تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۳۶۹

محمد عبدالهی
نوشتار پیش رو برداشتی از آخرین راهبردهای اتاق فکر جریان فتنه در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی است.
 این پژوهش نشان می‌دهد که جریان فتنه رویکرد انتخاباتی خود را در قالب یک «سناریوی چند وجهی» و مبتنی بر هدف‌گذاری‌های «میان مدت» و «بلند مدت» در دستور کار قرار داده است. با این اوصاف بازشناسی تنوع استراتژی‌ها و تمایز تاکتیک‌های واقعی و فریب، متضمن ارزیابی دقیق‌تر از شرایطی است که اکنون جریان فتنه در آن قرار گرفته‌است.
یافته‌ها حاکی از آن است که شرایط کنونی جریان فتنه «ناهمگن» و همراه با «بی‌ثباتی» است، از این‌رو، «تلاش برای ماندن»، اصلی‌ترین هدف‌گذاری راهبردهایی است که از اتاق فکر این جریان صادر می‌شود. در متن پیش رو، ابعاد سناریوی چندوجهی مورد اشاره و شرایط پیش روی جریان فتنه مورد واکاوی قرار گرفته ‌است. وقایع پس از انتخابات ۸۸ و عملکرد اصلاح‌طلبان در آن، تبعات سنگینی را برای آنها به دنبال داشت، از جمله آن که:
بدنه اجتماعی فتنه دچار ریزش شد؛
از هم گسیختگی و چندگانگی گسترده‌ای بر اتاق‌فرمان این جریان مستولی گردید؛
عرصه بر هرگونه فعالیت آشکار فتنه‌گران تنگ شد.
در طول ۸ ماهه آشوب‌های پس از انتخابات، فتنه‌گران که خود را در آستانه پیروزی ارزیابی می‌کردند، از نهایت ظرفیت عاطفی بدنه اجتماعی خود برای فشار بر حاکمیت استفاده کردند. در این راستا پروژه‌های کشته‌سازی، سیاه‌نمایی وضع کشور و بسیاری اقدام‌های دیگر منجر به تحریک شدید مردم گردید.
در حوادث پس از انتخابات، سرمایه آشوب جریان فتنه، هر آنچه در توان داشت را به کار گرفت اما در نهایت در نبرد فرسایشی و هوشمندانه نظام دچار یأس و دلسردی عمیقی شد. فراخوان‌های بی‌نتیجه «شورای هماهنگی راه سبز امید» در مناسبت‌های مختلف خرداد ماه ۹۰ به خوبی نشان ‌دهنده این دلسردی است؛ بعد از آن نیز در بازه‌ای یک ‌ساله رخوت بسیاری در سیاسیون و حلقه اول این جریان دیده شد.
تجربه سکوت یک‌ساله و تکاپوی رقیب جریان فتنه -یعنی جریان انحراف- برای بحران‌سازی در جامعه، تئوریسین‌های فتنه را به این جمع‌بندی رساند که سکوت بیشتر، جریان اصلاحات را تبدیل به برگی از تاریخ خواهد کرد بدون آن که نظام با کمترین درجه‌ای از بحران مواجه شود.
همه این شرایط دوگانه‌ای را برای سران فتنه رقم زد که سرفصل‌های اصلی آن «بازگشت به نظام» یا «عبور از نظام» بودند. اکنون اما جریان اصلاحات در باتلاق خود ساخته‌ای گرفتار شده ‌است. از سویی در صورت تصمیم برای بازگشت به عرصه سیاسی حمایت بدنه مردمی خود را نخواهد داشت و در صورت عدم حضور در انتخابات بدون کمترین هزینه‌ای حذف خواهد شد.
از سوی دیگر جریان فتنه اکنون با معضلی دوسویه دست به گریبان است که یک ‌سر آن در داخل به شکل تضعیف پایگاه اجتماعی و سر دیگر آن در خارج و در قالب کمرنگ شدن اعتماد طرف غربی در اثر ناکارآمدی فتنه‌گران بروز کرده است.
نزدیکی انتخابات مجلس نیز به مثابه کاتالیزوری، جریان فتنه را وادار به اقدام‌های مقتضی نموده ‌است؛ اما حقیقت آن است که انتخابات پیش رو تنها یک هدف میانی برای احیای این جریان محسوب می‌شود و به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان برنامه‌ای دراز مدت را برای ریاست‌جمهوری آینده پیگیری کرده و تب انتخاباتی جامعه را فرصتی برای بازگشت به نظام (در ایده‌آل‌ترین حالت) ارزیابی می‌کنند. شاهد مثال این ادعا، جلسه چندی قبل «خاتمی» با شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان است که در آن خاتمی، ‌شورا را دعوت به کارهای اجتماعی می‌کند، آن هم در آستانه انتخابات!
در مجموع به نظر می‌رسد جریان اصلاحات برای برون‌رفت از بحران سه‌جانبه پیش رو (عدم مشروعیت از جانب نظام، بدنه اجتماعی دلسرد و کاهش حمایت‌های خارجی) دست به ارائه چند رویکرد زده ‌است تا با نسبت دادن هر رویکرد به یکی از چهره‌های شاخص خود، از تحمیل هزینه‌های احتمالی آن به کل جریان اصلاحات جلوگیری کند و در صورت لزوم با حذف و انزوای آن چهره، موجودیت جریان اصلاحات را حفظ نماید. در این رابطه دو نکته مهم وجود دارد:
اول آن که، این استراتژی‌های به ظاهر متناقض‌نما، در واقع تقسیم کار آگاهانه و دقیق بین اعضای وفادار به جریان اصلاحات است تا با تست‌زنی تمامی راه‌حل‌های موجود، در نهایت با کسب برآورد دقیق از فضای انتخاباتی بیشترین بهره‌وری را با صرف کمترین هزینه از آن خود کند.
و دوم این که، طرف غربی بدون شک به دنبال ایجاد یک چالش فراگیر امنیتی در انتخابات آینده است. اصلی‌ترین دلیل این رویکرد آن است که در صورت برگزاری انتخاباتی همراه با سلامت و رقابت بالا، سلامت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری عملاً تأیید شده و کمترین تردید داخلی و خارجی باقی نمی‌ماند که فتنه ۸۸ مبنایی جز براندازی نداشته و نیز نظام جمهوری اسلامی از بالاترین درجه امانتداری و سلامت انتخاباتی برخوردار است.
از این رو، دستورالعمل قطعی کشورهای غربی تلاش برای برهم زدن الگوی ثبات و سلامت جمهوری اسلامی در انتخابات آینده است. این موضوع البته نه تنها به دلیل پیش گفته بلکه به دلایل بسیاری که طرح آنها خارج از حوصله این متن است، هم اکنون روی میز طرف غربی قرار دارد.
براساس این فرمول، جریان فتنه همانند سال ۸۸ نقشی کلیدی و تعیین کننده را در این صحنه بر عهده خواهد داشت؛ از همین رو است که اتاق فرمان فتنه از ارائه یک رویکرد برای انتخابات آینده پرهیز دارد تا مبادا طرح عملیاتی از پیش لو رفته و خنثی گردد. با این تفاصیل ضرورت بازخوانی رویکردهای جریان فتنه در موضوع انتخابات دو چندان می‌گردد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
رویکردهای عمده جریان اصلاحات نسبت به انتخابات مجلس
۱- رویکرد مشارکت مشروط:
این رویکرد از آذر ماه سال گذشته به محوریت خاتمی کلید خورد و نتیجه آن ارزیابی و سنجش میزان مقاومت حاکمیت در برابر بازگشت اصلاح‌طلبان بود. در این پروژه که پیش از هر بازتابی، دلخوری و تهاجم بدنه مردمی جریان اصلاحات را به دنبال داشت، شروطی مطرح شد که با شرایط موجود نظام، غیرقابل اجرا و پذیرش بود و خاتمی نیز به خوبی می‌دانست. واکنش شدید اصولگرایان و شورای نگهبان دور از ذهن طراحان این پروژه نبود اما اهداف قابل توجهی در طرح این شروط پیگیری می‌شود که اهم آنها به شرح زیر هستند:
۱-۱ اعلام موجودیت اصلاح‌طلبان و کاهش قبح حضور آنان در انتخابات؛
۲-۱ پیگیری بازگشت بدون هزینه: ساختار این طرح به گونه‌ای است که ابتدا شروطی مطرح می‌شود و در نزدیکی انتخابات با عقب‌نشینی از مواضع قبلی، نظام را برای پذیرش دوباره خود و چشم‌پوشی از اقدام‌های براندازانه خویش تحت فشار قرار می‌دهند.
۳-۱ تست‌زنی اقتدار حاکمیت و مقاومت‌سنجی از دستگاه‌های نظارتی؛
۴-۱ ارسال پیام موجودیت به طرف خارجی؛
۵-۱ تحمیل هزینه عدم حضور احتمالی اصلاح‌طلبان به نظام؛
۶-۱ تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد با مدیریت فضای رسانه‌ای کشور
۲- رویکرد مشارکت در انتخابات با چراغ خاموش
بعضاً اخباری از بخش‌های گوناگون جریان اصلاحات نظیر «فراکسیون خط امام» و «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» مبنی بر تشکیل لیست (۷+۱) و اخباری مشابه متشکل از «محمدرضا عارف»، «محسن هاشمی»، «رسول منتجب‌نیا»، «علی اکبر محتشمی‌پور»، «سیدهادی خامنه‌ای»، «صادق خرازی» و «مجید انصاری» منتشر شد که به سرعت تکذیب گردید. (منظور از ۱، سید حسن خمینی است) بر این اساس به نظر می‌رسد جبهه اصلاحات در تکاپوی انتخابات است اما به دو دلیل از اعلام آن خودداری می‌کند:
الف) جلوگیری از تسریع اتحاد اصولگرایان؛
ب) جلوگیری از ایجاد نارضایتی و جوسازی منفی در بدنه اجتماعی و حامیان خود.
این حرکت خاموش می‌تواند تا زمان کوتاهی مانده به انتخابات ادامه پیدا کند. در زمان انتخابات با برآورد دقیق از فضای پدید آمده و به‌خصوص تحرکات جریان انحراف، اصلاح‌طلبان دو گزینه و استراتژی را در پیش رو دارند:
۱-۲ ارائه لیستی از افراد بسیار شاخص جبهه اصلاحات همچون وزرای دولت خاتمی هر چند که این وضعیت بسیار بعید می‌نماید اما اتفاق‌های این ۳ ماه، تعیین‌کننده خواهد بود. جریان اصلاحات چنانچه چراغ سبزی از جانب حاکمیت دریافت کند، چنین استراتژی را اتخاذ خواهد نمود و برای به سرانجام رسیدن آن احتمالاً از تاکتیک ایجاد یک شوک و بحران برای احیای سرمایه رأی خود استفاده خواهد کرد. این شوک باید آن قدر قوی باشد که منجر به ایجاد شعار و تئوری جدید در میان اصلاح‌طلبان و بازگشت حامیان آنها به سوی صندوق‌های رأی شود. اگر شورای نگهبان این افراد را رد صلاحیت کند، پروژه «مظلوم‌نمایی» پیگیری خواهد شد.
در هر صورت زمزمه‌هایی برای مخدوش نمودن سلامت انتخابات و ایجاد چالش برای امنیت آن در زمره سرفصل‌های بسیار محتمل راهبرد اصلاح‌طلبان در آینده پیش رو است. این رویکرد مبتنی بر یک فرمول بیرونی و با لحاظ شرایط بغرنجی است که امریکا و اروپا اکنون درگیر آن هستند. بدون شک ایجاد بحران در ایران، اکنون از نان شب برای غربی‌ها واجب‌تر است؛ چراکه بیداری اسلامی با الگوپذیری از جمهوری اسلامی در مراحل حساس و بسیار خطرناکی قرار گرفته ‌است و لازم است پاسخ تحولات منطقه هرچه سریع‌تر در مبدأ داده شود.
۲-۲ استفاده از مهره‌های متعادل‌تر به صورت انفرادی (به خصوص در شهرستان‌ها) بدون ذکر نام اصلاحات؛
۳-۲ استفاده از مهره‌های متعادل‌تر (با صبغه فرهنگی و اجتماعی) به صورت یک لیست واحد میانه‌رو.