تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۴۰۷

آنچه احزاب و جریان‌های سیاسی ایران را از احزاب سایر کشورها متمایز می‌کند نوع ورود آنها به بحث است؛ در حالی که یک حزب برای اداره کشور باید در تمامی شئون و شقوق برنامه داشته باشد‌‌.‌‌‌‌ احزاب ایرانی عموما و به شیوه قدما،‌‌‌‌ فرهنگ شفاهی را برگزیده و چندان چیز مکتوبی برای عرضه به مخاطب ندارند‌‌.‌‌‌‌
در این فرهنگ شفاهی نیز آنچه گفته می‌شود باز هم همه‌جانبه نبوده بلکه وجهه سیاسی آن غالب است؛ نکته مهمتر این که در حوزه گفتمان سیاسی نیز آنچه گفته می‌شود تابع جریان عمومی جامعه بوده و نوعی واکنش به کنش‌های اتفاق‌های افتاده است که فاقد پایگاه تحلیل و تئوریک است‌‌.‌‌‌‌ در حالی که مرور برنامه‌ها و شعارهای احزاب مطرح در کشورهای در حال توسعه و توسعه‌یافته نشانگر تمرکز آنها بر اقتصاد است و اگر دعوایی بین این جریان‌ها هست،‌‌‌‌ به خاطر نگاه متفاوت آنها به اقتصاد و حوزه تامین اجتماعی است‌‌.‌‌‌‌
این مهم جهانی در ایران موردی حاشیه‌ای است‌‌.‌‌‌‌ نگارنده به خاطر می‌آورد روزی را که به عنوان خبرنگار درباره موضوع اقتصادی خاصی به یکی از اعضای کمیسیون‌ اقتصادی مجلس (دوره پنجم) زنگ زدم تا نظرات او را در مورد آن مساله اقتصادی به خوانندگان انعکاس دهم که ایشان به علت وقت نداشتن از جواب به سوالات عذر خواست اما خودش گفت که اگر در مورد فلان مساله سیاسی بخواهید حاضرم مصاحبه کنم‌‌.‌‌‌‌
من فهمیدم که عیب کار کجاست و سعی کردم با تلفیق سوال و جواب،‌‌‌‌ مصاحبه اقتصادی را به انجام برسانم‌‌.‌‌‌‌ شاید این موضوع،‌‌‌‌ مصداقی باشد از آنچه هستیم که در یک جمله قابل خلاصه است؛ احزاب در ایران،‌‌‌‌ برای اقتصاد راهبرد و برنامه خاصی ندارند‌‌.‌‌‌‌ بررسی بیانیه‌ها و نیز عملکرد نمایندگان مجلس با پایگاه جناحی و حزبی نشانگر این موضوع است که آنها در حوزه‌های ایدئولوژیک و سیاسی بسیار فعال و موثر عمل می‌کنند،‌‌‌‌ در حالی که احزاب جهانی به سوی تمرکز بر مسائل اقتصادی تغییر مسیر داده‌اند‌‌.‌‌‌‌
به زبان ساده مردم این کشورها در برنامه‌های اقتصادی احزاب،‌‌‌‌ اقبال یا عدم اقبال خود را به آن نشان می‌دهند‌‌.‌‌‌‌ اما در ایران جریان سیاسی در واقع از عنوان احزاب فصلی برخوردارند‌‌.‌‌‌‌ زیرا بر این که ظهور و بروز آنها در محدوده زمانی انتخابات محدود شده و در غیر این فصل رفتارها حداقلی است و تاکنون از هیچ حزبی به صورت جدی برای پیوستن مردم به حزب تلاش دیده نشده که این موضوع مورد تایید سران احزاب نیز است‌‌.‌‌‌‌
سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز در این باره معتقد است‌:‌‌‌‌ احزاب اگر به نتیجه رسیدند و پیروز میدان بودند که هیچ،‌‌‌‌ وگرنه به طور کلی از میدان خارج می‌شوند‌‌.‌‌‌‌ اشکال آنها در این است که فصلی کار می‌کنند‌‌.‌‌‌‌ دبیرکل حزب موتلفه اسلامی نیز برای احزاب ویژگی‌هایی مانند داشتن قدرت تولید فکر،‌‌‌‌ برنامه برای اداره کشور و نیز بهره‌گیری از افراد توانمند را برمی‌شمرد‌‌.
محمدنبی حبیبی معتقد است‌:‌‌‌‌ فعلا الفاظ و شعارها جایگزین فکر،‌‌‌‌ برنامه و مدیریت درست شده است‌‌.‌‌‌‌ محمدرضا خباز نیز درباره برنامه نداشتن احزاب در همه عرصه‌ها به ویژه اقتصاد،‌‌‌‌ بر این باور است که کاستی‌های دیده شده حاصل حزب‌گریزی برخی مسئولان است‌‌.‌‌‌‌ حسین مرعشی از حزب کارگزاران سازندگی در مورد نگاه جریانی که به آن وابسته است در وب‌سایت خود چنین آورده است‌:‌‌‌‌ در دوران هاشمی‌‌‌رفسنجانی نگاه اقتصادی حزب کارگزاران بر اقتصاد کشور حاکم بود‌‌.‌‌‌‌
وی نگاه کارگزاران به اقتصاد را بسیار قوی می‌داند و درباره رویکرد داخلی و خارجی این حزب به اقتصاد چنین می‌گوید‌:‌‌‌‌ ما در عرصه داخلی معتقد به آزادی مردم در امور تولید و تجارت و تولید ثروت با هدایت دولت هستیم و در عرصه بین‌المللی معتقد به تعامل با جهان و پذیرش نوعی تقسیم کار بین‌المللی هستیم‌‌.‌‌‌‌ ما به سیاست خودکفایی و خوداتکایی اعتقادی نداریم‌‌.‌‌‌‌
ظاهرا با همین نگاه بود که جریان وابسته به کارگزاران در دولت خاتمی،‌‌‌‌ برنامه چهارم را با پشتوانه نظری ذکر شده تدوین کردند،‌‌‌‌ برنامه‌ای که به گفته کریمی‌ اصفهانی،‌‌‌‌ دبیرکل جامعه اسلامی اصناف و بازار،‌‌‌‌ رهاسازی اقتصاد ایران بود‌‌.‌‌‌‌ مرعشی به رغم دفاع از کارکرد اقتصادی دولت‌هایی که وی در آنها حضور داشت آنها را نیز به نقد می‌کشد‌‌.‌‌‌‌
محور نقد وی البته نفت است‌‌:‌‌‌‌‌‌ در اقتصاد یک مشکل نهادینه شده است و آن این که دولت‌ها به دلیل داشتن منابع نفت و اتکای بیش از اندازه به درآمد آن،‌‌‌‌ به کارایی اقتصاد و تولید ثروت در اقتصاد ملی و دریافت مالیات نگاه چندان پررنگی ندارد‌‌.‌‌‌‌ وی اضافه می‌کند:‌‌‌ در دولت اصلاحات با به کارگیری تفکر افرادی مانند نوربخش و نجفی سعی شد یک حساب ذخیره ارزی تشکیل شود تا مازاد درآمدهای نفت در آن سرمایه‌گذاری شود‌‌.‌‌‌‌
انتقاد وی آنجا علنی می‌شود که می‌گوید‌:‌‌‌‌ با افزایش قیمت نفت در اواخر دولت اصلاحات باز هم دولت از این سیاست غافل شد‌‌.‌‌‌‌ در مقابل نگاه مرعشی به عنوان نماینده گروهی از احزاب که اینک عنوان اصلاح‌طلب را بر خود دارند،‌‌‌‌ محمد‌نبی حبیبی به نوعی در تقابل با گفته‌های وی است‌‌.‌‌‌‌ دبیرکل حزب موتلفه اسلامی اعتقاد دارد‌:‌‌‌‌ احزاب فعال در کشور برنامه مشخصی برای حل مشکلات اقتصادی در کشور ندارند‌‌.‌‌‌‌
وی با تایید نگاه تک‌بعدی احزاب اضافه می‌کند‌:‌‌‌‌ احزاب وقتی به عنوان یک حزب مورد قبول واقع می‌شوند که بتوانند در بخش‌های مختلف اداره کشور،‌‌‌‌ برنامه‌های کارشناسی شده برای اداره کشور ارائه دهند‌‌.‌‌‌‌ حبیبی که در بین سیاسیون،‌‌‌‌ یک حزب با پایگاه بازار و تجارت را مدیریت می‌کند،‌‌‌‌ بر این اعتقاد است‌:‌‌‌‌ به نظر می‌رسد باید برنامه‌ریزی به گونه‌ای انجام شود که نیازهای اقتصادی مردم رفع شده و ایران به عنوان یک کشور تولید کننده جایگاه ویژه‌ای در بازارهای جهانی را به خود اختصاص دهد‌‌.‌‌‌‌
حبیبی احزاب را ناگریز از داشتن برنامه اقتصادی برای کشور می‌داند و بر این اعتقاد است‌:‌‌‌‌ احزاب در حوزه اقتصاد به کلیات پرداخته‌اند‌‌.‌‌‌‌ بررسی اظهارنظر‌های شفاهی نمایندگان طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا در حوزه اقتصاد نشان از این موضوع دارد که آنها دارای ضعف نظری در حوزه اقتصاد هستند و علاوه بر آن که برای رفع این نقص گامی موثر برنداشته‌اند،‌‌‌‌ عموما به پراکنده‌گویی پرداخته و تناقض در عملکردهای آنها تا حدی جدی است‌‌.‌‌‌‌ این چنین است که به دلیل نداشتن نگاه اقتصادی،‌‌‌‌ برخی احزاب در ایران خط عوض می‌کنند‌‌.‌‌‌‌
جناح و جریان‌های سیاسی در ایران فاقد دیدگاه‌های مدون و از پیش تعیین شده در حوزه اقتصاد هستند و با رویکرد جذب آرا در زمان مناسب تغییر آرایش می‌دهند‌‌.‌‌‌‌ در چنین شرایطی چه بر سر اقتصاد ایران می‌آید،‌‌‌‌ سوالی است که کمتر پاسخی برای آن می‌توان یافت‌‌.‌‌‌‌ به رغم تحصیل حدود یکهزار میلیارد دلار درآمد نفتی پس از انقلاب هنوز برخی مشکلات اساسی مردم بر زمین مانده است؛ زیرا احزاب و جریان‌ها به جای ارائه برنامه برای حل مسائل اقتصادی،‌‌‌‌ به مردم وعده امید می‌دهند تا آنها را با خود همراه کنند‌‌.‌‌‌‌