارد مشخص است آدمهای اسلامی الله‌اکبر می‌گویند فوقش که خیلی نیمه اسلامی باشند کف می‌زنند اما دیگر توی اسلامی‌ها هیچوقت سوت زدن نداریم اخلاقشان این نیست که کف بزنند حتی آن زمان طاغوتش هم اسلامی‌ها سوت نمی‌زدند این سوت زدن مال تیپی است که می‌خواهد جو تصنعی ایجاد کند، معلوم که مجاهدین هستند (هوادارانشان) اینهایند.
خوب چند تا در اختیار دارند برای اینکه بگویند این (بنی‌صدر) محبوب و مهم است - کف زدن و سوت کشیدن توی تلویزیون یکمرتبه بیا و بگوید امام به شما اختیارات داده این قبلاًَ تبانی شده بود که به مردم بگویند امام به این اختیارات داده، یک چیز نداده را بماسونند. این استفاده می‌بره از اینها از آنطرف هم هر چه نامه می‌نویسند، حضرت رئیس‌جمهور می‌بینی اینها همه رئیس‌جمهورپرست شده‌اند در حالیکه ما مطلع هستیم اینها می‌خواهند بنی‌صدر را اصالت بدهند در مقابل امام تمام کارشان این است تا حالا که نتوانسته‌اند بعدش هم نمی‌توانند، کاری ازشان ساخته نیست.
الان برنامه‌اتان روی منتظری باشد عکسش را ببرند و حرفش را بزنند توی سخنرانی نامی ازش ببرند تمام اینها باید صحبتی از منتظری باشه منتظری روزبروز بزرگتر می‌شود که اگر اتفاقی برای امام پیش آمد ما دیگر خیلی کار نداشته باشیم.
بنی‌صدر عکس این، هدفش است چون حتی آن روز عید که تبریک فرستاد برای نجفی و گلپایگانی برای شریعتمداری فرستاد ولی برای منتظری نفرستاد مهم نیست اتفاقاً بهتر بود.
مخاطب می‌گوید: جهاد ..... نرویم؟
آیت می‌گوید:
خیلی محدود بگذارید تا چهارده خرداد همه چیز روشن می‌شود البته شاید زودتر از آن روشن بکنیم یعنی زودتر از این برنامه، بهر حال خواهد بود ..... تبلیغ بکنید که مجاهدین و بنی‌صدر با هم هستند ولی اعتراض نکنید و به مردم بگوئید اینها با هم هستد و تا حدی که می‌شود اعتراض مردم را برانگیزید.
خیلی خیلی یواش و مطلب را بتدریج مردم بفهمند، اول بفهمند بعداً اعتراض اشکال ندارد .... اعتراض به اینکه بنی‌صدر با رجوی با هم می‌نشینند.
تبلیغ روی همین مسئله که چرا باید وقتی یک میزگردی تشکیل می‌شود کسانی توش شرکت کنند که اکثراً‌ نماینده اقلیت مردم هستند.
رجوی و احمدزاده - رجوی از تهران نشد احمدزاده از مشهد نشد آن تاجیک و آنها هم قابل مقایسه نیستند و کسانیکه قابل تحمل بودند یک شمس آل احمد، که خوب کاری به کسی نداشته و یکی معادیخواه بوده و حداکثرش حبیبی، بقیه مثل تکمیل همایون، از قزوین اصلاً رأی نیاورده اگر بنا باشد بایست نماینده اکثر مردم باشند نه این شکلی تلویزیون در اختیار اینها قرار بگیره.
خب این هم خوب شد، امام اتفاقاً روی این مسائل حساس است و می‌بینید از رادیو تلویزیون، چون امام معمولاً تلویزیون نگاه می‌کند.
بعد از اعلامیه بازرگان، حبیبی، سحابی امام آنها را شیاطین کوچک خطاب می‌کند.
آنها ضعفشان و حماقتشان اینجاست که جلوی امام ایستاده‌اند، باید به اینها میدان داده شود چون اگر میدان ندهی دستش را می‌بندی. تا یک جائی به اینها میدان داده می‌شود.
و مطمئن باشید که نقشه آماده است و اصلا‌ًَ زیر و رو می‌شود تمام مسائل و غیر از مسائلی که شما فکر می‌کنید، می‌شود. بعد از 14 خرداد مطلقاً نه امتحانی خواهد شد، نه دانشگاهی باز خواهد بود، دانشگاه تعطیل خواهد شد.
دانشجوهای انجمن اسلامی، استادها، زیاد با ما تماس می‌گیرند و می‌آیند مسائلی را می‌پرسند و به ما تلفن می‌کنند. ما یک ارتباط سازماندهی‌شده‌ای را، داریم برقرار می‌کنیم. علاوه بر روابط خاص یک رابطه بین کل شهرها با اینجا است که برقرار می‌شود. تصمیم بر اینست که انجمنی تشکیل بشود، که نماینده انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران و دانشگاههای سرتاسر کشور جمع شوند چه دانشگاهی، استادی، کارمندی از این نیروها باید استفاده کرد.
یک هجوم خیلی شدیدی خیلی شدیدتر آغاز می‌شود و در حدی می‌شود که بنی‌صدر را بطور کلی فلج می‌کند .... و حتی این هجوم خواهد شد.
حالا بگذارید ایشان (بنی‌صدر) هر چه بیشتر تاخت و تاز کند و این بهتر است. اگر یکجا جلویش بایستی، یکی از زرنگیهایش اینست که خودش را زود همآهنگ می‌کند فوری می‌پرد روی موج، می‌گوید الان وقت حاکمیت دولت است.
در سمیناری که از تلویزیون دیشب پخش شد، هم به نعل می‌زد و هم به میخ، از آنطرف معلوم بود خودش را همآهنگ کرده با رجوی و با احمدزاده .... و با دیگران همآهنگ کرده.
رجوی می‌گوید حالا که شما اختیاراتی گرفتید، اختیاراتی نگرفته و بعد آن (رجوی) توجیه می‌کند بنی‌صدر را، و بنی‌صدر هم می‌گوید شما با چماق زبانی می‌زنید ...... خلاصه می‌خواهد از خودش متنفر نکند آنها را.
برنامه‌ای داریم که بابای بنی‌صدر هم نمی‌تواند مقاومت کند

برنامه‌ای داریم که بابای بنی‌صدر هم نمی‌تواند مقاومت کند. ایندفعه مثل دفعه قبل نمی‌تواند مقاومت کند مسئله مهم الان امام است یک کلام بیاید بگوید.
مخاطب می‌‌گوید: امام بیاید اسم ببرد و سازمان مجاهدین را خراب کند.
آیت: (امام) یک کاری خواهد کرد خیلی شدیدتر - امام شاءنش نیست بگوید رجوی فلان .... بد است و فلان گفته بطور غیر مستقیم اما (امام) مثال می‌زند فرض کنید الان فردی که شناخته شده و ضد بنی‌صدر هم شناخته شده، خود بنی‌صدر هم می‌داند ...... حالا امام بیاید منرا تأئید کند. یعنی چه؟ معنی آن اینست کوبیدن او و کوبیدن شدید او.
شبیه این کار خواهد بود (خواهد شد) ممکن است مرحله مرحله پیش بیاید ولی شبیه اینکار خواهد بود، ما برنامه‌اش را داریم روابطمان هم در تهران محفوظ باید باشد انجمن هم تشکیل می‌دهیم حتی اگر شده هفته به هفته یکی بفرستیم به شهرستانها اینکار انجام خواهد شد.
به بچه‌ها بگوئید و (منظور دانشجویان انجمن اسلامی که در تبریز دانشگاه را در اشغال خود دارند) قرص و محکم باشند بزودی موج عوض می‌شود، به بچه‌ها بگوئید که قرص و محکم باشند و ترس نداشته باشند تصمیمی گرفته شده لایتغیر، تغییرناپذیر است دانشگاهها بعد از 14 خرداد تعطیل می‌شود و بعد ما برنامه‌ای خواهیم داشت و بابای بنی‌صدر هم نمی‌تواند روی این برنامه کار کند حتی ترتیبی داده شده که برخلاف دفعه قبل نمی‌تواند بیاید مقاومت کند، ظاهراً هم همراه می‌شود.