تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۲۹۶

سیمون رومرو / ترجمه: مریم امیری
تیم خبری روزنامه میلان شرح می‌دهد که مردم ایتالیا تا چه حد از بابت «اختلاف» خشمگین و نگران هستند؛ «اختلاف» واژه‌ای است که به شکاف عظیم میان هزینه‌های استقراض بالا و نرخ بهره‌پایین در آلمان اشاره دارد. وحشت و نگرانی در اعتراضات اسپانیا، تصاویر شورش لندن و استفاده پلیس کالیفرنیا از گاز فلفل برای متفرق‌کردن تظاهرکنندگان، نیز هویداست. ضرباهنگ ثابت همه اینها هم بی‌شک ترس از ورشکستگی دولت یونان است که مدام تکرار می‌شود.
آمریکای لاتین، چنین ضربه‌های ماندگار بر طبل بحران کشورهای توسعه‌یافته را متحیرانه و ریشخند‌آمیز دنبال می‌کند و بله حتی کمی هم دلش خنک شده است. برای آنها، اروپا و ایالات متحده مصایبی را نمایش می‌دهند که در گذشته گریبان منطقه‌شان را گرفته بود، کشورهایی که تا همین چند وقت پیش قهرمان بحران بودند و به آمریکای لاتین کمک مالی می‌کردند.
ماریا کریستینا ترا، اقتصاددان برزیلی که چهار سال در فرانسه زندگی کرده و اکنون به برزیل بازگشته است، می‌گوید: حال و هوای خیابان‌های پاریس ناامیدکننده است، مردم واقعا نگران آینده‌شان هستند. دیدن اروپا در این وضعیت که همیشه آن را نیرومند و موفق دیده‌ایم، برای همه ما تکان‌دهنده است»
در سال 2011، نرخ بیکاری در کشورهای در حال توسعه آمریکای لاتین، به 8/6‌درصد رسید – پایین‌ترین میزان در 21 سال اخیر- در همین سال نرخ بیکاری ایالات متحده 5/8‌درصد و اروپا نزدیک به 10‌درصد بود. در حالی که رشد اقتصادی در برخی کشورها به شدت کاهش می‌یافت، در برخی دیگر انفجاری بود. پاناما که ظرفیت کانال آن تکمیل شده است در 9 ماه نخست سال 2011، رشد 5/10‌درصدی ثبت کرد و اقتصاد آرژانتین در همین زمان رشدی معادل 3/9‌درصد داشت.
حال و هوای جدید در هیچ کجا به اندازه برزیل، آشکار نیست. کشوری که اخیرا بریتانیا را پشت سر گذاشت و به ششمین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شد. نرخ بیکاری در برزیل به رقم باورنکردنی 7/4‌درصد رسیده است. بخش مالی سائوپائولو از برخی زوایا مورد رشک وال‌ستریت است: ارزش مالی بانک برزیلی ایتائو به تنهایی با بانک‌های آمریکایی گلدمن ساکس و مورگان استنلی برابری می‌کند.
هنوز برزیلی‌های زیادی هستند که از این مواهب بهره‌مند نشده‌اند. ولی این روزها طبقه مرفه رو به رشد برزیل این امکان را دارند که به خارج از کشور سفر کنند و تفاوت‌ها را به چشم خود ببینند. پروفسور ماتیاس اسپکتور، استاد دانشگاه وارگاس برزیل می‌گوید: «در پارک زوکاتی احساس می‌کردم در آمریکای لاتین 1985 هستم.» اشاره او به پارکی در نیویورک است که اشغال کننده‌های وال‌‌استریت – تا ماه نوامبر که پلیس پارک را تخلیه کرد- در آنجا اطراق کرده بودند. او ادامه می‌دهد: «جو عمومی اختلاف نظر، بدبینی نسبت به طبقه حاکم و طبقه بالای اقتصادی و این قبیل، چیزهایی نیستند که در جامعه ایالات متحده معمول باشند. برزیل عادت داشت از واشنگتن درباره نابرابری‌ها درس بگیرد تا اینکه آمریکایی‌ها را در وضعیتی ببیند که بابت شکاف فزاینده میان ثروتمندان و طبقه متوسط به ستوه آمده‌اند.»
برزیل به قدری مستعد بحران بود که هنوز مردم اطلاعات فوق‌العاده‌ای درباره بازارهای مالی دارند، وضعیتی که اکنون ایتالیایی‌ها به خوبی آن را درک می‌کنند. بسیاری می‌گویند «ریسک برزیل» بهایی بود که این کشور را در قبال بدهی‌ها حفظ کرد، باتلاقی که امروز ایالات متحده در آن‌گیر افتاده است.
با این همه برخی نیز درباره این نوع پیروزی‌ها در برزیل هشدار می‌دهند. نابرابری‌ درآمدی هنوز در برزیل چهره نشان می‌دهد و گرچه درآمد سرانه در دهه گذشته سه برابر شده – به 12500 دلار رسیده است- ولی بخشی از آن به دلیل ارزش‌گذاری اضافه روی ارز حاصل شده است.
اگر به واقعیت‌های تاریخی باور داشته باشیم، قیمت کالاهایی که برزیل و دیگر کشورهای آمریکای لاتین صادر می‌کنند، نمی‌تواند تا ابد اینقدر بالا بماند. رهایی میلیون‌ها نفر از فقر مفرط – نه تنها در برزیل بلکه در کشورهای همسایه آن- برخی کشورهای آمریکای لاتین را تشویق می‌کند با کسانی که عادت کرده بودند دستورالعمل‌ها را خود با تبختر در منطقه توزیع کنند، مقابله به مثل کنند.
موآسس نعیم، (نویسنده و ستون‌نویس معروف اقتصادی اهل ونزوئلا) می‌گوید سفرش به بروکسل او را به خاطرات اوایل دهه 90 برده است، زمانی‌که ونزوئلا در تلاش بود خود را از باتلاقی که اکثر کشورهای آمریکای لاتین را در بخش اعظم سال‌های دهه 90 و 80 در آن گرفتار کرده بود، نجات دهند. او می‌گوید در این سفر دوباره همان میزان وحشت و اضطراب را از نزدیک مشاهده کردم. نعیم می‌گوید: «بگذارید امیدوار باشیم که اروپا نیز مانند آمریکای لاتین می‌تواند بحران خود را حل و فصل کند... چیزی که اروپا اکنون نیاز دارد، اندکی آمریکای لاتینه شدن است» وی در خلال صحبت‌هایش به برزیل، شیلی و کلمبیا اشاره دارد.
البته همه مشتاق نسخه آمریکای لاتین نیستند، از جمله سیستم حمایت از تجارت داخلی که هنوز در اقتصادهای بزرگ رواج دارد. با این حال بسیاری از ناظران میان قطبی بودن سیاست در ایالات متحده امروزه و وضعیت برخی کشورهای آمریکای لاتین در دهه 1960 شباهت‌هایی می‌بینند. زمانی‌که سیاستمداران در رسیدن به اجماع و مصالحه شکست می‌خوردند و بحران‌ها یکی پس از دیگری رخ می‌داد. پارتیسیو ناویا، استاد شیلیایی دانشگاه نیویورک می‌گوید بحث و جدل‌ درباره سقف بدهی در واشنگتن نشان داد جنگ ایدئولوژیک می‌تواند به تنش سیاسی پایداری منجر شود. او می‌گوید: «وقتی با آتش بازی کنی، آتش می‌گیری.»
چشم‌انداز مصایب کنونی کشورهای توسعه‌یافته، به طرزی شگفت با مصایب نیمکره دیگر متفاوت است. همان‌طور که وضعیت هر کشور با کشور دیگر فرق می‌کند. در حالی‌که عضله‌های اقتصاد برزیل اکنون ورزیده شده است، درباره همه همسایه‌های آن نمی‌توان زیاد خوشبین بود.
مثال روشن آن آرژانتین است؛ کشوری که یک قرن پیش یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بود و اکنون هیچ وضعیت رویایی‌ای ندارد. بحران‌های بلند مدت و تجربه دست و پنجه نرم کردن با فروپاشی مالی در همین یک دهه گذشته، آرژانتین را تغییر داد. پس از آن زمان، به لطف اوج گرفتن قیمت کالاها، رشد اقتصادی آن حتی از شیلی نیز که سیاست‌های بازار پسند آن را باعث شده اغلب به عنوان الگو مطرح باشد، پیشی گرفت.
اکنون برخی متخصصان با اشاره به بهبود اقتصادی آرژانتین پس از بحران بدهی شدیدی که پشت سر گذاشت، معتقدند شاید برای کشوری مانند یونان و سایر کشورهای اروپایی، مثالی امیدبخش باشد. برخی دیگر معتقدند آرژانتین مثال بهتری برای این است که کشورها بیاموزند در حالی‌که بهترین روزهای خود را سپری کرده‌اند، زنده بمانند.
گابریل سائز، استاد اقتصاد در آرژانتین در مقاله‌ای که در آن شرح می‌دهد چگونه ایالات متحده نیز مانند آرژانتین می‌تواند «در سبک خود رو به زوال گذارد»، می‌گوید: «آرژانتین، رییس باشگاه کشورهایی است که به دلیل انحطاط اقتصادی به شدت دچار عقده روحی شده است... حالا ما با خوشوقتی ایالات متحده را به انجمن سخت‌گیر خود می‌پذیریم.» او سپس مزایای احساس وحشت و نگرانی و اعتقاد به سرنوشت را دست‌کم برای کتابفروش‌ها، روان‌شناسان و تحلیل‌گران سیاسی برمی‌شمرد و در پایان خطاب به ایالات متحده می‌گوید: «حالا برو سرجایت بنشین، آنجا، کنار فرانسه».