تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۴:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۳۷۳۵۴
دولت موقت؛ انتخابی از سر اضطرار

عرفان کریمی
امام خمینی (ره) در پیامی که به مناسبت اعلام تشکیل شورای انقلاب در تاریخ 22 دی ماه 1357 صادر نمودند یکی از مهم ترین وظایف این شورا را این گونه متذکر شدند: "شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه‌ آن را فراهم بسازید." بنابراین از این زمان امام در اندیشه تشکیل دولت بودند، دولتی که در خلأ مابین فروپاشی رژیم پهلوی و استقرار نظام نوین عهده دار اداره امور باشد. همچنین امام در سخنرانی مهم 12 بهمن در بهشت زهرا از تعیین دولت سخن گفتند.
بدین ترتیب رهبری انقلاب از ابتدا طرح تشکیل دولت انتقالی (یا آن گونه که بعدا نامیده شد دولت موقت) را طراحی نموده بود تا موقع لزوم به اجرا در آید. در این میان نکته مهم این بود که چه فرد یا گروهی می بایست این وظیفه خطیر را به عهده گیرد. با نگاهی بر ترکیب نیرو ها و جریان های سیاسی آن روز می توان این موضوع را مورد بررسی قرار داد.
با اندکی اغماض می توان 4 طیف سیاسی را به این شرح بر شمرد:
1) نیروهای مذهبی پیرو خط امام
2) نیروهای ملی گرا
3) نیروهای ملی ـ مذهبی و سوسیالیست مذهبی
4) نیروهای چپ.
با توجه به ماهیت گروه های مذکور آشکار بود که در مسئولیت اجرایی کشور نمی توان از طیف نیروهای چپ به دلیل داشتن ایدئولوژی مارکسیستی و یا نظایر آن که با اصل دین مخالف بودند و یا طیف نیروهای ملی گرا که برای دین در عرصه امور سیاسی و اجتماعی و اداره کشور، جایگاهی قائل نبودند، استفاده کرد.
بنابر این انتخاب فرد یا گروهی از میان دو طیف ( مارکسیست ها و ملی گراها) مورد اشاره در بالا منتفی بود و لاجرم انتخاب باید از دو طیف باقیمانده انجام می گرفت. درمیان دو طیف مذکور چهره های شاخص جریان خط امام روحانیون بودند، یعنی اگر قرار به انتخاب از میان این طیف بود می بایست یک روحانی برگزیده می شد. با توجه به اینکه در این برهه امام بنا نداشتند که از روحانیون در کارهای اجرایی استفاده کنند و بیشتر مایل بودند که این طیف از نیروهای انقلابی نقش راهنما و مقنن، را در جنب نیروهای اجرایی ایفا کنند امکان انتخاب نخست وزیر از میان نیروهای مذهبی پیرو خط امام نیز عملاً منتفی گردید.
بدین ترتیب رهبران انقلاب و به طور مشخص اعضای شورای انقلاب با تحلیل نیروهای موجود به این نتیجه رسیدند که نخست وزیر دولت انتقالی را از میان نیروهای ملی ـ مذهبی برگزینند. بر همین اساس در جلسه ای که در مدرسه رفاه ـ محل اقامت امام خمینی (ره) ـ در 14 بهمن توسط اعضای شورای انقلاب صورت گرفت پس از بحث و بررسی موضوع در حضور امام، مهندس بازرگان، عضو و رهبر نهضت آزادی ایران، توسط آیت الله مطهری برای ریاست دولت موقت پیشنهاد گردید.1 امام در ابتدا با توجه به سابقه حزبی بازرگان، با این امر موافقت نکردند. اما سرانجام با این شرط که حکم نخست وزیری وی را بدون در نظر گرفتن سابقه حزبی صادر خواهند نمود، پیشنهاد شورا را پذیرفتند. امام به قدری بر شرط خویش مصر بودند که حتی در حکم انتصاب بازرگان آن را ذکر کرده و فرمودند: "جناب آقای مهندس مهدی بازرگان ... جناب عالی را بدون درنظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص، مأمور تشکیل دولت موقت می‌نمایم." 2
‏بر این اساس چهار روز پس از بازگشت به ایران، در 15 بهمن در مدرسه علوی تهران، طی مراسمی با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و جمع کثیری از شخصیت های سیاسی و مردمی که در داخل مدرسه گرد آمده بودند، طی حکمی که توسط حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی قرائت شد مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت معرفی کردند. اینکه رئیس دولت موقت منصوب امام تا چه اندازه بر شرط امام وفادار ماند نکته ای است که ذیلا با بررسی کابینه بازرگان به آن پرداخته خواهد شد.
بازرگان پس از انتصاب به سمت نخست وزیری دولت موقت، بی درنگ کابینه اش را تشکیل داد. وی در ترکیب کابینه خود که ائتلافی از ملی گراهای سکولار و اسلامی بود از 11 نفر از اعضای نهضت آزادی، 11 نفر از اعضای جبهه ملی و منفردین و ملیون دیگر وابسته به آن، 4 نفر از انجمن اسلامی دانشجویان و 4 نفر از روحانیون شورای انقلاب استفاده کرد.3
‏کابینه بازرگان را در این زمان اکثراً نیروهای سیاسی سالخورده و میانه رویی تشکیل می‌دادند که از نظر سابقه اجرایی می توان آنان را به دو گروه متمایز تفکیک نمود :
1) گروهی که دارای سابقه و تجربه اجرایی و مدیریتی هر چند ناچیز در اداره امور کشور بودند.
2) گروهی که بیشتر فعالیت فکری، سیاسی و علمی داشته و نیز بعضاً در خارج از کشور به سر می بردند و از کارهای اجرایی، حکومتی دور بودند.4
‏می توان گفت اکثریت کسانی که در این دولت انقلابی سمت هایی گرفتند از پیروان راه مصدق بودند که هر چند در زمان مذکور عضو جبهه ملی نبودند اما در دوره هایی از زندگی خود لباس جبهه ملی را به تن کرده بودند تا آنجا که یک روزنامه نگار فرانسوی دراین باره نوشت: "دولت انقلابی ایران که بعد از سقوط رژیم سلطنتی بر سر کار آمد، جز رهبر آن به تمامی از پیروان دکتر مصدق و نهضت ملی نفت ایران تشکیل شده است." با توجه به ترکیب دولت مهندس بازرگان می‌توان گفت این نظر در آن زمان، نظری بی‌بنیاد نبود.5 زیرا این نیروها از اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی بودند که هنوز خود را ادامه‌دهندگان راه مصدق معرفی می کردند.
افرادی که سابقه عضویت در جبهه ملی و نهضت آزادی را داشتند در ترکیب دولت موقت در طول فعالیت 9 ماهه آن، عبارت بودند از: مهدی بازرگان از رهبران حزب ایران، نهضت مقاومت ملی، جبهه ملی دوم، نهضت آزادی ایران؛ ابراهیم یزدی، نهضت آزادی ایران؛ عباس امیر انتظام، عضو نهضت آزادی ایران؛ هاشم صباغیان، جبهه ملی دوم؛ احمد صدر حاج سید جوادی، جبهه ملی دوم، نهضت آزادی ایران؛ کریم سنجابی از رهبران حزب ایران، جبهه ملی دوم، سوم و چهارم؛ علی اردلان، حزب ایران، جبهه ملی دوم؛ تقی ریاحی از وابستگان به جبهه ملی و نهضت ملی ایران؛ حسن اسلامی، نهضت آزادی؛ مصطفی چمران، نهضت آزادی ایران؛ اسدالله مبشری، جبهه ملی؛ محمد یوسف طاهری قزوینی، نهضت آزادی ایران؛ رضا صدر، نهضت آزادی ایران؛ محمد توسلی، نهضت آزادی ایران ؛ صادق طباطبایی از رهبران اولیه نهضت آزادی ایران؛ ابوالحسن بنی صدر، همکاری با جبهه ملی سوم و نهضت مقاومت ملی؛ دریادار مدنی، همکاری با جبهه ملی و نهضت مقاومت ملی؛ حسن نزیه از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران؛ حسین شاه حسینی، جبهه ملی ایران؛ محمد علی ایزدی، حزب مردم، حزب ایران، جبهه ملی ایران؛ ناصر میناچی، نهضت آزادی ایران؛ عباس تاج، نهضت آزادی ایران؛ علی شریعتمداری، جبهه ملی ایران؛ محمود احمد زاده، نهضت آزادی ایران؛ مصطفی کتیرایی، نهضت آزادی ایران؛ علی اکبر معین فر، نهضت آزادی ایران؛ عزت الله سحابی، از وابستگان نهضت آزادی ایران و یدالله سحابی، از رهبران نهضت آزادی ایران.6 ‏
آنچه از ترکیب کابینه بازرگان می توان استنباط نمود وفاداری به جبهه ملی و نهضت مقاومت ملی ایران است. طوری که اعضای جبهه ملی ترکیب اعضای دولت موقت را تشکیل می‌دادند.
در ترکیب این دولت در کنار جبهه ملی که نماینده نیروهای لیبرال بورژوازی و نهضت آزادی که نماینده بورژوازی مذهبی بودند
می‌توان از یک جریان ضعیف تر به نام چپ مذهبی نیز نام برد که نمایندگان آن در کابینه بازرگان افرادی چون کاظم سامی و علی شریعتمداری بودند. این جریان که ضعیف تر از دو جریان مذکور ملی و ملی ـ مذهبی بود از تشکیلات آن می توان به جاما و خداپرستان سوسیالیست اشاره کرد که رهبران و فعالان آن گذشته از اعضای جبهه ملی و وابستگان آن بودند.7 ‏
نا براین، مهندس مهدی بازرگان بر آن عهدی که بست ننشست و کابینه دولت خویش را از وابستگان و پیوستگان به حزب و گرایش‌های حزبی خویش انباشت.
این گونه بود که امام بار ها تذکر دادند و حتی هشدار که نباید امور دولت از سوی مهندس بازرگان به عده ای خاص با گرایش فکری و سیاسی مشخصی سپرده شود. امام در زمان فعالیت دولت موقت به تذکر و هشدار بسنده نمودند ولی بعدا به مناسبتی سپردن زمام امور به دست دولت موقت و سپرده شدن مهام امور به ملی گراها را اشتباه خواندند.‏