تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۵۹۴
محسن خدایی مرجعیت تشیع به عنوان عالی‌ترین نهاد فکری و مذهبی حوزه‌های علمیه همواره در معرض پرسش‌های فقهی و حتی سیاسی عموم مردم و علما و فضلا قرار داشته است. از این روست که این نهاد از جایگاه ویژه و بسزایی در هرم فکری روحانیت برخوردار شده و به همین تناسب شناخت جریانات فکری حاکم بر مرجعیت اهمیت دوچندانی یافته است. در حالی که عموم صاحب‌نظران دیدگاه‌های مراجع را در نسبت آنها با مقوله حکومت اسلامی می‌سنجند، به نظر می‌رسد بررسی رویکردهای فقهی آنان نیز می‌تواند دریچه‌های جدیدی را فراروی محققین قرار دهد. از همین رو در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالوهاب فراتی، محقق و پژوهشگر و مدیر گروه اندیشه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی قم این موضوع را مورد واکاوی قرار دادیم.

* عموم مراجع تقلید فتاوای خود را در قالب رساله علمیه‌ای منتشر می‌کنند که شباهت‌های بسیاری به هم دارد و شاید تنها پاسخ مراجع به مسائل مستحدثه تفاوت داشته باشد. شما این نظر را قبول دارید؟
** قبل از اینکه رساله‌های عملیه به سبک کنونی نوشته شود، یعنی قبل از پیروزی اصولیون بر اخباریون، فقهای اخباری متن حدیث را مستقیما چاپ می‌کردند تا مردم به طور مستقیم به حدیث مراجعه کنند ولی با پیروزی اخباریون، نگارش رساله‌ها به سبک جدیدی انجام شد و فتوا به شکل امروزی در رساله‌ها منعکس شد. شکل رساله‌های فعلی با ابواب فقهی متون کلاسیک منطبق است. یعنی همانطور که در ابواب فقهی کتاب طهارت، کتاب ثم و... داریم در رساله‌ها نیز چنین است، چرا که گفت‌وگوهای علمی فقها براساس متون کلاسیک انجام می‌گیرد.
اما مباحث مستحدثه یا به صورت مباحث نوپیدا در آخر رساله‌ها انجام می‌شود که این نگرش نشان می‌دهد کلیت نگاه فقیه منطبق به فقه جدید نیست.
اما از آنجا که ذهنیت برخی فقهای ما متاثر از جریانات نوگراست شما نگرش جدید به مسائل فقهی را از همان ابتدا تا انتهای رساله‌های علمیه می‌بینید مانند تحریرالوسیله حضرت امام(ره) یا رساله علمیه‌ای که آیت‌الله جناتی می‌نویسند. این مساله یا نشات گرفته از ابعاد اجتماعی اسلام است یا نشات گرفته از موقعیتی که دنیای جدید فراروی علما گذاشته است.
برخی فقها ممکن است اساسا یکسری مجلدات فقهی را به صورت مسائل مستحدثه و جداگانه به چاپ رسانده باشند. مثل کتاب سه جلدی مسائل مستحدثه آیت‌الله سیدیوسف مدنی تبریزی. البته این جدا بودن به معنای این نیست که نگرش جدید ایجاد شده است.
مثلا شما وقتی سه جلد ایشان را می‌بینید متوجه می‌شوید که نگرش سنتی وجود دارد. اما همین که برخی فقهای ما به این وسعت به این مسائل توجه ویژه‌ای دارند نشان‌دهنده علاقه آنها به مسائل روز است.
* حضرتعالی قبلا گرایشات فکری علما را با توجه به تناسب آنها با حاکمیت تقسیم‌بندی کرده‌اید. این در حالی است که نهاد مرجعیت پیش از استقرار نظام اسلامی نیز وجود داشته است، بنابراین به نظر می‌رسد شاخصی همه‌گیرتر برای بررسی گرایشات فکری نهاد مرجعیت باید یافت.
** من خودم با توجه به دو مولفه دین‌شناختی و نحله‌هایی که مراجع به آنها تعلق دارند، گرایشات فکری مراجع را به چهار جریان عمده صورت‌بندی می‌کنم. این صورت‌بندی محصول تقاطع دو فلش است. یک فلش که از سنت شروع می‌شود و به تجدد می‌رسد و فلش دوم به سمت نگاه‌های سلبی و نگاه‌های ایجابی به مدرنیته و سنت.
اینها به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند. سنتی‌ها و نوگراها: سنتی‌هایی که نگاه سلبی به حکومت اسلامی دارند و سنتی‌هایی که نگاه ایجابی دارند. از سنتی‌های سلبی می‌توان به مرحوم سیدمحمد دهسرخی اصفهانی و مرحوم سیدمحمود خوانساری اشاره کرد و از سنتی‌های ایجابی مراجع تقلیدی مانند آیت‌الله بهجت و آیت‌الله شیخ جواد تبریزی.
گروه دوم نوگرایان هستند. در میان مراجع تقلید مرجعی که نوگرا بوده و نگاه سلبی به حکومت دارد نداریم ولی از میان مجتهدین می‌توان مرحوم دکتر مهدی حائری را نام برد. در طیف نوگرایانی که نگاه ایجابی به سیاست دارند می‌توان به امام خمینی(ره) اشاره کرد.
البته مراد من از سنتی و تجدد بیشتر نگاه فرهنگی است به این معنا که برخی از فقها و مراجع برحسب مفاهیم دنیای جدید به تحلیل مسائل می‌پردازند و مسائل بزرگ را به حسب نگاه جدید تحلیل نمی‌کنند. مثلا مقولاتی مانند آزادی و عدالت در این تحلیل نمی‌گنجد و دیدگاه عموم مراجع در این مقولات یکسان است. البته ما در حوزه افرادی داریم که نه سنتی هستند و نه متجدد. اینها منتقد تفکرات جدید و سنتی هستند و سازگاری تجدد و سنتی را هم قبول ندارند. البته اینها پست مدرن هم به حساب نمی‌آیند.
این مجموعه را می‌شود روحانیون فرامدرن به معنای حوزوی آن نامید. افرادی مثل سیدمنیرالدین حسینی شیرازی و حتی آقای مصباح یزدی در این مجموعه می‌گنجند، اینها نه سنتی‌اند و نه متجدد هستند.
* اگر بخواهیم به بحث اول خود برگردیم و معیار سنجش افکار مراجع را فتاوای آنان بدانیم نوگرایی در کدام بخش از این فتاوی بیشتر ظهور می‌کند؟
** نوگرایی در حوزه به معنایی که در محافل روشنفکری به کار می‌بریم برابر نیست. این واژه نواندیشی در حوزه معنای خاصی پیدا می‌کند. یک دال شناوری است که هویت خاص پیدا می‌کند. چون در حوزه نص (یعنی قرآن و سنت) کانون تفکرات است. حساسیت بیشتر از محیط‌های دانشجویی است.
اگر بخواهیم بگوییم چه تفکری نوگرا و چه تفکری سنتی است باید گفت موضوعاتی داریم که نقاط آتش تهیه این نحله‌های فکری در آن موضوعات اتفاق می‌افتد. یکی از این موضوعات مساله زن است. کسی که معتقد است وظیفه زن حضور در خانه است و بیرون آمدن از خانه جزو وظایف زن نیست، سنتی است و کسی که معتقد است زن باید به عرصه اجتماعی وارد شده و دوشادوش مرد جامعه را بسازد نگاه نوگرایی دارد.
یکی دیگر از مسائل، بحث حکومت است. معمولا روایت سنتی‌ها در برپایی حکومت در عصر غیبت به شدت احتیاط‌آمیز است، یا اساسا اعتقادی به انجام وظایف معوقه معصوم علیهم السلام در عصر غیبت ندارند یا پرداختن به این امور را جزو شئون خود نمی‌دانند.
اما هر مرجعی که نسبت به سیاست حساسیت دارد و به نوعی می‌کوشد به زندگی شیعیان جریان ببخشد و نظریه دینی در باب حکومت دارد، میل به نوگرایی دارد.
البته در این باب هم دو نظریه وجود دارد: یک رویکرد مثل شهید صدر که معتقد است قبل از تشکیل حکومت اسلامی باید مبانی سیاسی ـ اقتصادی آن به روشنی تبیین شود ولی حضرت امام(ره) معتقد است قبل از تشکیل حکومت نمی‌توان نقاط ضعف و قدرت آن را شناخت، لذا ابتدا باید حکومت را تشکیل داد. این دو محور، محورهای خوبی است که می‌تواند نشان بدهد که مرجع نوگرا هستند یا سنتی.
* براساس تعریف شما بیشتر مراجع نوگرا به شمار می‌روند ولی واقعیت با این موضوع تفاوت نسبی دارد.
** متن حوزه، کانون تفکر حوزه یا محافل بزرگ درسی حوزه عمدتا در دوره معاصر در دست سنتی‌ها بوده است. البته هرچه جلوتر می‌رویم احساس می‌کنیم از خیل سنتی‌های سلبی کاسته شده و به سنتی‌های ایجابی افزوده شده است و به سوی لایه‌هایی از نظریه‌پردازی در مقوله حکومت پیش رفتند. مهمترین دلیل این رویداد نیز هژمونی شدن تفکر امام خمینی بر حوزه‌های علمیه است که به خصوص رده‌های دوم و سوم و علما و فضلا را به این سمت کشانده است.
* اگر اجازه بدهید یه طور مصداقی نیز این بحث را ادامه دهیم. براساس تعریف شما، آیت‌الله صافی گلپایگانی را نمی‌توان یک مرجع سنتی تام تلقی کرد؟
** ‌بله. آیت‌الله صافی سنتی ایجابی است به این معنا که در مقولاتی مانند بحث زن فتاوای سنتی دارند ولی در باب سیاست ایجابی می‌اندیشند.
* در نوگراهای شهیر چه تفاوتی بین افرادی مانند آیت‌الله صادقی تهرانی با آیت‌الله جناتی می‌توان برشمرد؟
** رویکرد این چهره‌ها در مسائل مستحدثه فرق کند. آیت‌الله صادقی تهرانی چون رویکرد قرآنی دارد راحت‌تر مسائل جدید را با آیات منطبق کرده و فتوا صادر می‌کنند. بدین ترتیب کلیت دنیای جدید را راحت‌تر در مباحث اسلامی تطبیق می‌دهند.
اما افراد دیگری مانند آیت‌الله جناتی یا آیت‌الله صانعی چون به حدیث نیز بیشتر توجه می‌کنند، رویکرد ایشان تا حدودی متفاوت است. البته آقای جناتی خیلی روی مسائل تطبیقی کار کردند. از حاج احمد به نقل از امام، درباره ایشان نقل شده است تنها کسی که مباحث زمان و مکان را در فقه جدید مطرح کرده و روی فقه تطبیقی اهل تسنن و شیعه کار کرده است، آیت‌الله جناتی است.
* شما پدیده تکثر و تعدد مرجعیت را که طی سال‌های اخیر افزایش یافته، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** اینکه مرجعیت متکثر شده، مبتنی بر نظم خودگردان حوزه‌های علمیه است. برحسب شرایط گاهی مرجعیت در اختیار تعدادی از علماست و گاهی مرجعیت تام صورت می‌گیرد.
اگر یک دفعه چند مرجع عام و مرجعیت تام نباشد، مرجعیت متکثر می‌شود. اتفاقا یکی از زیباشناختی‌های حوزه این مساله است.
البته این مساله در حوزه سیاست تکثر ایجاد کرده و باب گفت‌وگوهای نظری را در حوزه حکومت ایجاد می‌کند. حکومت اسلامی وقتی تشکیل می‌شود اولین رقبایش را در حوزه احساس می‌کند و چون این نظریات دارای حجت شرعی هستند هیچ کس نمی‌تواند آن را حذف کند و این خیلی خوب است و به روحانیت وجه دموکراتیک می‌دهد. البته ممکن است این تکثر آنگاه که دیدگاهش با ولی فقیه دچار تناقض باشد مشکل بیافریند. اینکه این تصادمات از چه مسیری باید حل شود، هنوز نظریه‌پردازی نشده است. برای مثال در بحث رویت حلال گاهی مواقع تکثر مراجع مشکل‌آفرین می‌شود ولی در مجموع نفس تکثر دارای پیامدهای چندانی نیست و اتفاق خوبی است.