تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۸۳۷
دکتر مهدی سنایی در گفت‌وگو با تهران امروز:
مریم سالاری مقدمه: نوع تعامل ایران با روسیه در سالیان اخیر و در جریان تحولات سیاسی منطقه ای و بین المللی فراز و نشیب زیادی داشته است و از نظرگاه‌های مختلف نیز تحلیل شده است. در این رابطه نگاه روسیه به نظم حاکم بین المللی،‌برداشت‌از جایگاه روسیه در سلسله مراتب قدرت جهانی و برنامه هسته‌ای ایران، چالش‌های روسیه با غرب بر سر ایران و عدم ثبات در عملگرایی آن در قبال ایران از محورهای اصلی گفت‌وگو با دکتر مهدی سنایی، عضو کمیسیون امنیت ملی بود که مشروح این گفت‌وگو به تفصیل در ادامه می‌آید.

* ارزیابی شما درباره چارچوبی که روسیه از منافع خودش در حوزه استراتژیک در سطح بین‌الملل تعریف کرده است چیست؟
** ‌تعریف منافع ملی در فرامرزها، منوط به این است که این منافع،‌ در داخل کشور چه تعریفی دارد و اینکه دستگاه‌ها،‌ نهادها و بخشهای ذی‌ربط و حتی نخبگان چه تاثیری در تعریف آن دارند. اگر بخواهیم عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر نگاه کنیم باید گفت، منافع ملی و تعریف هر کشور از آن پیوند وسیعی با هویت دارد. بنابراین اگر کشوری در تعریف هویت ملی خود با ابهامات و سوال هایی رو به رو ‌شد این سوالها به عرصه ملی هم می‌رسد.
روسیه در بحث هویت ملی و تعریف آن با سوالهایی مواجه است این سوالها جدید نیست بسیاری از آن به قرن هجدهم و نوزدهم بر می‌گردد و اساس آن سوال، این است که آیا روسیه اروپایی است یا آسیایی؟ و همین باعث شده که در قرن نوزدهم در روسیه دو مکتب به وجود آمد و الان هم تقسیم‌بندی اصلی بین نخبگان و متفکران روسی بر سر همین مسئله است. البته سوال هم به این دلیل به وجود آمده که روسیه از جهات جغرافیایی، ‌ملل،‌ آداب و ایده‌ها و عقاید‌هم رگه‌های آسیایی دارد و هم نماینده‌های اروپایی.
بسیاری بر جغرافیای فعلی روسیه تکیه می‌کنند و متمایل به رویکرد اوراسیایی هستند و بسیاری متمایل به خاستگاه بیزانسی روسیه و اروپایی هستند به طور خلاصه باید گفت که منافع ملی روسیه از نگاه تفکرات مختلف،‌ متفاوت است چون دیدگاه‌هایشان‌نسبت به هویت، در روسیه متفاوت است. امروزه ناسیونالیست‌های اوراسیاگرا در روسیه حاکم هستند و از نگاه آنها اولویت اول در سیاست خارجی روسیه رابطه با آمریکا و اروپا نیست‌، بلکه حوزه نفوذ روسیه و منطقه مشترک المنافع (قفقاز، آسیای مرکزی و بالتیک) در اولویت اول و سپس اروپا و آمریکا برای آنها در اولویت دوم قرار دارد.
* با توجه به گفته‌های خودتان مبنی بر تکثر دستگاه‌های تصمیم گیرنده در حوزه سیاست خارجی،‌ مشخصا در مورد روسیه، نقش کدام نهاد را در خروجی تصمیمات سیاست خارجی روسیه مهم‌تر می‌دانید؟
** ‌طبیعتا الان که اوراسیاگرایان ناسیونالیست حاکم هستند و نظام روسیه یک نظام ریاستی است و در حال حاضر به میزان زیادی کیش شخصیت در آن وجود دارد، بنابراین می‌شود گفت که شخص آقای پوتین و حزب روسیه واحد تدوین کننده اصلی سیاست خارجی روسیه هستند.
* منافعی که روسیه برای خود تعریف کرده آیا با منافع غرب همگرایی دارد و اگر بله در چه حوزه‌هایی این همسویی بیشتر است و در چه زمینه‌هایی واگرایی وجود دارد؟
** ‌در حال حاضر روسیه منافع خود را بر اساس جایگاه جهانی قابل توجهی که برای خودترسیم کرده تعریف می‌کند که اندیشه‌های این کشور را در سطح جهانی با همان جایگاه شوروی گذشته بازتاب می‌دهد. بنابراین این کشور نه از جهت ایدئولوژیک و‌حوزه نفوذ بلکه از نظر میزان تاثیرگذاری‌در‌مسائل بین‌المللی برای خود جایگاه وسیعی قائل است. چرا که عضویت شورای امنیت و برخورداری از حق وتو را نیز دارا شده است بر این اساس خود را یک رقیب استراتژیک برای آمریکا و اروپا می‌داند یعنی اول برای خود، یک جایگاهی به عنوان ضلع اصلی در روابط بین‌الملل قائل است که البته به زعم برخی از خود روسها این تفکر، بیشتر ذهنی است. بعد از آن به دنبال تعامل با آمریکاست، ابتدا به دنبال این است که جایگاهش توسط آمریکا و اروپا و قدرتهای دیگر به رسمیت شناخته شود و سپس، بعد از این جایگاه به دنبال تعامل است. به همین دلیل روسیه هم استعداد تقابل استراتژیک با غرب را دارد چون‌هم خودش را در آن جایگاه می‌بیند و هم آمادگی تعامل استراتژیک را دارد و ما همین فراز و فرود و این نوع از رابطه را طی 10سال گذشته شاهد بودیم. الان هم در بحث سوریه،روسیه علاقه‌مند است که تا تقابل پیش رود اما بسیاری از تحلیلگران داخلی و بین‌المللی برای روسیه چنین جایگاهی را قائل نیستند.
* با این جایگاه وسیعی که روسیه در سطح بین‌الملل برای خود قائل است قاعدتا باید حوزه‌های تقابل زیادی با غرب داشته باشد، سوریه یکی ازآنها بود که درباره آن توضیح دادید حالا ما مشخصا به بحث ایران بپردازیم و اینکه روسیه در مورد ایران چه چالشهایی را با غرب دارد؟
** ‌روسیه به دو دلیل در مورد ایران با غرب همراه نیست. یک، به این دلیل که مقابله غرب با ایران را یک نوع یکجانبه گرایی و گسترش منافع غرب می‌داند و معتقد است برخوردهایی که غرب با ایران می‌کند در چارچوب قواعد بین‌الملل نیست و معتقد است که برخورد غرب با ایران به این دلیل است که ایران حاضر نیست در روند جهانی شدن زیرمجموعه غرب قرار بگیرد و در واقع از یک مخرج مشترک با ایران برخوردار است. یعنی هردو با یکجانبه گرایی آمریکا مخالفند و هردو در کنار چین، محور اصلی مقابله با روند یکجانبه گرایی را تشکیل می‌دهند و معتقدند که غرب در قالب قواعد بین‌الملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به دنبال گسترش منافع خویش است. دلیل دوم هم منافع روسیه است که در کنار روابطی که با غرب دارد از رابطه با ایران هم سود می‌برد ضمن اینکه موضوع ایران، یک موضوعی است که روسیه در روابط خودش با آمریکا و در کسب سود و منفعت هم می‌تواند از آن بهره ببرد.
* ایران در حوزه تعریف سیاست خارجی روسیه چه جایگاهی دارد؟ آیا نگاه روسیه به ایران استراتژیکی است یا خیر؟ و اگر این گونه است چرا سیاست‌های این کشور درقبال ایران دچار چرخش می‌شود؟
** تا آنجایی که به اسناد سیاست خارجی روسیه و موضع گیری مقامات روسیه بر می‌گردد، روابط روسیه با ایران استراتژیک نیست البته این وضعیت راهبردی ظرفیت تبدیل شدن به رابطه استراتژیک را دارد ولی از نگاه آنها که اسناد هم آن را ثابت می‌کند ایران در کنار خاورمیانه اولویت پنجم را در تعریف سیاست خارجی روسیه دارد منتهی تفاوت روابط با ایران برای روسیه با روابط با کشورهایی مثل قطر، امارات یا کشورهای دیگر این است که در روابط ایران و روسیه، مسائل،‌ استراتژیک است. یعنی اگر ما سه سطح روابط داشته باشیم؛ روابط دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی، این سطح سوم در روابط ایران و روسیه پر رنگ است و اینها اهمیت روابط دو کشور را بالا می‌برد البته من معتقدم که روابط ایران، روسیه و چین به انضمام ترکیه ظرفیت این را دارد که تا حد استراتژیک بالا رود و دیر یا زود این چهار کشور باید به این نتیجه برسند که امنیت منطقه‌ای باید توسط یک سازوکار منطقه‌ای تامین شود.
* با توجه به این نگاه روسیه به ایران که از نظر شما نوعی روابطی عادی را برای خودش ترسیم کرده و بر همین اساس، افت و خیزهای بسیاری در جهت گیری سیاسی در قبال ایران داشته، روسیه منفعت اصلی خود را در چه چیزهایی تعریف می‌کند؟
** ‌این یک واقعیت طبیعی است که روسیه در رابطه با ایران منافع خود را جست‌وجو می‌کند و طبیعتا وقتی که منافعش در رابطه با ایران در مقایسه با منافعش در رابطه با کشورهای دیگر در تعارض قرار می‌گیرد به اولویتهایش در سیاست خارجی توجه می‌کند و این همان جایی است که ما تعبیر می‌کنیم که روسیه در جهت‌گیریهایش در قبال ایران پایداری به خرج نمی‌دهد در حالی که ما اعتقاد داریم منافع روسیه در رابطه با ایران استراتژیک نیست بلکه منافع دراز مدتی است مثلا در مسئله اس-‌300 و مسائل مشابه آن نباید کوتاه می‌آمد که این اولا این کار را بر اساس اولویتهای تعریف شده خود انجام می‌دهد و ثانیا از ظرفیت محدودی برخوردار است به این دلیل ورودش به تقابل با آمریکا و تقابل با این حوزه‌ها محدود است.
* ارزیابی شما از جایگاه برنامه‌های هسته‌ای ایران در اولویت‌های سیاست خارجی روسیه چیست؟
** ‌روسیه در همکاری هسته‌ای با ایران همراهی مستمری داشته که راه‌اندازی نیروگاه بوشهر را باید در همین راستا دید و به‌رغم همه تبلیغات گسترده و فشارهایی که از ناحیه غرب وجود داشته در نهایت این نیروگاه را راه‌اندازی کرد. این مسئله هم برای ما حائز اهمیت بود چون نیروگاه بوشهر سمبل روابط ایران و روسیه بود و هم برای روسیه چون اگر این کشور در مسئله بوشهرکوتاه می‌آمد و اگر هم از این به بعد در این‌باره‌کوتاه‌بیاید به حیثیت منطقه‌ای‌اش خیلی لطمه وارد می‌شود.
چون به هر حال این کشور که دعاوی منطقه‌ای و جهانی دارد و بخصوص به دنبال همکاری‌های منطقه‌ای با کشورهای منطقه و کشورهای عرب و آفریقایی و برخی از کشورهای آسیایی است اگر این نیروگاه را به اتمام نرساند به عنوان شریک قابل اعتماد تلقی نمی‌شود بنابراین برای روسیه هم اهمیت دارد که این کار به اتمام برسد. در عین حال همکاری‌های هسته‌ای ایران و روسیه محل مخاطرات، دعواها و فشارهای زیادی هم بوده است که طی سالهای گذشته شاهد آن بودیم منتهی با همه این احوال نیروگاه بوشهر افتتاح شد که می‌توان گفت کار را به پایان رساند.
* پس از انتشار گزارش آمانو درباره برنامه‌های هسته‌ای کشورمان روسیه خود را مخالف تهدیدات و تحریمهای غرب نشان داده و از ایران حمایت کرده اما در کنار آن رویکردهای متناقضی را در موضوعات دیگر در پیش می‌گیرد از جمله اینکه در قطعنامه‌های ضد ایرانی مجمع عمومی سازمان ملل در جریان سناریوی ترور سفیر عربستان که ایران، محکوم شد، علیه ایران رای می‌دهد، شما واکنش دستگاه سیاست خارجی ایران را دراین رابطه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** ‌ما باید روابط ایران و روسیه را در چارچوب شرایط موجود بررسی کنیم من ضمن اینکه به تقویت روابط جمهوری اسلامی ایران با روسیه، چین و شرق اعتقاد دارم و اینکه فکر می‌کنم اولویت سیاست خارجی ما باید با جهان اسلام و با شرق باشد و فکر می‌کنم که در بحث همکاری‌های منطقه ای، سازوکار همکاری بین ایران، چین، ترکیه و روسیه در دراز مدت پاسخگو است اما خودم به شخصه معتقدم که ایران به هیچ وجه نباید روابطش را به روسیه و چین محدود کند چرا که این مسئله به صلاح سیاست خارجی ما نیست و این اتفاقی هم که الان در سیاست خارجی ما افتاده که اروپا و آمریکا علیه ما موضع یکپارچه گرفتند اتفاق خوشایندی نیست.
در گذشته موضع اروپا نسبت به ایران با موضع آمریکا متفاوت بود و ما از این اختلاف بهره می‌بردیم. ما باید این تنوع را دامن بزنیم و بازی را در عرصه سیاست خارجی گسترده کنیم و این طبیعی است که آمریکا می‌خواهد همه کشورهای اتحادیه اروپا و عرب هم در اردوی آمریکا بازی کنند بنابراین سیاست خارجی ما باید هنرش این باشد که همزمان، روابطش با روسیه را حفظ کند و هم اینکه روابط با اروپا را در سطوح خاص خودش پیش ببرد.
* در بحث برنامه‌های هسته‌ای ایران، با توجه به اینکه روسیه اعلام کرده که برنامه‌های هسته‌ای ایران رویکرد نظامی ندارد، چرا نمی‌خواهد که در این باره ابتکار عمل را در دست بگیرد؟ نمی‌تواند یا اینکه نمی‌خواهد؟
** ‌روسیه به هرحال تلاش خود را صورت داده طرح گام به گام را عنوان کرده که این طرح نشان می‌دهد روسیه با موضع غرب در مورد برنامه هسته‌ای ایران مخالف است و به اقدامات غرب مشکوک است و معتقد است که برخورد غرب با ایران در این باره سیاسی است و نه حقوقی. منتهی از محدودیت‌های خاص خود برخوردار است یعنی:
1 - طیف‌هایی در سیاست روسیه هستند که نسبت به ایران، رابطه با غرب را در اولویت می‌دانند 2 - روسیه در این باره ظرفیت‌های محدودی دارد. 3 - غرب هم در این باره اعتماد کافی به روسیه ندارد 4 - ایران هم پاسخ صریحی به این طرح روسیه نداد. شاید باید اصلا این طرح را نمی‌پذیرفت و یا اگر می‌پذیرفت می‌بایستی خیلی سریع‌تر وارد عمل می‌شد و گفت‌وگوهایی را با 1 + 5 در این زمینه انجام می‌داد.
* با توجه به این مسئله که خود شما درباره طرح گام به گام به روسیه سفر کردید، در مورد مختصات این طرح بیشتر توضیح دهید
** ‌فکر می‌کنم که خاستگاه این طرح این بود که روسیه احساس می‌کرد غرب رفتار سیاسی با ایران دارد و دنبال بهانه برای برخورد با ایران است و این طرح از یک سو به دنبال برقراری گفت‌وگوها با ایران است و هم اینکه چارچوبی را برای اعتماد‌سازی متقابل بین ایران و غرب صورت به وجود آورد. یعنی هم غنی‌سازی متوقف نشود و هم اینکه این اعتماد‌سازی متقابل صورت بگیرد البته روسها با این طرح یک جایگاهی را برای خود در عرصه بین‌الملل احراز می‌کردند ضمن اینکه ممکن است خود روسیه در مورد هسته‌ای در بخشی از دغدغه‌ها با غرب مشترک باشد به نظرم این رفتار روسیه از سر حسن نیت بود و اقدامی برای حل و فصل مسئله بود. البته این طرح مسکوت شده است چون روابط ایران و آمریکا وارد مراحل جدیدی شد و تحریمهای جدید غرب علیه ایران از جمله تحریم بانک مرکزی باعث عبور از این طرح شد.
* در همین رابطه فکر می‌کنید که روسیه تا چه اندازه‌ای رویکرد حمایتی خودش را از هجمه‌ای که غرب علیه ایران کرده، پیش ببرد و آیا حاضر است که از جنبه وجهه حقوقی، به عنوان مثال در شورای امنیت از ایران حمایت کند؟
** ‌الان رفتار روسیه با قبل از جنگ لیبی تفاوت کرده است. روسیه بعداز اینکه غربی‌ها جنگ را در لیبی آغاز کردند به صداقت غرب شک کرد و احساس کرد که تنها گسترش حوزه منافع غرب در چارچوب دموکراسی خواهی باعث این جنگ افروزی شده که ممکن است خود روسیه هم این موضع را در آینده در پیش بگیرد.