* از اینکه وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم لطفا بفرمایید انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی چه ویژگی متمایزی نسبت به دوره های گذشته دارد؟
** به نظر بنده این انتخابات با توجه به حساسیت های ویژه ای که در این برهه تاریخ انقلاب اسلامی داریم؛ از یک طرف به خاطر تلاش استکبار و همراهی پیاده نظام داخلی شان برای تکرار فتنه 88 و از سوی دیگر به علت الگو قرار گرفتن نظام جمهوری اسلامی ایران برای کشورهایی که در حال تجربه کردن بیداری اسلامی هستند از اهمیت مضاعفی برخوردار است و حضور در این انتخابات به هر شکلی واجب است. معتقدم هرکسی چه به عنوان داوطلب نمایندگی چه فعال در عرصه رسانه و معرفی داوطلبین اصلح چه فعال در صندوق ها و فرآیند رأی گیری و چه رأی دهنده از اجر عظیم برخوردار خواهد بود.
* بنابر این داوطلبی این دوره نیز باید از اهمیت و امتیاز برخوردار باشد. به نظر شما انتخابات ایده آل چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
** متأسفانه روابط و روال هایی در انتخابات وجود دارد که شایسته نظام ما نیست و از دموکراسی های غربی به عاریه گرفته شده. به عنوان مثال احزاب جمهوری خواه و دموکرات آمریکا در ایام انتخابات رسما از سرمایه داران و کارتل های بزرگ کمک هایی را دریافت می کنند و امتیازها را تقسیم می کنند. در حقیقت در آمریکا رای مردم سرنوشت ساز نیست؛ دلار های کارتل ها و شرکت های بزرگ که بسیاری هم صهیونیست هستند نتیجه را رقم می زند. حضرت امام خامنه ای (دام ظله) به همین جهت ادبیات نفی اتصال به ارباب قدرت و ثروت را در این دوره بکار گرفتند و روی آن تأکید فرمودند. اما زدودن این روال های ناصواب به یک عزم جدی و ملی و طراحی های نو در انتخابات نیاز دارد.
* به نظر شما برای تصحیح این گونه روال های غلط چه اقداماتی لازم است؟
** این کار نیاز به فکر و بررسی و نیز به اجرا گذاشتن آن توسط مردم دارد به عقیده بنده از انتخابات نهم ریاست جمهوری، مردم ما این شیوه بصیرتی را آغاز نموده اند. در آن انتخابات با اینکه طرف مقابل پول های زیادی صرف کرد و تبلیغات فراوانی به شیوه های گوناگون غربی به راه انداخت، مردم با بهره گیری از رهنمودهای حضرت امام خامنه ای (دام ظله) در تبیین شرایط رئیس جمهور مطلوب، در مصادیق دقت زیادی به کار بردند.
این شیوه هرگز در غرب وجود ندارد. در انتخابات دهم مناظرات نقش تعیین کننده داشت که البته در غرب رایج است و از شیوه های عقلایی خوبی برای کمک به انتخاب مردم است البته اگر با شرایطش انجام شود. در این میان، وعده و وعیدها چندان کارساز نبود این حاکی از نوعی بلوغ فکری در مردم ماست. البته انتخابات مجلس ویژگی های خاص خودش را دارد و ممکن است تحت تأثیر عوامل حاشیه ای دیگری نظیر قوم گرایی و گروه گرایی واقع شود. البته امیدواریم مردم ما با بهره گیری از راهبری های حضرت امام خامنه ای (دام ظله) در مورد تکلیف گرایی و اهمیت بیش از پیش به ملاک های انتخاب اصلح، بهترین نتیجه را رقم بزنند.
* حضرتعالی از اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری هستید نظر جبهه پایداری در مورد مناسبات انتخاباتی چیست؟
** جبهه پایداری از عقبه فکری عمیق و ریشه داری برخوردار است. حضرت علامه مصباح (دامت برکاته) از ابتدای پیروزی انقلاب معتقد بودند که فرهنگ اسلامی باید زیربنای همه حرکت های جمهوری اسلامی باشد و الا در دراز مدت از مسیر اصلی منحرف خواهد شد. به جرأت می توان گفت همه چالش هایی که در مسائل داخلی به وجود آمده، گرچه به فضل الهی و به یمن راهبری های داهیانه حضرت امام راحل (ره) و حضرت امام خامنه ای (دام ظله) و حضور مردم در صحنه خنثی شده است، نتیجه ضعف در این خصوص بوده است.
معنای صحیح سیاست عین دیانت است همین است که سیاست باید توسط دین تعریف و ویژگی ها و شیوه های آن تعیین شود. از جمله انتخابات و نحوه برگزاری و چگونگی فعالیت های آن باید از دین و فرهنگ غنی اسلام گرفته شود. انشاءالله جبهه پایداری در فضای سیاسی – اجتماعی کنونی ادبیات و افکار و طرح های جدید و برگرفته از آموزه های اسلام ناب را به نسل نو و رویش های تازه انقلاب عرضه کند. بخشی از این مناسبات را حضرت علامه مصباح به جبهه پایداری به عنوان راهبرد های کلی ارائه نموده است .
به عنوان مثال این راهبرد که برای تشخیص داوطلب اصلح، مهم نیست که او در لیست رقیب هست یا نه؛ ویژگی های آن فرد مهم است و شما باید بین خود و خدای متعال حجت داشته باشید در معرفی و تأیید یک داوطلب و اگر به فرد اصلح در موردی نرسیدید اعلام نکنید. آن تعدادی که شایستگی شان برایتان محرز است معرفی کنید. این ادبیات کاملا با ادبیات حزبی متفاوت است. حضرت امام خامنه ای (دام ظله) نیز در بیانات 19 دی 90 به همین نکته اشاره فرمودند که سعی کنید اصلح بودن داوطلب را یا خود بشناسید یا از گفته کسانی که حجت شرعی برای شما حاصل کند تشخیص دهید.
* به نظر شما چه رابطه ای باید بین یک داوطلب نمایندگی و مردمی که او را به نمایندگی برمی گزینند، وجود داشته باشد؟
** آن چه در دنیای دموکراتیک رایج است ملاحظه رابطه هزینه - فایده است. نوعا رأی دهندگان به منافع مادی خود می اندیشند و داوطلب به پست و مقام و منافع شخصی یا گروهی خود. اما از دیدگاه اسلام این منافع در رابطه با خدای متعال و هدایت جامعه و خدمت به اسلام و جامعه اسلامی تعریف می شود. فکر نکنید این ها شعار است. در اسلام در غیر انتخابات نمونه هایی عینی از این نوع رابطه داریم به عنوان مثال در رابطه استاد و شاگردی گرچه احترام متقابل وجود دارد، اما هزینه –فایده این رابطه را رقم نمی زند این رابطه بیشتر از جنس امور معنوی و هدایت و فضیلت است تا امور مادی. به نظر بنده مردم باید با شناختن داوطلب اصلح او را دعوت کنند و بر این امر اصرار بورزند و قدر او را بدانند. نماینده هم باید بی منت به وظایف نمایندگی قیام کند و به آن نیز افتخار نماید. اگر این رابطه برقرار شود دیگر اتصال به ارباب قدرت و ثروت رنگ می بازد.
* موضوع استعفای شما از ریاست دفتر جامعه مدرسین چه بود؟ چرا حاضر شدید از این جایگاه که از اهمیت بالایی برخوردار است استعفا بدهید ...
** اگر ملاک بنده هزینه –فایده بود شاید این کار را نمی کردم ولی با آگاهی از لوازم آن ثبت نام کردم و فکر می کنم این انتخابات اهمیت و حساسیت ویژه ای دارد. به همین جهت در استعفا نامه خود علت اصلی استعفا را حضور در عرصه انتخابات ذکر کردم و ضمن تشکر از اعتماد حضرت آیت الله یزدی (دامت برکاته) عدم امکان جمع بین وظایف دفتر جامعه مدرسین و فعالیت های انتخاباتی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی را یادآور شدم و از ادامه کار در آن جایگاه عذرخواهی کردم.
* البته برخی مدعی اند حضرت آیت الله یزدی در تعیین سرپرست دفتر جامعه از شما تشکر نکرده اند و این حاکی از عدم رضایت ایشان از عملکرد شماست.
** البته این فضاسازی ها بیشتر یک نوع بداخلاقی سیاسی است. بنده برای خودم شأنی قائل نبوده و نیستم و کاری بیشتر از وظیفه ام نکرده ام، انتظاری هم ندارم ولی معمولا این تعرفات اداری به هنگام تعیین مسئول جدید مرسوم است و در تعیین سرپرست موقت چنین چیزی مرسوم نیست چون تفاوت سطح وجود دارد در عین حال ایشان در پذیرش استعفای بنده از حقیر تشکر کردند که عین کلمات ایشان چنین است: «باسمه تعالی حجت الاسلام جناب آقای حاج شیخ ناصر سقاء بی ریا دام توفیقه، با توجه به مطالب مرقوم ضمن تشکر از زحمات و خدمات آن جناب در مدتی که مسئولیت دفتر جامعه مدرسین را داشته اید و امید توفیق بیشتر در هرجایی که هستید استعفای آن جناب پذیرفته می شود توفیقات شما را از خداوند متعال خواهانم.» جا دارد صمیمانه از حضرت آیت الله یزدی (دامت برکاته) تقدیر کنم زیرا یک روز قبل از ارائه استعفا نامه، هنگامی که ایشان خبردار شدند که این مسئله ممکن است انتخابات هیئت رئیسه مجمع نمایندگان طلاب را تحت تأثیر قرار دهد خواستند که آن را به بعد از انتخابات موکول کنم.
* شما چه مسئولیتی در مجمع نمایندگان طلاب دارید؟
** مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم تنها نهاد انتخاباتی حوزه علمیه است وطلاب هر شهرستان نماینده یا نمایندگانی را انتخاب می کنند. این نهاد عهده دار بررسی، تصویب و ارائه طرح های مختلف به مدیریت حوزه های علمیه است. دو سال پیش در انتخابات هیئت رئیسه مجمع، نمایندگان محترم اینجانب را برای ریاست برگزیدند و سال گذشته نیز همین نتیجه تکرار شد. در انتخابات اخیر که قبل از استعفای اینجانب از جامعه مدرسین صورت گرفت بازهم نمایندگان عزیز اعتماد کردند و این مسئولیت را بر عهده این حقیر گذاشتند.
* شما قبلا مدتی مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت بودید شاید عده ای این مسئولیت را از نظر ظاهری بالاتر از ریاست دفتر جامعه مدرسین بدانند علت این انتخاب چه بود؟
** یکی از درس های مهم و ارزنده ای که از اساتید خود بخصوص حضرت علامه مصباح آموخته ام سعی در تشخیص وظیفه و عمل به آن است. ما یاد گرفته ایم بدون توجه به نوع کار، به دنبال تشخیص وظیفه و عمل به آن باشیم. دوستان ما نوعا بحث از بالا و پایین بودن مسئولیت نمی کنند بحث ها بیشتر بر سر این است که تکلیف چیست؟ زمانی وظیفه تشخیص دادیم به خارج از کشور برای تحصیل برویم و زمانی تشخیص دادیم لازم است برگردیم که بحمدالله برگشتیم.
* به چه کشوری اعزام شدید و چه مدتی آن جا بودید؟
** در سال 1371 به کانادا اعزام شدیم پس از حدود یک سال و نیم با هماهنگی دفتر بین الملل حضرت امام
خامنه ای (دام ظله) و نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل و موافقت حضرت علامه مصباح (دامت برکاته) به آمریکا اعزام شدم. یکی از سه مرکز مهم شیعه در آمریکا در شهر هوستون ایالت تگزاس واقع شده است . این موسسه بزرگ، مرکز تعلیمات اسلامی هوستون نام دارد که بنده به عنوان عالم مقیم که راهبری همه فعالیت ها را به عهده دارد تعیین شدم. امامت جمعه، فعالیت های اجتماعی- سیاسی و تأسیس یک مدرسه تمام وقت اسلامی به نام مدرسه الهادی (ع) که از کودکستان تا پایان دبیرستان را پوشش می دهد از جمله فعالیت ها در آن مرکز بود. در ضمن کار تمام وقت در مرکز، دانشجوی تمام وقت دوره دکتری در رشته علوم تربیتی نیز بودم که در سال 1383 با اتمام دوره دکتری به وطن بازگشتم.
* خیلی ها دوست دارند از نزدیک آمریکا را ببینند ممکن است بعضی غبطه بخورند شما از زندگی در آن دیار چه ارمغانی دارید و فکر می کنید از آن تجربه برای انقلاب و ایران اسلامی بخصوص مجلس چه استفاده ای خواهید داشت؟
** ظواهر مادی در کشورهای غربی فریبنده است بخصوص در ابتدای کار ولی به تدریج و با آشنایی با ابعاد مختلف زندگی در غرب، انسان متوجه می شود که سرابی بیش نیست. پیشرفت های مادی نتوانسته سعادت واقعی مردم را در غرب تامین کند. امروز غرب با مشکلات زیادی دست به گریبان است؛ خلأ معنویت، پوچ گرایی، لذت گرایی حیوانی، رفتارهای کودکانه، فروپاشی خانواده و به دنبال آن روابط اجتماعی ناسالم و رو آوردن به زندگی انفرادی شبه سلولی از جمله واقعیت های تلخ موجود در عمق فرهنگ غرب است.
البته با بزک های سینمایی هالیوودی و بهره گیری از ابزار رسانه ای آن چه به جهان سوم از غرب منتقل می شود جنبه های اطو کشیده زندگی غرب است که از حقیقت فاصله دارد. نقطه قوت غرب به خصوص آمریکا مدیریت و برنامه ریزی است که نه تنها در اسلام نفی نشده است بلکه با تأکید به آن سفارش هم شده است ولی متأسفانه در عمل به این دستورات از ما پیشی گرفته اند. به نظر می رسد ایجاد تحول در مناسبات مجلس و برقراری مدیریت و برنامه ریزی دقیق تر و استفاده از داوطلبینی که در ابعاد مختلف توانمند باشند می تواند این خلأ را تا حدودی پر کند.
* وضعیت قوانین و مقررات در کشورهای غربی چگونه است؟
** در چارچوب اهداف مادی خودشان، خوب برنامه ریزی و قانونگذاری کرده اند. یکی از ویژگی های مقررات، کامل بودن حلقه مقررات است به گونه ای که هدف مورد نظر را کاملا پوشش می دهد. آسان و ساده و روان سازی مقررات کار اجرا را آسان ساخته است. در مجموعه قوانین ما تعارض ها و قوانین مغایر از جمله نقص هایی است که به همت مجلس شورای اسلامی باید برطرف شود. لازم است با رعایت چارچوبه های کلی اسلام و با رعایت روح قوانین اسلام، قوانینی وضع کنیم که حلقه امور در آن به شکل کامل پیش بینی شده باشد و برآورده کننده هدف باشد.
* شما طی چند سالی که مشاور رئیس جمهور بودید، در جلسات هیئت دولت هم شرکت داشتید فکر می کنید این تجربه چه کمکی به نمایندگی مجلس خواهد کرد؟
** شرکت بنده در جلسات هیئت دولت و تعقیب مذاکرات هیئت وزرا و مسئولین اجرائی فرصت مغتنمی بود برای آشنایی با امور کلان و تصمیم گیری های کلی در کشور. مجموعه دولت، مجلس و قوه قضائیه باید هماهنگ کار کنند تا امور جامعه اسلامی سامان لازم را داشته باشد. طبعا تجربه در یکی از این سه قوه می تواند در فعالیت در قوای دیگر هم تأثیر گذار باشد. قوانین و مقرراتی که مجلس وضع می کند ابزار کار دولت است و نقص و کمال آن مستقیما در موفقیت دولت تأثیر دارد. عدم توجه نمایندگان مجلس به بعضی از واقعیت ها در عرصه اجرا می تواند یک قانون را ناکارآمد و آشنایی با آن ها
می تواند آن را کارآمد سازد. بنابر این فکر می کنم تجربه حدود 5 سال حضور در هیئت دولت برای نمایندگی مجلس در تصمیم سازی قوانین کشور می تواند مفید باشد.
* خروج شما از دولت با این که نرم و آرام صورت گرفت اما بعضی مصاحبه ها جنجال برانگیز شد؛ می شود در این باره قدری توضیح دهید؟
** می دانید بنده از دولت دو بار استعفا کردم بار اول عللی داشت از جمله احساس عدم اعتنای لازم به امر ساماندهی حجاب و نیز احساس این که از ظرفیت ها استفاده نمی شود. در حقیقت علت تلاش برای حضور در جلسات هیئت دولت هم پوشش دادن این خلأ بود و دسترسی به همه مسئولین را میسر می ساخت و فکر می کردم این گونه می توانم وظایف مشاوره در امور روحانیت را بهتر انجام دهم تأثیر هم داشت چون با وزرایی که بیشتر به حوزه مربوط می شدند مثل وزیر علوم و آموزش و پرورش روابط نزدیکی داشتم و دغدغه های حوزه را می توانستم به آن ها انتقال دهم. به هر حال با مذاکراتی که با رئیس جمهور داشتم برگشتم ولی شرایطی پیش آمد که بار دیگر استعفا کردم.
* علت استعفای دوم چه بود؟
** از سوی ریاست محترم جامعه مدرسین دعوت به همکاری شدم ولی با مشورت بزرگان، ادامه کار مشاورت با وضعیتی که مشاهده می شد، مصلحت تشخیص داده نشد. به هر حال خدای متعال عنایت فرمود و دعوت به جامعه مدرسین فرصت مغتنمی پدید آورد تا بهتر بتوانم به تکلیف عمل کنم.
* اشاره کردید به «وضعیتی که مشاهده می شد» می شود بیشتر توضیح دهید؟
** با این که انصافا از نظر ارائه خدمات و مدیریت اجرایی دولت توفیقاتی کم نظیر داشت، ولی از نظر فکری و فرهنگی کم کم گرایشاتی نظیر تمایل به پلورالیسم، نفی مطرح ساختن اسلام به عنوان تنها دین حق، و به جای آن پرداختن به شعارهای کلی انسان گرایانه از قبیل عدالت، مهربانی و تعبیر و تفسیرهای فرا اسلامی مفاهیم دینی و باستان گرایی بوجود آمده بود که ما را نگران می کرد. از طرفی هم حضورم دیگر آن تاثیر را نداشت بلکه این حضور می توانست به معنای تأیید این نگاه ها تفسیر شود. بعضی از بزرگان که در روی کار آمدن دولت نهم سهم بسزایی داشتند خیلی زودتر متوجه این گونه انحرافات شده بودند و با نگاهی اصلاحی نسبت به رفع این گونه انحرافات می کوشیدند ولی وقتی دیده شد تاثیری ندارد یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر جدا شدن و حتی تمام قد در برابر آن ایستادن بود.
* شما به عنوان مشاور رئیس جمهور چه موضعی داشتید؟
** ار نظر می کردم. به عنوان مثال گفته می شد مکتب ایرانی به عنوان نسخه حقیقی اسلام باید در دنیا ترویج شود با این توجیه که ایرانیان کسانی بودند که اسلام را انتخاب و حمایت کردند و امروز هم باید روی واژه مکتب ایرانی تکیه کرد! البته این توجیه بعد از این اشکال ارائه شد که مکتب ایرانی چه فرقی با ملی گرایی دارد؟ نکته ای که بنده و بعضی از همکاران در هیئت دولت به آن متذکر شدیم این بود که این خلاف روش حضرت امام راحل (ره) و حضرت امام خامنه ای (دام ظله) است و در ادبیات سی و چند ساله انقلاب همیشه اسلام مطرح بوده و باعث عزیز شدن ایران و تشیع شده است و باید آن را حفظ کرد و ادامه داد. باضافه این که شعار مکتب ایرانی باعث از دست دادن عقبه ملت های مسلمان که عضوی از امت اسلام هستند و با ما به دلیل اسلام احساسات و عواطف مشترک دارند خواهد شد. آن ها پای پرچم مکتب ایرانی جمع نخواهند شد و احساس می شد ممکن است این فکر برای حذف عقبه کشورهای اسلامی از ایران القاء شده باشد.
* غیر از طرح مکتب ایرانی چه مسئله دیگری وجود داشت؟
** یکی از مسائل مورد مناقشه منشور کورش بود که نظر بنده این بود که با داشتن آموزه های جامع و کاملی مثل دستور العمل امیرالمومنین علیه السلام به مالک اشتر در امر حکومت چرا باید روی چیزی که مربوط به دوران قبل از اسلام است تکیه شود. تعالیم انبیاء هم از سوی خدای متعال رو به تکامل بوده و هر پیامبری معمولا دین قبلی را کامل تر می کرد و ناسخ آن می شد. البته ملاحظه فرمودید که حضرت امام خامنه ای (دام ظله) نیز به شکل ظریفی با این مسئله برخورد کردند و فرمودند اگر روی ایران تکیه می کنید روی ایران بعد از اسلام تکیه کنید. از قضا در یکی از بحث ها یکی از مسئولین در هیئت دولت این نکته را متذکر شد که قبل از اسلام در ایران چهره های برجسته ای مشاهده نمی شود و تقریبا همه مفاخر از علماء و شعراء و فیلسوفان و ادباء مربوط به بعد از اسلام هستند.
* برخی معتقدند که چه اشکالی دارد این گونه افکار باشد دولت هم به کار خدمت مشغول باشد؟
** اتفاقا این که دولت به خدمتگذاری مشغول باشد خیلی مثبت و مطلوب است. حضرت امام خامنه ای (دام ظله) نیز تلاششان بر این است که خدمات منقطع نشود ولی انتقاد از افکار و تبیین انحراف نیز لازم است صورت بگیرد. زمان ثابت کرد که در عمل خود ایشان برخورد کردند و با بعضی تصمیم های خطرناک مثل برکناری وزیر اطلاعات مخالفت کردند و لو بلغ ما بلغ. انحراف های فکری گرچه در ابتدا کمتر نمود دارد اما در دراز مدت با حق زاویه می گیرد و دردسرساز می شود.
مگر نهضت مشروطه همین درس را به ما نداد؟ مگر اهمیت ندادن عده ای از طرفداران به بعضی روابط و دسیسه ها و نقشه های اجانب باعث شهادت و پای دار رفتن بعضی بزرگان و کناره گیری بعضی دیگر نشد؟ نهایتا هم این حرکت عظیم عقیم ماند. انحرافات فکری در ابتدا زاویه کوچکی با حقیقت دارند ولی کم کم عمق پیدا می کنند و آهسته آهسته آثار خود را نشان می دهند. یکی از دلایل تشکیل جبهه پایداری جلوگیری از تأثیر دراز مدت این گونه افکار انحرافی بود.
* فرمودید جبهه پایداری به منظور مقابله با این انحرافات بوجود آمد قصه چه بود؟
** می دانید در انتخابات نهم و دهم طیف عظیمی از نیروهای جوان و حزب اللهی با تشخیص وظیفه به میدان آمدند و با وجود این که در ابتدا امکان موفقیت ضعیف بود این تلاش ها به ثمر نشست. این نیروهای مخلص که در همه جای کشور حضور دارند، بعد از بوجود آمدن انحرافاتی که به بعضی از نمونه های آن اشاره شد، به نوعی سرگردان شدند که چه وظیفه ای دارند.
حضرت علامه مصباح احساس خطر کردند که اگر ملجأ و پناهگاه امنی برای جذب این نیروها نباشد ممکن است به دامان منحرفان بیفتند و یا حداقل سرگردان بمانند بخصوص از بعضی خواص نیز در جریان فتنه سلب اعتماد شده بود به همین علت تشکیل جبهه جدیدی که در خود ظرفیت جذب و جای دادن این نیروهایی که مخالف فتنه گران بودند و در ضمن نسبت به گروه انحرافی هم بصیرت پیدا کرده بودند، لازم می نمود و این کار تنها از شخصیتی کارآمد و دارای سوابق بی بدیل در میدان های مبارزه با اصلاح طلبان در اوج قدرت آن ها و نیز دارای مدال عقبه تئوریک نظام مثل حضرت علامه مصباح بر می آمد.
* آیا وجود جبهه متحد نمی توانست چنین خلأیی را پر کند؟
** به رغم وجود ظرفیت هایی در جبهه متحد، به چند دلیل این جبهه نمی توانست خلأ موجود را پر کند که به دو مورد اشاره می کنم. یکی این بود که دایره ای که در جبهه متحد تعریف شده بود گسترده تر از دایره ای بود که در جبهه پایداری تعریف می شد. این همان نکته ای بود که حضرت علامه مصباح از ابتدای اعلام موجودیت جبهه پایداری تحت عنوان دوایر متحد المرکز مطرح نمودند. گرچه دایره بزرگتر می تواند به شکل عام تری افراد را جذب کند ولی آن نیروهایی که جبهه پایداری در صدد حفظ آن ها بود تنها به سمت آن دایره کوچکتر که طبعا شرایط سخت تری در آن رعایت می شود جذب می شدند. به عبارت دیگر جبهه متحد با ساز و کارهای موجودش نمی توانست در جذب آن ها موفق باشد.
نکته دیگر وجود ساز و کار شبه سهم خواهی بود گرچه در ادامه و شاید با مباحثاتی که بین جبهه پایداری و جبهه متحد برقرار گردیده تا اندازه ای از آن عدول شود ولی ساز وکار و بعضی از عملکردها نشانه هایی از این مطلب را با خود داشتند و این امر باعث پراکنده شدن بدنه اصول گرا بویژه جوانانی می شد که نسبت به چگونگی عملکرد خواص در فتنه 88 حساس بودند. باز هم به همین علت وجود جبهه خاص تری مانند پایداری که در خود توانایی و شرایط جذب این نیروها را داشت ضروری به نظر می رسید.
* آیا احساس نمی کنید که اختلاف بین جبهه متحد و جبهه پایداری در جامعه به اختلاف بین علمایی که راهبری این دو را به عهده دارند تعبیر شود؟
** بهتر است بعد از فرمایشات اخیر حضرت امام خامنه ای (دام ظله) واژه اختلاف را بکار نبریم و به جای آن از واژه رقابت استفاده کنیم. سوال شما را این گونه تصحیح می کنم که آیا رقابت بین این دو جبهه باعث برداشت اختلاف یا رقابت بین علماء نمی شود؟ پاسخ بنده این است که خیر، همان گونه که در فقه، فقیه و افقه داریم در امور اجتماعی و سیاسی انقلاب نیز فقیه و افقه داریم. همان گونه که در عرصه فقه نظر همه فقیهان محترم است و در عمل نیز آزادی وجود دارد، و آن ها که کسی را افقه می دانند از او پیروی می کنند، در امور سیاسی نیز میان علمای دارای سوابق درخشان سیاسی و صاحب نظر نیز فقیه و افقه وجود دارد و تشخیص آن هم راه هایی دارد که بر کسی پوشیده نیست.
مردم حق دارند با حفظ احترام دیگران یک صاحب نظر را با توجه به سوابق فکری و تجربه های سیاسی و غیر آن افقه تشخیص بدهند و بر اساس نظر خود اقدام نمایند. به نظر اینجانب هیچ تلقی منفی وجود نخواهد داشت و لازم است عزیزانی که فی المثل حضرت علامه مصباح را در امور سیاسی افقه تشخیص می دهند نسبت به بزرگانی نظیر آیت الله مهدوی کنی (دامت برکاته) کمال احترام را داشته باشند و بالعکس. احترام لازم است هرچند به نظرات آن بزرگان به خاطر تشخیص افقه بودن دیگری عمل نکنند و تکلیف خود را چیز دیگری بدانند. فکر می کنم یکی از راه های عمل به فرمایش حضرت امام خامنه ای (دام ظله) که فرمودند انتخابات رقابتی باشد ولی تخریب نباشد همین است.
* به نظر شما استراتژی اصلاح طلبان در انتخابات چیست؟
** مثال اصلاح طلبان در این انتخابات مثل کسی است که از آب بیرون آمده و حالا می خواهد دوباره وارد آب شود؛ دچار تردید رفتن- نرفتن است از یک سو فکر سردی آب او را باز می دارد و از سوی دیگر لذت در آب بودن او را به ورود در آب فرا می خواند. این پارادوکس که تردید و دودلی را در مجموعه اصلاح طلبان رقم زده است، نتیجه را به نفع طرف مقابل تمام خواهد کرد. از یک سو نیامدن طیفی از آن ها باعث محرومیت آن ها می گردد و بدین ترتیب به اصطلاح سرشناسان و ژنرال های اصلاح طلب به دست خودشان حذف خواهند شد؛ از سوی دیگر طیفی که شرکت می کنند عددشان به حضور حد اکثری مدد می رساند و در این میان مردم عده ای از کاندیداهای به اصطلاح سفید آن ها را شناسایی می کنند و به آن ها رأی نمی دهند و بدین ترتیب پیش بینی می شود تعداد کمی که به زحمت می توان آن ها را فراکسیون اقلیت نامید به مجلس راه می یابند.
فکر می کنم با توجه به رقابتی شدن انتخابات و آرایش کلی صفوف، زمینه برای یک انتخابات دشمن شکن و تشکیل مجلس باب نظام جمهوری اسلامی توسط مردم مهیا است. آن چه از اهمیت نسبتا بالایی برخوردار است پیچیدگی خاصی است که دو طیف اصلاح طلب و انحرافی در مخفی کاری نسبت به کاندیداها اعمال می کنند که تنها چاره آن دقت بیشتر در افراد می باشد.
* اگر نکته دیگری دارید بفرمایید.
** شاهد ضعف اصلاح طلبان و به طور کلی دگر اندیشان تحریم یک جانبه و زمان داری است که آمریکا نسبت به بانک مرکزی اعمال نموده و اخیرا تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا است. به نظر می رسد اگر این حربه کارآمد بود دلیلی برای تأخیر آن نبود؛ ماهیت این گونه اقدامات جنگ روانی و مصرف آن پشتیبانی و به زعم خودشان روحیه دادن به اپوزیسیون داخلی در انتخابات است تا بلکه جانی به این پیکر یخ کرده بدمند و روشن است اقتدار جمهوری اسلامی و حضور دشمن شکن مردم پای صندوق های رأی و اعتماد آن ها به سیستم انتخاباتی نظام همه این ترفند ها را باطل خواهد کرد.