زهرا خسروی
نمی توان به سهولت از این نکته گذشت که ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم یکی از قدرت های مهم جهانی بوده است و پس از فروپاشی کمونیسم به نوعی ابرقدرت جهان به حساب می آمده است. اما در سالهای اخیر و تنها پس از 32 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ،قدرت تازه ای در منطقه خاورمیانه ظهور کرده است که در نبردی نابرابر در برابر خواستهای آمریکا قرار گرفته است و به نوعی مقامات کاخ سفید را با اقدامات خویش مبهوت ساخته است.
به عنوان مثال در چند هفته گذشته آمریکایی ها در موضوعات متعددی از ایران دچار شکست مفتضحانه شده اند. شکستهایی که قدرت آنها را به کلی تحت الشعاع قرار داده است به نوعی که اغلب رسانه های جهانی بر این نکته تاکید می ورزند که آمریکا در برابر ایران در موضع ضعف قرار گرفته است.
به عنوان مثال چندی پیش «غالب قندیل» تحلیلگر واستراتژیست مطرح لبنانی در مقاله ای در خبرگزاری الشرق الجدید با اشاره به مانور اخیر ایران در خلیج فارس و اقیانوس هند تاکید کرد که این مانور به تغییراتی اشاره کرد که در توازن جدید قدرت در جهان و منطقه خاورمیانه به وجود آمده است، بویژه اینکه آمریکا بعد از ماجراجویی های 10 سال گذشته خود با شکست های متعددی مواجه شده و در آخرین مرحله این شکست مجبور به فرار از عراق شده است.این گزارش در این مورد چند نکته را مورد توجه قرار داده و می نویسد که ایران توان پیشرفت نظامی خود را در این مانور به نمایش گذاشته و تاکید کرد که قدرت این کشور در بخشهای نظامی و استراتژیک در عرصه های زمینی، هوایی و دریایی قوی است. ایرانی ها در خلال این مانور تحرکات نظامی و روش های تاکتیکی و قدرت های مبارزاتی خود را به نمایش گذاشته و بر اساس نتایجی که کارشناسان نظامی در آمریکا ، اروپا و اسرائیل از این مانور به دست آورده اند، موفق شده است خود را به عنوان یک قدرت نظامی بزرگ در عرصه جهانی نشان دهد.
قندیل در ادامه به نکته دیگری نیز اشاره کرده و تاکید می کند که پیروزی مهم تر و دستاورد بزرگتری که این مانور داشت، این بود که ایران را به عنوان یک قدرت برتر در جهان و منطقه نشان داد که تجهیزات بالایی در اختیار دارد، چرا که با وجود قدرت بالای غرب و پنتاگون و ناتو در زمینه جنگ الکترونیک و با وجود حضور ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و گستره بالای ماهواره های غرب در خلیج فارس، غرب حتی موفق نشد یک موشک از موشکهایی که ایران قرار بود در این مانور شلیک کند را از کار بیندازد یا حتی در روند یکی از اقداماتی که قرار بود در این مانور ایجاد شود، خللی وارد کند.به این ترتیب موفقیت صد در صد این مانور پیروزی تکنولوژی ایران بود که پیشتر موفق شده بود هواپیمای جاسوسی آمریکایی را به دام خود بیندازد و آن را کنترل کند، اما در جبهه مقابل آمریکا و غرب حتی موفق نشد یکی از موشک های ایران را در این مانور از کار بیندازد. این موضوع نشان می دهد که تغییرات اساسی در موازنه قدرت در عرصه جنگ الکترونیک به وجود آمده است، چرا که با وجودی که ایران این قدرت را پیدا کرده که پیشرفته ترین هواپیمای جاسوسی آمریکا را در خاک خود مهار کرده و کدهای پنتاگون را در این هواپیما از کار بیندازد، با این حال آمریکا موفق به نفوذ در کدهای تجهیزاتی که ایران در این مانور استفاده کرده است، نشد.
در همین زمینه روزنامه واشنگتن تایمز نیز نوشت توانایی ایران در شکار هواپیمای جاسوسی فوق مدرن آمریکا تهدیدی است که خطر آن کمتر از دستیابی این کشور به سلاح هسته ای نیست.
روزنامه واشنگتن تایمز در توضیح این ادعای خود نوشت: بر زمین نشاندن هواپیمای بدون سرنشین آر کیو 170 به این معناست که ایرانی ها به فناوری تسلط بر سیستم پیچیده کنترل و فرماندهی هواپیماهای پیشرفته آمریکا دست یافته اند. بدین ترتیب آمریکا باید در موضوعات بنیادین امنیتی خود تجدیدنظر کند. ماجرای پیش آمده به منزله یک کودتای اطلاعاتی است و ثابت می کند که ایران نحوه تسلط بر سیستم فرماندهی و کنترل هواپیماهای بدون سرنشین و سالم به زمین نشاندن آنها را به خوبی آموخته است. همچنین لازم است آمریکا در سیستم اطلاعاتی خود علیه ایران تجدیدنظر کند و نیز فعالیت های جاسوسی خود در افغانستان را مورد بازبینی قرار دهد.یادآور می شود بیش از یک ماه از شکار رازآلود پهپاد جاسوسی فوق مدرن آمریکا توسط سیستم جنگ الکترونیک ایران می گذرد اما انتشار تحلیل روزنامه واشنگتن تایمز نشان میدهد داغ این شکست بزرگ به سادگی از خاطر آمریکایی ها پاک نخواهد شد ضمن اینکه هراس ناشی از عقبه پنهان این قدرتنمایی نوابغ مومن ایرانی، قابل کتمان نیست.
از این روست که باید گفت قدرت ایران در حوزه های مختلف به اثبات رسیده است و غربی ها و علی الخصوص آمریکا نیز به خوبی بر این موضوع اشراف دارند. به عنوان مثال تنها توانایی ایران در بستن تنگه هرمز می تواند میلیاردها دلار ضرر برای کارتل های بزرگی غربی به دنبال داشته باشد.حتی چندی پیش رئیس ستاد مشترک آمریکا نیز بر توانایی جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز صحه گذاشت. «مارتین دمپسی» در گفتگو با شبکه سی بی اس. گفت: ایران از توانایی بستن تنگه هرمز بهعنوان یک شاهرگ حیاتی برخوردار است اما این برای مدتی خواهد بود و آمریکا اقدامات متقابل برای بازکردن آن را انجام خواهد داد.وی گفت: در واقع ایرانیها سرمایهگذاری کرده اند و توانایی آن را دارند تا تنگه را موقتاً ببندند و ما هم سرمایه گذاری کردیم و تضمین می کنیم که اگر چنین اتفاقی رخ دهد آن را می توانیم باز کنیم.
گفتنی است «تنگه هرمز» سالهاست که یکی از مهمترین و استراتژیکترین گذرگاههای آبی دنیا محسوب میشود؛ آنقدر مهم که هیچگاه از چشم طمع کشورهای دیگر دور نبوده و بارها شاهد دستاندازیهای سیاسی و نظامی از دوران نادرشاه و حتی پیشتر از آن تا امروز بوده است.طول تنگه هرمز حدود 160 کیلومتر و عرض آن بین 56 تا 180 کیلومتر است. این آبراه، دومین تنگه بینالمللی پرتردد دنیاست و هر روز حدود 40 درصد کل نفت حمل شده توسط نفتکشها و نزدیک به 25 درصد کل عرضه جهانی نفت از این آبراه عبور میکند که همین امر نشاندهنده اهمیت تنگه استراتژیک هرمز است.نکته قابل توجه دیگر درمورد این گذرگاه آبی راهبردی، ورود انحصاری از آن به خلیج فارس است؛ چراکه حدود 68 درصد ذخایر شناختهشده نفت و گاز دنیا در خلیج فارس قرار داشته و امنیت تنگه هرمز نقش کلیدی در تأمین بیوقفه انرژی دنیا دارد. خلیج فارس، پس از «خلیج مکزیک» و «خلیج هودسن»، سومین خلیج بزرگ جهان به شمار میآید.