تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۵۳۰
گزارش «وطن‌امروز» از تحلیل بنیاد «هریتیج» درباره سفر احمدی‌نژاد به آمریکای لاتین

ثمانه اکوان: سفر روز گذشته رئیس‌جمهور به منطقه آمریکای‌لاتین نگرانی‌های زیادی را برای آمریکا و متحدان غربی‌اش فراهم آورده است. تحلیلگران سیاست خارجی در آمریکا نیز با مشاهده افزایش وحدت میان ایران و برخی کشورهای حوزه آمریکای‌لاتین به فکر ارائه تحلیل‌ها و گزاره‌هایی برای توجه هرچه بیشتر دولت اوباما به این مساله افتاده‌اند. یکی از جالب‌ترین تحلیل‌ها، ‌مربوط به تحلیل بنیاد آمریکایی «هریتیج» است که روز هفتم ژانویه (شنبه) به انتشار رسیده که در ادامه متن کامل آن آمده است:
سفر هشتم ژانویه محمود احمدی‌‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران به کشورهای حوزه آمریکای‌لاتین، ‌سفری کوتاه اما بسیار نمادین است. رئیس‌جمهور ایران قصد دارد رابطه کشورش با کشورهایی نظیر ونزوئلا و افرادی چون هوگو چاوز که یکی از مهم‌ترین مخالفان آمریکاست را بشدت توسعه بخشد. برای دولت اوباما بازدید ایران از این کشورها جزئی از پروسه زوال دیپلماسی آمریکا در کشورهای این حوزه است. مساله‌ای که باید با سرعت هر چه بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. دولت اوباما باید در مقابل این تهدیدات با سیاستی فعال وارد میدان شده و به منظور حفظ و پیشبرد امنیت و منافع آمریکا در میان همسایگانش اقدامی فوری اتخاذ کند.
دوستان اثرگذار در سازمان ملل
دیدار احمدی‌‌نژاد از کشورهای حوزه آمریکای‌لاتین در واقع نمایشی از میزان تهدیدآمیز بودن نفوذ ایران در این حوزه است. اقدامی که به نظر می‌رسد به عنوان اقدامی تلافی‌جویانه در برابر افزایش تحریم‌ها طراحی شده است.
مانور‌های نظامی ایران و تهدید به بستن تنگه حیاتی هرمز، افقی نامشخص را برای ایران در سال 2012 رقم زده است. احمدی‌نژاد در عین حال به دنبال فرصتی است تا نشان دهد نه‌تنها تحریم‌ها بر ایران تاثیر نگذاشته بلکه او را به عنوان محبوب‌ترین چهره بلوک ضدآمریکایی معرفی کرده است. و از زمان تصدی مقام ریاست‌جمهوری در سال 2005 میلادی روابط ایران را با نیمکره‌ غربی بشدت تقویت کرده و موافقتنامه‌های نظامی، غیرنظامی و همکاری‌های اقتصادی و سیاسی زیادی را با ونزوئلا، ‌بولیوی، ‌اکوادور و نیکاراگوئه امضا کرده است. همچنین بسیاری بر این اعتقادند که حضور دیپلماتیک ایران در منطقه در واقع سرپوشی بر فعالیت‌های اطلاعاتی جمهوری‌اسلامی در نزدیکی مرزهای آمریکاست. ایران با ایجاد رابطه با لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور سابق برزیل در واقع مردی را کشف کرد که نسبت به برنامه‌های هسته‌ای ایران بسیار خوش‌بین بود و به همین دلیل برزیل در ژوئن سال 2010 در برابر اعمال آخرین تحریم‌ها علیه برنامه هسته‌ای ایران مقاومت کرده و در شورای امنیت به این مساله رای نداد. در واقع ایران بشدت به دنبال کسب مشروعیت بین‌المللی و در پی آن اجرای پروژه نفوذ به قدرت جهانی است، ‌آن هم در شرایطی که روزبه‌روز بر فاصله آمریکای‌لاتین با ایالات متحده اضافه می‌شود.
دستور کار ایران در نیمکره غربی
ایران در آمریکای‌لاتین به دنبال چیست؟ به دنبال پوشش دیپلماتیک برای فعالیت‌های خود و جلب حمایت بین‌المللی علیه آمریکا و قدرت‌های اروپایی است که این روزها بیشتر از قبل با تصویب تحریم‌ها به ایران فشار می‌آورند. ایران به دنبال بازارهایی برای تجارت و کشورهای مطمئن برای افزایش صادرات تجاری‌اش است. ایران همچنین به دنبال دوستی با تعدادی از رهبران ضدآمریکایی است که بتوانند تحریم‌ها علیه بانک مرکزی این کشور را دور زده ‌و مایل به انعقاد قراردادهای اقتصادی با شرکت‌های دولتی ایران باشند تا از این طریق بتواند از اثرگذاری تحریم‌ها کاسته و فناوری‌های موردنیاز خود را نیز از طریق همین کشورها تامین کند. از سوی دیگر از نقطه‌نظر جغرافیای سیاسی، ایران به این کشورها به عنوان یک محمل و پلت‌فرم بالقوه برای انجام جنگ نامتقارن نگاه می‌کند. ایران می‌داند زمانی که بخواهد تنگه هرمز را ببندد با مشکلات زیادی رو‌به‌رو می‌شود و درگیر کردن آمریکا به کشورهای همسایه‌اش و ایجاد بحران در این منطقه به خوبی می‌تواند جلوی اقدامات بعدی آمریکا در منطقه خاورمیانه را بگیرد. ایران همچنین با نفوذ در اقتصاد این کشورها توانایی کسب اورانیوم مورد نیاز خود برای فعالیت‌های هسته‌ای را خواهد داشت. در زیر به چند نمونه از کشورهای حوزه آمریکای‌لاتین که روابط خوبی با ایران دارند، پرداخته می‌شود:
ونزوئلا دروازه ورود بحران ایران به آمریکای‌لاتین بود. چاوز بیش از یک دهه است که در جهت ایجاد وحدت علیه چیزی که آنها «استکبار جهانی» می‌خوانند، با رهبر عالی ایران در ارتباط است. چاوز اما در مواجهه با انتخابات پیش‌روی خود در اکتبر سال جاری میلادی مجبور است چهره ضدآمریکایی خود را برای طرفداران ملی‌گرای خود همچنان حفظ کند و این دیدار با رئیس‌جمهور ایران در واقع اعتبار ضدآمریکایی او را در ونزوئلا بالا می‌برد. در این سفر انتظار می‌رود 2 رئیس‌جمهور بدون اینکه امنیت ملی آمریکا را به صورت‌ آشکار زیر سوال ببرند، طرح از بین بردن خاصیت تحریم‌ها علیه ایران را اجرایی کرده و برنامه‌ریزی‌هایی را نیز برای پیشبرد جنگ نامتقارن در منطقه آمریکای‌لاتین انجام دهند.
حضور احمدی‌‌نژاد در مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری دانیل اورتگا، رئیس‌جمهور نیکاراگوئه در دهم ژانویه در واقع نشانه‌ای از همبستگی بیشتر این دو کشور است. در کوبا نیز علایق مشترک ایران و رهبران این کشور، ‌برخاستن علیه قدرت‌های غربی بویژه آمریکا و همچنین علاقه به ایجاد تغییرات اساسی در نحوه توزیع بین‌المللی قدرت است. در اکوادور نیز شرکت‌های نفتی این کشور ترجیح داده‌اند از شرکت‌های آمریکایی دوری گزیده و رابطه تجاری خود را با ایران برقرار کنند. روابط تازه تجاری بین ایران و اکوادور در واقع به دلیل روحیه آمریکاستیزی 2 کشور بوده است. گوآتمالا اما جریان دیگری دارد. این کشور تا به حال روابط دیپلماتیک بسیار کمی با ایران داشت اما از آنجایی که 2 سال است یکی از صندلی‌های شورای امنیت سازمان ملل را از آن خود کرده، به هدف خوبی برای مبادلات اقتصادی و ایجاد رابطه دیپلماتیک برای ایران تبدیل شده است. رئیس‌جمهور گوآتمالا اسکار پرز مولینا، یک افسر سابق نظامی و محافظه‌کار است که در تاریخ 14 ژانویه رسما بر سر کار می‌آید. پذیرفتن حضور رئیس‌جمهور ایران در گوآتمالا در واقع سیلی محکمی به چهره آمریکا خواهد بود.
دولت اوباما، دولتی با سیاست‌های ناپایدار در برابر ایران
دولت اوباما به شیوه یک تازه‌کار وارد تعامل با ایران شد. در ابتدای راه سعی می‌کرد ایران را از طریق تعاملات دیپلماتیک وادار به توقف غنی‌سازی و اجرای برنامه هسته‌ای‌اش کند و رئیس‌جمهور در قول معروفی، وعده داد اگر ایران مشت خود را باز کند، آمریکا برای دوستی به سرعت دست خود را به طرف ایران دراز خواهد کرد اما جمهوری‌ اسلامی، آمریکا را در این میدان تحقیر کرده و راه خود برای گسترش برنامه هسته‌ای‌اش را ادامه داد. این رفتارها و سیاست‌ها تا جایی پیش رفت که فشارهای بیشتر بر اقتصاد ایران منجر به حمله ایرانیان به سفارت انگلیس در تهران و تهدید به بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در سیستم صادرات نفت به اروپا و آمریکا شد. دولت اوباما ادعا می‌کند تهدید‌های جدید ایران نشان‌دهنده این است که تحریم‌ها کم‌کم دارد آثار خود در اقتصاد این کشور را نمودار می‌کند. با این حال گزارش‌های تایید نشده نشان می‌دهد ایران و ونزوئلا از این تهدیدها و تحریم‌ها فرصت دیگری کسب کرده و دستورکاری شامل تسهیل راه‌های ممکن برای دستیابی ایران به اورانیوم و پشتیبانی از حزب‌الله را پیش‌روی خود گذاشته‌اند. وزارت خارجه آمریکا اما در این میان تنها به این مساله کفایت کرده است که بهبود روابط با کشورهای حوزه آمریکای‌لاتین را در دستورکار خود قرار داده و سفرای جدید آمریکا در اکوادور و نیکاراگوئه را به این کشور‌ها اعزام کند.
راهکارهای آمریکا در برابر ایران
به نظر می‌رسد بهترین راه برای حل بحران ایران در منطقه آمریکای‌لاتین این باشد که دولت اوباما مواضع شدیدتری نسبت به این کشور اتخاذ کند:
1- دستیابی به یک پاسخ منسجم در برابر ایران: آمریکا باید به کشورهای دیگر اخطار دهد که حمایت از ایران می‌تواند برای آنها خطرناک باشد در صورتی که حمایت از آمریکا به نفع آنهاست. این سیگنال هشدار می‌تواند به وسیله اعزام سفیران جدید، ‌کمک‌های خارجی به این کشورها و تصویب وام‌های تازه در بانک توسعه آمریکا برای این کشورها باشد.
2- افزایش عملیات‌های اطلاعاتی: ماموران و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا باید آمار و اطلاعات بهتری از میزان نفوذ ایران در آمریکای‌لاتین و حمایت ایران از سازمان‌های نظامی مانند حزب‌الله داشته باشند.
3- پشتیبانی از حرکت‌های اپوزیسیون در ایران و ونزوئلا: یافتن راه‌هایی برای 2 برابر کردن حمایت از اپوزیسیون ایران و ونزوئلا و اتخاذ رویکرد انتقادی در میان گروه‌های سیاسی در انتخابات ماه اکتبر ونزوئلا یکی از روش‌هایی است که باید بشدت پیگیری شود.
در هر صورت سفر احمدی‌‌نژاد به منطقه نیازمند تشدید آگاهی و پاسخگویی بیشتر اوباما درباره چالش‌هایی است که آمریکا در نزدیکی خود حس می‌کند.