موضوع «مطبوعات» یکی از مهمترین مسائل سیاسی ـ اجتماعی تاریخ معاصر ایران در دو قرن اخیر است. مطبوعات نقش بسیار زیادی در روند نوسازی جامعه ایران ایفا کردهاند. 163 سال پیش نخستین روزنامه فارسی زبان در ایران قدم به عرصه وجود گذاشت. از آن تاریخ تا به امروز مطبوعات ایران جاده پرپیچ و خم و مسیر پرفراز و نشیبی را پیمودهاند. در این ستون تنها به یکی از زیرمجموعههای آن یعنی «توقیف در مطبوعات» پرداخته میشود. در یک نگاه کلی میتوان گفت که در سراسر تاریخ مطبوعات ایران «توقیف و تعطیل» به موازات «چاپ و تاسیس» همواره وجود داشته است و اتفاقا بین این دو پدیده ارتباط زیادی برقرار بوده است به عبارتی دیگر «مرگ روزنامه» تابع «تولد» و نحوه حیات آن بوده است.
مهمترین معیار دورهبندی تاریخ مطبوعات ایران عامل «سیاست و حکومت» است. بدون شک سیاست و سیاستمداران بیشترین تاثیر را بر ظهور و افول مطبوعات داشتهاند. دو مولفه اساسی این تقسیمبندی «استبداد» و «چالش استبداد و دموکراسی» است. در طول دوره مورد نظر (از سلطنت محمدشاه قاجار تا سقوط محمدرضا پهلوی) جامعه ایران شاهد دو گونه نظام سیاسی ـ اجتماعی بوده است:
1ـ حاکمیت مطلق استبداد و دیکتاتوری
2ـ چالش بین استبداد و دموکراسی و حاکمیت نظام دوگانه.
بنابراین نظریههای مطبوعاتی و دورهبندیهای تاریخ روزنامهها تنها در چارچوب فوقالذکر قابل بررسیاند. به عبارت دیگر ارائه هر گونه تعریفی از مطبوعات در راستای نظریه آزادی مطبوعات و ارتباطات اجتماعی، مختص جوامع دموکراتیک و مردمسالار اشتباه و ناقص است.
براساس دو مولفه فوق تاریخ مطبوعات و به تبع آن «توقیف» به پنج دوره زمانی تقسیم شده است:
1ـ دوره اول حاکمیت استبداد: از پیدایش روزنامه در زمان محمدشاه قاجار (1215 ه.ش) تا انقلاب مشروطه (1285 ه.ش)
2ـ دوره اول چالش استبداد ـ دموکراسی: از انقلاب مشروطه تا سلطنت رضاخان (1304 ه.ش)
3ـ دوره دوم حاکمیت استبداد و دیکتاتوری: دوره رضاخان (1304 ه.ش تا 1320 ه.ش)
4ـ دوره دوم چالش استبداد ـ دموکراسی: از سقوط رضاخان تا 28 مرداد (1332 ه.ش)
5ـ دوره سوم حاکمیت استبداد و دیکتاتوری: از کودتای 28 مرداد 1332 تا بهمن 1357
با نگاهی به پنج دوره تاریخی فوق مشخص میشود که در همه آنها وضعیت مطبوعات تابع نظام سیاسی حاکم بوده است. در دوره اول پادشاهان قاجار با قلدری و استبداد بر مردم حکومت میکردند. با آغاز انقلاب مشروطه درسال 1285 ش نظام سیاسی حاکم بر ایران به یک «حاکمیت دوگانه» تبدیل شد. بخشی از آن معتقد به آزادی و پیش گرفتن اعتدال در امور سیاسی ـ اجتماعی بود و بخش دیگر کماکان معتقد به استبداد و نظام مطلقه، با کودتای رضاخان در سال 1299ه.ش کفه دیکتاتوری و استبداد در ترازوی سیاسی حاکمیت ایران سنگینتر شد و سرانجام در 1304 با آغاز سلطنت رضاخان قلدری و دیکتاتوری حاکمیت مطلق یافت. با فرار رضاشاه در شهریور 1320 و جانشینی پسر جوانش، محمدرضا، حاکمیت مجدد دوگانه گردید و شخصیتها و جریانات آزادیخواه فرصت یافتند با ورود به بخشهایی از هرم سیاسی قدرت از جمله پارلمان تا حدودی نظام حاکم بر جریانات سیاسی اجتماعی روز از جمله مطبوعات را تغییر دهند.
سرانجام با کودتای 1332 چالش استبداد ـ دموکراسی بار دیگر به نفع استبداد خاتمه یافت. جالب این جاست که در دو دوره چالش نظامیان با انجام کودتا به طرفداری از نماد استبداد، حاکمیت دوگانه را به حاکمیت یگانه و مطلقه تبدیل کردند.