تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۴۱۲
دستور آمریکایی‌ها از سوی فتنه‌گران اجرا شد؛

از مدت‌ها پیش که بحث انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره نهم و نحوه تعامل فتنه‌گران با این مقوله مطرح شد، معلوم بود که دو راهی عجیبی بر سر راه این جماعت قرار داشته و انتخاب هر یک و بر زمین گذاردن آن دیگری، تبعاتی برای کل جریان فتنه و آینده سیاسی آنان خواهد داشت.
این دو راه بدین ترتیب از یکدیگر جدا می‌شد که از یکسو گزینه «حضور فتنه‌گران در صحنه انتخابات» و نام‌نویسی گسترده آنان، به معنای نفی هرآنچه در انتخابات سال ۸۸ علیه نظام گفته بودند تلقی می‌شد. در این صورت اگر اینان در فرآیند نام‌نویسی شرکت کرده و به آن اهتمام داشتند خود به معنای به رسمیت شناختن سلامت نظام جمهوری اسلامی، پذیرفتن قواعد کاندیداتوری، نفی ادعای واهی «تقلب» و دروغ‌پردازی آنان در زمینه عدم اعتماد به نظام اسلامی در سال ۸۸ تلقی می شد.
ثبت‌نام و حضور فتنه‌گران در این صحنه، ناخودآگاه اذعان به شکست و دروغ‌سازی سال ۸۸ آنان تلقی می‌شد و این تتمه آبروی این ورشکستگان را در برابر اپوزیسیون و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی غرب از بین برده و بالتبع موجب می‌شد تا دیگر مبالغ دریافتی از آنان هم خود به خود قطع شود.
علاوه بر این، این حضور خواه ناخواه به معنای چند قطبی شدن انتخابات - ولو در مراحل اولیه - بود و این با استراتژی کلی دشمن در زمینه بی‌رونق‌سازی انتخابات در ایران متضاد بود. مؤید این تحلیل، نشستی است که چندی پیش با حضور افسران اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا و برخی از فتنه‌گران داخلی و نیز برخی فتنه‌گران حاضر در خارج از کشور در بگرام افغانستان برگزار شده و در آنجا، مأموران جاسوسی «سیا» به صورت رسمی و ارگانیک، دستور عدم پررونق‌سازی انتخابات ایران را به فتنه‌گران ابلاغ کرده بودند و تمرد از این دستور، عواقب جبران ناپذیری برای سرسپردگان غربی در داخل به ارمغان می آورد.
دلایل یاد شده به علاوه نشست بگرام افغانستان، به صورت جدی حضور فتنه‌گران در صحنه انتخابات را مانع می‌شد.
اما در برابر این راه ذکر شده، گزینه «عدم حضور فتنه‌گران در انتخابات» هم همانگونه که اشاره شد دارای تبعات فراوانی برای فتنه‌گران بود.
لیدرهای قبیله فتنه به خوبی می‌دانستند که عدم حضور آنان حتی در «یک» انتخابات، به معنای محو و نابود شدن همیشگی صورت مسئله‌ای به نام «حضور جماعت فتنه در انتخابات» در تاریخ جمهوری اسلامی خواهد بود. هم از این‌رو بود که دائماً واهمه از آن داشتند که به عنوان تحریم‌کننده انتخابات شناخته شوند.
اما غافل از آنکه همین «عدم حضور مهره های اصلی برای ثبت‌نام در انتخابات»، خود به معنای عملی محو شدن حافظه تاریخی ملت از چیزی به نام «حضور فتنه در پای هر انتخابات» تلقی شده و سرنوشت آنان همچون سرنوشت گروهکهایی مثل نهضت آزادی، جبهه ملی، ملی - مذهبی‌ها، چریک‌های فدایی و... خواهد شد.
اینکه امروز هیچکس از آحاد ملت انتظار ندارد تا یکی از اعضای گروهک نهضت آزادی یا چریک فدایی یا ...در انتخابات حضور یابد ناشی از آن است که حافظه تاریخی ملت نسبت به آنان پاک شده و این سرنوشت می‌تواند در انتظار فتنه گران باشد؛ به شرط آنکه آنان حتی در یک انتخابات کاندیدا نداشته باشند.
ازاین جهت بود که فتنه‌گران به وضوح خواستار بر هم نخوردن «بازی اصلاح‌طلب - اصولگرا» بودند. آنان می‌دانستند که بر هم خوردن این بازی همانا و حذف حتمی الوقوع آنان از حافظه مردم و عادت کردن ملت به نبود فتنه‌گران در صحنه انتخابات، همان؛ و از این‌رو بود که در محافل خصوصی خود، خاتمی بارها اعلام داشته بود که باید این قاعده اصلاح‌طلب- اصولگرا را حفظ کنیم تا آن تعداد از اصولگرایان که سخنان رهبری برای آنان اهمیت فوق‌العاده دارد وارد صحنه نشده و قواعد این بازی را برهم نزنند.
این فرآیند همچنین به گونه‌ای برای فتنه‌گران سخت شده بود که از یکسو بدنه و قاعده اصلاح‌طلب با تمرّد از دستور لیدرهای اصلی، خواهان حضور در صحنه برای جبران مافات و اعاده حیثیت خود بوده و از جهت دیگر فرماندهان فتنه طبق دستوری که از آمریکایی‌ها دریافت داشته بودند، این حضور را به خود «حرام» کرده بودند.
اما وزن سیاسی حاضر فتنه در صحنه انتخابات نیز مقوله مهم دیگری بود که فتنه‌گران برنامه‌های خود در انتخابات را بر مبنای آن تنظیم می‌ساختند. آنان به خوبی به عدم تأثیر زیاد خود در صحنه - حتی با شانتاژهای تبلیغاتی و رسانه‌ای- واقفند و از این بابت است که شکست مفتضحانه آنان در جریان رأی‌گیری - در صورت حضور- از یکسو و عدم کاهش قابل ملاحظه مشارکت عمومی- در صورت عدم حضور- بر دو دلی جماعت فتنه نسبت به انتخابات آتی مجلس نهم می‌افزود.
سرانجام فتنه‌گران اما به واسطه دستور «از بالا به پایین» آمریکایی‌ها، گزینه عدم ثبت‌نام جدی در صحنه نام‌نویسی انتخابات را برگزیدند تا بدین وسیله بار دیگر سرسپردگی خود به اربابان غربی را بیش از پیش عیان کنند. این تحلیل مبتنی بر آن است که چون فتنه‌گران می‌دانستند خارجی‌ها به دنبال سرد برگزار شدن انتخابات نهم مجلس همچون هر انتخابات دیگری در جمهوری اسلامی هستند با انتحار خود در آینده حافظه ذهنی مردم، فرمان دشمن را عملیاتی کرده و گام دیگری برای اثبات خیانت خود به ملت و مملکت برداشتند.
«ملت فروشی» فتنه‌گران در قبال آنچه خود تحریم انتخابات خواندند گواهی روشن بر ادعای پوچ این گروهک در ادعای «دموکراسی خواهی» و سینه چاکی آنان برای «مردم‌سالاری» است. زیرا کسی که مردم‌سالاری را می‌طلبد هیچگاه درصدد برنخواهد آمد که با فعل و انفعال خود، تأثیر مستقیم بر کاهش مشارکت عمومی و لرزان شدن مردم‌سالاری کشورش بگذارد.
تهدید و تحدید دموکراسی و مردم‌سالاری کشور از سوی جماعت فتنه‌گر که به دستور آمریکایی‌ها صورت پذیرفته و از سوی فتنه‌گران داخلی دنبال می‌شود مؤیدی روشن و واضح علاوه بر آنچه ذکر شد دارد. و آن، اظهارات صادق زیباکلام در هفته اخیر است که به خوبی عیان شدن پس پرده برنامه‌ریزی‌ها را نشان می‌دهد.
آنجا که وی در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس اظهار داشت: «اگر امر دایر بر این باشد که اصلاح‌طلبان در این دوره انتخابات مجلس حاضر باشند از سوی خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی به صورت صریح و علنی اعلام خواهد شد که در انتخابات شرکت کرده و لیست ارائه می‌دهیم.
این افراد شاخص اعلام کرده‌اند نه در انتخابات این دوره از مجلس شرکت می‌کنند و نه لیستی ارائه می‌دهند. نظر هاشمی رفسنجانی بر عدم شرکت در انتخابات است. چون به هیچ‌یک از خواسته‌هایی که وی در آخرین نماز جمعه خود و پس از حوادث ۲۲ خرداد ۸۸ مطرح کرد، جامه عمل پوشیده‌ نشد. بنابراین فکر می‌کنم هاشمی رفسنجانی هم در انتخابات پیش‌رو شرکت نمی‌کند».
گرچه وی بلافاصله با تهدید و فشار دفتر هاشمی رفسنجانی مواجه شده و سعی کرد این اظهارات خود را به نوعی «رفو» کند؛ اما لو دادن استراتژی «تهدید مشارکت حداکثری» که دقیقاً در برابر استراتژی همیشگی نظام اسلامی در زمینه «تحقق مشارکت فعال و حداکثری» آحاد جامعه در انتخابات است بیش از آنکه ناشی از برداشت وی باشد حاکی از «اخبار نهانی» این جریان شمرده می‌شود.
چه آنکه علاوه بر آن، رفتار عملی فتنه‌گران و بازیگر پنهان -که از پشت صحنه به مدیریت ایشان مشغول است- در عدم حضور پررنگ در صحنه گواه روشنی بر «خیانت» به ملت و قابل پیگرد توسط دستگاههای ذی‌ربط است. علاوه براین، این نحوه مواجهه با انتخابات و تهدید صریح «مردم‌سالاری» بایستی جزو سوابق ناشایست فتنه‌گران ثبت و ضبط شده و توسط مراجع ذی‌ربط مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد.
این رفتار خائنانه با مردم و نظام اسلامی که هرگاه گوی «مردم‌سالاری» در ظاهر به نفع فتنه‌گران چرخید آنان این نام را در بوق و کرنا کرده و خود را مدافع آن جلوه دهند و هرگاه به ضرر آنان تمام شد با برهم زدن قواعد بازی، زیر میز شطرنج زده و نظام را به تقلب و دستکاری آرای مردم متهم نموده و یا آنگاه که باختن آنان مبرهن بود و حضورشان- به گمان خود- باعث گرم‌تر شدن تنور انتخابات می‌شود با عدم حضور، - به زعم باطل - سعی در آبروبری از نظام اسلامی بکنند، باید در حافظه تاریخی ملت و نیز سوابق مندرج در مراکز رصدکننده فعالیت فتنه‌گران ثبت و ضبط گردد.
چه؛ دیگر اینان نتوانند در دوره بعدی که به گمان‌شان، آب‌ها از آسیاب افتاد، دوباره به فکر ترویج «مرد‌م‌سالاری» با قرائت خود افتاده و قدرت را در پی آن، هدف‌گیری نمایند. اما واقعیت نیز آن است که تلاش فتنه‌گران برای سرد برگزار کردن انتخابات آتی، تلاشی رسوا و غیر واقعی است.
بر اساس آمار نظرسنجی‌های فعلی- علی‌رغم آنکه هنوز تا زمان رأ‌ی‌گیری انتخابات دو ماه فاصله باقی است- میزان برآورد مشارکت مردمی فوق‌العاده برآورد شده و بر اساس نظرسنجی‌ها، تحلیل آماری و دریافت شیب صعودی مشارکت در انتخابات، انتظار حداکثری شدن انتخابات مجلس نسبت به سایر انتخابات مشابه و احتمالا شانه به شانه زدن این انتخابات با انتخابات حداکثری دهم ریاست جمهوری کاملاً عملی و اجرایی است.
چه آنکه براساس این تحلیل‌های مبتنی بر افکارسنجی عمومی، میزان اقبال به جریان فتنه و تأثیر عدم حضور جدی جریان فتنه بر انتخابات، تأثیری کاملاً اندک و نازل است. بالعکس، بر این مبنا، اقبال نسبت به برخورد با جریان فتنه و دنباله‌های آنان، مطالبه‌ای حداکثری و جدی است و بر این اساس به نظر می‌رسد خبر سخن خاتمی در محفل فتنه‌گران مبنی بر اینکه «چه ما حضور یابیم و چه حضور نیابیم، مردم اقبال به ما نشان نخواهند داد و اصولگرایان برنده خواهند بود» بر مبنای اعترافی به نفس تلقی شده و عاری از صحت نباشد.