تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۳۸۱
گرد‌آوری و تنظیم: محمد معرفی اشاره: حمایت آمریکا، غرب و اسرائیل از تجزیه سودان و جانبداری آنها از استقلال سودان جنوبی در قاره آفریقا اگر چه از یک سال پیش که همه پرسی برگزار شد تاکنون بحث و جدل های فراوانی را موجب شده، اما ابعاد آن به دقت بیان نشده است. تاسیس سودان جنوبی به عنوان صدو نودوسومین کشور به قیمت تقسیم نهمین کشور پهناور در جهان و بعداز کشته و زخمی شدن میلیون ها تن در ماه ژوئیه سال 2011 میلادی در اذهان جهانیان ثبت شد. سودان شمالی و جنوبی 9 ماه پیش از تقسیم این کشور در مورد برگزاری همه پرسی در مورد سرنوشت خود به توافق رسیده بودند و پس از آن پنجاه و چهارمین کشور عضو اتحادیه آفریقا پابه عرصه وجود گذاشت. براساس آمارهای رسمی ارائه شده از سوی سازمان ملل درخلال درگیری های داخلی سودان جنوبی و شمالی نزدیک به یک میلیون نفر کشته و بیش از چهار میلیون نفر نیز از خانه و کاشانه خود آواره شده بودند. «عمرالبشیر» رئیس جمهور سودان متحد درسال 2004 با هدف پایان دادن به درگیری ها اقدام به امضای توافقنامه صلح موسوم به «نیواشا» کرد، اما متاسفانه پس از آن در گیری های دوطرف ادامه یافت. تهدید باراک اوباما، رئیس جمهور رنگین پوست آمریکا درسال 2010 برای تحریم کشور سودان، جدایی سودان متحد شتاب بیشتری به خود گرفت. این تصمیم آمریکا نه بخاطر حل مشکلات مردم سودان، بلکه در راستای تامین منافع واشنگتن در آفریقا صورت گرفت و موضوع برگزاری همه پرسی مطرح شد. این اقدامات در کنار فشارهای بین المللی آمریکا و اتحادیه اروپا برای بازداشت رئیس جمهور سودان به اتهام جنایت های ضدبشری، عمرالبشیر را در وضعیت بغرنجی برای تن دادن به تجزیه کشورش قرار داد. عامل دیگری که غرب برای نائل آمدن به هدف خود برای تجزیه سودان از آن سود برد، متوسل شدن به کشورهای آفریقایی همجوار بود و دراین راستا باراک اوباما، از رهبران چاد، مصر، اتیوپی، کنیا، نیجریه، رواندا، اوگاندا و اتحادیه آفریقا برای فشار آوردن به عمرالبشیر کمک گرفت. گذشته از موقعیت استراتژیک جنوب سودان در منطقه، منابع زیرزمینی به خصوص نفت که شش میلیارد بشکه ذخایر زیرزمینی را شامل می شود، در کنار رودنیل مورد طعمه قرار گرفت و کشور جدیدی در قاره سیاه پابه عرصه وجود گذاشت.

الگوی اسرائیل در قاره آفریقا
رژیم صهیونیستی پس از اعلام استقلال سودان جنوبی به عنوان یکصدو نود و سومین کشور جهان، روابط خود را با این کشور جدید آفریقایی شتاب فزاینده ای بخشید و دراین راستا سفیر خود را که برای تامین منافع سیاسی و اطلاعاتی در آفریقا فعالیت می کند به این کشور گسیل کرد.
رژیم اشغالگر قدس پس از شناسایی جنوب سودان از سوی سازمان ملل و غرب اعلام کرد که در جهت احترام به روابط دیرینه دو کشور، از هرگونه روابط دیپلماتیک و اقتصادی با دولت جدید التاسیس کوتاهی نخواهد کرد.
«الون لیئیل» مدیرکل سابق وزارت خارجه رژیم صهیونیستی سال گذشته میلادی از حکومت تازه تاسیس سودان جنوبی تجلیل کرد و گفت: «اسرائیل به دنبال منافع اقتصادی در جنوب سودان نیست اگرچه برخی از شرکت های اسرائیلی در زمینه کشاورزی و امنیت در آن کشور حضور فعال دارند.»
این مقام صهیونیستی یک سال پس از استقلال سودان جنوبی فاش کرد: کشور سودان، دشمن ما بود و ما در این راستا، با حمایت از سودان جنوبی، به تجزیه آن کمک کردیم و امروز نتیجه آن را با حمایت کشور جدید التاسیس از خود می بینیم.
وی با یادآوری این موضوع که اسرائیل تلاش های زیادی کرده است تا کشور دوست (سودان جنوبی) به استقلال برسد اظهار داشت: هدف اسرائیل نفوذ در قاره سیاه و استفاده از این برگ برنده در روابط با مصر بود که رود نیل را به عنوان موضوعی استراتژیک برای خود تصور می کند.
این افشاگری مقام صهیونیستی درحالی صورت می گیرد که پیش از آن اسرائیل قدم هایی را برای ایجاد جای پای محکم در قاره آفریقا برای برهم زدن امنیت مصر و اعراب برداشته بود که کشور اریتره نمونه بازر آن است.
بسیاری از صاحبنظران مسائل آفریقا نیز باتوجه به علاقه رژیم صهیونیستی و حمایت از جدایی جنوب سودان از شمال آن بر این موضوع تأکید دارند که اسرائیل، نقشه های دور و درازی برای قاره آفریقا در سر می پروراند.
قاره سیاه اگرچه از محرومیت مضاعفی رنج می برد ولی در معادلات نشان داده است که طی منازعات جهانی با حمایت از آرمان فلسطین، رأی به محکومیت اسرائیل داده است و این موضوع باعث شده است که تل آویو همیشه با نگاه عضب آلودی به آن بنگرد و در فکر تغییر شرایط در آن باشد.
متأسفانه در مقابل شتاب فزاینده اسرائیل برای نفوذ در قاره آفریقا و به خصوص کشورهای عربی و مسلمان آن، اتحادیه عرب و مسلمانان اقدام چندان مهمی را به عمل نیاورده و فقط به دنبال کردن موضوع اکتفا کرده اند، که تجزیه سودان نمونه بارز آن در حال حاضر است.
تجزیه سودان
جدایی جنوب سودان از شمال آن و اعلام برپایی یک کشور جدید به مثابه تعبیر خواب دیرینه سران رژیم صهیونیستی بود، چرا که آنها همیشه در مخیله خود این موضوع را می پروراندند که به وجود آمدن کشورهای کوچک و متعدد در قاره آفریقا می تواند در نزاع مستمر آنها با اعراب مفید باشد. در این راستا است که اسرائیل به عنوان اولین دولت اشغالگر در تاریخ معاصر به شدت از تجزیه بزرگترین کشور پهناور اسلامی در آفریقا و استقلال سودان جنوبی حمایت کرد. بدون شک کشور جدیدالتأسیس سودان جنوبی با داشتن روابط نزدیک با رژیم صهیونیستی، می تواند یک خطر واقعی برای امنیت اعراب (به خصوص مصر و سودان) در معادلات استراتژیک قاره آفریقا محسوب شود.
ذکر این موضوع کافی به نظر می رسد که چرا رژیم صهیونیستی به جنوب سودان اهمیت فوق العاده ای می دهد و در این چارچوب پوشش های خبری بی سابقه اسرائیل در مورد برگزاری همه پرسی جدایی سودان و اعلام رسمی استقلال آن قابل کتمان نیست و نشان دهنده توجه ویژه سران رژیم صهیونیستی به این کشور است.
«باک» کارشناس صهیونیست مسائل آفریقا در مقاله ای در روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» این موضوع را مدنظر داشته و می نویسد: «اعلام استقلال کشور سودان جنوبی، دلیل خوبی برای پاره پاره شدن جهان عرب و جدایی آن از سودان به شمار می رود.»
به عقیده وی، واکنش اعراب در مخالفت با استقلال سودان جنوبی نشان دهنده ترس آنها از احتمال نابودی مقوله اتحادیه اعراب است که اکنون آنها بدون داشتن رهبری قوی، هرکدام، در گوشه ای قرار گرفته و به کار خود مشغول شده اند.
نیل و مقوله های دیگر
در دهه های گذشته اهمیت رود نیل و قرار گرفتن بیش از 85درصد آن د رخاک سودان و اتیوپی «موشه دایان» وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی را در سال 1965 وادار به سفر به قاره سیاه و مذاکره با سران آن برای ایجاد یک پایگاه نظامی در اتیوپی و تأسیس دو پایگاه دیگر در مرزهای اریتره و سودان کرد.
امروز هم به رغم تغییر اوضاع سیاسی در قاره آفریقا وقوع برخی ناآرامی های داخلی در آن، همچنان موضوع ایجاد یک توافق در مورد رود نیل به عنوان اولویت مهم در این قاره محسوب می شود. این در حالی است که اختلافات گسترده ای در مورد نحوه استفاده از منابع آبی رود نیل در کشورهایی که در آنها جریان دارد، موجود است.
با این تفاصیل ما در آینده شاهد دخالت اسرائیل در توافقات آینده درباره رود نیل خواهیم بود و در این چارچوب است که افزایش نفوذ رژیم صهیونیستی در جنوب سودان ارزیابی می شود، تا براساس آن بتواند، حیطه عمل خود را در بین کشورهای اسلامی منطقه وسعت بخشد. در واقع رژیم صهیونیستی می خواهد بر جریان طولانی ترین رود جهان که از خاک بیش از 20 کشور می گذرد، اشراف داشته باشد و با ایجاد سدهایی در آن کشورها و حتی تغییر مسیر در نیل بر فشارهای خود بر دو کشور قدرتمند مصر و سودان بیفزاید. مسلماً این فشارها باعث خواهد شد در کشاورزی و صنایع وابسته به آن در دو کشور مذکور اختلالاتی وارد شود.
از اهداف دیگر رژیم صهیونیستی در جنوب سودان دستیابی به بازارهای جدید برای فروش محصولات کشاورزی و دیگر صنایع در کشورهای آفریقایی فاقد زیرساخت های صنعتی است.
از سوی دیگر ادامه درگیری ها در منطقه دارفور و مناطق مرزی بین شمال و جنوب سودان (مانند «ابیی و کردفان») در بلندمدت می تواند به جدایی آنها منجر شود. به صورت کلی می توان اشاره کرد که هدف اصلی، تقسیم سودان بزرگ به چند کشور کوچک است که اولین گام آن با جدایی سودان جنوبی در سال 2011 محقق شد. در سال 2009 خبرگزاری «فلسطین الیوم» به نقل از« ادی دیختر» رئیس وقت تشکیلات امنیتی رژیم صهیونیستی فاش کرد که هدف اسرائیل تضعیف سودان با ایجاد تقسیمات مختلف در آن است. دیختر در مراسم فارغ التحصیلی دانش جویان «آکادمی پژوهش های امنیت ملی اسرائیل» به نقل از «بن گوریون» و سایر صهیونیست های بنیانگذار رژیم اشغالگر اذعان کرد که تضعیف سودان جز با ایجاد اختلاف و تجزیه آن امکان پذیر نیست. وی گفت: قدرت های جهانی همانند آمریکا بر دخالت در امور سودان برای استقلال جنوب و دارفور تأکید دارند، همچنانکه «کوزوو» استقلال خود را از صربستان به دست آورد. بنابراین همانند یوگسلاوی سابق که به شش جمهوری کوچک تجزیه شد، باید سودان را تجزیه کنیم.
این درحالی است که رژیم صهیونیستی برای مقابله با سیاست های ضدصهیونیستی عمرالبشیر، که نیروهایش دوشادوش اعراب در جنگ سال 1973 برضد اسرائیل شرکت کردند، در سال های اخیر نفوذ خود را در قاره سیاه افزایش داده است.
مورد دیگری که درمورد برنامه ریزی اسرائیل برای تجزیه سودان و حمایت از یک کشور مستقل به نام سودان جنوبی می توان به آن اشاره کرد، سخنان و تحلیل های برخی از صاحبظران صهیونیست آن است. در سال 2010 «زیوی بارییل» تحلیلگر سیاسی روزنامه «هاآرتص» طی مقاله ای از وجود عناصر زیادی از جاسوس های اسرائیل در جنوب سودان پرده برداشت که هدف آنها کمک به تجزیه طلبان بود.
این صهیونیست درست یک سال پیش از اعلام استقلال سودان جنوبی در مقاله خود عنوان کرد: اسرائیل، اولین کشوری خواهد بود که سفارت خود را در سودان جنوبی در آینده افتتاح خواهد کرد. «موشی فرجی» یکی از بنیانگذاران سازمان امنیت اسرائیل (موساد) نیز در کتاب خود موسوم به «اسرائیل و جنبش های آزادیبخش در جنوب سودان» نوشت: «هدف اصلی صهیونیست ها، مقابله با حضور ماهیت عربی سودان جنوبی و نشان دادن حضور اسرائیل در منطقه است.»
او اضافه می کند: باتوجه به این هدف است که ما فعالیت های خود را برای مداخله هرچه بیشتر در جنوب سودان و دارفور برای ایجاد ناآرامی ها افزایش داده ایم.
این سخنان در کنار محاسبات ژئوپلتیکی اسرائیل برای دستیابی به منابع استراتژیک و داشتن جای پای محکمی در قاره آفریقا، قابل توجه به نظر می رسد. رژیم صهیونیستی برای اینکه سلطه خود را بر گذرگاه های دریایی استراتژیک در منطقه (همانند دریای سرخ و تنگه های «تیران و باب المندب» در شاخ آفریقا) برای دستیابی به 380 جزیره آن و اشراف بر عبور و مرور نفت داشته باشد، از مدت ها پیش برنامه ریزی کرده بود. در کنار این موضوع نباید شعار معروف «از نیل تا فرات» را فراموش کرد که رویای آن را صهیونیست ها از مدت ها پیش در سر می پروراندند و امروز در سودان آن را جامه عمل پوشانده اند.
شتاب زدگی اسرائیل
اسرائیل با درک اهمیت نقش استراتژیکی که کشور سودان جنوبی برای آن در قاره آفریقا ایفا خواهدکرد، شتاب فزاینده ای به تلاش های خود برای نفوذ در قاره سیاه داده است و در این باره می توان سه عامل اصلی را در این کار دخیل دانست. 1- مشغول شدن کشورهای عربی به انقلاب های عربی و به تبع آن به وجود آمدن اضطراب در میان صهیونیست ها از گسترش اقتدار نیروهای ضد صهیونیستی در منطقه 2- وجود تعداد زیادی از مهاجران سودانی در اسرائیل و استفاده از آنها به عنوان برگ برنده برای توافق با رهبران کشور جدید التأسیس، از توطئه ای پنهانی خبر می دهد در جریان جشن های اعلام استقلال سودان جنوبی بسیاری از این مهاجران از اسرائیل به عنوان الگویی برای برپایی دولت جدید خود در قاره سیاه یاد کردند، تا به گمان خود به رفاه و آسایش مطلوب خود برسند!
3- حمایت نظامی پنهان، تل آویو به شورشیان جنوب در جنگ آنها بر ضددولت سودان عامل دیگری است که نباید از نظر دور داشت و این موضوع نقش مهمی را در بازکردن جای پای رژیم صهیونیستی در قاره سیاه ایفا کرده است.با توجه به این مسائل است که دست اندرکاران اقتصادی در سزمین های اشغالی، شرکت های اسرائیلی را به ضرورت تسریع در سرمایه گذاری در جنوب سودان فراخواندند و با انتشار فهرست بلند بالایی که سازمان ملل مهر تأیید بر آن نهاده بود و 30میلیارد دلار برای زیرساخت هایش اختصاص داد، از آنها خواستند فعالیت های خود را سرعت بخشند.البته سازمان ملل هم در این راستا، علاوه بر کمک های مالی از هر گونه کمک حقوقی و سیاسی از سرمایه گذاری و فعالیت اسرائیل در سودان جنوبی خودداری نکرد.
تبعات تولد کشور جدید
برای پی بردن به عمق نگاه اسرائیل به کشور جدیدالتأسیس سودان جنوبی بد نیست به پژوهش منتشر شده از سوی «تسیض نوائیل» کارشناس مسائل استراتژیک در رژیم صهیونیستی نگاهی داشته باشیم.
این کارشناس صهیونیست در پژوهش خود که بر روی سایت رسمی رژیم صهیونیستی منتشر شد، نخستین مانع فراروی دولت جنوب سودان را امضاء نشدن یک توافق نهایی با شمال در مورد استخراج نفت از سرزمین مورد منازعه دو کشور (ابیی) دانست.
نوائیل در تحلیل خود متذکر شده است: «بنابراین کشور سودان جنوبی روزهای سختی را در پیش روی خواهد داشت، به خصوص اینکه 98درصد از واردات آن بر روی درآمدهای حاصل از تولید و فروش نفت در ابیی استوار شده است و در غیر این صورت رهبران آن نخواهند توانست دست به اقدامات اقتصادی بزنند و در درازمدت سودان جنوبی و شمالی به یک جنگ خونین سوق داده خواهند شد.
این کارشناس صهیونیست در توضیح مشکلات دولت جدید سودان جنوبی می گوید: «اما مشکل مهم تری که اکنون رهبران «جوبا» با آن مواجه هستند، مشخص نشدن مرزهای رسمی دو کشور است که در کنار اختلافات بر سر تملک منطقه نفتی ابیی سایه خطر جنگ را بر آسمان آنها افکنده است.
این در حالی است که دو کشور طی ماه های گذشته نزاع های مرزی محدودی با یکدیگر داشتند اما کشورهای آفریقایی و سازمان ملل با دخالت خود مانع از گسترش اختلافات شدند ولی استفاده از سلاح برای حل منازعات به عنوان گزینه اصلی برای سودان جنوبی و شمالی وجود خواهد داشت.
این کارشناس صهیونیست اختلافات داخلی در کشور سودان را دور از نظر نداشته و معتقد است: «ایالت کردفان» که پس از استقلال سودان جنوبی به پایگاه اصلی جدایی طلبان سودانی تبدیل شده است، می تواند به عنوان اهرمی برای فشار بر خارطوم مورد استفاده قرارگیرد.»
همچنین وجود تنوع قومی و اختلافات بین آنها در سودان جنوبی عاملی است که می تواند ثبات و امنیت آن را بر هم بزند و این موضوع باعث نگرانی رژیم صهیونیستی شده است. در این راستا، دعوت از سران و رهبران قبایل و گروه های مسلح برای سفر به سرزمین های اشغالی و تطمیع آنها به عنوان گزینه ای برای استمرار ثبات و یکپارچگی کشور جدیدالتأسیس از سوی اسرائیل ظاهر شده است. اگر چه برخی از رهبران قبایل دارای روابط دینی و ملی عمیقی با کشور سودان شمالی هستند، اما رایزنی های صهیونیست ها ادامه دارد.
مصر و سودان جنوبی
نوائیل کارشناس صهیونیست در پژوهش خود در مورد واکنش سودان می گوید: «سودان شمالی به رهبری «حسن عمرالبشیر» در آینده با مشکل بزرگی مواجه خواهد شد و آن پذیرش کشور جدیدالتأسیس در کنار مرزهای خود است، که علی رغم میل و اراده آن کشور تجزیه شده است.
این کارشناس اسرائیلی با بررسی دیدگاه های سیاستمداران مصری در مورد کشور تازه استقلال یافته سودان جنوبی به این بسنده می کند که مصری ها، به دقت حوادثی که در حال رخ دادن در جوبا است را دنبال می کنند و بر این موضوع واقفند که هر اتفاقی در آن کشور می تواند، باعث بروز مشکلات و مسائل عدیده ای برای آنها شود. در این راستا، قاهره با شناسایی سودان جنوبی تلاش کرده است، روابطی نزدیک و منطقی با رهبران جوبا(پایتخت سودان جنوبی ) داشته باشد.
به عقیده کارشناس صهیونیست، اسرائیل برای سود بردن از ورقه سودان جنوبی در روابط خود بامصر، تلاش های خود را از هنگام استقلال آن کشور تاکنون دو چندان کرده است و اسرائیل با زیرکی تمام با اعزام کارشناسان کشاورزی و آبیاری، درصدد است تا سرشاخه هایی در رود نیل در اراضی سودان جنوبی ایجاد کند و جای پای خود را بیش از گذشته محکم تر کند و به مصر نیز فشار وارد آورد.
نوائیل درپایان پژوهش خود به این نتیجه می رسد که کشور سودان جنوبی خواهی نخواهی درآینده با مشکلات و بحران های عدیده ای مواجه خواهد شد که ممکن است امنیت آن را با بروز اختلافات داخلی و نزاع های سیاسی به خطر بیندازد.همچنان که درکنار این مسائل، بحران های اقتصادی خواهد توانست، این کشور نوپای افریقا را با خطر جدی در داخل مرزهایش مواجه کند زیرا اتکای اصلی خود را بردریافت کمک های خارجی استوار کرده است.
اما گذشته از تحلیل ها و تراوشات فکری صهیونیست ها درمورد سودان جنوبی ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد، که اتخاذ یک استراتژی واحد از سوی کشورهای اسلامی و عربی برای مقابله با بحران های آینده، می تواند، سد محکمی برای مقابله با نفوذ رژیم صهیونیستی دراین منطقه مهم و استراتژیک از آفریقا باشد.
متاسفانه تاکنون کشورهای عربی نه تنها یک موضع واحد در مقابل نفوذ اسرائیل در قاره آفریقا اتخاذ نکرده اند، بلکه با انفعال هرچه تمام تر از کنار آن گذشته و مصر و سودان را درمواجهه با بحران تنها گذاشته اند.
به هر جهت سودان جنوبی با الگو پذیری از رژیم صهیونیستی درآینده می تواند مشکلات فراوانی برای همسایگان خود در قاره آفریقا ایجاد کند و همان طور که دریک سال گذشته نشان داد، با حمایت از جدایی طلبان به کانونی از بحران مبدل شده است.