تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۲۸۲

 رابعه موحد – داوود طوبی‌بیگی
ترکیه جوان زمانی پا به عرصه آناتولی کهن گذاشت که در همه جبهه‌ها درگیر تجزیه‌طلبی و استقلال‌خواهی یونانی‌ها – کردها و ارامنه بود. مصطفی کمال، یونانیان را سرکوب و ارامنه را مجبور به مهاجرت کرد و استانبول را که به‌طور سنتی از زمان محمد فاتح، دارالخلیفه اسلامی بود به آنقره یا آنقریا یا آنگوریه (یعنی سرزمینی که تاک و انگور دارد و کلمه‌ای فارسی است) منتقل کرد. از آنجا که دربار عثمانی همواره داعیه اسلامیت داشت، طبیعتا علمای اهل سنت و فتوا‌دهندگان حکومتی، تسلط خاصی در اداره امور دربار داشتند.
مصطفی کمال برای قطع همه مناسبت‌های دیرینه و گسستن هرگونه ارتباط و نزدیکی بین حکومت عثمانی و خلیفه‌گری و جمهوری جدید، طرح جدایی دین از سیاست را مطرح کرد و دست همه علمای دینی را که قرن‌ها به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در حکومت نقش‌های قابل‌توجهی داشتند، از حکومت جدید کوتاه کرد و بر ویرانه‌های عثمانی اسلامی، جمهوری سکولار ترکیه را بنا نهاد. مصطفی کمال معروف به آتاترک (پدر ترک) با آرزوی ترکیه‌ای مدرن اصلاحات اساسی را در کشور آغاز کرد و حتی خط نوشتاری دولت عثمانی را که به فارسی و عربی بود به لاتین تغییر داد.
آتاترک خواهان تکامل یک دموکراسی پارلمانی بود و حتی برای تشکیل احزاب مخالف در دوره حکومت خود پیش‌قدم شد و چنین پیشنهادی را به رضاشاه نیز داد. هرچند این احزاب طی دوران رهبری خود او، فرصت ظهور نیافتند زمانی که آتاترک رییس‌جمهوری ترکیه بود به عنوان حاکم مطلق عمل می‌کرد و حزب جمهوری‌خواه به مدت طولانی تنها حزب ترکیه بود. پس از مرگ آتاترک در سال 1938 ارتش ده‌ها سال قدرت را حفظ کرد و به عنوان ناظر بر کمالیسم و اجرای سکولاریسم در کشور نقش خود را با قدرت کامل ایفا کرد. سال 1950 حزب دموکراتیک توانست کنترل پارلمانی را به دست گیرد با این همه کمالیست‌ها از ایدئولوژی سکولاریسم محافظت و هر انحرافی را سرکوب می‌کردند تا جایی که در سال‌های 1960 و 1971 و 1980 دست به کودتا زدند.
سال 1983 خیزش احزاب اسلامی توسط نجم‌الدین اربکان که تحت نفوذ بنیادگرایان بود، آغاز شد و این جریان در مقطعی رخ داد که ژنرال‌های ارتش پس از دهه 1980 پس از سرکوب آشوبگران رادیکال چپ و راست به اصلاحات اقتصادی توجه کردند. رشد اقتصادی برای مدت طولانی بسیار اندک بود. کشور در شرایط سخت اقتصادی گرفتار بود. بخش دولتی توان خود را برای رشد تولید و ایجاد شغل از دست داده بود. رهبران نظامی کشور متوجه شدند که کاهش کنترل دولتی و یک سرمایه‌داری قدرتمند لازم است تا کشور را به حرکت درآورد. تورگوت اوزل با اینکه در ارتباط با گروه‌های اسلامی بود، توانست تایید نظامیان را به‌دست آورد و بازسازی اقتصاد ترکیه را بر‌عهده گیرد.
اوزل نخست‌وزیر شد و به سفر حج رفت، در عین حال در سال 1987 درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را مطرح کرد. او اقتصاد لیبرالی با تمایلات اسلامی ملایم و سیاست متمایل به راست در چارچوب کمالیسم را ایجاد کرد و به طرف اقتصاد آزاد، تقویت صادرات و خصوصی‌سازی پیش رفت که در نهایت به دگرگونی اقتصادی گسترده و عمیق منجر شد. اوزل از صادرکنندگان حمایت کرد. قوانین تعرفه و نرخ ارز سوبسیدها را در اختیار ترویج صادرات قرار داد. صنعت مبل‌سازی و منسوجات رونق گرفت. قدرت‌های اقتصادی به سمت فعالیت‌های کوچک و متوسط اقتصادی روی آوردند و منطقه آناتولی استانبول را به عنوان موتور توسعه تحت‌تاثیر قرار داد. در سال 1994 اربکان با اکثریت آرا، نخست‌وزیر شد.
با وعده عقب‌راندن کمالیسم و تقدیس اسلام، توسط ارتش‌ از صحنه سیاسی خارج شد. حزب رفاه که اربکان از این حزب بود منحل شد و به جای آن حزب فضیلت تاسیس شد. این احزاب، تندرو بودند و حتی اربکان در مقابل اسراییل و آمریکا، سیاست سخت‌گیرانه‌ای داشت. در سال 1990 ژنرال‌های سکولار با استفاده از جایگاه رییس‌جمهور و دادگاه، هر دولتی را که در مسیر اهداف سکولاریسم نمی‌دیدند از صحنه خارج می‌کردند اما اقدامات سرکوبگرانه ارتش باعث تقویت و حیات دوباره اسلام در زندگی مردم ترکیه شد.
سال 1980 ارتش از سرکوب اسلام‌گراها کاست و یک سری آزادی‌ها به اسلام‌گرایان داده شد تا از افراط کاری‌های تندروها جلوگیری کند و همین آزادی، آتش زیر خاکستری را که قدمت 800 ساله داشت کنار زد و توده مردم بیشتر جلب اسلام شدند. مظاهر اسلام‌گرایی از روستاهای دوردست تا دل استانبول شعله کشید درحالی که سکولاریسم آتاترک هرگز از محدوده دانشگاه‌ها و قشر روشنفکر جامعه‌ ترک فراتر نرفت و لایه‌های نازک و شکننده سکولاریسم نتوانست لایه‌های دیرینه و ضخیم 800ساله را به طور کامل و به مدت بیشتری پوشش دهد و نتوانست مانع از آتشفشان سنت‌ها و عقاید دیرینه مردم آناتولی شود.
چرخشی دیگر از سکولاریسم تا خلیفه‌گری مدرن اسلامی
در سال 2001 بار دیگر اسلام‌گرایان جوانی به رهبری عبدالله گل و رجب طیب اردوغان با تاسیس حزب عدالت و توسعه، با پیام اسلامی نرم‌تری روی کار آمدند. آنها علنا ادعای ایجاد دولت اسلامی را نداشتند و با یک شیوه محافظه‌کارانه با غرب و با هدف دموکراسی و اقتصاد آزاد و جهانی شدن روی کار آمدند. در عین حال مدافع سکولاریسم و راه آتاترک بودند. البته این سیاست یک بام و دو هوا بود که نه خوشایند سکولارها و نه بنیادگرایان اسلامی بود زیرا گروه اول به دنبال حفظ یک دولت کاملا سکولار و حفظ کمالیسم بودند و گروه دوم به دنبال برپایی یک حکومت اسلامی کامل و بازسازی اقتدارا سلامی امپراتوری عثمانی در جهان بودند.
حزب عدالت و توسعه به رهبری عبدالله گل تا امروز توانسته است هر جا که لازم باشد به عنوان نماینده اسلام و به‌عنوان دولت سکولار، نگهبان دستاوردهای آتاترک باشد. ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا تلاش می‌کند و اتحادیه هر چند با حکومت دینی در ترکیه مخالف است اما خواهان کاهش فشار بر اسلام‌گرایی است. حزب عدالت و توسعه از زمان به روی کار آمدن توانسته است در سال‌های 2002 – 2007 – 2011 پیروز شود و در سراسر ترکیه محبوبیت بی‌نظیری یافته است و ترکیه توانسته به هفدهمین اقتصاد اروپا تبدیل شود اگرچه مدیریت اقتصادی دولت یکی از عوامل مهم این محبوبیت و پیروزی است اما اسلام‌گرایی آشکار سران دولت، از عوامل محبوبیت آنها در میان توده‌ مردم بوده است.
هر چند «گل» وعده داده است به قانون اساسی ترکیه پای‌بند بوده و رییس‌جمهور همه ترک‌های مذهبی و غیرمذهبی باشد اما در سال 2008 دادستان کل دادگاه تجدیدنظر با استناد به فعالیت‌های اسلامی و ضدسکولار حزب عدالت و توسعه از دادگاه عالی کشور انحلال این حزب را تقاضا کرد. اما تحت فشار آمریکا و اتحادیه اروپا و ترس از واکنش شدید در حوزه اقتصادی و بحران سیاسی که پرونده در دادگاه مسکوت ماند در حال حاضر مبارزه شدیدی بین سران حزب عدالت و توسعه و سکولاریسم وجود دارد. سران حزب عدالت و توسعه مدعی هستند که از تبدیل کشور به یک کشور بنیادگرا جلوگیری می‌کنند و هدف‌شان ساختن کشوری با جامعه‌ای بازتر، بر پایه لیبرال‌دموکراسی و توسعه اقتصادی بر مبنای سرمایه‌داری و جهانی است. و با قدرت گرفتن این حزب، امروزه سکولارها به کنج رانده شده‌اند و الگوی یک‌بام‌ودوهوایی ترکیه سکولار – اسلامی در منطقه و در بین کشورهای اسلامی زبان‌زد شده است.
از 10 سال گذشته ترکیه قدم‌های بزرگی در حوزه رشد سرمایه‌داری و اصلاحات بازار آزاد برداشته است و تغییر مهم دیگری در قانون اساسی که توسط اتحادیه اروپا ابلاغ شده است شامل انتخابات منظم – دولت غیرنظامی– ارتش کوچک‌تر بدون دخالت در سیاست و افزایش حقوق بشر است. در عین حال پیوندهای بریده‌شده عثمانی خلیفه‌گری به دست آتاترک، به طور محسوسی در حال بخیه خوردن و ترمیم است. اگر تا چند سال گذشته هیچ نشانی از عثمانی و رابطه ترکیه با آن حکومت سنتی در رسانه‌های ترکیه به چشم نمی‌خورد، امروزه به طور علنی، جمله «ما وارثان امپراتوری عثمانی هستیم» در برنامه‌های تبلیغاتی‌شان شنیده می‌شود.
ساخته شدن سریال‌های مختلف از آن دوران و وصل شدن تاریخ صدساله ترکیه به تاریخ 800ساله عثمانی، حکایت از رویاهای بلندپروازانه دولت اسلامی – سکولار! ترکیه دارد و یادآور خصومت سلطان سلیم عثمانی با شاه اسماعیل صفوی به عنوان دو داعیه حکومت اسلامی است. دیروز اگر غرب علیه عثمانی می‌خواست در کنار صفویه باشد، امروز به طور علنی می‌تواند علیه ایران و در کنار ترکیه قرار بگیرد. استقرار سپر موشکی آمریکا در خاک ترکیه نشانه بارز این صف‌آرایی است و هیچ کدام ایران را به عنوان پرچم‌دار اسلام و سخنگوی ملل اسلامی در جهان تحمل نمی‌کنند.
البته آمریکا خواهان تعامل با رهبران کشورهای اسلامی است به شرطی که دست دوستی آمریکا را مانند دولت ترکیه بفشارد تا الگو و سرمشقی برای دیگر ملت‌های اسلامی باشند. ترکیه از این تایید بال و پر گسترانده و خلیفه‌گری مدرن خود را بر کشورهای ازدست‌رفته عثمانی به شکل مدرن‌تری توسعه می‌دهد و قیم‌وار راه و چاه نشان می‌دهد.
از نمایندگی کشورهای اسلامی برای ارسال کمک به نوار غزه و رودررو شدن با اسراییل تا سفر به کشورهای انقلابی عربی برای ارایه الگوی حکومتی، نشانگر اهداف بلندمدت ترکیه در منطقه است. امروزه ترکیه سمبل اسلام صلح‌طلب، رو به پیشرفت و الگوی جذاب برای ملل مسلمان خاورمیانه است. تا جایی که در سال 2010 استانبول به‌عنوان پایتخت فرهنگی اروپا برگزیده شد. آرم شهرداری استانبول که به این مناسبت طراحی شد کپی طرحی در کاخ‌های عثمانی است که نمایی از مسجد و مناره است. فضای باز اجتماعی و آزادی و امنیت توریست‌ها در این کشور باعث رونق صنعت توریسم شده است و ترکیه درآمد هنگفتی از این راه کسب می‌کند. هرچند شهرهای بزرگ ترکیه رنگ و هوای شهرهای اروپایی به خود گرفته است اما فرهنگ مرد‌سالار و خشن حاکم بر آن همچنان به شدت خود باقی است.
خشونت علیه زنان آمار بالایی دارد و هنوز غیرهنجار نشده است. چندهمسری رواج دارد و از آن به عنوان «نکاح امام» و از ازدواج رسمی به‌عنوان «نکاح دولتی» نام می‌برند. در مناطقی از ترکیه «خون‌بس» به عنوان عرف قبیله‌ای به شدت حفظ شده است و دختران هنوز برای بستن خون به خانواده‌ مقتول هدیه داده می‌شوند.
طبق آمار تلویزیون ترکیه، هنوز از هر دو زن یک نفر به علت فقر مالی و فرهنگی، زیر 18 سال به عقد رسمی یا غیررسمی مردی سالمند درمی‌آید. با این حال اقتصاد آزاد ترکیه به پیش می‌تازد. غرب از این خیزش استقبال می‌کند، سکولاریسم به کنجی رانده شده است و نفس‌های آخر را می‌کشد. درگیری بین قومیت‌ها هنوز بعد از صد سال به قوت خود باقی است. رجب اردوغان مانند یک پیشرو مسلمان در محافل و مشورت و میانجیگری‌های آمریکا و غرب با خاورمیانه و از جمله ایران نقش ایفا می‌کند.
رسانه‌های ترکیه از استقبال گرم اوباما از اردوغان سرمست می‌شوند و بارها و بارها صحنه‌هایی از این نوع را با مباهات نمایش می‌دهند و برای ما مقطعی از تاریخ کشور خودشان را یادآوری می‌کنند. زمانی که دولت‌های اروپایی برای تجزیه و اضمحلال امپراتوری عثمانی در برلین و استانبول گرد آمدند از سلطان عبدالحمید استقبال گرمی می‌کردند و قرارداد ننگین تجزیه‌ عثمانی را به تایید و امضای وی رساندند و روزنامه‌های آن روزگار به‌جای از دست‌رفته‌هایشان از استقبال گرم سران اروپا با سلطان عبدالحمید، قلم‌فرسایی کردند. اما افق آرزوهای خلیفه‌گری سران ترکیه تا کجاست و تا کجا با منافع آمریکا تداخل نخواهد کرد و این دوستی به کجا خواهد انجامید؟
منابع در دفتر روزنامه موجود است.