تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۸۷۵
اشاره: بیش از 5 دهه است که مناسبات چین و آمریکا ، یکی از محوری‌ترین موضوعات مورد بحث کارشناسان مسائل استراتژیک و دغدغه محافل سیاسی و رسانه‌ای جهان بوده است و تغییر شرایط و الگوهای روابط بین‌الملل از این حساسیت‌ها نکاسته است. امروز عرصه رقابت و حتی تنش میان این دو، به مراتب گسترده تر از گذشته شده، اما واقعیت‌های جهان سیاست و امنیت و منافع متقابل ، مانع از رویارویی جدی واشنگتن و پکن است، اما پرسش آگاهان سیاسی این است که با توجه به زمینه‌های مورد اختلاف ، آرامش کنونی تا چه زمان دوام خواهد یافت. بخش پایانی مقاله به برآورد توان این دو قدرت جهانی در صورت بروز یک رقابت پر برخورد نظامی اختصاص دارد.

به اعتقاد کارشناسان نظامی آمریکا، اگر درگیری محقق شود، نتیجه مشخص خواهد کرد که کدام کشور توانایی آن را دارد که ارتباطات الکترونیک یا شبکه‌های کامپیوتری طرف مقابل را با سرعت و کارآیی بیشتری از کار اندازد یا اخلال در آن ایجاد کند.
توسعه بنیه نظامی چین، مشخصا به توسعه توان نیروی دریای این کشور را در بر می‌گیرد. چین در حال حاضر دارای 29 فروند زیر دریایی مسلح به موشک‌های کروز ضد ناو است. ‏ چین در ماه اوت یک رزمایش دریایی برای آزمایش نخستین ناوگان ناوهای هواپیمابر خود برگزار کرد. این کشتی‌ها هنوز به طور کامل عملیاتی نشده‌اند. ‏ طراحان نظامی، تایوان را اصلی‌ترین کانون اصطکاک میان چین و آمریکا می‌شناسند، اما کانون‌های تنش درنقاط دیگر نیز نهفته است؛ میان ژاپن و چین نیز بر سر جزایری در دریای شرقی چین که هر دو کشور ادعای مالکیت آن را دارند، اختلاف هست. ‏
تصور بر این است که میادین وسیع نفت و گاز در زیر آب‌های دریای چین نهفته است. چین، ویتنام، فیلیپین و چند کشور دیگر ادعای مالکیت بر این آبها را دارند. سال گشته ویتنام مدعی شد که چین یکی از کشتی‌های تحقیقاتی این کشور را به هراس افکنده و چین هم از ویتنام خواست که فعالیت‌هایش برای اکتشاف نفت در آب‌های مورد مناقشه را متوقف کند. ‏
سابقا در مشاجرات مشابه، معمولاً آمریکا یک یا دو فروند از 11 فروند ناو هواپیمابر خود را برای قدرت‌نمایی مقابل پکن به منطقه می‌فرستاد، اما امروز چین افزون بر موشک‌های در دست تولید خود، دارای زیردریایی‌هایی است که قادرند ماشین نظامی قابل رویت آمریکا را به راحتی هدف قرار دهند. ‏
در سال 2004 هو جین تائو، رئیس‌جمهوری چین، دکترین نظامی جدید چین را معرفی کرد که مبتنی بود بر «وظیفه تاریخی نیروهای مسلح در حراست از منافع ملی چین». ‏ این منافع، «حراست از تامین خطوط بین المللی کشتیرانی، دستیابی به حوزه‌های نفتی خارجی و حراست از شهروندان چینی شاغل در خارج از کشور» تعریف شده است. ‏ در سال 2007، چین به طور آزمایشی یکی از ماهواره‌های فرسوده هواشناسی خود را سرنگون کرد و با این حرکت نمایشی نشان داد که قدرت آن را دارد که ماهواره‌های نظامی آمریکا را در صورتی که تهدیدی برای اهدافی در چین در نظر گرفته شوند، نابودکند. ‏
در پاسخ به این تهدید، پنتاگون به تکاپو افتاد تا در تلاشی محرمانه، امنیت ناوهای آمریکایی در قبال خطر اصابت موشک‌ها یا اشعه‌های لیرز را تامین کند. ‏یک سال بعد این مسابقه تسلیحاتی شتابی بیشتر به خود گرفت. در ژانویه 2011، چین اولین جت جنگنده رادار گریز خود را آزمایش کرد. ‏ این هواپیما دارای برد بسیار زیاد است و قابلیت آن را دارد که اهدافی بسیار دورتر از پایگاه‌های نظامی آمریکا در ژاپن و گوام را هدف قرار دهد. ‏
ناو هواپیمابری که چین در ماه اوت به آزمایش گذاشت، بدنه اش از اوکراین خریداری شده است. انتظار می‌رود چین به زودی کار تولید داخلی این نوع ناوهای هواپیما بر را آغاز و آنها را از سال 2015 عملیاتی کند.
آمریکا هم در مقابل، در حال تولید یک ناو هواپیمابر عظیم‌الجثه به نام «یو. اس. اس جرالد. آر. فورد» است. این کشتی با هدف تثبیت استیلای نیم قرنی آمریکا بر آب‌های اقیانوس آرام در چرخه تولید قرار گرفته است. این ناو قادر به حمل 4660 ملوان و زرادخانه‌ای پیشرفته از هواپیما‌ها و جنگ افزارهاست و از سال 2015 درآب‌ها به حرکت خواهد افتاد. ‏ منتقدان به ساخت این ناو عظیم الجثه معتقدند که در صورت هدف قرار گرفتن این ناو توسط موشک، تلفات آن بیش از تلفات نیروهای آمریکایی در جنگ عراق خواهد بود. ‏ توسعه ناوگان زیردریایی چین هم از دیگر دغدغه‌های نگران‌کننده طراحان نظامی آمریکاست. نسل جدید این زیردریایی‌ها در مقایسه با نسل قدیم آنها قدرت غوطه ورشدن در عمقی بسیار ژرف‌تر را دارد، ضمن آنکه می‌توانند درخفای بیشتری عمل کند. ‏
توانمندی چین در جنگ الکترونیک هم از دیگر نقاط قوت نظامی چین است که به سختی برای دشمن قابل سنجش است. چین سرمایه گذاری کلانی در فناوری سایبری کرده است. آمریکا می‌گوید که هکرهای چینی احتمالاً از سوی دولت ماموریت دارند به شبکه‌های دفاعی آمریکا حمله‌ور شوند، اما دولت چین دست داشتن در این کار را تکذیب کرده است. ‏
چین معتقد است که تمامی کوشش آمریکا متمرکز بر این شده که پکن را در «حلقه، زنجیره جزیره اول» شامل کشورهای ژاپن، فیلیپین و تایوان وارد کند. ژاپن و فیلیپین هردو پیمان‌های دفاعی با آمریکا دارند. ‏
امروز چین عزم خود را جزم کرده است که آمریکا را تا هاوایی به عقب براند و نیروی دریای چین آزادانه در آب‌های غرب اقیانوس آرام، اقیانوس هند و ماوراء آن تردد کند. در انظار و به طور علنی، چهره‌های پنتاگون مثل «رابرت گیتس» وزیر دفاع سابق و «مایک مولن» رئیس سابق ستاد مشترک ارتش آمریکا، از تمایل کشورشان برای ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر نظامی با چین صحبت می‌کردند، ‏اما در خفا، چین هدف اصلی طراحی‌ها و برنامه‌ریزی‌های نظامی آمریکا در منطقه بوده است. ‏
درسال 2008 آمریکا یک رشته رزمایش با نام «رویت اقیانوس آرام» در این قیانوس برگزار کرد. ‏
آمریکا همچنین در حال بررسی گسترش پایگاه‌های زمینی خود در سراسر منطقه است. ‏
‏باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام کرده است که آمریکا پایگاه‌های جدید خود در استرالیا، شامل بندر «داروین» را فعال خواهد کرد. آمریکا به طور دائم دراین پایگاه‌ها حضور ندارد، اما درصورت بروز جنگ، می‌تواند هواپیماهایش را در این پایگاه‌ها مستقر کند و به باور بسیاری از آگاهان سیاسی، مجموعه آنچه گفته شد،‌یعنی آغاز جنگ سرد میان چین و آمریکا! ‏