تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۸۵۳

علی شیرازی
مقاله «قیام 19 دی از نگاهی دیگر»، نوشته حسین علایی را خواندم. در ذهنم چندین سؤال خطور کرد:
1. چرا حسین علایی برای این نوشتار انتخاب شد؟!
2. چرا به نام 19 دی و در روزنامه اطلاعات؟!
3. چرا پس از برگزاری پاسداشت 9 دی و در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی؟!
4. چرا ولایت را مرموزانه نشانه رفته است؟!
5. چرا بزرگان نظام با شاه مقایسه شده‌اند؟!
6. چرا از فتنه‌گران و مغرضان و ضدانقلاب حمایت شده است؟!
7. دست‌های پشت صحنه چه کسانی‌اند و با چه هدفی قلم علایی این مقاله را نگاشته است؟!
8. چه کسانی از این نگارش سود می‌برند؟
9. چرا روزنامه اطلاعات به این چاپ تن داده است؟!
10. مسؤولان روزنامه با توجه به عناد دست به این اقدام زده‌اند یا بی‌توجه و از روی غفلت؟!
11. حسین علایی دام را دیده است یا جاهلانه در دام افتاده است؟!
12. آیا امروز به رقص و پایکوبی دشمنان از این اقدام می‌نگرد؟!
13. آیا به خشم انقلابی مردم و رزمندگان از این نگارش توجه می‌کند؟!
14. آیا هنوز هم علایی و دعایی تصور می‌کنند راه را درست انتخاب کرده‌اند؟!
و هزاران چرا و سؤال دیگر...
مقاله چاپ ‌شده در روزنامه اطلاعات 17 دی ‌ماه 1356 که آن را داریوش همایون – وزیر اطلاعات شاه – نوشته بود، زمینه خروج شاه را فراهم کرد.
علایی نگاشته است که آن مقاله علیه امام خمینی بود.
چه کسانی آن مقاله را نگارش داده بودند؟ آن مقاله با چه هدفی نگاشته شد؟ آیا مقاله‌نویس و سفارش‌دهندگان به هدف خود رسیدند؟ آیا اگر شاه و همایون و استکبار می‌دانستند مقاله ارتجاع سرخ و سیاه، زمینه حاکمیت شاه را در هم می‌ریزد، باز هم همایون می‌نوشت و سناتور مورد اعتمادشان آن را در روزنامه اطلاعات چاپ می‌کرد؟!
امروز مقاله «قیام 19 دی از نگاهی دیگر»، باز هم علیه «ولایت فقیه» و در روزنامه اطلاعات و به یقین به سفارش امریکا چاپ شده است! علایی بداند یا نداند؛ دعایی بداند یا نداند.
در فتنه 88، یک بسیجی در سایت خود علیه «حسن‌آقای خمینی» مقاله‌ای نوشت. پس از بررسی، روشن شد این اقدام با هفت واسطه به تاج‌زاده می‌رسد و ماورای آن دست بیگانه وجود دارد.
امروز نیز با نگاه خوشبینانه باید بگوییم انتخاب علایی برای این نگارش و آن هم در این زمان، حساب‌شده است؛ هرچند علایی، خود از این دام آگاه نباشد.
فرایند این نگارش با تفسیر نویسنده مقاله، شکست باطل و پیروزی حق است.
آیا علایی می‌داند، امام خمینی(ره) در صفحه 253 از جلد نهم صحیفه نور فرموده‌اند: «اگر نظامی بر اساس اذن ولی فقیه و نصب ولی فقیه سرکار نیاید، طاغوت است»؟
آیا علایی می‌داند امام بزرگوار می‌فرمایند: «کلیه امور مربوط به حکومت و سیاست که برای پیامبر و ائمه(ع) مقرر شده، در مورد فقیه عادل نیز مقرر است و عقلاً نمی‌توان فرقی میان این دو قائل شد.»(1)
آیا علایی می‌داند در عصر غیبت کبری که فقیهان واجد‌الشرایط، زمام امور جامعه را با نصب امام معصوم(ع) بر عهده دارند، از سوی مردم واجب الاطاعه هستند و آنان باید از رهبران الهی و فقهای جامع‌الشرایط پیروی کنند، و مصداق روشن این نوع از ولایت، امروز مقام معظم رهبری هستند.
آیا علایی می‌داند امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اگر فقیه طبق امر ما حکم کرد و یکی از آنان (مردم) او را نپذیرفت، همانا حکم خدا را سبک شمرده و ما را رد کرده است و آن‌که ما را رد کند، خدا را رد کرده و این در حد شرک به‌ خداست.»(2)
اگر قرار باشد تاریخ، دی‌ماه 1357 را تکرار کند، لجن‌زار طاغوت و استکبار برچیده می‌شود و پرچم ولایت فقیه، بالاتر از قله دیروز به اهتزاز در می‌آید.
نداشتن بصیرت، راه روشن را از جلوی چشم علایی کنار زده و امروز با قلم او، ماجرای داریوش همایون تکرار شده است! حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «هرکه از راه‌های روشن منحرف شود، راه‌های هلاکت را بپیماید.»(3)
خوب است علایی با دقت به سخنان یاران هم‌رزم خود و وصیت‌نامه‌هایشان نظر اندازد و عمق نگاه‌شان را مرور کند تا از تاریکی جهل و سطحی‌نگری بیرون آید و بداند که همه رزمندگان، عاشق ولایت فقیه و جانفدایی ولایت بودند.
شهید محمد اسلام‌پناه که سینه و صورتش بر اثر ترکش خمپاره، آبکش شده و استخوان‌های دست راستش از آرنج خُرد شده بود و از تشنگی و ضعف نای حرف‌زدن نداشت، در آخرین لحظات گفت: جان ما فدای یک‌تار موی امام!(4)
شهید ناصرالدین باغانی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: رهبرم!‌ای که جان عالم به فدای تو باد!‌ای که همه عالم به فدای یک تار مویت!‌ای خمینی!‌ای ذخیرةا... فی الشیعه! من خود را مدیون تو می‌دانم سر و جانم را در طبق اخلاص گذاشته، فدایت می‌کنم. تو همان مصباح هدایتی! تو همان سفینه نجاتی که «ان الحسین مصباح الهد‌ی و سفینة النجاه»؛ و تو حسین زمانی.(5)
و امروز حسین زمان، خامنه‌ای عزیز است. امروز دو جبهه وجود دارد: جبهه حسینی و جبهه یزیدی! امروز هم حق با علی زمان است. باید در راهی قدم گذاشت که ولایت قدم می‌نهد. راهنمای من و ما خامنه‌ای عزیز است. در مقابل جریان حق، جریان امریکا و ایادی‌اش قرار دارند. امروز هم در برابر امام حق، همنوعان صدام ایستاده‌اند. باید دشمن را شناخت و از پهنه سطحی‌نگری و یکسونگری خارج شد.
آیا علایی می‌داند در جنگ جمل، حارث به امیر‌مؤمنان گفت: «من باور نمی‌کنم که اصحاب جمل گمراه باشند»
حضرت در پاسخ به وی فرمودند: «ای حارث! تو زیر پایت را نگاه می‌کنی! بالای سرت را نمی‌بینی! جلوی پایت را نمی‌بینی! باید افق دید خود را وسعت بخشی.»(6)
آیا علایی می‌داند برخی از خوارج نهروان، حافظ قرآن و نمازشب‌خوان بودند، ولی با سطحی‌نگری، در برابر حق و امام بر حق ایستادند و گمراه شدند و عده‌ای را نیز گمراه کردند و از حق جدا نمودند؟
ظلمت جهل، این‌بار بار فتنه را دوش علایی نگذارد! باید علایی در محیطی آرام به دیروز و فردایش بیندیشد و خود را از دام امروز رها سازد.
به یقین علایی می‌داند که حاج سیداحمد آقا فرمود: «در زمان ریاست جمهوری آیت‌ا... خامنه‌ای، معظم‌له به کره شمالی مسافرت کردند. آن سفر، سفر بسیار جالبی بود. حضرت امام(ره) گزارش‌های آن سفر را از تلویزیون می‌دیدند. برای حضرت امام(ره) استقبال مردم کره و سخنرانی‌ها و مذاکرات مقام معظم رهبری با سران کره شمالی، بسیار جالب بود، به حدی که معظم‌له با دیدن تصاویر تلویزیونی آن سفر، فرمودند: «الحق ایشان شا‌یستگی رهبری را دارند.»
حاج سیداحمد آقا می‌افزاید: «این کلام امام امت، برگرفته از الهامات الهی و غیبی حق‌تعالی بود.»(7)
و حال علایی در کجا ایستاده است؟! در کنار معاویه است یا در کنار علی؟! در کنار زبیر است یا همراه با علی؟! با خمینی و خامنه‌ای است یا با امریکا و دشمن؟!
باید تا دیر نشده به جمع دوستان و یاران همراه ولایت برگردد و‌الا صدای سقوط علایی، این‌بار درس عبرت دیگری برای غافلان و جاهلان خواهد شد.
به یقین درخت تنومند ولایت از این بادها نمی‌لرزد و حق برای همیشه پیروز است و باطل نابود خواهد شد.
در پایان متذکر می‌شوم که جدا شدن علایی از صف حامیان ولایت و پیوستن او به جبهه کفر و نفاق برای تمامی رزمندگان، سخت و آزار دهنده است. ما هرگز به این انحراف علایی لبخند نمی‌زنیم و از وی می‌خواهیم که به اطراف خود نگاه کند و ببیند که در کجا ایستاده و زیر چه بیرقی سینه می‌زند و یقه‌اش را برای چه کسانی چاک می‌دهد‌!
شاید این تذکرات کارگر افتد و علایی به صف ولایت برگردد. از سویی هم این نوشتار پندی باشد که ما در دفاع از ارزش‌ها، با کسی تعارف نداریم. علایی هم اگر به پهنه فتنه و انحراف پناه ببرد، مطرود است.