حسین موسوی
«اختلاف بین رییسجمهوری و نخستوزیر ترکیه.» اگر چنین خبری در ترکیه، پیش از سال 2001 مطرح میشد، خبری غیرعادی به نظر نمیرسید. این رویداد در حکومتهای ائتلافی پیش از حزب «عدالت و توسعه» طبیعی به نظر میرسید. اما وقتی اختلاف میان دو مقام ارشد حکومتی که هر دو متعلق به یک حزب واحد هستند، بروز میکند نمیتوان آینده خوشایندی برای این حزب تصور کرد.
روزنامه حریت مینویسد: «رجب طیب اردوغان، آخرین دوره نخستوزیری خود را تجربه میکند. او میخواهد پس از این دوره در جایگاه عبدالله گل، رییسجمهوری ترکیه بنشیند.» اختلاف این دو هم به مدت زمان ریاستجمهوری مربوط میشود. دو طرح هم مطرح شده است؛ «یکی ریاستجمهوری پنج ساله و دیگری ریاستجمهوری هفت ساله.» رجب طیب اردوغان میخواهد طول دوره ریاستجمهوری عبدالله گل را افزایش دهد تا دوران نخستوزیریاش به اتمام برسد. کارشناسان میگویند نخستوزیر ترکیه به «چانکایا» (کاخ ریاستجمهوری) چشم دارد. حریت در این راستا مدعی میشود حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه، رجب طیب اردوغان، نخستوزیر این کشور را بهعنوان نامزد این حزب برای انتخابات ریاستجمهوری سال 2014 معرفی خواهد کرد. برهان کزو، عضو حزب حاکم عدالت و توسعه و رییس کمیسیون قانون اساسی مجلس ترکیه میگوید: «با ارایه و تصویب این لایحه اختلافات احزاب درخصوص مدت ریاستجمهوری عبدالله گل رفع خواهد شد.» عبدالله گل که به دنبال بروز یک بحران سیاسی جدی بر سر انتخاب او در مجلس ملی ترکیه، با تغییر قانون اساسی و برگزاری همهپرسی اصلاح قانون اساسی به این مقام انتخاب شده است، تاکید دارد که هدف او ادای مسوولیت و انجام وظیفه به بهترین شکل ممکن در چارچوب قانون است و اهمیتی نمیدهد که دوران ریاستجمهوریاش چند سال باشد و در این زمینه نیز ابراز نظری نخواهد کرد. پیش از اصلاح قانون اساسی، مجلس ترکیه رییسجمهوری را برای یک دوره هفت ساله انتخاب میکرد.
به دنبال بروز بحران سیاسی در مجلس این کشور بر سر انتخاب رییسجمهوری در سال 2007 میلادی، مقرر شد رییسجمهوری توسط مردم و برای یک دوره پنجساله انتخاب شود که در صورت تمایل بتواند یک دور دیگر نیز نامزد شود. موافقان مدت ریاستجمهوری عبدالله گل برای یک دوره هفتساله تاکید دارند چون او براساس نظام پیشین در قانون اساسی توسط مجلس انتخاب شده است، اصولا باید هفت سال در راس این پست باشد. مخالفان نیز تاکید دارند که قانون اساسی اصلاح شده و مدت ریاستجمهوری او پنج سال است.
حریت در ادامه مینویسد: «سوالی که جامعه به دنبال پاسخش میگردد این است که آیا نخستوزیر دنبال جایگاه ریاستجمهوری است؟» هر چند یافتن پاسخ برای این سوال چندان سخت نیست و همگان میگویند که نشانهها برای راهیابی اردوغان به چانکایا آنقدر قوی است که نیازی به اظهار علنی نیست. اما اگر اردوغان به کاخ ریاستجمهوری راه پیدا کند، سوالهایی در جامعه سیاسیون مطرح خواهد شد. از جمله:
-چه کسی پس از اردوغان حزب را هدایت خواهد کرد؟ آیا عبدالله گل به موقعیت قبلی خود بازمیگردد؟
-اگر عبدالله گل نخواهد به موقعیت قبلی خود بازگردد، چه کسی جانشین او خواهد شد؟
-آیا حزب عدالت و توسعه بدون اردوغان قدرت پیروزی در انتخابات را دارد؟
-چه اتفاقی خواهد افتاد اگر اردوغان طول دوره کنترل خود را افزایش دهد؟
- بر اساس قوانین داخلی حزب حاکم عدالت و توسعه، اردوغان دیگر نمیتواند دبیرکلی حزب را بر عهده گیرد، آیا صحیح است برای اینکه رهبران این حزب در قدرت باقی بمانند، اساسنامه داخلی حزب را بدون در نظر گرفتن همحزبیها تغییر داد؟
این سوالهایی است که این روزها در ترکیه همه از همدیگر میپرسند. همگان اینها را میپرسند اما هیچکدام از سیاستمداران به آنها پاسخ نمیدهند و اگر پاسخی هم میدهند بسیار سربسته است. با این وجود برخی از اعضای حزب معتقدند که حزب عدالت و توسعه بدون اردوغان هم میتواند سراپا بایستد.
عبدالله گل دلخور است
اگر این روزها از عبدالله گل بپرسید: «عالیجناب، «علی بیراند» در مطلبی نوشته که گل این روزها از دست همحزبیهایش ناراحت است، برای اینکه نمیتواند در مورد طول دوران ریاستجمهوری، پستی که خود در آن حضور دارد تصمیم بگیرد» در جواب به احتمال زیاد خواهد گفت: «این داستانها را از کجا سر هم میکنید؟» علی بیراند، روزنامهنگار سرشناس ترک به تازگی در یادداشتی نوشته است: «رییسجمهوری بسیار دلخور است. برای اینکه او را خوب میشناسم.» او میافزاید: «او دلخور است برای اینکه خود در منصبی قرار دارد که نمیتواند در مورد آن اظهارنظر کند. در حالی که هنوز نه به بار است نه بهدار. فقط یک نظریه است. اگر تصمیمی در حزب گرفته شود او ناچار به گردن نهادن است. مردم ترکیه خوب به یاد دارند. آنها ابتدا تقصیرات را به گردن هیات عالی انتخابات انداختند. گفتند باید این نهاد در این خصوص تصمیمگیری کند. سپس گفتند الان زمان مطرح کردن اینگونه مسایل نیست. و در واقع مدام طفره رفتند. شایعهها قوت گرفت و زمانی هم این بحثها صورت گرفت که زمان مناسبی نبود. هر جا هم رفت، حتی در تلویزیون هم از او پرسیده شد که چه زمانی دوران ریاستجمهوری شما پایان میپذیرد؟ او در پاسخ هیچگاه صدایش را بلند نکرد در عوض از پاسخ صحیح طفره رفت.
هر چند این موقعیتها برای او بسیار آزاردهنده بود. چه اینکه این قانون دوره پنجساله ریاستجمهوری (در سال 2007) در زمان او تصویب شده اما «باشکان» (رییسجمهوری) با توجه به اینکه پاسخ دادن به این سوال این همه طول کشیده، بسیار عصبانی است. مشخص است که هیچکس پاسخ صریحی در خصوص نامزد رییسجمهوری آینده نمیدهد، اما همه انگشتها به سوی اردوغان نشانه رفته است.
مقامات حزب عدالت و توسعه میگویند اگر باشباکان (نخستوزیر) کوچکترین سیگنالی نشان دهد ما شرایط را برای او فراهم خواهیم کرد. حالا اگر همه چیز آنگونه پیش رود که اردوغان در جایگاه رییسجمهوری بنشیند، باید دید که عبدالله گل حاضر است در راس حزب قرار بگیرد یا نه؟
من فکر نمیکنم که او حاضر به چالش با شرایط و اهل جنگ باشد. اما مقامات حزب میگویند ما اصرار میکنیم تا او در نهایت این پست را بر عهده گیرد.» اردوغان 10 سال است که در راس حزب حاکم قرار گرفته است. قانون حزب دیگر اجازه نمیدهد بیش از این در راس قرار گیرد اما سوالها همچنان باقی است.