مهدی امینیان
رعایت اعتدال و میانهروی در تمامی امور و اجتناب شدید از عملکرد تند و افراطگونه از اساسیترین احکام صادره عقلی که منبعث از حسن و قبح عقلی است، نیز از بنیادیترین مقولات و مفاهیم دینی مورد تاکید ائمه اطهار (علیهم السلام) و مرشدان و هادیان دینی بوده است. حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در نامهها و خطبههای متعدد خویش، مردم و بالاخص مسئولان حکومتی را دعوت به رعایت اعتدال و میانهروی در بسیاری از امور مینمودند. برخی از این امور عبارتد از: مدیریت، بخشش و حسابرسی، تجارت، ثناگویی، جمع آوری اموال، خوشی و نگرانی و... که البته در این بین از مبناییترین مولفههای اخلاقی مورد نظر حضرتشان، رعایت اعتدال و میانه روی در دوستیها و دشمنیها در سطوح مختلف روابط اجتماعی و سیاسی بوده است. (نهج البلاغه، خطبههای 222، 225، 87، و نامههای 11، 19، 21، 27، 59، و حکمتهای 33، 192، 296، 298، 181، 352)
هرچه محدوده و حیطه وظایف فرد از شعاع و وسعت بیشتری برخوردار باشد و دامنه آن از حیطه وظایف فردی و اجتماعی یک شهروند معمولی فراتر رفته به نحوی که شعاع گستردگی آن دربردارنده وظایف متعدد و متکثر اجتماعی در قالبهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در حد کلان باشد، و هرچه فرد در هرم قدرت و مدیریت جامعه به صدر هرم نزدیکتر و در مسند بالایی تکیه زده باشد، حفظ و رعایت قواعد و ضوابط تصمیمات معقولانه، منطقی و معتدلانه بایستگی و اهمیت فوق العادهای مییابد. این اهمیت به جهت تاثیرگذاری عمیق و وسیع تصمیمات رهبران و مدیران ارشد جامعه بر جمیع ارکان و زوایای حاکمیت و مردم و ابتلای عموم به عواقب سوء برنامهها و تصمیمات ناصحیح این کارگزاران میباشد.
وجود اختلاف سلیقه و نظر در روشها و برنامهها (و البته نه در ایدئولوژیها و استراتژیهای کلان) در میان تمامی گروهها و احزاب سیاسی از جناحهای مختلف (البته جناحهای ملتزم به ولایت فقیه و آرمانهای انقلاب)، امری کاملا طبیعی و معمول میباشد اما متاسفانه حداقل بنا به دو دلیل ذیل، اهتمام لازم جهت ایجاد اجماع در جبهه اصولگرایی، وجود نداشته و انگیزه و مقتضی این امر از صبغه نه چندان پررنگی برخوردار است. دلیل اول: کم طاقتیها، کم تحملیها، تکرویها و خود محوریهای برخی مدعیان اصولگرایی و عدم میانجیگری و ریش سفیدی موثر و قابل توجه از سوی پیشکسوتان اصولگرایی میان گروههای متخاصم؛ دلیل دوم: تمرکز بیسابقه مدیریت رسانهای معاندین و منافقین مدعی صلاحات با عقبه صهیونیستی - بهایی خود بر بزرگنمایی و عمیقتر کردن اختلاف نظرات در میان اصولگرایان حاضر در دولت و مجلس و نیز اصولگرایان فعال در گروههای سیاسی و گرایشهای مختلف اصولگرا.
در این میان انتخاب استراتژی صحیح و تأثیر گذار از سوی اصولگرایان جهت ایجاد اجماع تام و کامل در میان تمامی گروههای حاضر در این جناح، منجر به بیتأثیر شدن و به حاشیه رفتن سیاستهای تخریبی دشمنان داخلی و خارجی نظام خواهد شد.
گفتمان اصولگرایی راستین که مطابق تعریف دقیق و حکیمانه رهبری، بازگشت به خط اصیل انقلاب و آموزههای اسلام ناب محمدی (ص) است با شاخصههای خدمت، عدالت، کارآمدی، معنویت و دوری از جنجال و تنش، توانسته است در چند سال اخیر به یک استراتژی پایدار در نگاه مردم و مسئولان نظام تبدیل شده به گونهای که با توجه به شواهد و قراین غیر قابل انکار، کشور در مسیر اصولگرایی با گامهای بلند، پیش رفته و مسیری بیبازگشت را طی مینماید.
اصولگرایان با توجه به انتخاب گفتمان اصولگرایی از سوی مردم و اتخاذ رویکردی جدید در انتخاباتهای چند سال اخیر لازم است که اولا، با درک بهتر، آگاهانهتر و بنیادیتر از چارچوبها، شاخصهها، اهداف و آرمانهای اصولگرایی راستین منجمله عدالت، خدمتگزاری، کارآمدی، پاسخگویی، معنویت و ... و احتراز از سطحی نگری در این مضامین و مفاهیم اصیل، 1- به تداوم حرکت در این مسیر و نیز سرعت بخشی هرچه بیشتر به این روند حرکتی ادامه داده؛ 2- در برخی شعارها و قالبها متوقف نگشته از کلیشهای نمودن آنها ممانعت ورزند؛ ثانیا با اجتناب از تفرقه، تشتت و انحصارطلبی، و با حفظ اعتدال و میانهروی به ایجاد فضایی توأم با همدلی، همراهی و یکرنگی و اتحاد جهت هرچه بهتر و بیشتر محقق نمودن اهداف و آرمانهای اصولگرایانه پرداخته و به اتخاذ ساز و کاری جهت پوشش حداکثری برای کل جبهه اصولگرایی در انتخابات آتی مجلس اقدام ورزند؛ ثالثا با حفظ امور فوق، جامعه و عموم مردم را از ابتلا به عواقب سوء برنامهها و تصمیمات احساسی و ناصحیح چه در امر اجرا و تقنین و چه در امر خطیر انتخابات مصونیت ببخشند.
متأسفانه در چهار سال اخیر به واسطه برخی تند مزاجیها، کم تحملیها، تکرویها و خود محوریها، شاهد دو دستگی و یا چند دستگی در میان نیروهای اصولگرا در خصوص موضوعات مختلف سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بوده به نحوی که صف بندی و جبهه گیری تند و گزنده این افراد و گروههای مدعی ولایت، زمینه امیدواری و طمع دشمن به پیروزی علیه نظام و نیز موجبات آزرده خاطری وتلخ کامی شدید برای مردم و بروز برخی عقب افتادگیها در اجرای برنامه چشم انداز بیست ساله نظام اسلامی فراهم نموده است.
افراط در عناد و مخالفت با یکدیگر و خروج از دایره عدالت و اعتدال در سوگیریها و موضعگیریها در خصوص مقولات روز کشور و اتهام زنیهای گسترده نسبت به برخی جریانهای اصولگرایی که در بسیاری موارد، بیپایه و اساس نیز میباشد، سنت جاریه برخی مدعیان اصولگرایی در چهار سال یا حتی شش سال اخیر بوده است.
حضرت امیر المومنین(ع) شخصی را دیدند که چنان بر ضد دشمنش میکوشید که به خود زیان میرسانید، حضرت در این خصوص فرمودند: "تو مانند کسی هستی که نیزه در بدن خود فرو برد، تا دیگری را که در کنار اوست بکشد!". (نهج البلاغه، حکمت 296)
اصولگرایان هرگز نباید فراموش نمایند که نتایج آرای مأخوذه در انتخاباتهای گذشته، به نکتهای بسیار مهم و اساسی در نگرش تیز بینانه مردم و پیامی آشکار از سوی ایشان برای اردوگاه اصولگرایان اشاره داشت. نوع چینش آرای تمامی این انتخابات و گرایشهای معنادار مردم در آنها، مؤید این امر بود که مردم هرچند خواستار حاکم شدن و بسط و گسترش نگرش عدالتخواهی و اصولگرایی در فضای نظام مدیریت اجرایی کشور بوده و با شدت و علاقه فراوان اقدام به حمایت از آن مینمایند اما حتی در گروهها و احزابی که داعیهدار این نوع مرام سیاسی میباشند نیز، کوچکترین نحوه عملکرد که حتی شائبه عدم رعایت اصل اعتدال و میانهروی در امور در عرصه قدرت سیاسی را داشته و منجر به بروز انحصارگرایی در برخی از این گروهها و استغناء و عدم همراهی و همدلی ایشان با یکدیگر جهت خدمترسانی هرچه بهتر به مردم چه در عرصه تئوری پردازی و برنامه ریزی و چه در عرصه کار و فعالیت عینی و عملی گردد را برنتابیده و حاضر به تحمل تفرقه و تشتت در جریانهای سیاسی کشور و خدای ناکرده بروز صفت رذیله قدرت طلبی و رادیکالیسم در هر جبهه یا گروه سیاسی نمیباشند.
گروههای حاضر در جناح اصولگرایی باید از همگان بهتر بدانند که پیمان قلبی مردم با اصولگرایی براساس ملاکهای روشن و قابل لمس منعقد شده و نمیتوان عقد اخوت دائمی با هیچ فرد یا گروهی را از آن استنباط نمود.
مردم تا زمانی اقدام به حمایت و پشتیبانی از سیاستها، اهداف و برنامههای جریانات سیاسی مینمایند که این جریانات، در قالب و چارچوب اصولگرایی اصیل حرکت کرده و خود را به شدت مقید به رعایت قواعد، اصول و چارچوب آن بدانند. از دیدگاه مردم تفرق, اختلاف و از هم گسیختگی در میان اصولگرایان، یکی از مصادیق روشن عدم پایبندی ایشان به قواعد اصولگرایی اصیل تلقی شده و به طور حتم بازخوردی بسیار منفی در میان مردم داشته و منتج به رویگردانی مردم از مدعیان طرفداری از گفتمان "اصولگرایی" در انتخاباتهای آتی خواهد شد.
زمانی که مردم به این نتیجه برسند که گروههای حاضر در جناح اصولگرایی از ملاکهای اصولگرایی واقعی فاصله گرفتهاند آن گاه شاهد رویگردانی مردم از این جناح خواهیم بود کما اینکه چنین سرگذشتی را مدعیان اصلاحات در طی چند سال اخیر به خوبی تجربه نمودهاند.
لذا بر تمامی گروههای حاضر در جریان اصولگرایی فرض است که با نشان دادن رفتار سیاسی کاملا حرفهای که برخاسته از دیدگاه شایستهسالاری و اعتقاد به لزوم فعالیت نیروهای کارآمد و شایسته در کشور است، به حل و فصل اختلافات صرفا سلیقهای خویش و حصول اجماع و یکرنگی بیشتر مبادرت ورزیده، بیش از پیش به یاری یکدیگر در خدمت رسانی مطلوب به مردم و برطرف نمودن معضلات و مشکلات فراروی ایشان شتافته و با اثبات مجدد پایبندی خویش به اصولگرایی اصیل، نتیجهای بس شگرف و عاقبتی خوش برای گفتمان اصولگرایی در انتخابات مجلس شورأی اسلامی در اسفند ماه سال جاری و ان شاء الله در انتخاباتهای بعدی رقم زنند.