تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۱۴۲
مصاحبه فتح با راه‌چمنی دبیرکل حزب همبستگی ایران اسلامی
ناهید پیلوار اشاره: محمدرضا راه‌‌‌‌چمنی نماینده اصلاح‌طلب سبزوار اگرچه دبیرکل حزبی است که چهره‌های برجسته آن، جملگی نماینده مجلس یا مسئول اجرایی رده بالا هستند اما خود، همچنان یک «خراسانی» مانده است «صمیمی و با صفا». بدون هرگونه رودربایستی به گونه‌ای شفاف به گفت‌وگو با راه‌‌‌‌‌‌چمنی نشستیم و بارها کلام او را با سوال قطع کردیم. شاید از آن جهت که یک پزشک است با صبر و مدارا، پاسخ می‌گفت، گو این که وی اکنون در عرصه سیاست و به ویژه جبهه دوم خرداد، بیشتر فعال است! این مصاحبه در حالی که تب انتخابات هر روز بالا می‌گیرد و بحث کارکرد احزاب و فعالیت انتخاباتی تشکل‌ها افزایش می‌یابد، انجام شد و از همین منظر بود که حزب همبستگی ایران اسلامی از آن‌‌‌‌رو که نام یک «حزب» را بر خود دارد و لاجرم کار ویژه‌های یک حزب از آن انتظار می‌رود، موضوع پرسش و پاسخ و نقد قرار گرفت. گروه سیاسی

‌‌‌*‌‌‌ فتح: آقای راه‌‌‌چمنی، حزب همبستگی ایران اسلامی تا چه حد مستقل است؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ راه‌‌‌چمنی: ما اساسا حزب را برای استقلال درست کردیم. بسیاری اعضای حزب ما جزو طیف چپ کشور بوده‌اند و برای این که بخواهند به واقع فعالیت مستقل داشته باشند این حزب را تاسیس کردند و حزب ما هیچ‌‌‌گونه وابستگی به هیچ جریان سیاسی ندارد.
‌‌‌*‌‌‌ منظورم این است با توجه به این که به هر حال شما به عنوان دبیر حزب و بقیه اعضای حزب همه در بدنه حاکمیت هستید. این حزب تا چه میزان در قالب یک تعریف مشخص سیاسی مستقل از حاکمیت عمل می‌کند؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ حزب ما برای خود در دولت، شخصیتی درست نکرده که به آن وصل باشد. مثل بعضی از احزابی که در حال حاضر در کشور هستند و به شکلی به شخصیت‌ سیاسی خاصی وصل هستند. اما حزب ما چنین نیست و حزبی از پایین به بالاست. در واقع یک حزب مردمی است. بیشتر موسسان حزب نمایندگان مردم در مجلس و تعدادی از آنها نیز مدیران اجرایی کشور هستند.
‌‌‌*‌‌‌ خوب همه این افراد در حاکمیت هستند؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ این حضور اعضای ما در حاکمیت با حضوری که بعضی از احزاب دارند متفاوت است. رده‌های افراد حزب ما در حاکمیت، در سطح بالا نیست و رده آنها در سطح رئیس سازمان و معاون وزیر است.
‌‌‌*‌‌‌ خوب از همین امکان بهره‌مند شده‌اید که مجوز فعالیت سیاسی بگیرید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ درست است.
‌‌‌*‌‌‌ یعنی با توجه به این مساله که به افراد حزب این امکان داده شد تا با استفاده از رانت‌هایی که در حاکمیت داشته‌اند، مجوز بگیرند. این‌‌‌‌گونه تعبیر نمی‌‌شود که حزب شما مستقل نیست؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ خیر. اصلا حزب ما اولین حزبی بود که بعد از دوم خرداد به وجود آمد و اصلا این‌‌‌‌گونه نبود که به خاطر امکانات و اعتبارات دولتی شکل گرفته و به وجود آمده باشد.
‌‌‌*‌‌‌ به لحاظ همین اعتبار عمومی‌تان بود که در حاکمیت بوده‌اید. به فرض شما نماینده هستید، دوستان دیگرتان مدیر بوده‌اند...؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ اگر خوب بررسی کنید متوجه خواهید شد تمام احزاب، طبیعتا به شکلی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم یا با دولت یا با پارلمان ارتباط داشته‌اند و مسلما یک فرد ناشناخته کمتر می‌تواند در این زمینه موفق باشد تا مردم بیایند او را بشناسند. در حال حاضر مجوز می‌دهند. مشکلی وجود ندارد. اما حداقل این که اگر یک فرد ناشناس بخواهد خود را به مردم بشناساند و خود را مطرح کند تا مردم و افکار عمومی او را بشناسند و بپذیرند. زمان زیادی می‌برد.
‌‌‌*‌‌‌ خوب باید دید امکان مجوز گرفتن چقدر در اختیار همه افراد هست. به عنوان مثال آیا شما در قبال این که به جنبش مسلمانان مبارز و نهضت آزادی ایران مجوز فعالیت قانونی نداده‌اند، انتقاد ندارید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ اگر آنها واقعا برای دریافت مجوز از کمیسیون ماده 10 احزاب درخواست کرده‌اند، کمیسیون آن را بررسی می‌کند و براساس شرایط و ضوابطی که در قانون احزاب پیش‌بینی شده است. اگر آن شرایط را داشتند باید مجوز نداد، می‌توانند به دادگاهی شکایت کنند که نهایتا رای دادگاه حاکم خواهد بود و نظر دادگاه هر چه بود برای طرفین لازم‌الاجرا است.
‌‌‌*‌‌‌ منظورم این است که شما فکر نمی‌‌کنید چون این احزاب خارج از بدنه حاکمیت بوده و به قدرت وصل نبوده‌اند، و چون از سوی حاکمیت به آنها اعتماد نشده، به آنها مجوز داده نشده است؟ شما این نکته را دخیل نمی‌دانید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ البته قانون احزاب نقایصی دارد. در این قضیه شکی نیست با قانون احزاب فعلی طبیعتا دادن مجوز تا حدودی مشکل است. کمیسیون ماده 10 احزاب برای دادن مجوز از مراجع بررسی‌‌کننده و اطلاعاتی و جاهای دیگر نظر‌خواهی می‌کند اما ممکن است درخواست‌کننده مجوز ناشناخته باشد و برای نهادهای بررسی‌کننده مشکل باشد که آنها را تایید کنند.
‌‌‌*‌‌‌ پس این موضوع را نفی نمی‌کنید که اگر به شما مجوز دادند. احتمالا با توجه به اعتماد و اعتباری بوده که شما در بدنه قدرت داشته‌اید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ این تبعیض نیست. به خاطر شناخت است. بحثی در قضیه نیست. ولی این دلیل نمی‌شود که به دیگران مجوز ندهند. به بقیه هم می‌دهند. اما باید مسیر طی شود. قانون ضوابطی پیش‌بینی کرده است که آنها باید رعایت شود. یعنی کمیسیون ماده 10 احزاب، نمی‌تواند خارج از ضوابط عمل کند. به طور کلی قانون احزاب نیاز به اصلاح دارد. قانون فعلی، قانونی بوده که در سال 1362 و در اوج جنگ، زمانی که نظام مساله کردها را داشته است و آنها را کنار گذاشته، نوشته شده است.
در حال حاضر قانون احزاب ما به گونه‌ای نیست که با توسعه سیاسی هماهنگ باشد. این قانون با توسعه سیاسی هماهنگی ندارد. یکی از کارهایی که مجلس ششم باید در بخش سیاسی انجام بدهد همین اصلاح قانون احزاب است. اما الان اگر بخواهیم طرحی در این زمینه به مجلس ببریم تا آن را اصلاح کنیم، ممکن است با توجه به ترکیب فعلی مجلس و کمیسیون شوراهای آن اوضاع بدتر هم بشود.
ممکن است آنها (جناح محافظه‌کار) یک سری مواد به آن الحاق کند که بدتر از الان بشود. اگر ترکیب مجلس ششم ترکیب خوب و متعادلی شود. می‌توان قانون احزاب را اصلاح کرد. به نحوی که برای تاسیس یک حزب این‌‌‌قدر مشکل وجود نداشته باشد.
‌*‌ برگردیم به قضیه‌ای که پیش‌تر مطرح کردید. شما تعریفی ارائه کردید که احزاب از افراد حاضر در دولت و حاکمیت، شکل می‌گیرند. حزب شما البته یک نمونه است. موسسان حزب همبستگی افرادی بودند که در دولت و پارلمان شناخته شده بودند.
به نظر می‌رسد هرم تکوین احزاب در ایران معکوس شده و به جای این که اقشار و طبقات مختلف، حزب و نماینده صنفی داشته باشند و به آنها مجوز داده شود، افرادی که خود در بدنه حاکمیت اعتبار و قدرت دارند، مجوز می‌گیرند و به آنها مجوز داده می‌شود، به فرض در یک مقطعی حزب کارگزاران سازندگی و در مقطع دیگر جبهه مشارکت ایران اسلامی مجوز فعالیت گرفتند، خوشبختانه همین احزاب کمک می‌کنند به پیشبرد اصلاحات، اما اگر حاکمیت و قدرت ترکیب دیگری داشت، مسلما به احزاب و افراد دیگری مجوز داده می‌شد. آیا شما نسبت به این سیستم منتقد نیستید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌ ‌‌حرف شما را قبول دارم. حزب ما به این شیوه انتقاد دارد. ولی در مورد بحث «از پایین به بالا» که گفتید حزب ما از بالا به پایین بوده، به نظر ما هیچ ضرورتی ندارد که نحوه گزینش موسسان یک حزب حتما از قسمت پایین باشد. مگر موسسان یک حزب چند نفر هستند؟ 5 یا 6 نفر و حداکثر 11 یا 12 نفر، اگر آنها مجوز گرفتند و از بالا به پایین عمل کردند، اشکال دارد.
ولی اگر عضو‌گیری کنند، یعنی شورای مرکزی حزب، انتصابی نباشد و از پایین به بالا شکل بگیرد. یعنی حوزه‌های حزبی تشکیل شود. اعضا از طریق حوزه‌های حزبی مشخص شوند و نماینده‌های شعبه‌های حزب از پایین به بالا و در نهایت در کنگره‌ای شورای عالی یا شورای مرکزی حزب درست شود. این روال روالی خوب، منطقی و دموکراتیک خواهد بود.
‌‌‌*‌‌‌ آیا خود شما همین روال را طی کرده‌اید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ روال حزب ما همین بوده است.
‌‌‌*‌‌‌ یعنی عضو‌گیری کرده‌اید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ بله، عضوگیری کرده‌ایم و اخیرا کنگره‌ای تشکیل داده‌ایم.
‌‌‌*‌‌‌ متشکل از تمامی اقشار مردم و یا فقط آن افرادی که برایتان آشنا بوده‌اند؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ ما هیچ تبعیضی قائل نشدیم که فقط قشر خاصی در کنگره باشند. هر کسی که به دفاتر ما مراجعه کرد و اساسنامه و مرامنامه را خواند و فرم‌های حزب را پر کرد برای ما به عنوان عضو حزب تلقی می‌‌شود. ما اعضا را برای کنگره دعوت کردیم و کنگره در روز اول آذر ماه برگزار شد که در حدود هزار نفر نیز از سراسر کشور در آن شرکت داشتند. شرکت‌کنندگان شورای عالی حزب را بدون هیچ محدودیتی انتخاب کردند و حتی بعضی افراد نیز در همان جا کاندیدا شدند. یعنی فضا آن‌‌‌‌قدر باز بود که در همان جلسه کاندیدا شدند و رای آوردند.
حزب ما از پایین به بالا عمل کرد و از بالا به پایین نبوده است که به فرض هیات موسس عده‌ای را به عنوان اعضای شورای مرکزی منصوب کنند. حزب ما از پایین به بالا عمل کرد و از این به بعد نیز همان روال از پایین به بالا را ادامه می‌دهیم. طبیعی است چون ما مستقل هستیم و سرنوشت حزب‌مان به دست یک نفر نیست. بنده که دبیر‌‌‌کل حزب هستم با دیگر افرادی که عضو شوراها هستند در یک سطح هستیم و کسی نسبت به دیگران برتری ندارد.
*‌ با توجه به این که شما و دیگر اعضای حزب در مجلس هستید، همچنین چهره‌های شاخص دیگری که در حزب هستند و به نوعی پا در قدرت دارند، این حضور در حاکمیت تا چه حد باعث شده که احیانا گاهی اوقات با فشارهای غیرمستقیم یا درخواست‌های درون حاکمیت رو‌‌‌به‌‌‌‌رو شوید و حزب نتواند کارکرد حزبی خود را به صورت مستقل انجام دهد؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ تا به حال چنین مشکلی نداشته‌ایم.
‌‌‌*‌‌‌ یعنی تاکنون چنین موردی برای حزب پیش نیامده است؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ به هیچ‌‌‌وجه!
‌*‌ در ارتباط با موضع‌گیری‌هایتان تحت هیچ فشاری قرار نگرفته‌اید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ خیر، تا به حال کسی به ما توصیه‌ای نکرده است که این‌‌‌‌گونه عمل کنید یا این‌‌‌‌گونه عمل نکنید و این حرف‌ را بزنید یا نزنید.
‌‌‌*‌‌‌ یعنی شما فارغ‌‌‌‌البال بوده‌اید و شان حقوقی‌تان به عنوان یک نماینده، موجب اعمال فشار بر شخصیت حقیقی و حزبی شما نشده است؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ خوب این که من نماینده هستم بحث دیگری است. بالاخره در این کشور زندگی می‌کنیم و در چارچوب کلی و اصول نظام و قانون اساسی حرف‌هایمان را می‌زنیم، چه نماینده باشیم چه نباشیم.
‌‌‌*‌‌‌ طبیعی است که همه احزاب فعال در کشور باید به قانون اساسی ملتزم باشند. اما آیا بین این احزاب وابسته به بدنه قدرت با احزاب مستقل از حاکمیت، تفاوتی وجود ندارد؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ البته که تفاوت وجود دارد. اما بحث حزب در کشور ما هنوز به آن شکلی نیست که در دیگر کشورهای دنیاست. نمی‌توان انتظار آن‌‌‌گونه رفتار و عملکرد را از احزاب کشور ما داشت. طبیعتا ما باید با تشکیل حزب، رعایت مصالح حزبی در کشور را تمرین کنیم تا این قضیه اندک اندک شکل بگیرد و توسعه پیدا کند. اگر احزاب توسعه پیدا کنند. چه در حاکمیت باشند. چه نباشند. می‌توانند حرف‌شان را بزنند.
بدون این که در این زمینه مشکلی وجود داشته باشد.
‌‌‌*‌‌‌ علت این که معتقدید در کشور ما نمی‌توان انتظار داشت که احزاب مثل احزاب دیگر کشور عمل کنند، چیست؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ این مساله به عملکرد احزاب در زمان طاغوت برمی‌گردد، که مردم را فوج فوج به عضویت حزب رستاخیز درآوردند.
‌‌‌*‌‌‌ تجربه زمان دکتر مصدق و اول انقلاب چطور؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ بله، این هم یک دلیل است، بعد از پیروزی انقلاب هم من خودم شاهد بودم که مردم جلوی در مساجد صف کشیده بودند و فرم پر می‌کردند که عضو حزب جمهوری اسلامی بشوند و با توجه به وضعیتی که برای حزب جمهوری پیش آمد مردم کارکرد احزاب را مثبت ارزیابی نکردند.
‌‌‌*‌‌‌ عدم امنیتی که مردم از عضویت و وابستگی به تشکیلات حزبی حس می‌کنند، تا چه میزان در عدم فعالیت حزبی موثر است؟ یعنی فضایی که در مقاطع مختلف تاریخ معاصر کشورمان پیش آمده و مردم در آن از فعالیت حزبی، احساس عدم امنیت کرده‌اند؟
‌‌‌
*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ اتفاقا بنده این بعد قضیه را در ملاقاتی که با ‌آقای هاشمی‌‌‌‌‌رفسنجانی داشتم مطرح کردم. به نظر من لازم است. عناصر سیاسی و افرادی که فعالیت سیاسی می‌کنند، امنیت داشته باشند و امنیت آنها تضمین شود.
به فرض در مورد امنیت سرمایه‌گذاری در بخش اقتصادی، مجمع تشخیص مصلحت سیاست‌های تامین امنیت اقتصادی را تدوین می‌کند، اما برای امنیت سیاسی اقدامی نمی‌کند. مجمع تشخیص مصلحت یا مجلس شورای اسلامی باید با تصویب قوانینی امنیت فعالیت سیاسی را تضمین کنند.
‌‌‌*‌‌‌ فکر می‌کنید تا به حال این امنیت بوده است؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ تاکنون مورد خاصی را به آن شکل نداشته‌ایم. چون نه دادگاهی به نام دادگاه رسیدگی به جرم سیاسی وجود دارد و نه «جرم سیاسی» تعریف شده است و اصولا هیات‌‌‌‌‌منصفه‌ای سیاسی هم وجود ندارد.
‌‌‌*‌‌‌ اما برخی داوطلبان به استناد هواداری از احزاب، رد صلاحیت شده‌اند؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ این موضوع، رد صلاحیت افرادی بود که به احزاب و گروه‌های غیرقانونی وابسته بوده‌اند. هواداران هر حزبی را که رد صلاحیت نکرده‌اند!
‌‌‌*‌‌‌ گفته می‌شود که دادگاه انقلاب به شکل غیرمستقیمی اعلام کرده است که نهضت آزادی ایران، جنبش مسلمانان مبارز و جاما، تشکل‌هایی غیرقانونی‌اند. آیا این برای شما پذیرفته است که دادگاه انقلاب به عنوان مرجع ذی‌صلاح نظر بدهد و اگر آن را قبول ندارید چرا حزب همبستگی به عنوان یک حزب در مقابل دادگاه انقلاب واکنشی نشان نداد. چرا که این امکان وجود دارد روزی این بلا بر سر حزب همبستگی هم بیاید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ما بحثی در این قضیه نداریم. این که آیا دادگاه انقلاب اختیار قانونی داشته یا نداشته، طبیعی است که اگر حکمی صادر کرده باشد چون دادگاه است رای آن قابل اجرا است.
‌‌‌*‌‌‌ یعنی دادگاه انقلاب مرجع ذی‌صلاح است؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ مرجع ذی‌صلاحی در این خصوص در قانون پیش‌بینی نشده است. در قانون احزاب گفته شده که دادگاه‌ها باید به این موضوع رسیدگی کنند،‌ اما ما هنوز جرمی به عنوان جرم سیاسی که قانون آن را مشخص کرده باشد نداریم.
‌‌‌*‌‌‌ اما اصل 168 قانون اساسی در این زمینه تصریح دارد. آیا عمل دادگاه انقلاب قانونی است؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ مساله احزاب پیچیدگی‌هایی دارد. به عنوان مثال در بعضی کشورها معتقدند که حزب نیازی به مجوز ندارد و می‌تواند فعالیت کند اما اگر خواست از امتیازی استفاده کند. باید برود پروانه بگیرد.
‌‌‌*‌‌‌ خود شما به این دیدگاه معتقد نیستید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ این روش خوب است و اصولا باید همین‌‌‌‌گونه باشد. ولی بالاخره باید احزاب نظمی داشته باشند. بی‌نظمی هم درست نیست.
*‌ اما نهاد نظارت بر عملکرد احزاب، وزارت کشور است.
‌*‌‌*‌ بله باید وزارت کشور نظارت کند. اما در عین حال باید چارچوبی برای احزاب مشخص شود تا معلوم شود هر حزب متعلق به چه افرادی است و چه برنامه‌ای دارد. باید چند چهره آن مشخص باشند.
*‌ اما این احزابی که وابستگان آن‌ها رد صلاحیت شدند. شناخته شده و فعالان آن‌ها مشخص بودند.
‌*‌‌*‌ الان دقیقا نمی‌توانم بگویم دادگاه انقلاب اختیار قانونی داشته یا نداشته و اصلا دادگاه انقلاب برای چه تشکیل شده است و آیا در این ابعاد اختیار قانونی داشته یا نداشته است؟
‌*‌ این موضوع کاملا مشخص است که نهضت آزادی، جنبش مسلمانان مبارز و جاما در یک دادگاه رسمی و قانونی و با حضور هیات‌‌‌‌منصفه غیرقانونی اعلام نشده‌‌اند.
‌*‌‌*‌‌‌‌‌‌ اگر بخواهیم این‌‌‌‌‌‌گونه بگوییم. بله، ما هنوز دادگاهی برای رسیدگی به جرایم سیاسی در کشور نداریم و جرم سیاسی هم تعریف نشده است و هیات‌‌‌‌‌منصفه‌ای هم در این زمینه نداریم که بخواهد به آن رسیدگی کند و بگوید این احزاب باید منحل شوند و یا غیرقانونی هستند. اما طبیعی است فعالیت‌هایی که دادگاه انقلاب در ابتدای انقلاب انجام داده است. احتمالا براساس شرح وظایفی بوده که شورای انقلاب در اختیار آن گذاشته است.
من هنوز اطلاعی از این که دادگاه انقلاب قانونا می‌تواند در زمینه‌های سیاسی دخالت کند یا نه ندارم. هنوز اطلاعی ندارم که ببینم قانون شورای انقلاب در رابطه با تشکیل دادگاه انقلاب چیست. چون دادگاه انقلاب بعد از انقلاب به وجود آمد و از دادگاه‌های عام نیست. بنابراین من نمی‌دانم که چنین اختیاری را دارند یا ندارند.
‌‌‌*‌‌‌ رد صلاحیت حدود 200 داوطلب در ایران، به اتهام وابستگی به احزاب غیرقانونی‌، برای حزب شما چه‌‌‌قدر اهمیت دارد؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ اتفاقا ما موضوع را پیگیری کردیم. در بحث کلی نامه‌ای هم تنظیم کردیم تا به مطبوعات بدهیم. یکی از وظایفی که حزب همبستگی دارد دفاع از حقوق شهروندی است. ما از شورای نگهبان خواستیم تصمیماتی را که در هیات‌های نظارت استان‌ها و هیات مرکزی و حتی هیات‌های اجرایی گرفته شده است مجددا بررسی کند و نظر بدهد و اگر برای رد صلاحیت فردی، دلیل و مدرکی ندارند او را تایید کنند.
‌‌‌*‌‌‌ چرا اطلاعیه ندادید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ ما مصاحبه کردیم و موضع‌گیری هم کردیم.
‌‌‌*‌‌ ‌چرا حزب همبستگی به عنوان یک حزب در مورد مسائل مهم کشور موضع نگرفته است؟ به عنوان مثال پرانتزی باز کنم که حزب در پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای هم بیانیه‌ای صادر نکرد.
*‌‌*‌ بیانیه دادیم.
*‌ خیر آن حدی که مثلا جبهه مشارکت ایران اسلامی پرونده قتل‌ها را پیگیری کرد، حزب همبستگی نکرد.
‌*‌‌*‌ ما بیانیه دادیم. بیانیه ما را چاپ نمی‌کنند. بیانیه آن‌ها (مشارکت) را چاپ می‌کنند. کم‌لطفی خود شماهاست. ما آن زمان بیانیه و خبر شورای عالی حزب را دادیم. قتل‌ها را هم محکوم کردیم.
‌‌‌*‌‌‌ در مورد پیگیری پرونده چه اقداماتی انجام دادید؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ در حال حاضر که با صدور بیانیه نمی‌توان آن پرونده را پیگیری کرد.
‌‌‌*‌‌‌ یعنی پیگیری این موضوع برای شما اهمیت ندارد؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ در مورد بعضی مسائل که باید به اطلاع جامعه برسد، حزب همبستگی موضع گرفته است.
‌‌‌*‌‌‌ افکار عمومی برای شما مهم نیست؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ نحوه پیگیری قضیه فرق می‌کند و راه و روش‌های متفاوتی دارد. اعضای حزب ما در مجلس، در فراکسیون فعال هستند. تقاضای تحقیق و تفحص داده‌اند و دنبال کار تحقیق و تفحص نیز هستند.
خوب هیچ‌‌‌کس که پیگیری را نفی نکرده است. مدام بیانیه بدهیم بگوییم چه؟ اگر بدانیم این قضیه مسکوت مانده است واکنش نشان می‌دهیم.
‌‌‌*‌‌‌ موضوع این است که شما اطلاع دارید اما مردم که اطلاع ندارند. شما می‌گویید یک حزب مستقل خارج از حاکمیت هستید. همین ایرادی که در آغاز مطرح کردم. این‌‌‌‌جا قابل بحث است. یعنی شما نماینده مجلس هستید. زحمت می‌کشید، پیگیر هستید. وزیر را می‌بینید، فشار وارد می‌کنید، ولی این تلاش‌ها به مردم منتقل نمی‌شود و به ابهامات و سوالات مردم در این زمینه پاسخ لازم و کافی داده نمی‌شود. در این شرایط کارکرد حزب که باید با مردم در ارتباط باشد چه می‌شود؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ ما از نظر تبلیغاتی ضعیف هستیم و این را قبول داریم وگرنه حزب کار کرده است.
‌*‌ موضوع بر سر تبلیغات نیست. اساسا کارکرد حزب این است که خواسته‌ها و افکار مردم را به حاکمیت منتقل کند. شما به عنوان یک حزب باید فشار مردم را پمپاژ کنید. اما در این میان ناگهان خلئی به وجود می‌آید به نام فقدان حزب همبستگی و چنین وانمود می‌شود که آقای راه‌‌‌چمنی به عنوان نماینده مجلس زحمت زیادی می‌کشند ولی به عنوان عضو ارشد حزب همبستگی تصویری از فعالیت ایشان وجود ندارد.
‌*‌‌*‌ ما چه کنیم؟ به عنوان مثال ‌آقای قندهاری مصاحبه می‌کند، به خبرنگارها می‌گوییم بنویسید عضو حزب همبستگی. اما اصلا توجه نمی‌کنند و از این عنوان استفاده نمی‌کنند.
‌*‌ یک فرد که حزب نمی‌شود. مجموعه حزب باید بیانیه رسمی بدهد.
‌*‌‌*‌ خیر، می‌خواهم بگویم، به فرض آقای قندهاری به عنوان موسس کمیته سیاسی موضع حزب را می‌گوید. اما روزنامه‌ها می‌نویسند نماینده مردم گرگان و اصلا اسمی از حزب نمی‌برند. اما در مورد اعضای جبهه مشارکت، از عضو پایین گرفته تا عضو ارشد حتی اگر در جای کوچکی هم صحبت کنند، روزنامه‌ها می‌نویسند عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت.
من سوالم از مطبوعات این است که چرا مطبوعات اسم حزب ما را نمی‌نویسند. 65 نفر در شورای عالی ما عضو هستند که 35 نفر آن‌ها نماینده مجلس‌اند. بیشتر آن‌ها نیز در موارد متعدد مصاحبه می‌کنند ولی هیچ روزنامه‌ای در توصیف شخصیت حقوقی آنان نمی‌نویسد عضو حزب همبستگی.
‌‌‌*‌‌‌ ما به عنوان مطبوعات و یک طرف قضیه این قصور را می‌پذیریم اما این توضیح و نقد شما، پاسخ این که چرا حزب و کمیته سیاسی حزب و شورای مرکزی آن اطلاعیه صادر نمی‌کند، نیست؟
‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ مگر حزب مشارکت هر روز اطلاعیه می‌دهند؟ اطلاعیه نمی‌دهند که! اعضای آن هستند که مصاحبه می‌کنند.
‌*‌ البته ما نمی‌خواهیم مقایسه کنیم.
‌*‌‌*‌ من می‌خواهم بگویم بیانیه چه چیزی دارد که آدم هر روز بخواهد برای هر موردی بیانیه بدهد.
‌‌‌*‌‌‌ آیا شما خواسته‌های افکار عمومی را در نظر می‌گیرید. به عنوان مثال در ارتباط با واقعه کوی دانشگاه که در حال حاضر حل پرونده آن معضلی شده است، حکم اعدام دو دانشجو، یا بازداشت دانشجویان و بدرفتاری با آن‌ها که افکار عمومی نسبت به آن حساس است، مطرح می‌باشد. 70 درصد جامعه ما را جوانان تشکیل می‌دهند و نسبت به این عدم امنیت حساس‌اند و مشتاق تا ببینند چه خبر است.
در این شرایط آیا یک حزب نباید بین این خواسته‌ها و حاکمیت پلی بزند؟ شما شخصا در مجلس پیگیر هستید با رئیس‌جمهور و وزیر صحبت می‌‌کنید و از اخبار آگاهید. سوال این است که در این میان چه چیزی نصیب مردم می‌شود؟ آقای راه‌‌‌چمنی آیا به همین ترتیب ذهنیت و دغدغه مردم آرام می‌گیرد و آیا این دغدغه‌ها به حاکمیت منتقل می‌شود؟

‌‌‌*‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ واقعیت قضیه این است که ما در این بعد که کارهای تبلیغاتی بکنیم، فعال نبوده‌ایم. یعنی بسیاری از کارهایی که انجام داده‌ایم مشخص نشده است. به عنوان مثال همین ابستراکسیون در رابطه با یک مرحله‌ای شدن انتخابات را اعضای حزب ما انجام داده‌اند، اما مصاحبه‌هایش را آقایان کردند. خود من هم با چند روزنامه صحبت کردم. فقط یکی دو تا گفت‌وگو را چاپ کردند و بقیه را ننوشتند. ما چه کنیم؟ شما بگویید ما چه کار کنیم؟
‌‌‌*‌‌‌ در این‌‌‌‌جا این ابهام همچنان وجود دارد که حزب شما و کارکرد حزبی شما چه می‌شود؟ 30 نماینده مجلس یک چنین تلاشی می‌کنند، اما کارکرد ویژه حزب همبستگی چه می‌شود. این‌‌‌جا آیا حزب نباید بیاید در قبال فلان مساله یک اطلاعیه به مردم بدهد، مخاطب شما باید افکار عمومی باشد، اما الان مخاطب شما فقط حاکمیت و ساخت قدرت شده است. حزب برای تحقق خواسته‌های مردم و پیگیری آن‌ها چه کاری کرده است؟
‌*‌‌*‌ من این بخش را قبول دارم. ما باید یک مقدار بیشتر افکار عمومی را در نظر بگیریم. شکی هم در این قضیه نیست. اما واقعیت آن است که ما در تمام این موارد پیگیرتر هستیم ولی آن‌ها را در بیرون منعکس نکرده‌ایم. به نظر ما نیازی نیست که آدم بیهوده و مدام برای هر چیزی اطلاعیه بدهد.
به عنوان مثال 6 نفر از اعضای شورای عالی حزب را رد صلاحیت کردند که ما خبر آن را به صورت رسمی اعلام کردیم و مهر حزب همبستگی را هم بر آن زدیم، اما بسیاری از این روزنامه‌ها حتی حاضر نشدند آن را چاپ کنند، در مورد این مسائل چه می‌گویید. ما نمی‌‌دانیم که چرا مطبوعات بیانیه حزب مشارکت را بهتر منعکس می‌‌کنند، ولی بیانیه ما را اصلا چاپ نمی‌کنند، نمی‌دانم قضیه چیست؟
‌‌‌‌‌‌‌*‌‌‌ شاید علتش این باشد که کار ویژه بارزی از حزب همبستگی ایران اسلامی ندیده‌اند. یعنی ‌آن چه را که دیده‌اند، تلاش‌های آقای راه‌‌‌چمنی و چند نفر دیگر مثل آقای اصغرزاده، خانم امانی، آقای قندهاری و... بوده آن هم به صورت فردی و نه به صفت حزب همبستگی. خوب اگر حزب فعال شود و کارکردهای اصلی خود را ایفا کند. مطمئنا خود را به مطبوعات تحمیل می‌کند.
‌*‌‌*‌ خب افرادی که این کارها را انجام می‌دهند خارج از مجموعه حزبی که نیستند! مگر کارکردی که شما می‌گویید چقدر عملی است؟
مثلا همین الان که شورای نگهبان نسبتا در چارچوب حرکت می‌کند و صلاحیت‌ها را قانونی بررسی می‌کند. کاری بوده که در اثر فعالیت اعضای حزب ما در مجلس قانون آن به تصویب رسیده است. این عملکرد ما بوده است. ما نمی‌توانیم مدام بگوییم حزب همبستگی این کار را کرده است. اعضای حزب ما روحیات جنجالی در تبلیغات ندارند. ما می‌خواهیم در وضعیتی آرام و متعادل حرکت کنیم و نمی‌خواهیم خودمان را مطرح کنیم.
ولی اگر هر کدام از این تشکل‌ها در مجلس 40 تا 50 نماینده داشتند، هر روز این نمونه‌ها را تیتر می‌کردند. اعضای حزب ما مصاحبه می‌کنند، ولی هیچ اشاره‌ای به حزب نمی‌‌کنند. خوب روی‌شان نمی‌شود بگویند که این حرف‌ها را به اسم حزب همبستگی بنویسید. اما این موارد برای جا انداختن حزب مهم است. مثلا آقای شکوری‌‌‌‌راد در جایی صحبت می‌کنند. روزنامه‌ها می‌نویسند عضو شورای مرکزی حزب مشارکت. ولی در مورد ما نمی‌نویسند که نمی‌دانم علت چیست!
*‌ آقای راه‌‌‌چمنی برنامه‌های حزب همبستگی ایران اسلامی برای مجلس ششم چیست و تشکل شما با چه برنامه‌ای وارد مجلس می‌شود؟
‌*‌‌*‌ برنامه‌های ما حول محور شعارهایمان تنظیم شده است. مهم‌ترین اصل برای ما دفاع از حقوق هر ایرانی است. طبیعتا در این چارچوب حزب ما از حقوق همه شهروندان ایرانی با هر گرایشی دفاع می‌کند. ما به هر تعدادی که در مجلس کرسی داشته باشیم. از این شعار دفاع می‌کنیم و با کلیه قوانینی که موجب تضییع حقوق مردم شود، مخالفت خواهیم کرد.
‌*‌ این صحبت شما مغایرت دارد با آن صحبتی که اخیرا داشتید و گفتید اگر آقایان هاشمی‌‌‌‌رفسنجانی، موسوی‌‌‌خوئینی‌ها، کروبی، مهندس موسوی به صحنه انتخابات بیایند، انتخابات پرشور خواهد شد. چرا شما در این‌‌‌‌جا «خودی و غیرخودی» کردید؟ به راستی فقط حضور این افراد انتخابات را پرشورتر می‌کند؟ آیا حضور افرادی خارج از حاکمیت انتخابات را پرشور نمی‌‌کند؟ مثلا مهندس سحابی یا دیگر فعالان ملی - مذهبی.
‌*‌‌*‌ هر چه تعداد کاندیداها بیشتر باشد و از گرایش‌ها و سلایق مختلف در انتخابات شرکت کنند. انتخابات پرشورتر خواهد شد و ما در این اصل بحثی نداریم. این که ما گفتیم اگر هاشمی، موسوی، نوری، کروبی، خوئینی‌ها حضور داشته باشند انتخابات پرشورتر می‌شود. بحث شخصیت‌ها بود و بحث رده شخصیتی آن‌ها. ما که بیش از 4 - 5 نفر به عنوان شخصیت‌های تراز اول کشور نداریم. حرف ما این بود که اگر این چند نفر در انتخابات شرکت کنند شور و هیجان انتخابات بیشتر خواهد شد.
‌*‌ یعنی فقط حضور آن‌هاست که انتخابات را پرشورتر می‌کند؟ آیا حضور گروه‌های خارج از حاکمیت موجب افزایش مشارکت مردم، دموکراتیک‌تر شدن انتخابات و افزایش شور و نشاط در فضای سیاسی جامعه نمی‌شود؟
‌*‌‌*‌ ما در حد شخصیت‌ها گفتیم. شخصیت‌های تراز اولی که قابل طرح بودند. برای ریاست مجلس ما این شخصیت‌ها را که در این حد بودند مطرح کردیم و مگر ما چند تا شخصیت مثل آقای کروبی، هاشمی و موسوی‌‌‌خوئینی‌ها داریم.
*‌ آیا حضور نیروهای ملی و مذهبی انتخابات را پرشورتر نمی‌کند؟
‌*‌‌*‌ چرا ما با اصل قضیه موافق هستیم اما مثلا آقای سحابی که در حد آقای کروبی نیست.