تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۱۴۰

1ـ دمی پیش از دوم خرداد ماه 76 در حالی که جناح راست، نفس گرم سیدمحمد خاتمی را بر شقیقه خود پیش احساس می‌کرد و او را در کمال ناباوری و بیش از هر زمان دیگری آماده نشستن بر مسند ریاست جمهوری می‌دید، جهت عدم توفیق وی دست به هر کاری می‌زد، از فیلمسازی در شهرک غرب و انتشار بخشنامه‌هایی در شمارگان میلیونی گرفته تا همه کفر را پشت سر و پشتیبان او خواندن و از همه استراتژیک‌تر تاکید و ابرام بر این نکته که در صورت روی کار آمدن وی امنیت ملی به خطر خواهد افتاد.
استدلال جناح راست بر این پایه استوار بود که اکثر نهادهای امنیتی ـ اطلاعاتی و نظامی کشور در دست جناح مخالف خاتمی است و در صورت ریاست جمهوری وی به دلیل ناهمخوانی دستگاه اجرایی و دستگاه امنیتی کشور دچار تشنج و تنش خواهد شد. آنگاه برای آنکه نمودها و شمه‌ای از این فضای آبستن تشنج را نشان دهند، به تحریک بدنه نهادهای مذکور ـ که اغلب متشکل از نسل دردکشیده انقلاب و دفاعند ـ پرداختند و کوشیدند چنین نشان دهند که نیروهای حزب‌اللهی و رزمندگان و جانبازان و آزادگان در تضاد با کاندیدای مقابل این جناج قرار دارند.
2ـ با وجود این تلاش آشکار و هدفمند، نخستین مرحله شکست جناح راست در هنگامه انتخابات رقم خورد. گذشته از پیروزی رقیب، مشخص شد که نمی‌توان این پیروزی را از آن دشمنان انقلاب و نظام ـ آن‌‌گونه که آنان ترسیم کرده بودند ـ دانست: چه همان بدنه مذکور با اکثریتی بسیار جالب توجه در انقلابی‌ترین و مطمئن‌ترین نهادهای نظام ـ سپاه و بسیج و وزارت اطلاعات ـ به سیدمحمد خاتمی رای داده بودند. بدین ترتیب نخستین فاز طرح ناامن‌سازی کشور با وجود انتخاب خاتمی به شکست نشست. چه، خاتمی انتخاب همان نهادهای انقلابی بود.
3ـ از سوی دیگر پس از مدتی مشخص شد انتخاب خاتمی نه تنها به ضرر امنیت ملی نیست. بلکه به حال آن نافع است. خاتمی در حال عهده‌دار تشکیل دولت جمهوری اسلامی شد که روابط خارجی ایران در بدترین وضعیت قرار داشت. ایران در چنبره فشارهای اروپا و آمریکا ایزوله شده بود و افکار عمومی و جهان تحت استیلای رسانه‌های خارجی به شدت علیه آنچه که «نبود شاخصهای حقوق بشر و مردمسالاری در ایران» خوانده می‌شود. بسیج شده بودند. قراردادهای خارجی در حوزه اقتصاد راکد مانده بود. برای دومین پس از انقلاب ـ در شرایطی که حتی تسخیر سفارت آمریکا منجر به قطع رابطه اروپا و ایران نشده بود ـ ایران و اروپا در بدترین روابط دیپلماتیک به سر می‌برند و جهان غرب در موضعی واحد و یکپارچه می‌توانستند علیه ایران و هرگونه واکنش بین‌المللی را ایجاد و هدایت کنند.
در عین حال فضای داخلی نیز بسیار متراکم و فشرده شده بود و این تراکم بخصوص در نسل جوان می‌توانست بسیار راحت در خدمت انفجاری بی‌هدف قرار گیرد. هنر خاتمی این بود که پتانسیل موجود را دریافت و با بکارگیری آن در راه اصلاح مناسبات قدرت موجب مشارکت شد و در نتیجه مشروعیتی بی‌نظیر را برای خود و نظام فراهم ساخت. به همان میزان که مشروعیت ملی فزونی گرفت، شاخص امنیت ملی ما نیز بالا رفت.
اگر پیش از انتخاب خاتمی اروپا به بهانه‌ای خود ساخته روابط خود را با ایران قطع می‌کرد، اینک خود پیشگام بازگشت به ایران می‌شد. بازگشت مذکور برای اروپا چنان مهم بود که حتی حاضر شد با نوعی تحقیر، بنا به خواست ایران بازگشت سفیر آلمان را بعد از بازگشت سفرای دیگر قرار دهد. اگر پیش از انتخاب خاتمی، آمریکا به راحتی می‌توانست از حربه حقوق بشر علیه ایران استفاده کند و مجوز اقدام علیه ایران را دریافت کند، امروز جهان نه تنها به ادعاهای او علیه کشوری با انتخابات دمکراتیک‌تر، فضای آزادتر بیان و مطبوعات و توجه بیشتر به حقوق زنان و اقلیتها. کمتر اعتنا می‌کند، بلکه با ابتکار عمل خاتمی در می‌یابد که آمریکا نیز می‌تواند در عرصه دیپلماسی، مرتجع باشد.
خاتمی اینک به عنوان مشروع‌ترین و محبوب‌ترین رئیس‌جمهور دنیا، کسی که در عرض کمتر از یکسال به چهره‌ای بین‌المللی تبدیل شده است، می‌تواند با بسیج افکار عمومی دنیا از یکه‌تازی آمریکا جلوگیری کند و رویه پنهان تمدن خشونت‌گرا و صلحجونمای آمریکا ـ مبدع و پیرو تئوری جنگ تمدنها ـ را آشکار سازد و از آن به عنوان یک امتیاز در روابط بین‌الملل استفاده کند. حداقل استفاده‌ای که از این به عنوان یک امتیاز در روابط بین‌الملل استفاده کند. حداقل استفاده‌ای که از این حربه می‌شود، تضمین امنیت ملی ایران در بعد خارجی است. چرا که جهان نمی‌تواند بپذیرد در منظومه پیرامونی‌ آمریکا که مشحون از دول غیردمکراتیک است، حربه حقوق بشر، دمکراتیک ترین دولت خاورمیانه، را تحت فشار قرار دهد.
در ایامی که دولت عراق در ماههای پایانی سال 76 خواستار برقراری رابطه با آمریکا شده بود و این درخواست از سوی آمریکا پس زده می‌شد، بسیاری از مطبوعات داخلی آن را با تمایل دولت آمریکا به درخواست روابطی مشابه با ایران مقایسه می‌کردند که این‌بار از سوی ایران پس زده می‌شد! واقعیت این است که انتخابات دوم خرداد حتی در عدم برقراری رابطه با آمریکا برای ایران مشروعیتی را فراهم کرد که اینک با خود اتکایی مذکور می‌تواند هم از نزدیکی به آمریکا خودداری کند و هم مورد تهدید مستقیم آن واقع نشود. در حالی که دولتهایی مانند عراق به دلیل ضعف داخلی، هم نمی‌خواهند به همه خواسته‌های آمریکا تن در دهند و هم مورد تشر و تهاجم آن واقع می‌شوند. نتیجه آن که درست در مقاطع حساس، عراق ناچار به پذیرش خواسته‌های آمریکا و جویای رابطه با آن می‌گردد!
نتیجه آن که حضور خاتمی در مسند ریاست جمهوری از دو خرداد 76 تاکنون نه تنها به از بین رفتن امنیت ملی منجر نشده است بلکه ضریب امنیت را بالاتر برده است. در شرایط کنونی هرگونه تهدید خارجی نظام جمهوری اسلامی نه تنها فاقد مشروعیت حقوقی است بلکه از عدم مقبولیت در افکار عمومی جهان نیز برخوردار است.
4ـ پس از آنکه مشخص شد انتخاب خاتمی نه تنها ضرری به منافع و امنیت ملی نمی‌رساند بلکه موجب ارتقای سطح شاخص آن می‌شود، جناح راست کوشید اثبات گمانه پیش از انتخابات خود را در حوزه‌ای دیگر از مفهوم امنیت پی‌گیرد. این حوزه جدید، حوزه امنیت عمومی بود.
ایجاد ناامنی عملی از سوی برخی نهادهای خارج از اراده عمومی معطوف به دوم خرداد، چه از طریق اقدام مستقیم و چه از طریق چشم فروبستن بر قانون‌شکنی‌های آشکار، دستور کار جدید این جناح است. به عنوان نمونه به چند مورد از اقدامات مذکور اشاره می‌کنیم:
الف‌ـ در حالی که در دوره حاکمیت آقایان بسیاری از مطبوعات تحمل می‌شدند. امروز این تحمل نشان داده نمی‌شود و اصرار قابل ملاحظه‌ای وجود دارد که به هر نحو این مطبوعات در دوره سیدمحمد خاتمی تعطیل شوند. ولو با روشهای غیرقانونی و نامتعارف. حیات 7 ساله مجله ایران فردا و فقدان حتی یک شکایت از آن در مقطع دولت پیشین، حیات و وضعیت مشابه مجله جامعه سالم، روزنامه سلام و حتی عصر ما نمونه‌ای از این برخورد جهت‌دار است.
ب‌ـ عدم تحمل بسیاری از خطیبان جمعه در تهران و اصفهان و ایجاد تشنج در نماز جمعه آقایان هاشمی و طاهری در حالی که حتی یک نمونه از این برخوردها در تمام دوران حاکمیت راست، یافت نمی‌شد.
ج ـ ضرب و جرح وزرا و اعضای کابینه و مشاورین رئیس‌جمهور همه نمودهای فاز اول پروژه ایجاد ناامنی عمومی است. از سوی دیگر در حالی که وضع اقتصادی دولت نه محصول دولت جدید، که میراث کاهش شدید قیمت نفت است و نه از وضعیت اقتصادی دولتهای قبلی بدتر است. آقایان خاک بر سر دولت نثار می‌کنند و می‌نگارند اینها (دولت) کارآمدی ندارند! ایجاد بحران کارآمدی از نظر جناح راست همان حلقه مفقوده‌ای است که می‌تواند نقشه ناامن‌سازی این جناح را کامل سازد و این همه در حالی است که امام به همین آقایان فرموده است که نمی‌توانند حتی یک نانوایی را اداره کنند! در کنار این دو برنامه (1ـ عدم تحمل فضای موجود و 2ـ ایجاد بحران ناکارآمدی) راه دادن به خشونت در فضای سیاسی و عدم برخورد درون جناحی با آن و نیز عدم واکنش که به موجب قانون برعهده نهادهای در کنترلش گذاشته شده است (نظیر عدم تعیین زمان دادگاه ضاربین وزیر ارشاد و معاون رئیس‌جمهور) در مجموع موجب تحریص خشونت ورزان و ارتکاب به خشونت عریان می‌گردد.
5ـ براین باور هستیم که فرجام تجربه جدید جناح راست در ناامن‌سازی فضای سیاسی نیز بهتر از فرجام تجربه‌های نخواهد بود. با وجود این، تنها راه شکست برنامه مذکور، برخورد فعال رئیس‌جمهور و حامیان وی خواهد بود. ما معتقدیم که تلاش در راه افزایش ضریب امنیت عمومی و رشد منفی و بر طرف کردن چالشهای بر سر راه کارآمدی دولت. مخالفان را در به شکست کشاندن دولت با ناکامی مواجه می‌سازد. مطمئن باشیم تقویت دولتی که ضریب امنیت ملی و امید به بهبود شاخصهای امنیت ملی را در مردم ما و جهانیان بالا برده است، به نفع همه جناحها حتی جناح مغلوب و مغموم در دوم خرداد است.