تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۶۹۶۶

سیروس محمودیان
با ملاحظه مواضع اتخاذی 50 سال اخیردولت شرور آمریکا کمتر کسی می‌تواند از منظر نظری دولتمردان آمریکایی را دشمن اصلی ملت ایران نشمارد یا با داشتن کمترین میزان عرق ملی به آنها روی خوش نشان دهد اما اینکه تا چه اندازه فعالان سیاسی و حتی مدیران اجرایی وابسته به جریانات سیاسی کشور در عمل به این دشمنی اعتقاد باطنی داشته و متقابلا خود را برای رویارویی واقعی با دشمنی‌های آمریکا آماده کرده‌اند بحث جدی دیگری است که نیازمند بررسی میدانی عملکرد گروه‌های سیاسی است. از سوی دیگر فلسفه تشکیل هر نوع گروه سیاسی در داخل کشور تنها در دفاع چند‌وجهی الماسی از انقلاب اسلامی معنا می‌یابد. امروز صحبت از احتمال عملیات نظامی غربی‌ها علیه ایران به اشکال مختلف در بخش‌های متنوع اقتصادی‌– نظامی فراگیر شده است‌ اما فارغ از تعارفات یا خود برتر‌بینی‌های سنتی ما شرقی‌ها پرسش اساسی این است که در حال حاضر دل‌مشغولی اصلی گروه‌های سیاسی چیست؟ دفاع از ماهیت انقلاب اسلامی و صدور اصولی آن یا صرفا کسب چند کرسی بیشتر در مجلس؟ در ارزشگذاری مکانی به مفهوم الهی «تلاش برای ترویج بیداری اسلامی» هر یک از گروه‌ها از چه جایگاهی برخوردار هستند؟ طبیعی است کشوری که بیش از 30 سال پرچمداری جنگ عقیدتی با استکبار را بر دوش دارد، باید درشرایط خاص جنگی باشد اما در عین حال باید پرسید در چنین شرایط اجتناب‌ناپذیر جنگی، چند درصد از گروه‌های سیاسی داخل کشور همگام با نیروهای مقتدر ارتش و سپاه خود را در حالت آرایش جنگی نبرد با دشمن قرار داده‌اند و در این راستا چه تمهیدات و تدارکات راهبردی اندیشیده‌اند؟ یا در چند ‌ماه اخیر گروه‌های سیاسی پای‌بند به منافع ملی، همسو با نیروهای نظامی کشورچند مانور سیاسی وحدت‌آفرین از پیش طراحی شده را به مرحله اجرا گذاشته‌اند که در آن تاکتیک‌های آفندی و پدافندی سیاسی مورد کنکاش قرار گرفته است؟ در مبانی فکری- تشکیلاتی گروه‌های مختلف سیاسی، دفاع غیر‌عامل از چه اعتباری برخوردار است؟ چند درصد از مباحث روزمره داخلی گروه‌های سیاسی کشور به وحدت کلمه و نقش حیاتی آن در چگونگی تقابل کیفی با توطئه‌های روزافزون غربی‌ها اختصاص داشته و چند درصد دیگر صرف تمرین و مشق چگونگی از میدان به در کردن گروه‌های رقیب فعال در عرصه انتخابات پیش‌رو می‌شود؟
در طول ‌ماه گذشته سران گروه‌های متکثر سیاسی فارغ از تعلقات گروهی چند‌بار گردهم آمده و در یک کلان‌نگری انقلابی با کنار گذاشتن دغدغه‌های محدود جناحی به ارزیابی جامع اوضاع جبهه داخلی و شگردهای نوین اردوگاه دشمن در هجمه آشکار و پنهان به کشور پرداخته‌اند؟ شکی نیست که کنار گذاشتن اختلافات فرعی و تاکید بر مشترکات آرمانی یک اصل راهبردی در دفاع از انقلاب اسلامی است و در عین حال بزرگنمایی اختلافات کوچک و غافل کردن امت اسلامی از بازتوجهی راهگشا به موضوعات کلیدی از روش‌های قدیمی اما موثر دشمن است. راستی گروه‌های فعال سیاسی سالانه چند نشست هم‌اندیشی برگزار می‌کنند تا با تجزیه و تحلیل آخرین رویدادهای پر شتاب جهانی و باز‌خوانی نقشه سیاسی جهان به تبیین و ترسیم حدود بین‌المللی مرزهای واقعی انقلاب اسلامی بپردازند؟ در عرصه مبارزه عملی با استکبار چه اقدامات اساسی برای رسیدن به یک فهم مشترک از منافع ملی صورت گرفته است و تعبیر تک‌تک گروه‌های سیاسی از دفاع حقیقی و لایه‌های مختلف آن چیست‌؟ از منظر گروه‌های سیاسی در شرایط کنونی عمق خط دفاعی ما در مواجهه با استکبار درکجا قرار دارد؟ صف نخست جنبش اعتراضی وال‌استریت یا آشنا‌سازی نخبگان جوامع اروپایی با آرمان‌های عدالت‌جویانه انقلاب اسلامی و ایفای نقش موثر در هدایت بنیادین لایه‌های متنوع فکری دخیل در راه‌اندازی راهپیمایی‌های کف‌خیابانی اروپای بحران زده؟ تکیه بر سیاست مقطعی آمریکا‌ستیزی رهبران آمریکای لاتین و برخی کشورهای خاوردور و خاورمیانه چه نقشی می‌تواند در تقویت جبهه خودی داشته باشد و چگونه می‌توان با هم‌افزایی سیاسی به نتایج مطلوب‌تری در این بخش دست یافت؟
در دکترین امنیت ملی ما اثر‌گذاری هوشمندانه بر رخدادهای متنوع و اجتناب‌ناپذیر سرزمین‌ اشغالی فلسطین، مصر، ترکیه، افغانستان، بحرین، اردن، عراق، استان‌های شیعه‌نشین عربستان و یمن دارای چه جایگاهی است و گروه‌های سیاسی از منظر روانی تا چه اندازه آمادگی جمعی دارند تا در بخش سیاست خارجی با نهاد‌های رسمی کشورمشارکت فعال داشته و حتی در این راستا منافع گروهی را فدای مصالح دینی کنند؟ آخرین نقطه دفاعی ما کجاست؟ خلیج‌فارس یا درگیری‌های انتخاباتی کوچه پس کوچه‌های تهران‌؟ سالانه چند گردهمایی سیاسی برای بررسی مشترکات اعتقادی و سیاسی گروه‌های فعال کشور تشکیل می‌شود که در آن برای رسیدن به یک گفتمان مشترک الهی بحث و تبادل نظر صورت ‌گیرد؟ واضح است آزادی سیاسی هیچگاه در اختلافات بروز پیدا نمی‌کند پس برخی سیاسیون بر اساس کدام منطق عقلی و نقلی اصرار دارند افراد معتقد به اصول حقه انقلاب اسلامی که تنها در مکتب توحیدی اسلام ناب محمدی(ص) خلاصه می‌شود، مکلف به طراحی و پیشبرد گفتمان تفرقه‌انداز مبتنی بر غیر‌مشترکات هستند؟ راستی قبل از جنگ بدر و خیبر وضع سیاسی جامعهًْ‌النبی چگونه بود؟ آیا گروه‌های مختلف سیاسی به بهانه‌های واهی به نفی کامل رقیب می‌پرداختند یا بستن پیمان اخوت و برادری واقعی در میان مسلمانان مورد تاکید رسول‌الله‌اعظم(ص) بود؟آیا اساسا در جامعه ولایتمدار معتقد به رهبری اسلامی صدر اسلام، رقیب سیاسی به مفهوم کنونی وجود داشت‌؟
درک طیف متنوعی از تاکتیک‌های خصمانه غربی‌ها دربسط الگوهای معطوف به راضی‌سازی جریانات سیاسی کشور به هنجارشکنی‌های اختلاف‌آفرین متکی بر دلایل شبه موجه سیاسی، از وجود یک پروژه مشخص غربی‌ها به نام «تلاش برای بی‌ثبات‌سازی سیاسی– اجتماعی ایران» حکایت دارد که در صورت به ثمر نشستن این پروژه، آنان قادر خواهند بود با بهره‌گیری از ظرفیت‌های پیش‌بینی شده با کمترین هزینه برای پیشبرد نامحسوس عملیات براندازی نرم، چند گام نوین دیگر پیش بگذارند. چند‌قطبی‌سازی سیاسی کاذب در کشور موجب شده دو یا چند گروه فاقد گفتمان مشترک که در چرخه بگو مگو‌های بی‌حاصل سیاسی دچار دگردیسی انگیزه‌ای شده‌اند که در نهایت امر قادر نخواهند بود به چیزی جز چگونگی ساقط کردن رقیب بیندیشند، با هم درگیر شوند و در چنین فضای احساسی نبرد با دشمن اصلی انقلاب اسلامی خواسته یا ناخواسته به بوته فراموشی سپرده خواهد شد. اصرار بر ضرورت مداومت گفتارهای اختلاف‌مدار به بهانه گرم کردن تنور انتخابات و راضی کردن گروه‌های انقلابی بر محدود‌سازی میدان درگیری‌های سیاسی به فضای داخلی کشور و بی‌توجهی به میدان فراخ روبه‌رو که دشمن در آن استقرار استراتژیکی دارد و منتظر فرصت تاریخی برای هجوم به انقلاب اسلامی است، خود یک جریان انحرافی است که باید هوشیارانه مراقب آن بود. باید پذیرفت کوبیدن بر طبل اختلافات جز در چارچوب فکری – فلسفی شیطانی قابل تفسیر و تأویل نیست و نمی‌توان بر آن جز منیت‌خواهی‌های پست انسانی گروه‌های جزم‌اندیش، معنای دیگری نهاد.